تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آشنایی با شخصیت حضرت ابالفضل العباس(علیه السلام)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
مطلب بسیار جذاب و زیباست.
احساس کردم با تشکر و اعتبار حق مطلب را ادا نکرده ام.
بسیار ممنونم.
مشتاقانه پی گیر این مطلبم.
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام)




السلام علیک ایها العبد الصالح

چرا سلام می دهند؟؟؟ سر این سلام در سوره یس آمده است... سوره یس قلب قرآن است ،شما اگر قلب نداشته باشید می‌میرید... عالم اگر قلب نداشته باشد که امام زمان(علیه السلام) است، از بین می رود... قلب قرآن سوره یس است .چرا قلب قرآن سوره یس است؟؟
به دلیل این آیه است
سلام قولا من رب رحیم
تنها جایی که خودِ خدا سلام کرده است همین آیه است
هر جای دیگر که سلام کرده است، ملائکه سلام کرده‌اند. اینجا خود خدا میگوید از قول من سلام برسان... سلام قولاً من رب الرحیم....

حال امام صادق(علیه السلام) می خواهند سلام خدا را برسانند. و لذا اهل سنت نمیتوانند این را درک کنند و اهل سنت می گویند چرا سلام می دهید؟ خداوند در سوره صافات سلام می دهد :سلام علی اِل یاسین ،سلام علی ابراهیم، سلام علی نوح فی العالمین،.....برگردان این را اگر خواستید بدانید در زیارت آل یاسین باید ببینید...

انشالله ادامه دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام)

نقل میکنند که یکی از دوستان حضرت یوسف به دیدارشان آمدند . حضرت یوسف گفتند برای من چه هدیه ای آورده اید؟ ایشان هم یک آینه در آورد و گفت این هدیه من است. پرسیدند منظورتان چیست؟ گفتند هرچه گشتم جمالی زیباتر از شما نیست به همین دلیل آینه ای آوردم که خودتان راببینید و چون شما قرین ندارید، از دیدن خود محظوظ شوید...

حضرت عباس (علیه السلام) آیینه ایست که فقط جلال و جمال امام حسین(علیه السلام) که جمال و جلال خداست، را نشان می دهد.

چون هیچ جلال و جمالی جز جمال امام حسین
(علیه السلام) در عالم نیست ...آن آیینه وجود مبارک حضرت عباس بن علی(علیه السلام) است...

یکی از علومی که در عالم وجود دارد، علم حروف ابجد هست... در این علم کلمه عباس 133 است و کلمه باب الحسین 133 می‌شود. قرینه این دو تصادفی نیست.

حضرت عباس(علیه السلام) قرین باب الحسین است.

[b]هم جمال امام حسین(علیه السلام) را نشان می دهد و جلال امام حسین(علیه السلام) را.
به دوستان امام حسین (علیه السلام) جمال و به دشمنان امام حسین(علیه السلام)، جلال را نشان می دهد.


انشالله ادامه دارد...

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام)


بهترین تعریفی که در مورد حضرت عباس(علیه السلام) ارائه شده است، همان چیزی است که امام صادق(علیه السلام) فرموده‌اند: السلام علیک ایها العبد الصالح

"عبادک الصالحین" یک بار در قرآن بیشتر نیامده است... آن هم در سوره نمل است: و ادخلنی برحمتک فی عبادک الصالحین

حضرت ابالفضل(علیه السلام) عبد خدا بودند. عابد با عبد خیلی فرق می کند.عابد کسی است که خدا را عبادت می کند و از او عبادت سر میزند. ولی عبد کسی است که عبودیت از آ ن سر میزند.

[b]عبودیت دائمی است و صفت است ولی عبادت فعل است. گاهی هست و گاهی نیست...ولی عبودیت چون صفت است، دائمی است.

عبودیت یک خضوع و انقیاد باطنی است نسبت به حضرت حق.

تمام موجودات عالم ذاتشان خاضع در مقابل خداست و از این رو مشمول رحمت عامه خداوند هستند. چرا که ذات همه موجودات عبودیت دارند. همه در مقابل خداوند تسلیم هستند.... چه هوشیار باشند و چه نباشند. انسانها تسلیمند... حیوانات تسلیمند... گیاهان تسلیمند... این عبودیتی است که خداوند در ذات و ذرات هستی قرار داده است.

همه موجودات چه بخواهند چه نخواهند در مقابل خدا انقیاد و خضوع دارند و به همین علت رحمانیت خداوند شامل حال همه میشود. ذات شما به فرمان خدا تشنه میشود... ذات شما به فرمان خدا گرسنه می شود... ذات شما به فرمان خدا احتیاج پیدا می کند. این عبودیت است... خداوند میگوید شما اینگونه باش و ذات شما هم تسلیم است چه بخواهید چه نخواهید...

اما نوعی عبودیت هست، عبودیت خاصه یه عبودیت خصوصیه.... این چه نوع عبودیتی هست؟

انشالله ادامه دارد...
سلام
با اجازه
با پدر
امام اميرالمؤ منين حال فرزند خود را در كودكى بشدت رعايت مى كرد و عنايتى خاص به او داشـت ، خـصـوصـيـات ذاتـى مـبـتنى بر ايمان و ارزشهاى عميق انسانى خود را به فرزند مـنـتقل مى كرد و در چهره فرزندش قهرمانى از قهرمانان اسلام را مشاهده مى كرد كه براى مسلمانان صفحات درخشانى از سرافرازى و كرامت به يادگار خواهد گذاشت . اميرالمؤ منين پسر را غرق بوسه مى كرد و فرزند، عواطف و قلب پدر را مسخّر كرده بود.
مـورخـان نـقـل مـى كـنـند كه : ((روزى اميرالمؤ منين ، عباس را در دامان خود گذاشت ، فرزند آسـتـيـنهايش را بالا زد و امام در حالى كه بشدت مى گريست به بوسيدن ساعدهاى عباس پرداخت . ام البنين حيرت زده از اين صحنه ، از امام پرسيد:
ـ چرا گريه مى كنى ؟
حـضـرت بـا صـدايـى آرام و اندوه زده پاسخ داد: به اين دو دست نگريستم و آنچه را بر سرشان خواهد آمد به ياد آوردم .
ام البنين شتابان و هراسان پرسيد: چه بر سر آنها خواهد آمد؟
حضرت با آوايى مملوّ از غم و اندوه و تاءثر گفت : آنها از ساعد قطع خواهند شد)).
ايـن كـلمـات چـون صـاعـقه اى بر ام البنين فرود آمد و قلبش را ذوب كرد و با دهشت و به سرعت پرسيد:
ـ ((چرا قطع مى شوند؟))
امـام بـه او خـبـر داد كـه فرزندش در راه يارى اسلام و دفاع از برادرش ، حافظ شريعت الهـى و ريحانه رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) دستانش قطع خواهند شد. ام البنين بـه شـدت گـريـست و زنان همراه او نيز در غم و رنج و اندوهش شريك شدند. (قمر بنى هاشم ، ص 19.)
سـپـس ام البـنـيـن بـه دامـن صـبـر و بردبارى چنگ زد و خداى را سپاس گفت كه فرزندش فدايى سبط گرامى رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) و ريحانه او خواهد بود.

رشد
ابـوالفـضـل العـبـاس ، از بالندگى شايسته اى برخوردار بود و كمتر انسانى از چنين امـكـان رشـدى بـرخـوردار مى گردد. حضرت در سايه پدرش ، (پرچمدار عدالت اجتماعى بـر روى زمـيـن ) رشـد كـرد و از عـلوم ، تقوا، گرايشهاى والا و عادات پاكيزه او بهره مند گـشـت ، تا آنكه در آينده نمونه كامل و تصويرى گويا از امام متقيان باشد. مادرش بانو فـاطـمـه نـيـز در تـربـيـت فـرزنـد اهـتـمـامـى شـايـسـتـه داشـت و بـذر هـمـه صـفـات كمال و فضايل و خدادوستى را در زمين بكر وجود فرزند كاشت ، كه بر اثر آن ، حضرت عباس در تمام زندگى خود، طاعت خدا و جلب مرضات او را در سرلوحه كار خود قرار داد.
ابـوالفـضـل ، مـلازم بـرادرانـش ريـحـانـه و دو سـبـط گـرامـى رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) حسن و حسين ( عليهما السّلام ) سروران جوانان بهشت بـود و از آنـان اصـول فـضـيـلت و بـنيادهاى آداب والا را فراگرفت . مخصوصاً هماره با بـرادرش سـيـدالشـهـداء بـود و در سـفـر و حـضر از او جدا نمى شد و از رفتار برادرش بشدت اثر گرفت و الگوهاى رفتارى او را در جان خود استوار ساخت و صفات نيك او را در خود متمثل كرد تا آنجا كه جلوه اى كامل از برادر در خصوصيات و ديدگاههايش شد. امام نـيـز كـه مـحـبـت بـى شـائبـه و جـانـبـازى او را نـيـك دريـافـتـه بـود او را بـر هـمـه اهل بيت خود مقدم مى داشت و خالصانه به او محبت مى ورزيد.
الگـوهـاى تـربـيـتـى والاى ابوالفضل العباس ، او را به سطح مصلحان بزرگ بشريت رساند، مصلحانى كه با جانبازيهاى والا و تلاشهاى مستمر براى نجات بشريت از ذلّت و بندگى و احياى آرمانهاى بلند انسانى ، مسير تاريخ را عوض ‍ كردند.
ابـوالفـضـل از همان آغاز، آموخت كه در راه اعلاى كلمه حق و برافراشتن پرچم اسلام ـ كه خـواهـان آزاد كـردن اراده انسانى و ايجاد جامعه برينى است كه عدالت ، محبت و فداكارى و ازخودگذشتگى بر آن حاكم باشد جان بازى كند. اين اعتقادات بزرگ در جان عباس ريشه داشت و با هستى اش عجين شده بود تا آنجا كه با تمام قوا در راه آنها پيكار كرد. طبيعى بود كه چنين باشد؛ زيرا پدرش ‍ اميرالمؤ منين ( عليه السّلام ) و برادرانش ، حسن و حسين ( عـليـهـمـا السـّلام ) نـهـال ارزشـهـا را در جـانـش ‍ غـرس كـرده بودند؛ بزرگوارانى كه مشعل حرّيت و كرامت را در دست گرفتند و افقهاى روشنى براى ملتهاى روى زمين گشودند، تـا آزادى و كرامت خود را باور كنند و حق و عدالت و ارزشهاى والاى انسانى بر آنان حاكم باشد.
منبع : کتاب زندگانی حضرت ابوالفضل العباس
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز :
نمی دونم این روضه جاش اینجا هست یا نه ، اما فکر میکنم به حضرت عباس(علیه السلام) مربوط میشه . . .
روضه ام البنین(سلام الله علیه) و حضرت ابالفضل(علیه السلام)
فقط ببخشید اگه حجمش زیاده ؛ حدود 29 مگابایت میشه . شما که سخنرانی های آقای رائفی پور رو گوش میدین (حتی تصویری اش رو دانلود میکنین) این رو دانلود کنین . خیلی قشنگه . . .
اگه اشکی ریختین ما رو هم دعا کنین . . . همه ی مریضها ، نیازمندان ِدعا و همه و همه رو دعا کنین . . . اگه میخواین دعاهاتون مستجاب بشه ، اول برای دیگران دعا کنین . . .

در پناه الله
یا مهدی مدد
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام)

عبودیت عامه را تعریف کردیم....

عبودیت خاصه قبول صراط المستقیم است... خصوع در مقابل صراط المستقیم است.... انقیاد آگاهانه و هوشیارانه است... انقیادِ با معرفت در مقابل خداوند متعال است... این دیگر شامل حال همه نیست. هر کس عبد شد، خداوند رحمت خاصه را شامل حالش می‌کند...
در قرآن داریم که: ادخلنی برحمتک فی عبادک الصالحین... خدایا ما را به رحمت خود وارد عباد صالح بکن...

حضرت ابالفضل (علیه السلام) غیر از این ذات مبارکشان خضوع در مقابل حق دارد بلکه بخشِ اختیاری وجود ایشان هم، خضوع عارفانه دارند...

بالاترین تعریفی که خداوند از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کرده است، همین تعبیر عبد می باشد:
سبحان اسری بعبده...

انقیاد یعنی سر سوزنی وجودشان طلوع ندارد... یعنی سر سوزنی اظهار رای و سلیقه در مقابل خداوند ندارد.... حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تسلیم محض خداوند هستند... هرچه را میخواهند که خدا میخواهد... هر چه رامیخواهند که خدا نمیخواهد...

کم کم بحث میکنیم که حضرت عباس(علیه السلام) از چه طریقی عبد شدند که امام صادق(علیه السلام) ایشان را به عبد صالح تعبیر نمودند...

تعبیر بزرگیست عبد صالح... این تعبیر فقط یکبار در قرآن آمده است... و این به خاطر شدت اهمیت این تعبیر است...

الان همه مومنین و مومنات اهل عمل صالح هستند اما معلوم نیست همه عبد صالح باشند...

کسی که صالح باشد ذات او صالح شده و کسی که ذات او صالح شده باشد جز عمل صالح از او سر نمیزند....

ولی کسی که عمل صالح انجام می‌دهد و هنوز ذاتش صالح نشده، ممکن است گاهی عمل صالح از آن سر زده باشد و گاهی عمل طالع....به هر کسی به سادگی نمیتوان گفت عبد صالح...

عبد صالح یعنی خروج کامل از نفس... سر سوزنی در آن نفس وجود ندارد... و لذا

ان الارض یرثها عبادی الصالحون
.....وارثان زمین بندگان صالح خدا هستند....

انشالله ادامه دارد...
با تشکر از زحمات شما می خواستم با اجازه مطلبی اضافه کنم:

حضرت اباالفضل العباس در روز عاشورا ابتدا فرزندان خود را به میدان فرستادند تا شاهد شهید شده فرزتدان و عزیزانش باشد همچنین ایشان شعار معروفی در کربلا هنگام جنگ با سپاه کفر داشتند که مضموم آن چنین است: اگر دست راستم را قطع کنید از دینم (امام حسین)دست برنمی دارم.از نظر ایشان دین یعنی امام حسین و اطاعت از ایشان و راضی نگه داشتن ایشان یعنی عمل به دستور دین .

باب محبت و معرفت به امام زمان در زمان ما همان باب حضرت اباالفضل است. مهم ترین خصوصیت ایشان ادب و تسلیم بودن در مقابل امر ولایت بود نه تنها تسلیم ظاهری بلکه تسلیم و ادب باطنی.ما هم باید در مقابل امام عصر خودمان این چنین باشیم
.
یا علی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
میگویند در روز شهادت حضرت ابالفضل العباس(علیه السلام) وقتی امام حسین(علیه السلام) از شهادت برادر خود مطلع شدن آثار شکستگی در صورت ایشان پیدا شد
این از شدت علاقه این دو برادر به هم بود
صلوات
یا حسین(علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام)

ان الارض یرثها عبادی الصالحون
وارثان زمین بندگان صالح خدا هستند
آنها علاوه بر این که طغیان ندارند، عصیان هم ندارند.. ذاتشان صالحِ صالح است... بسیار پاک هستند ....چرا که فعلشان فعل خداست، کلامشان کلام خداست، گوششان گوش خداست...
یه آیه دیگر هم عباد صالحین را معنا می کند:
و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین

یعنی مستضعفین وارث زمین هستند... مستضعف از کلماتی است که به آن ظلم شده است... مستضعفین اهل بیت (علیه السلام) هستند... الان اگر کسی فقیر باشد به آن مستضعف میگویند که درست نیست...

مستضعف اهل بیت هستند..چرا؟ چون حق خلافتشان غضب شد و از نظر خلافت تضعیف شدند... اینها وارث زمین اند... چون صالح هستند... یعنی ذاتشان منقاد است...

امام حسین(علیه السلام) زمانی که در کربلا بودند، خطبه ای خواندند:

.....ایها الناس ماخلق الله عباده الا لیعرفوه، فاذا عرفوه، عبدوه....
خدا عباد را خلق نکرد ، جز برای معرفت خودش... زمانی که او را شناختند، عبدش شدند...

و این خیلی مهم است ...کسانی که ذاتا منقاد هستند، ذاتشان میشناسد ولی خودشان (نفسشان) هنوز شناخت پیدا نکرده است و وقتی عارف شدند و شناخت پیدا کردند عبد میشوند...
وقتی عارف شدند، عبد او شدند...

یعنی حضرت ابالفضل(علیه السلام) که عبد صالح هستند، به خاطر این است که خدا را شناخته اند... و وقتی که کسی عبد خدا شد، از عبادت غیر خدا فارغ شده است...

کسی که عبد خدا شد، هم از عبادت خودش بی نیاز میشود و هم از عبادت خلق... ممکن است شما الان خلق را عبادت نکنید ولی ممکنه که خودتان را عبادت کنید...کسانی که دائماً مشغول تماشای خودشان هستند، و فقط خودشان را نگاه می‌کنند، آنها عبادت می‌کنند...

ما ناچاریم از عبادت... چون خداوند فرموده است: من کسی را خلق نکردم جز برای عبادت... اگر عبد خدا شدید، که شدید وگرنه قطعاً باید عبد کس دیگری شوید... چرا که خلقت اراده خداوند است که حتما باید برای خدا باشد...

زمانی که امام حسین (علیه السلام) به این قسمت خطبه رسیدند، کسی پرسید: معرفت الله چیست؟
امام (علیه السلام) جواب دادند:

معرف الله یعنی امام زمانتان را در هر زمانی که هستید، بشناسید...

[/font]
[font=B Nazanin]انشالله ادامه دارد...
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع