تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شعری تکان دهنده از عالم عارف جناب شیخ بهایی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
علم رسمی سر به سر قیل است و قال
نه از او کیفیتی حاصل نه حال

گر کسی گوید که از عمرت همین
هفت روزی مانده و آن گردد یقین

تو در این یک هفته مشغول کدام
علم خواهی گشت ای مرد تمام ؟

فلسفه یا نحو یا طب یا نجوم ؟
هندسه یا رمل یا اعداد شوم ؟

علم نبود غیر علم عاشقی
مابقی تلبیس ابلیس شقی

علم فقه و علم تفسیر و حدیث
هست از تلبیس ابلیس خبیث

زآن نگردد بر تو هرگز کشف راز
گر بود شاگرد تو صد فخر راز

لوح دل از فضله ی شیطان بشوی
ای مدرس درس عشقی هم بگوی

چند زین فقه و کلام بی اصول
مغز را خالی کنی ای بوالفضول

سینه خود را برو صد چاک کن
دل از این آلودگی ها پاک کن

سلام
از ظاهر ابیات و سابقه علمی شیخ بهائی بر میاد که ایشون در این شعر شخص خاصی رو مورد خطاب می دند که اون شخص از مسیر اصلی خارج شده و به گونه ای عالم بی عمل گشته.
آیا شما خبر دارید مخاطب این اشعار چه شخصی بوده؟
مجيدجان دلبندم ،
حالا شما ميفرماييد به نظرتون اين شعر عجيب خوبه ؟ درسته؟ اصول فقه واسه امثال ما يا اهل دل افراط و بي راهه و وقت تلف كردنه؟؟
يا جناب شيخ با عرض جسارت دچار كج فهمي و كم لطفي شده؟؟ يا رفته تو فاز مستي عشق؟
؟؟؟ ....
(۲/تیر/۹۱ ۱۸:۲۰)medad.sefid نوشته است: [ -> ]مجيدجان دلبندم ،
حالا شما ميفرماييد به نظرتون اين شعر عجيب خوبه ؟ درسته؟ اصول فقه واسه امثال ما يا اهل دل افراط و بي راهه و وقت تلف كردنه؟؟
يا جناب شيخ با عرض جسارت دچار كج فهمي و كم لطفي شده؟؟ يا رفته تو فاز مستي عشق؟
؟؟؟ ....



با عرض سلام و خوش آمد گویی برای ورود به این تالار نورانی.ان شاء الله که لحظات الهی را در این محفل بگذرانید.


حضرت امام(رحمة الله علیه) می فرمودند علم توحید که اشرف علوم است اگر در حد علم بماند آخرش می شود حجاب راه(بهتر بگویم در هر صورت می شود حجاب راه).فقه که جای خود دارد.
بلاخره واجب و مستحب و مکروه و بکن و نکنی است که البته حتما لازم و ضروری است اما کافی نیست.بلکه می شود تقلید از مجتهدی کرد و در تقوا از او جلوتر بود.بسیار فراوانند....
سخن شیخ(رحمة الله علیه) هم همین است که بسیار فقیه و اصولی که در جهنم به سر می برند.اهل جهنم از بوی عالم بی عمل به خداوند شکایت می کنند!!!!
صرف آموختن این علوم راه به جایی نمی بریم چه آموختن حدیث و تفسیر و ....همین حکم را دارد.
اینکه می فرمایند فقه و حدیث و ...از تلبیس و مکر شیطان است مشخص است که ایشان ماندن در همین مرحله را می فرمایند.
در عالم آخرت که حقیقت همه چیز پیدا می شود فقه و اصول و ....همه می روند و عارف آگاه می داند که با هیچ کدام از این ها به دیدار حضرت حق(جل و اعلی) نمی رود و شیخ بهایی(رحمة الله علیه) هم می فرمایند که تعلق بی خود به این علوم را کنار بزن تا شرایط وصال را بیابی.

گاهی حتی تصور ما از حدیث و آیه که به خاطر فکر ناقصمان و اعتنای به علم متدوال است، باعث می شود که حقیقت را نادرست بیابیم.مثل انسانی که می گوید نور کجاست چه آنکه او درست نمی نگرد و الا با نور است که همه جا دیدنی می شود.

بی دلی در همه احوال خدا با او بود----او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

بدون عمل و با کوهی از علم همه مصداق آیه یحمل اسفارا هستیم.
سلام جناب شیخ بهایی به بلبل زبانی وباهوشی معروف بودند این شعر مثلا عجیب روایت آدمهایی است که دل به چیزهای زود گذر بستند نه چیز دیگر خوب همون فقه منظور درس فقه امروزی که نیس طرف خدا رفتن خود یه نوع فقه هست حالا چه با دل ویا با چیزهای دیگر...
(۲/تیر/۹۱ ۱۸:۱۸)دل خسته نوشته است: [ -> ]سلام

آیا شما خبر دارید مخاطب این اشعار چه شخصی بوده؟
سلام
بله دوست عزیز .... مخاطب این اشعار بنده و شما هستیم !
(۲/تیر/۹۱ ۱۸:۵۳)taban نوشته است: [ -> ].... خوب همون فقه منظور درس فقه امروزی که نیس ....
سلام دوست عزیز
اتفاقا در اینجا دقیقا منظور همین فقه امروزی است !
البته منظور ایشان همانطور که دوست عزیز جناب حسن . س . گفته اند رد فقه نیست ، همانطور که منظورشان رد فلسفه ، نحو ، نجوم ، هندسه ، طب و رمل و .... نیست !
(۲/تیر/۹۱ ۱۸:۱۸)دل خسته نوشته است: [ -> ]سلام
از ظاهر ابیات و سابقه علمی شیخ بهائی بر میاد که ایشون در این شعر شخص خاصی رو مورد خطاب می دند که اون شخص از مسیر اصلی خارج شده و به گونه ای عالم بی عمل گشته.
آیا شما خبر دارید مخاطب این اشعار چه شخصی بوده؟
از این شعر تندتر هم داریم که رسما نماد زمینی خدا رو مورد تهاجم قرار داده.شاید چون خیلی تکرار شده به چشم نمیاد

کعبه یک سنگ نشانیست که ره گم نشود ..... حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
یا
مقصود تویی ، کعبه و بتخانه بهانه ...... تا کی به تمنای وصال تو یگانه


همونطور که دوست گرامی حسن.س توضیح دادن، همین ملزومات و علوم دینی اگر اصل بشوند و اصول واقعی یعنی توحید و عدالت و تقوا و ... به فراموشی سپرده شوند، می شوند ابزار شیطان

همیشه یادمان باشد هدف اصلی شیطان گمراهی است.چه در کسوت شیطان پرستی و فراماسونری، چه در کسوت آخوند درباری یا آخوند متحجر



فکر می کنید مهمترین گروهی که با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از ظهور به مقابله می پردازند، چه کسانی هستند؟


رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: من از غیر دجال، بیش از دجال در مورد شما اندیشناکم، گفته شد چگونه یا رسول الله فرمود: از پیشوایان گمراه کننده.


به نقل از رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):

برای غیرخدا درس فقه می خوانند.
صرفاً برای مقام و ریاست به فقاهت می گرایند.
قرآن را طبق خواسته های خود توجیه می کنند.
دین خدا را با آراء خود (به نفع خودشان) تفسیر و تحلیل می کنند.
حق را از مسیر خود منحرف می کنند.
سخن را از محل خود تغییر می دهند.
به نفاق می گرایند.
بر فراز منبر سخنان حکمت آمیز می گویند، چون از منبر پایین آمدند نور حکمت و ایمان از آن ها گرفته شود.
جاه طلب می شوند.
مردم را به نیکی و پرهیزکاری دعوت می کنند، ولی خود عمل نمی کنند.


به نقل از امیرالمومنین علی (علیه السلام):
فقها به دروغ تمایل نشان می دهند.
علما به شک و تردید تمایل نشان می دهند.
طبق هوای نفس خود فتوا می دهند.



و اما علما و دانشمندان راستین



به نقل از رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
مردم با آن ها از سر ستیز درایند.
علما را همانند دزدان می کشند.


به نقل از امیرالمومنین علی (علیه السلام):

مرگ آن ها را یکی پس از دیگری برباید. (طبق بعضی روایات وقتی مردم قدر علمای راستین را ندانند خداوند آن ها را از مردم می گیرد.)

مشکینی ها و بهجت ها و فاضل ها و ....
سلام
دوستان شعر کامل رو می تونید اینجا مطالعه کنید.:
http://ganjoor.net/bahaee/nan-halva/sh4/
البته مجید آقا من باز هم حس می کنم مخاطب این شعر شخص خاصی بوده (هر چند به ما هم بر می گرده)و
سلام آقا مجید من با شما موافق نیستم شما اگه الایقاط و مقالات استاد بهشتی رو بخونید متوجه میشوید که درس فقه امروزی که تدریس میشه با فقه گذشته فرق داره شما مقالات ملاصدرا را نگاه کنید متوجه میشوید فقه امروز چیزی شبیه به فلسفه ی غربی ویونانی هست تا فقه اسلامی
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع