تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خوابی که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) قبل از ولادت امام حسین(علیه السلام) دید
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
خوابی که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) قبل از ولادت امام حسین(علیه السلام) دید

یک ماه از دوران بارداری من به حسین(علیه السلام) می‌گذشت که در شکم خود حرارتی همراه با درد حس کردم، موضوع را به پدرم عرض کردم، پیامبر کوزه‌ای آب خواست، بر آن دعایی خواند و فرمود: «این آب را بیاشام»، آشامیدم و خدا درد را برطرف کرد.
ماه دوم بارداری به پایان رسید، سپس نا آرامی و تحرکی را احساس کردم، در سه ماهگی حرکتی در شکمم حس کردم و از آن به بعد، هیچ میلی به خوردن و آشامیدن نداشتم؛ گویا خدا مرا با جرعه‌ای شیر، سیر کرده بود، در منزل خود خیر و برکتی یافته بودم و خداوند با فرزندی که در شکم داشتم، مأنوسم کرده بود. جز برای امور ضروری از خانه بیرون نمی‌رفتم، آثار بارداری از ظاهرم نمایان بود، ولی ابداً احساس سنگینی نمی‌کردم.
چون به ماه چهارم در آمدم، ‌خدا مرا با او از تنهایی در آورد و مقیم مسجد شدم و از آن جز برای نیازهایی که برایم پدید می‌آمد، جدا نشدم و در همان برکت و سبکبال برون و درونم بود تا ماه پنجم را نیز به پایان بردم.
هنگامی که ماه ششم فرا رسید، در تاریکی شب نیازی به نور چراغ نداشتم و هر زمان که در سجاده‌ خویش بودم، صدای تسبیح و تقدیس را از درون خود می‌شنیدم، کم‌کم ضعف مرا فرا گرفت.
چون ۹ روز از ماه ششم گذشت، ‌نیرویم افزون و میلم کم شد و این را به ام سلمه گفتم و خداوند به وسیله او مرا پشت‌گرمی داد.
*ملائک مقرب الهی برای ولادت فرزند فاطمه (سلام الله علیها) لحظه‌شماری می‌کنند

۱۰ روز از ورود به شش ماهگی گذشت که ناگهان به خواب رفتم، در خواب، کسی نزد من آمد و بر پشت من دست کشید. بیدار شدم، وضو گرفتم و دو رکعت نماز گزاردم، بعد دوباره خواب مرا فرا گرفت؛ در خواب، کسی با لباسی سفید نزد من آمد، بالای سرم نشست و به صورت و پشت سرم دمید.
ترسان بلند شدم، دوباره وضو گرفتم و چهار رکعت نماز گزاردم، آن‌گاه دوباره خواب بر چشمانم چیره شد، در خواب، همان شخص نزد من آمد، مرا نشاند و دعایی بر گردن من آویخت، فردا صبح نزد پیامبر رفتم که در خانه‌ ام سلمه بود، پیامبر نگاهی به صورتم کرد و آثار شادمانی در چهره‌اش پیدا شد، ترسی که در اثر مشاهده آن خواب به من چیره شده بود، از میان رفت، بعد خوابم را برای پیامبر حکایت کردم.

پیامبر فرمود: «بر تو بشارت باد! اولین کسی که در خواب نزد تو آمد، دوستم عزرائیل، موکل ارحام زنان است؛ دومین نفر، دوستم میکائیل، موکل ارحام اهل بیت من است که به سر و صورت تو دمید»، سپس پیامبر گریست و مرا در آغوش گرفت و فرمود: «نفر سوم، هم دوستم جبرئیل است که خداوند او را خدمتگزار فرزندان تو قرار داده است»، به منزل بازگشتم و مدتی نگذشت که حسین (علیه السلام) متولد شد.
الخرائج و الجرائح» جلد ۲، صفحه ۸۴۳، حکمت ۶۰/ «بحارالانوار» جلد ۴۳، صفحه ۲۷۲، حکمت ۳۹

پاسخ‌هاي امام حسين (علیه السلام) به پرسش‌هاي پدر
روزي امام علي (علیه السلام) پرسش‌هاي زير را از فرزندش امام حسين (علیه السلام) پرسيدند:
پسرم؛ شخصيت و آقايي با چه چيز به دست مي‌آيد؟
امام حسين (علیه السلام) فرمودند: نيكي كردن به خانواده و خويشاوندان و تحمل در حوادث سخت.
امام علي (علیه السلام) فرمودند: غنا و بي‌نيازي چيست؟
امام حسين (علیه السلام) فرمودند: كم كردن آرزوها و خشنودي به رضا و مقدرات خدا.
امام علي (علیه السلام) فرمودند: فقر چيست؟
امام حسين (علیه السلام) پاسخ دادند: طمع ورزيدن و نااميدي از موفقيت.
امام علي (علیه السلام) فرمودند: پستي چيست؟
امام حسين (علیه السلام) فرمودند: پستي انسان در اين است كه هرچيز را براي خود بخواهد و فريفته لذت‌ها و شادي‌ها شود.



پرسش‌هاي امام حسين (علیه السلام) و پاسخ‌هاي فرد صحرانشين


روزي مردي باديه‌نشين به خدمت امام حسين (علیه السلام) آمد و از آن حضرت تقاضاي كمك مالي كرد. آن حضرت گفتند: چند سوال از تو مي‌پرسم. اگر پاسخ صحيح دادي به تو كمك خواهم كرد.
امام حسين (علیه السلام) فرمودند: چه عملي بهترين عمل است؟
صحرانشين گفت: ايمان به خدا.
امام حسين (علیه السلام) فرمودند: چه چيز موجب نجات از هلاكت مي‌شود؟
صحرانشين گفت: اطمينان به خدا.
امام حسين (علیه السلام) فرمودند: چه چيز زينت مرد است؟
صحرانشين گفت: حلم (بردباري و تسلط بر خويشتن).
امام حسين (علیه السلام) فرمودند: بعد از آن چه؟
صحرانشين گفت: ثروتي كه همراه جوانمردي و انصاف باشد.
امام حسين (علیه السلام) فرمودند: بعد از آن چه؟
صحرانشين گفت: شكيبايي در زمان فقر. پس از سخنان اين مرد باديه نشين، آن حضرت مبلغ بسياري پول و انگشتر خود را به آن فرد صحرانشين بخشيدند...
آدرس های مرجع