(۱۷/تیر/۹۱ ۱۶:۰۲)یا صاحب الزمان نوشته است: [ -> ]چرا فرمودن امام رضا (علیه السلام) محیط است ؟! مگر محیط بودن فقط مختصّ ذات حق تعالی ـ جلّ جلاله ـ نیست ؟! چرا صفات خداوند رو به امام نسبت دادن ؟! چرا امام (علیه السلام) رو مقایسه کردن با پروردگار عالمیان ؟!
انسان کامل خلیفه ی خدا است
اگر افعال امام رو در عرض افعال و اراده ی خدا ببینید این میشود شرک و کفر
اگر افعال امام و انسان کامل رو در طول و اراده ی افعال خدا ببینید و در حقیقت مجرای جاری شدن اراده ی خدا ببینید این همان کلام حق است منافاتی هم با توحید ندارد
محیط هستند به اذن خدا و این احاطه مختص خدا است و هر کسی خدا اراده کند
و این محیط بودن ذاتی انسان کامل نیست
بالعرض و به اذن خداست
و اهل بیت تنها مجری امر خدا هستند و عبد محض!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و تنها بر طبق رضای خدا عمل میکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این از قسمت اول و اما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(۱۷/تیر/۹۱ ۱۷:۰۷)یا صاحب الزمان نوشته است: [ -> ]خداوند از روح خود در جسم خاکی انسان دمید , مثال دانه و سیب را به خاطر بیاورید . این روح را در بدن انسان که از خاک ساخته شده دمید . اگر انسان خوب این روح را در جسم خاکی خود پرورش دهد , آن را از افاتی که به آن صدمه می زند دور نگه دارد , این روح رشد پیدا می کند , بزرگ می شود , کامل می شود و خود می شود یک خدا .
حلّاج به خاطر این ادعّا به دار آویخته شد . منظور حلّاج این بود . این بود که من انقدر روح خودم را در این بدن خاکی خوب پرورش داده ام که شده ام خدا . خدا در من حلول کرده .
ائمه ی معصومین (علیه السلام) هم آنقدر روحی که خداوند در جسم پاک و مقدس آنها به امانت گذاشته بود را خوب پرورش داده بودند که شده بودند خدا . خدا در آنها تجلّی پیدا کرده بود . بنابراین کسانی که خون آنها را ریختند و آنها را به شهادت رساندند در اصل خون خدا را ریختند .
بنابراین این که در زیارت عاشورا حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام) را خون خدا می دانیم , همین گونه است . او چنان آن روح را خوب پرورش داده بود که شده بود یک خدا . خدا در وجود او تجلّی کرده بود . خون خدا در رگ های او در جریان بود , چون او شده بود خود خدا .
اینها اراجیف و مزخرفات و کفر و الحاد است و هر کسی هم که گفته ولو آیت الله العظمی هم که پشت اسمش باشد کافر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما نه مفهومی داریم به اسم اتحاد با خدا و نه مفهومی داریم به اسم حلول خدا
فنای فی الله ربطی به اتحاد و خدا شدن ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(۱۷/تیر/۹۱ ۱۷:۰۷)یا صاحب الزمان نوشته است: [ -> ]بنابراین این که در زیارت عاشورا حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام) را خون خدا می دانیم , همین گونه است . او چنان آن روح را خوب پرورش داده بود که شده بود یک خدا . خدا در وجود او تجلّی کرده بود . خون خدا در رگ های او در جریان بود , چون او شده بود خود خدا .
من متأسفم
این عبارات بیشتر به درد خنده های حلال میخوره
با این تعابیر سخیف و الحادی لابد بیت الله هم یعنی جایی که خدا رفته توش نشسته(نعوذاً بالله)
ازش میپرسند که حج رفتی خوب بود؟
میگه آره فقط حیف که خدا خونه نبود
لازمه ی اتحاد این است که جزء ی با جزء دیگر ترکیب شود و ذات الهی از این تعبیرات سخیف منزه است
لازمه ی حلول و تجلی هم این است که در جایی نباشد و وارد جایی شود که این هم از مزخرفات است
توحید و چگونگی خدا را در کلام امیر المومنین بیابید
فرازی از خطبه نخست نهج البلاغه:
سر آغاز دين، خداشناسى است، و كمال شناخت خدا، باور داشتن، او، و كمال باور داشتن خدا، شهادت به يگانگى اوست؛ و كمال توحيد (شهادت بر يگانگى خدا) اخلاص،
و كمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا كردن است، زيرا هر صفتى نشان مىدهد كه غير از موصوف، و هر موصوفى گواهى مىدهد كه غير از صفت است، پس كسى كه خدا را با صفت مخلوقات تعريف كند او را به چيزى نزديك كرده، و با نزديك كردن خدا به چيزى، دو خدا مطرح شده؛ و با طرح شدن دو خدا، اجزايى براى او تصوّر نموده؛ و با تصّور اجزا براى خدا، او را نشناخته است.
و كسى كه خدا را نشناسد به سوى او اشاره مىكند و هر كس به سوى خدا اشاره كند، او را محدود كرده، به شمارش آورده.
و آن كس كه بگويد «خدا در چيست؟» او را در چيز ديگرى پنداشته است، و كسى كه بپرسد «خدا بر روى چه چيزى قرار دارد؟» به تحقيق جايى را خالى از او در نظر گرفته است، در صورتى كه خدا همواره بوده، و از چيزى به وجود نيامده است.
با همه چيز هست، نه اينكه همنشين آنان باشد، و با همه چيز فرق دارد نه اينكه از آنان جدا و بيگانه باشد.
حتماً به این دو لینک مراجعه فرماید:
مفهوم تأسف خوردن خدا در قرآن چیست؟ (پست فوق ویژه!)
پاسخ به نابترین پرسشهای اعتقادی در کلام اهل بیت (تاپیک ویژه)