تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: طالبین ثبتنام در گردان حسن بن علی باید این کتاب را بخوانند!!!!!!!!***!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله الرحمن الرحیم


سلام. من هم خوندم . خدا اجر خیر بهتون عنایت کنه. ما همچنان طالب عضو بودن توی این گردان هستیم. لطفا تاریخ آزمون خود را در مورد مطالب این کتاب بگویید تا تکلیف ما روشن تر بشه و با جدیت بیشتر پیگیر شویم.


اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
من بعد از یه هفته سیستم دار شدم !.
کتاب رو دانلود کردم. و إن شاءالله مطالعه خواهم کرد.
با سلام .
در کتاب آمده بود کسانی که در محبّت ائمه ی طاهرین (علیه السلام) غلو کنند اهل دوزخ خواهند بود .
به نظر شما این جملاتی که نوشته ام ( البته از خودم نیست , در یک سخنرانی آنها را شنیدم Blush) غلو است :

(۱۷/تیر/۹۱ ۱۶:۰۲)یا صاحب الزمان نوشته است: [ -> ]چرا فرمودن امام رضا (علیه السلام) محیط است ؟! مگر محیط بودن فقط مختصّ ذات حق تعالی ـ جلّ جلاله ـ نیست ؟! چرا صفات خداوند رو به امام نسبت دادن ؟! چرا امام (علیه السلام) رو مقایسه کردن با پروردگار عالمیان ؟!

شما وقتی یک دانه ی سیب را که در دل یک سیب کامل بوده در زمین می کارید , وقتی خوب به آن رسیدگی کنید , آن دانه رشد کرده و یک درخت سیب می شود . یعنی آن دانه در صورت رسیدگی کامل می شود همان سیب اوّلیه .
خداوند از روح خود در جسم خاکی انسان دمید , مثال دانه و سیب را به خاطر بیاورید . این روح را در بدن انسان که از خاک ساخته شده دمید . اگر انسان خوب این روح را در جسم خاکی خود پرورش دهد , آن را از افاتی که به آن صدمه می زند دور نگه دارد , این روح رشد پیدا می کند , بزرگ می شود , کامل می شود و خود می شود یک خدا .
حلّاج به خاطر این ادعّا به دار آویخته شد . منظور حلّاج این بود . این بود که من انقدر روح خودم را در این بدن خاکی خوب پرورش داده ام که شده ام خدا . خدا در من حلول کرده .
ائمه ی معصومین (علیه السلام) هم آنقدر روحی که خداوند در جسم پاک و مقدس آنها به امانت گذاشته بود را خوب پرورش داده بودند که شده بودند خدا . خدا در آنها تجلّی پیدا کرده بود . بنابراین کسانی که خون آنها را ریختند و آنها را به شهادت رساندند در اصل خون خدا را ریختند .
بنابراین این که در زیارت عاشورا حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام) را خون خدا می دانیم , همین گونه است . او چنان آن روح را خوب پرورش داده بود که شده بود یک خدا . خدا در وجود او تجلّی کرده بود . خون خدا در رگ های او در جریان بود , چون او شده بود خود خدا .
بسم الله الرّحمن الرّحیم


هرکس خدا را بخواهد ، از اهل بیت آغاز می کند...


خیلی دست کم گرفته بودم موضوع ولایت رو

یعنی فکر می کردم ولایت اهل بیت و پیروی از ایشان کمک می کنه در زمینه تقویت دین و ایمان اما ظاهرا تنها راه ایمان به خدا و پیامبر ، راه ولایته!!!!!

نکته دیگه ای که برای بنده سوال بود و جوابش رو پیدا کردم در کتاب این بود که
چطور به مسلمانانی که تنها به امامت اعتقاد ندارند می گوییم مشرک؟ در حالی که به یکتایی خداوند ایمان دارند(توحید ذاتی) و شاید در زمینه توحید صفاتی و افعالی و توحید در عبادت هم مشکلی نداشته باشند...و فکر می کردم که دادن لقب مشرک به اینان دور از انصاف و توهین تلقی میشه اما کتاب خیلی زیبا توضیح داده بود که اینان در عبادت شرک نمی ورزند، بلکه در اطاعت شرک می ورزند.

پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است....


(۱۷/تیر/۹۱ ۱۶:۰۲)یا صاحب الزمان نوشته است: [ -> ]چرا فرمودن امام رضا (علیه السلام) محیط است ؟! مگر محیط بودن فقط مختصّ ذات حق تعالی ـ جلّ جلاله ـ نیست ؟! چرا صفات خداوند رو به امام نسبت دادن ؟! چرا امام (علیه السلام) رو مقایسه کردن با پروردگار عالمیان ؟!

انسان کامل خلیفه ی خدا است
اگر افعال امام رو در عرض افعال و اراده ی خدا ببینید این میشود شرک و کفر
اگر افعال امام و انسان کامل رو در طول و اراده ی افعال خدا ببینید و در حقیقت مجرای جاری شدن اراده ی خدا ببینید این همان کلام حق است منافاتی هم با توحید ندارد
محیط هستند به اذن خدا و این احاطه مختص خدا است و هر کسی خدا اراده کند
و این محیط بودن ذاتی انسان کامل نیست
بالعرض و به اذن خداست
و اهل بیت تنها مجری امر خدا هستند و عبد محض!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و تنها بر طبق رضای خدا عمل میکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این از قسمت اول و اما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(۱۷/تیر/۹۱ ۱۷:۰۷)یا صاحب الزمان نوشته است: [ -> ]خداوند از روح خود در جسم خاکی انسان دمید , مثال دانه و سیب را به خاطر بیاورید . این روح را در بدن انسان که از خاک ساخته شده دمید . اگر انسان خوب این روح را در جسم خاکی خود پرورش دهد , آن را از افاتی که به آن صدمه می زند دور نگه دارد , این روح رشد پیدا می کند , بزرگ می شود , کامل می شود و خود می شود یک خدا .
حلّاج به خاطر این ادعّا به دار آویخته شد . منظور حلّاج این بود . این بود که من انقدر روح خودم را در این بدن خاکی خوب پرورش داده ام که شده ام خدا . خدا در من حلول کرده .
ائمه ی معصومین (علیه السلام) هم آنقدر روحی که خداوند در جسم پاک و مقدس آنها به امانت گذاشته بود را خوب پرورش داده بودند که شده بودند خدا . خدا در آنها تجلّی پیدا کرده بود . بنابراین کسانی که خون آنها را ریختند و آنها را به شهادت رساندند در اصل خون خدا را ریختند .
بنابراین این که در زیارت عاشورا حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام) را خون خدا می دانیم , همین گونه است . او چنان آن روح را خوب پرورش داده بود که شده بود یک خدا . خدا در وجود او تجلّی کرده بود . خون خدا در رگ های او در جریان بود , چون او شده بود خود خدا .



اینها اراجیف و مزخرفات و کفر و الحاد است و هر کسی هم که گفته ولو آیت الله العظمی هم که پشت اسمش باشد کافر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ما نه مفهومی داریم به اسم اتحاد با خدا و نه مفهومی داریم به اسم حلول خدا
فنای فی الله ربطی به اتحاد و خدا شدن ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

(۱۷/تیر/۹۱ ۱۷:۰۷)یا صاحب الزمان نوشته است: [ -> ]بنابراین این که در زیارت عاشورا حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام) را خون خدا می دانیم , همین گونه است . او چنان آن روح را خوب پرورش داده بود که شده بود یک خدا . خدا در وجود او تجلّی کرده بود . خون خدا در رگ های او در جریان بود , چون او شده بود خود خدا .

من متأسفم
این عبارات بیشتر به درد خنده های حلال میخوره
با این تعابیر سخیف و الحادی لابد بیت الله هم یعنی جایی که خدا رفته توش نشسته(نعوذاً بالله)
ازش میپرسند که حج رفتی خوب بود؟
میگه آره فقط حیف که خدا خونه نبود
لازمه ی اتحاد این است که جزء ی با جزء دیگر ترکیب شود و ذات الهی از این تعبیرات سخیف منزه است
لازمه ی حلول و تجلی هم این است که در جایی نباشد و وارد جایی شود که این هم از مزخرفات است
توحید و چگونگی خدا را در کلام امیر المومنین بیابید
فرازی از خطبه نخست نهج البلاغه:
سر آغاز دين، خداشناسى است، و كمال شناخت خدا، باور داشتن، او، و كمال باور داشتن خدا، شهادت به يگانگى اوست؛ و كمال توحيد (شهادت بر يگانگى خدا) اخلاص، و كمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا كردن است، زيرا هر صفتى نشان مى‏دهد كه غير از موصوف، و هر موصوفى گواهى مى‏دهد كه غير از صفت است، پس كسى كه خدا را با صفت مخلوقات تعريف كند او را به چيزى نزديك كرده، و با نزديك كردن خدا به چيزى، دو خدا مطرح شده؛ و با طرح شدن دو خدا، اجزايى براى او تصوّر نموده؛ و با تصّور اجزا براى خدا، او را نشناخته است.
و كسى كه خدا را نشناسد به سوى او اشاره مى‏كند و هر كس به سوى خدا اشاره كند، او را محدود كرده، به شمارش آورده. و آن كس كه بگويد «خدا در چيست؟» او را در چيز ديگرى پنداشته است، و كسى كه بپرسد «خدا بر روى چه چيزى قرار دارد؟» به تحقيق جايى را خالى از او در نظر گرفته است، در صورتى كه خدا همواره بوده، و از چيزى به وجود نيامده است. با همه چيز هست، نه اينكه همنشين آنان باشد، و با همه چيز فرق دارد نه اينكه از آنان جدا و بيگانه باشد.

حتماً به این دو لینک مراجعه فرماید:

مفهوم تأسف خوردن خدا در قرآن چیست؟ (پست فوق ویژه!)




پاسخ به نابترین پرسشهای اعتقادی در کلام اهل بیت (تاپیک ویژه)
بسم الله الرحمن الرحیم
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین ... به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت ... متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
راستش وقتی قبلا این بیت ها رو میشنیدم فکر می کردم کمی تووش غلو شده ولی اون سخن امام باقر(علیه السلام) که هرکسی حضرت علی(علیه السلام) رو بشناسه مومنه وگرنه کافره روشنم کرد که استاد شهریار عین حقیقت رو گفته...
تمام فصول این کتاب یه جورایی برمی گشت به همون "ایاک نعبد و ایاک النستعین..."
و اینکه تنها راه نجات توسل و تمسک به اهل بیت(علیه السلام) هست...
در مورد اینکه چرا حضرت آدم الوالعزم نیستند؟!؟!؟؟!؟! آیه 115 طه ...
یه سوال:
میشه در مورد مصادیق روشن تبری بگید ...
(۲۰/تیر/۹۱ ۱۶:۴۰)محیصا نوشته است: [ -> ]یه سوال:
میشه در مورد مصادیق روشن تبری بگید ...

در اولین فرصت إن شاء الله
(۲۰/تیر/۹۱ ۱۶:۴۴)علی 110 نوشته است: [ -> ]
(۲۰/تیر/۹۱ ۱۶:۴۰)محیصا نوشته است: [ -> ]یه سوال:
میشه در مورد مصادیق روشن تبری بگید ...


در اولین فرصت إن شاء الله


بسم الله الرحمن الرحیم
تا یه حدودی جوابمو گرفتم ...
یحب و لایحب رو در قرآن با کشف الایات سرچ کردم تا محدوده تولی و تبری رو پیداکنم...
اینطوری دستم اومد با کیا باید دوست بود و با کیا نباید دوست بود بلکه دشمنی کرد ...
اونهایی که خدا دوستشون نداره : متجاوزان؛کافران؛ اسرف کنندگان؛از خودراضی و فخرفروش ها و...
و دوستان خدا: صابران؛ عدالت پیشه ها؛پیروان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و...
تبری هم یعنی از هرچی غیر خداست و ضد عدالت و سیره پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هست باید دوری و اعلام بیزاری کرد...
فقط هنوز مصداق های روشنش براش مشخص نیست!!!
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

دوستان حتما در جریان موضوع هستید دیگه Smile

جهت یاد آوری:

حدود 1 ماه دیگه ( که تمرّ مرّ السّحاب ) تا ثبت نام مونده.

این ماه وقتشه.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع