شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به نام خدا
مصیبت را دو نکنیم!
«اگر انقدر خنگ بازی درنیاورده بودی اینطوری نمی شد!»، «همش تقصیر خودته، می خواستی حرف من رو گوش بدی!»، «عزیزم خود کرده را تدبیر نیست. حالا بشین پای بلایی که سر خودت آوردی!» «چقدر گفتم این کار و نکن؟! حالا بکش!» ... شاید با ما هم نظر باشید که هیچ چیز به اندازه ی سرزنش کردن در زمان مشکلات، آدم را عصبی نمی کند. اینکه بعد از تمام شدن کاری و ختم به خیر نشدنش، کسی بیاید و بگوید که چه کار کردی و چرا کردی و ... .
اگر جزء کسانی هستید که دیگران را سرزنش می کنید یا اگر از جمله قربانیان این پدیده هستید، با ما همراه شوید تا خودتان را در برابر آن بیمه کنید.
حسود هرگز نیاسود
مانند بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی دیگر، حسادت عامل مهمی برای این قبیل رفتارها به حساب می آید. کسی که حسود باشد، از ناراحتی دیگران خوشحال می شود و فرصت را غنیمت می داند برای اینکه زخمهای بیشتری به دیگران بزند. اما طبق یک اصل اثبات شده، حسادت، بیماری ای است که اول صاحبش را نابود می کند! «چقدر حسد عادل و دادگر است كه اول صاحبش را ميكشد.» (1) در نتیجه اگر به خاطر حسادت، کسی را در گرفتاری اش، سرزنش می کنید، بدانید که قربانی اول خودتان هستید!
عاقل باش!
اگر به شما شربتی بدهند و بگویند خوردن این، مساوی است با بیماری، آیا آن را می نوشید؟ حکم عقل معلوم است: خیر! پس باید عاقل بود و کاری را که آخرش را برایمان مشخص کرده اند، انجام نداد. «در گرفتاری برادر ایمانی خود شماتت و شادی نکن که خداوند آن گرفتاری را از او برداشته و به سوی تو برمی گرداند.» (2) و در جای دیگر آمده است که «هر که برادر خود را به مصیبتی که بر او آمده شماتت کند، از دنیا نرود مگر به آن مصیبت گرفتار شود.» (3)
مصیبت ضربدر 2!
خیلی وقتها، اطرافیانمان، ما را از سر دلسوزی و علاقه سرزنش می کنند. مثلا پدر و مادری که فرزندشان را به خاطر موضوعی شماتت می کنند، قطعا به او حسادت نمی کنند یا از سر کینه و دشمنی قصد آزار او را ندارند، اما ناخواسته عملی انجام می دهند که باعث آزاردگی دو چندان فرد می شود. ناراحتی به خاطر مشکل پیش آمده یک طرف، سرزنش شنیدن یک طرف دیگر. شاید این حکایت سعدی را شنیده باشید: «بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت ای پدر! فرمان توراست، نگویم. ولکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.» (4)
راه حل
طبق معمول، در این موارد دو راه بیشتر برایمان وجود ندارد؛ اگر طرف مقابل از جمله کسانی است که حضورش از زندگیمان قابل حذف نیست، مثل اقوام و نزدیکان، یک گوشمان را در کنیم و دیگری را دروازه، و اگر حضور فرد مقابل چندان اهمیتی نداشت، او را از زندگیمان کنار بگذاریم. ما آنقدر فرصت زندگی نداریم که بخواهیم بخشی از آن را صرف چنین افرادی کنیم.
پی نوشت:
1. امام علی (علیه السلام)، بحار الانوار ج70 ص241.
2. امام صادق (علیه السلام)، الکافی، ج 2، ص 359، وسائل الشیعه، ج 2، ص 910، به نقل از سیره نبوی، مصطفی دلشاد تهرانی، دفتر دوم.
3. همان.
4. گلستان سعدی، باب چهارم، در فواید خاموشی.
به نام خدا
توضیح: چون قبل از خوندن این مطلب، بهتر بود که ارسال بالا رو بخونید( مصیبت را دو نکنیم!) لذا تصمیم گرفتم این پست رو در ادامه همین تاپیک ارسال کنم فقط عنوان تاپیک رو تغییر دادم...
---------------------------------------------
یک مشت نصیحت؟!
![[تصویر: advicing.gif]](http://mastoor.ir/images/news/advicing.gif)
درست است که انسان «ممکن الخطا» ست و پیش می آید که گه گاه پایش بلغزد، اما اگر کسی جلوی چشمهای شما اشتباهی کند و متوجه آن نباشد، چه کار می کنید؟
متأسفانه این روزها شرایط طوری پیش رفته است که انگار راهنمایی و نصیحت کردن یک کار اعصاب خورد کن و منفور شده است. هر کسی هم که بخواهد دیگری را راهنمایی کند، برای اینکه خودش را توجیه کرده باشد، اولش می گوید «قصد نصیحت ندارم، ولی...».
چرا نباید قصد نصیحت داشته باشیم؟ چرا همه در برابر کسی که اشتباهات را گوشزد می کند جبهه می گیرند؟ اصلا آیا می دانیم که نصیحت کردن و خیرخواه بودن، از حقوق مسلمانان نسبت به همدیگر است؟
خیانت یعنی همین!
خیلی وقتها پیش می آید که عده ای از دوستانمان قصد انجام کاری را داردند که ما خوب می دانیم آن کار چقدر غلط است. اما از ترس اینکه انگ مثبت بودن و بچه بودن و خیلی چیزهای دیگر به ما نچسبانند، سکوت می کنیم و بدتر از این، گاهی در ظاهر خودمان را موافق هم نشان می دهیم. اما غافل از اینکه چنین کاری عین خیانت است.
«هر کس برادرش را بر امر ناشایستی ببیند و با وجود توانایی بر بازداشتن وی، او را از این کار منع نکند، به او خیانت کرده است.» (1)
باید گفت که توانایی بر بازداشتن وی، شامل مخالفت زبانی از سر خیرخواهی هم می شود.
رفع تکلیف در حد توان
بعضی وقتها که پیش می آید اشتباه کسی را ببینیم و به آن آگاه باشیم، خودمان را اینطور توجیه می کنیم که «گفتن من که تأثیری ندارد»، یا «خودش می داند، به من چه!» این طرز فکر کاملا غلط است. زیرا تمام ما، در برابر کارهای اطرافیانمان مسئولیم و همین که بتوانیم با یک جمله آنها را آگاه کنیم ولی از همین هم دریغ کنیم، کوتاهی کرده ایم.
«از جمله حقوق واجبی که خدا بر بندگان خود قرار داده است نصیحت و خیرخواهی تا حد توان٬ و همکاری در جهت بر پایی حق٬ در میان آنان است.» (2)
بالامقام ها
اگر از جمله کسانی هستید که در بین دوستان یا اقوام از ترس مسخره یا طرد شدن، کارهای اشتباه آنها را یادآور نمی شوید و نصیحت را رها کرده اید، بدانید که
«در روز قیامت، مقام و منزلت کسی بالاتر از همه خواهد بود که در طریق نصیحت برادرانش بیشتر گام بردارد.» (3)
·روش کار:
نصیحت کردن هم مثل هر کار دیگری، راه و رسم خودش را دارد.
الف. هر چند گفتیم که همه ی ما وظیفه داریم مراقب اوضاع و احوال اطرافیانمان باشیم، اما این موضوع به این معنا نیست که در کارها و زندگی آنها تجسس کنیم. تنها وظیفه ی ما، در قبال رفتارهای ظاهری و بارز اطرافیان است که به طور آشکار در برابر ما انجام می دهند.
ب. مهمترین نکته، این است که نصیحت در خفا و به دور از جمع باشد. زیرا به فرموده ی امام علی (علیه السلام) «نصیحت کردن در پیش چشم دیگران، [سبب خرد شدن شخصیت فرد] و در حکم سرزنش است.» (4)
ج. خودمان از آن صفت یا از انجام آن عمل به دور باشیم. مثلا مثل پدری نباشیم که خودش سیگار می کشد ولی فرزندش را از کشیدن سیگار منع می کند!
پی نوشت:
1. امام صادق (علیه السلام)، بحارالانوار، ج 75، ص 65، ح2.
2. نهج البلاغه الخطبه 216.
3. رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، الکافی، ج 2، ص 208، ح 5.
4.شرح غررالحکم و دررالکلم، ج 6، ص 172، ح 9966.
منبع احادیث و تفاسیر:
کتاب حقوق مؤمنان، ابراهیم شفیعی سروستانی، انتشارات موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، بخش هفتم
به نام خدا
نصیحت گوش کن جانا...!
«وااااای... تو رو خدا بازم شروع نکن به ارشاد، من گوشم از این حرفها پره!» «چقدر دوست داری ژست مادربزرگها رو به خودت بگیری و دائم نصیحت کنی! خسته نمیشی؟» «اه اه انقد بدم میاد ازش، همیشه دهنش به نصیحت باز میشه...» این جملات برایتان آشنا نیست؟ حداقل اگر کمی در بین نوجوانان و جوانان چرخیده باشید، جملاتی از این دست را زیاد از آنها شنیده اید. روحیه ی فرار از نصیحت متأسفانه این روزها بین مردم زیاد شده است. کارهایی که تصمیم به انجامشان می گیریم، برایمان حتمی است و اگر کسی با کمی خیرخواهی بخواهد بد و خوب راه را نشانمان دهد، علیه او موضع می گیریم و او را به خیلی چیزها متهم می کنیم. شما چطور؟ گوشتان از این حرفها پر نیست؟
در مطلب قبل خواندیم که یکی از وظایف ما در قبال افراد دیگر، خیرخواهی و نصیحت آنهاست. در این قسمت قصد داریم در مورد پذیرش نصیحت مطالبی را برایتان بیان کنیم.
***
فرض کنید در جنگلی راه می روید و خبر ندارید که کمی جلوتر، در زیر شاخ و برگ ها، گودال عمیقی در انتظارتان است. با خوشحالی و لذت از مسیر زیبا به راهتان ادامه می دهید که ناگهان کسی می آید و جلوی راهتان را می گیرد و از شما می خواهد که جلوتر نروید؛ زیرا در خطر هستید. آیا واقعا از کار او ناراحت می شوید و به او می گویید که دوست دارید به راهتان ادامه دهید و این مسئله به خودتان مربوط است؟
حقیقت این است که این مثال، در خیلی از مواقعی که ما تصمیم به انجام کاری می گیریم و از عاقبت آن بی خبریم، و شخص دنیا دیده یا آگاهی به ما هشدار می دهد، صادق است. تفاوتش در اینجاست که چاهی که در سر راهمان قرار دارد، گاهی با چشم دیده نمی شود، اما حقیقتا وجود دارد.
اینجاست که این سخن معنا پیدا می کند: «هر که با نصیحت مخالفت کند، هلاک گردد.» (1)
یکی از صفاتی که همه ی ما دوست داریم دیگران داشته باشند، انتقادپذیری است. آیا دقت کرده ایم که وقتی نقد می شویم، واکنشمان چگونه است؟ معمولا آدم های موفق و بزرگ، کسانی هستند که از کوچکترین انتقادها استفاده کرده اند تا عیبها و نواقص خود را برطرف کنند برای اینکه بتوانند اشخاص مهم و تأثیرگذاری باشند.
«کسی که اهل پذیرش سخن حق و اصلاح است، از تباهی نجات مییابد و از رسوایی در امان میماند.» (2)
و در جای دیگر می خوانیم:[b] «بزرگترین توفیقها، پذیرش نصیحت (قبول کردن و عمل کردن آن) است.» (3)
اگر به زندگی رهبران موفق دنیا نگاه کنیم، می بینیم که آنها حتی از دشمنان خود هم درس می گیرند و اگر نکته ی مثبتی از آنها بشنوند، به صرف اینکه این سخن از دشمن آنهاست، آن را رد نمی کنند. این یک اخلاق پسندیده است که اسلام هم بر آن مهر تأیید می زند. پیامبر اکرم (صلوة الله علیه و آله) می فرمایند:
«حق را از هر کوچک و بزرگی که برای تو می آورد بپذیر، اگر چه او دشمن تو باشد.» (4)
خیلی وقتها کسر شأن خود می دانیم که از شخص کم سن و سال تر از خود نصیحت بشنویم و به جای اینکه درباره ی حرفش فکر کنیم، سن او را به رخش می کشیم و خودمان را بالاتر می دانیم. اما این سخن پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، حساب کار را دستمان می دهد.
این یک موضوع طبیعی است که هیچ یک از ما عقل کل نیستیم و به تمام امور اشراف نداریم. بنابراین همیشه نیاز به کسب آگاهی و کمک گرفتن از تجربیات دیگران داریم. انسان عاقل به جای جبهه گرفتن در برابر نصیحت دیگران، آن را برای بهبود زندگی اش به کار می گیرد. امام جواد (علیه السلام) فرموده اند:
«مومن نيازمند سه خصلت است : توفيق الهي و واعظ دروني و قبول و پذيرش سخن از كسي كه او را نصيحت مي نمايد.» (5)
البته مهم است که چه کسی انسان را نصیحت می کند. چند ویژگی باید در فرد مقابل باشد، تا عقل حرف او را بپذیرد. مثلا شجاع باشد و حرفی که می زند از سر ترس از موضوع نباشد. یا اینکه باتجربه باشد، عاقل و دارای علم به موضوع، خداترس و باتقوا، و مهمتر اینکه خیرخواه واقعی باشد.
از این به بعد، وقتی کسی نصیحتمان کرد، کارهای زیر را نکنـــــــــیم:
1.انکار سریع اشتباهمان.
2.دیگران را مقصر دانستن.
3.توجیه و دلیل تراشی.
4.انتقاد متقابل و تحقیر منتقد.
5.کوچک و بی اهمیت جلوه دادن انتقاد.
و خلاصه هر کاری که ما را از نعمت راهنمایی محروم کند.
پی نوشت:
1.امام علی (علیه السلام)، تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ پیشین، ص 153، ح 7743.
2.محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، حمید رضا شیخی، قم، دارالحدیث، 87، نهم، ج 12، ص220، ح 20230.
3.تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ پیشین، ص 277، ح 8344.
4.کلانتری، علی اکبر؛ پیشین، ص 255.
5. http://taskhiri3.blogfa.com/post-501.aspx
آدرس های مرجع
- تالار گفتگوی بیداری اندیشه: http://forum.bidari-andishe.ir/index.php
- :