۱۴/تیر/۹۱, ۲۳:۱۱
آینده گرایی آرمان گرایی و جامعه گرایی جوان:
جوان نگاه به آینده دارد و به شدت آینده گراست و معلوم است با مهدویت که مربوط به آینده است راحت تر ارتباط برقرار میکند.اما باید این آینده را به روشنی برای او ترسیم کنیم.
اگرمهدویت را به عنوان آینده ای روشن و دلخواه جوان برای او معرفی نکنیم او آینده ای تخیلی برای خود درست خواهد کرد و قشنگ تریت تخیلاتش را همین آینده ی خود ساخته،
تشکیل خواهد داد و آنگاه میدانید چه اتفاقی می افتد؟؟؟
هرنوع زندگی که داشته باشد و دست به هر نوع زندگی که میزند احساس شکست میکند.
اگر آینده گرایی جوان را با مهدویت پیوند نزنیم او آینده ای خیالی برای دنیای خود تصور
خواهد کردو هیچ وقت هم به آن نخواهد رسید.
میدانید انتظار فرج با سلمان چه کرد؟؟
وقتی پیامبر به او وعده ی رجعتش در حکومت حضرت مهدی را داد از شدت شوق گریه کرد
و گفت : " وقتی از نزد رسول خدا بلند شدم دیگر از آن روز به بعد برایم فرقی نمیکرد که چه وقت از دنیا بروم.
جوان آینده گراست و باید آینده گرایی جوان با چنین آینده روشنی پر شود.
جوان آرمان گرا نیز هست و اگر آرمان خوبی نداشته باشد به دنبال آرمان های کاذب خواهد رفت.
لذا اگر آرمان جامعه مهدوی به جوان خوب معرفی شود به دلیل تناسب و علاقه ای که به
آرمان دارد به سرعت جذب آن خواهد شد.
جوان به شدت جامعه گراست وبا افزایش سن کم کم فرد گرا میشود.باید قبل از آن جامعه مهدوی را به عنوان آرمانش به او معرفی کنیم.
عناصر پنج گانه انتظار:
از سوی دیگر برای انتظار و منتظر بودن می توان از پنج عنصر سخن گفت.
1- اعتراض به وضع موجود
2- تصور وضع مطلوب
3- تصدیق وضع مطلوب
4- تمنای وضع مطلوب
5- عمل برای تحقق وضع مطلوب
و به عبارت دیگر منتظر کسی است که این پنج عنصر در او وجود داشته باشد.
تناسب جوان با عناصر انتظار :
1- جوان سنت گریز است و این خصلت را خدادر وجود جوان گذاشته است.
اینکه مدهای جدید لباس توسط جوان ها اجرا میشود به خاطر همین سنت گریزی است و اگر جوان را به خاطر سنت گریزی سرزنش کنی و اذیت شود سنت شکن هم خواهدشد.
جوان دوست دارد به وضع موجود اعتراض کند و باید پاسخ این اعتراض به وضع موجود را در جامعه مهدوی بیابد وگرنه خراب میشود .
2- تصور وضع مطلوب،تخیل،کار جوان است.جوانان بهتر از هرکسی می توانند با استفاده از قدرت تصور سازی خود وضع مطلوب را برای خود تصویر کنند.
چرا خداوند جوانان را اینقدر خیال پرداز آفریده و آغاز دین داری و رسیدن به سن تکلیف را در سنی قرار داده است که قدرت خیال پردازی بسیار قوی است؟؟؟
چرا خدا در آغاز دینداری به جای خیال پردازی کمی عقل و دقت بیشتر به جوان ها عطا نفرموده بلکه خیال پردازی به آنها داده است؟؟؟
چون که جوان باید قبل از هر چیزبتواندآن وضع مطلوب را تصور کند.
خداوند هم قدرت تخیل را به جوان داده تا چنین اتفاقی بیفتد.
اگر نتواند وضع مطلوب را تصور کند نسبت به آن میلی پیدا نخواهد کرد و برای رسیدن به آن اقدامی نخواهد کرد.
قدرت خیال پردازی لازمه ی آغاز دینداری است.