تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آینده گرایی جوان و مهدویت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
آینده گرایی آرمان گرایی و جامعه گرایی جوان:
جوان نگاه به آینده دارد و به شدت آینده گراست و معلوم است با مهدویت که مربوط به آینده است راحت تر ارتباط برقرار میکند.اما باید این آینده را به روشنی برای او ترسیم کنیم.
اگرمهدویت را به عنوان آینده ای روشن و دلخواه جوان برای او معرفی نکنیم او آینده ای تخیلی برای خود درست خواهد کرد و قشنگ تریت تخیلاتش را همین آینده ی خود ساخته،
تشکیل خواهد داد و آنگاه میدانید چه اتفاقی می افتد؟؟؟
هرنوع زندگی که داشته باشد و دست به هر نوع زندگی که میزند احساس شکست میکند.
اگر آینده گرایی جوان را با مهدویت پیوند نزنیم او آینده ای خیالی برای دنیای خود تصور
خواهد کردو هیچ وقت هم به آن نخواهد رسید.
میدانید انتظار فرج با سلمان چه کرد؟؟
وقتی پیامبر به او وعده ی رجعتش در حکومت حضرت مهدی را داد از شدت شوق گریه کرد
و گفت : " وقتی از نزد رسول خدا بلند شدم دیگر از آن روز به بعد برایم فرقی نمیکرد که چه وقت از دنیا بروم.
جوان آینده گراست و باید آینده گرایی جوان با چنین آینده روشنی پر شود.
جوان آرمان گرا نیز هست و اگر آرمان خوبی نداشته باشد به دنبال آرمان های کاذب خواهد رفت.
لذا اگر آرمان جامعه مهدوی به جوان خوب معرفی شود به دلیل تناسب و علاقه ای که به
آرمان دارد به سرعت جذب آن خواهد شد.
جوان به شدت جامعه گراست وبا افزایش سن کم کم فرد گرا میشود.باید قبل از آن جامعه مهدوی را به عنوان آرمانش به او معرفی کنیم.
عناصر پنج گانه انتظار:
از سوی دیگر برای انتظار و منتظر بودن می توان از پنج عنصر سخن گفت.
1- اعتراض به وضع موجود
2- تصور وضع مطلوب
3- تصدیق وضع مطلوب
4- تمنای وضع مطلوب
5- عمل برای تحقق وضع مطلوب
و به عبارت دیگر منتظر کسی است که این پنج عنصر در او وجود داشته باشد.
تناسب جوان با عناصر انتظار :
1- جوان سنت گریز است و این خصلت را خدادر وجود جوان گذاشته است.
اینکه مدهای جدید لباس توسط جوان ها اجرا میشود به خاطر همین سنت گریزی است و اگر جوان را به خاطر سنت گریزی سرزنش کنی و اذیت شود سنت شکن هم خواهدشد.
جوان دوست دارد به وضع موجود اعتراض کند و باید پاسخ این اعتراض به وضع موجود را در جامعه مهدوی بیابد وگرنه خراب میشود .
2- تصور وضع مطلوب،تخیل،کار جوان است.جوانان بهتر از هرکسی می توانند با استفاده از قدرت تصور سازی خود وضع مطلوب را برای خود تصویر کنند.
چرا خداوند جوانان را اینقدر خیال پرداز آفریده و آغاز دین داری و رسیدن به سن تکلیف را در سنی قرار داده است که قدرت خیال پردازی بسیار قوی است؟؟؟
چرا خدا در آغاز دینداری به جای خیال پردازی کمی عقل و دقت بیشتر به جوان ها عطا نفرموده بلکه خیال پردازی به آنها داده است؟؟؟
چون که جوان باید قبل از هر چیزبتواندآن وضع مطلوب را تصور کند.
خداوند هم قدرت تخیل را به جوان داده تا چنین اتفاقی بیفتد.
اگر نتواند وضع مطلوب را تصور کند نسبت به آن میلی پیدا نخواهد کرد و برای رسیدن به آن اقدامی نخواهد کرد.
قدرت خیال پردازی لازمه ی آغاز دینداری است.
روح بلند جوان اموری را تصدیق می کند که دیگران نمی توانند باور کنند.
در جریانه انقلاب خیلی ها باور نمی کردند امام خمینی پیروز شود، ولی جوان ها همه باور داشتند.
جوان راحت تر به تصور وضع مطلوب می رسد ودر نتیجه راحت تر هم وضع مطلوب راتصدیق و باور میکند.
به عبارتی تصدیق وضع مطلوب هم بیش از هرکسی مال جوان هاست.
تمنا و آرزو کردن نیزبیش از هر گروه سنی با جوانان تناسب دارد. در سنین جوانی یکی از علمای قم به بنده می فرمودند : " قدر جوانی خود را بدانید من الان تمام همتم این است که خودم را سالم از قبر عبور دهم و به محضر خدا برسم.تقاضاهای گسترده، تمناهای بزرگ،جامع نگری ها و آرمان گرایی ها همه اش مال دوران جوانی است ، قدرش را بدان.
البته فکر نکن اینها برای تو فضیلتی است. همه ی جوان ها این خصلت ها را دارند،دچار غرور نشوی. ولی سعی کن این روحیات را حفظ کنی ، نکند روزی به جایی برسی که بگویی: خدایا مهمترین درخواست من این است که فشار قبر سراغ من نیاید. "
آدم کمی پا به سن بگذارد به اینجا میرسد.تمناهای بلند مال جوانی است.آن هم تمناهایی که سودش مال دیگران است. مثل تمنای مسلمان شدن و نماز خوان شدن تمام اروپایی ها و ژاپنی هاو...، که یکی از تمناهای هر منتظر واقعی است.
عمل بر اساس جامعه مهدوی و زمینه سازی برای تحقق آن جرات می خواهد.
امام باقر به جابر می فرماید : " اگر همه ی مردم شهر جمع شوند و بگویند تو آدم بدی هستی و تو از این حرف ناراحت شوی یا اینکه بگویند تو آدم خوبی هستی و تو از این حرف خوشحال شوی تو از دوستان ما نیستی.
البته مراد آن نیست که کارهای ناپسند انجام داده و بر خلاف هنجارهای اجتماعی رفتار کنیم
و بعدش از اعتراض مردم هم ناراحت نشویم. نه ، بلکه مراد آن است که اگر وظیفه ات را انجام میدهی اما کسی تحویلت نمیگیرد نباید به تو بر بخورد.
اینقدر باید مستقل باشی!!
جامعه مهدوی چنین استقلالی را می خواهد.
منتظر کسی است که بر اساس این استقلال بتواند عمل کند و این استقلال و جرات با روحیه ی جوان خیلی تناسب دارد.
یه مثال کاربردی برای مطالب اخیر :
آیا از خواندن قرآن لذت میبیرید؟؟
آیا از مدح اهل بیت و ذکر فضایلشان لذت میبرید؟؟؟
اگر جوابتان مثبت است و اگر مراسم عروسی جای لذت بردن و شاد بودن است پس چرا عروسی هایتان را بدون قرآن و مدح اهل بیت برگزار میکنید؟؟؟
محکم جلوی همه بایستید و بگویید هر کس از چیزی لذت میبرد، ماهم از قرآن و مدح اهل بیت لذت میبریم و شاد میشویم و می خواهیم عروسی خودمان را با اینها برگزار کنیم و از این لذائذ و شادی ها در شب عروسی بی بهره نمانیم.
آن وقت یکی از کارت های دعوت چنین عروسی را خطاب به آقا امام زمان بنویسید وبگویید :
آقا ما آدرسی نداشتیم که این کارت را برایتان ارسال کنیم، ولی دوست داریم شما هم تشریف بیاورید.
بعد هم کارت دعوت را به عنوان یادگاری پیش خود نگه دارید.


به نقل از دو ماهنامه امان
حجت ااسلام والمسلمین علیرضا پناهیان
آدرس های مرجع