۱۸/تیر/۹۱, ۱۱:۴۹
به نام خدا
رسول اكرم و استخدام وسيله
عدهاي از قبيله ثقيف آمدند خدمت رسول اكرم : يا رسول الله ما
ميخواهيم مسلمان بشويم ولي سه تا شرط داريم ، اين شرطها را بپذير . يكي
اينكه اجازه بده يك سال ديگر ما اين بتها را پرستش بكنيم . ( مثل
آنهايي كه ميگويند بگذار ما يك شكم سيري بخوريم ) بگذار يك سال ديگر ما
خوب اينها را پرستش بكنيم كه ديگر شكمي از عزا در آورده باشيم . دوم
اينكه اين نماز خيلي بر ما سخت و ناگوار است . ( عرب آن تكبرش اجازه
نميداد ركوع و سجود كند ، چون تمام نماز خضوع و خشوع است و از اين جهت
بر طبيعت اينها گران بود ) . سوم اينكه بت بزرگمان را به ما نگو به
دست خودتان نشكنيد .
فرمود از اين سه پيشنهادي كه ميكنيد پيشنهاد آخرتان
كه فلان بت را به دست خودتان نشكنيد مانعي ندارد ، من يك نفر ديگر را
ميفرستم . اما آنهاي ديگر ، محال است چنين چيزي . يعني پيغمبر هرگز چنين
فكر نكرد كه يك قبيله آمده مسلمان بشود ، او كه چهل سال بت را پرستيده
، بگذار يك سال ديگر هم پرستش بكند ، بعد از يك سال بيايد مسلمان بشود
. زيرا اين يعني صحه گذاشتن روي بتپرستي . نه فقط يك سال بلكه اگر
ميگفتند يا رسول الله ما با تو قرارداد ميبنديم كه يك شبانه روز بت
پرستيم و بعد از آن مسلمان بشويم كه اين يك شبانه روز را پيغمبر طبق
قرارداد پذيرفته باشد محال بود بپذيرد . اگر ميگفتند يا رسول الله اجازه
بده كه ما يك شبانه روز نماز نخوانيم بعد مسلمان بشويم و نماز بخوانيم -
كه آن يك شبانه روز نماز نخواندن طبق قرارداد و امضاي پيغمبر باشد - محال بود
پيغمبر اجازه بدهد . از هر وسيلهاي استفاده نميكرد .
ميخواهيم مسلمان بشويم ولي سه تا شرط داريم ، اين شرطها را بپذير . يكي
اينكه اجازه بده يك سال ديگر ما اين بتها را پرستش بكنيم . ( مثل
آنهايي كه ميگويند بگذار ما يك شكم سيري بخوريم ) بگذار يك سال ديگر ما
خوب اينها را پرستش بكنيم كه ديگر شكمي از عزا در آورده باشيم . دوم
اينكه اين نماز خيلي بر ما سخت و ناگوار است . ( عرب آن تكبرش اجازه
نميداد ركوع و سجود كند ، چون تمام نماز خضوع و خشوع است و از اين جهت
بر طبيعت اينها گران بود ) . سوم اينكه بت بزرگمان را به ما نگو به
دست خودتان نشكنيد .
فرمود از اين سه پيشنهادي كه ميكنيد پيشنهاد آخرتان
كه فلان بت را به دست خودتان نشكنيد مانعي ندارد ، من يك نفر ديگر را
ميفرستم . اما آنهاي ديگر ، محال است چنين چيزي . يعني پيغمبر هرگز چنين
فكر نكرد كه يك قبيله آمده مسلمان بشود ، او كه چهل سال بت را پرستيده
، بگذار يك سال ديگر هم پرستش بكند ، بعد از يك سال بيايد مسلمان بشود
. زيرا اين يعني صحه گذاشتن روي بتپرستي . نه فقط يك سال بلكه اگر
ميگفتند يا رسول الله ما با تو قرارداد ميبنديم كه يك شبانه روز بت
پرستيم و بعد از آن مسلمان بشويم كه اين يك شبانه روز را پيغمبر طبق
قرارداد پذيرفته باشد محال بود بپذيرد . اگر ميگفتند يا رسول الله اجازه
بده كه ما يك شبانه روز نماز نخوانيم بعد مسلمان بشويم و نماز بخوانيم -
كه آن يك شبانه روز نماز نخواندن طبق قرارداد و امضاي پيغمبر باشد - محال بود
پيغمبر اجازه بدهد . از هر وسيلهاي استفاده نميكرد .
ان شاالله ادامه دارد ...