۲۰/تیر/۹۱, ۱۲:۵۵
زنديق پرسيد: بفرماييد اصل سحر و جادو چيست؟
و كار جادوگر با تمام عجايبى كه در بارهاش آمده چگونه است؟
فرمود: سحر و جادو چند گونه است:
يك نوع آن مانند طبّ و پزشكى است،
همان طور كه پزشكان براى هر دارويى درمانى قرار مىدهند، همين طور است علم جادو و سحر، با فريب براى هر سلامتى آفتى مىسازند، و براى هر درمان دردى، و براى هر معنى حيلهاى.
و نوع ديگر سحر عبارت است از: شعبده، تردستى، خوارق عادات و چشم بندى.
و نوع ديگر آن همان است كه دوستان شياطين از ايشان اخذ مىكنند.
زنديق پرسيد: از كجا شياطين علم سحر را ياد گرفتهاند؟
فرمود: از همان جا كه طبيبان طبّ را دريافتند، مقدارى با تجربه و قدرى با درمان.
پرسيد: نظر شما در باره دو فرشته هاروت و ماروت چيست؟ و آنچه مردم قائلند كه اين دو به ديگران سحر مىآموختند؟
امام صادق عليه السّلام فرمود:
آن دو در مكان امتحان و جاى فتنه بودند، از تسبيحات آن دو فرشته اين بود كه: امروز اگر انسان فلان كار را انجام دهد چنين مىشود، و اگر اين گونه علاج كند چنان مىشود، در انواع سحر و جادو، و مردم نيز آنچه از اين دو صادر مىشد را مىآموختند، و آن دو مىگفتند: ما فقط وسيله فتنه و آزمايشيم، مبادا از ما چيزى اخذ كنيد كه به شما زيان رسانده و هيچ سودتان نبخشد.
پرسيد: آيا ساحر قادر است انسان را با سحر بصورت سگ يا خر يا غير درآورد؟
فرمود:
عاجزتر و ناتوانتر از آن است كه بتواند آفرينش خدا را تغيير دهد،
هر كه اقدام به ابطال آنچه خدا ساخته و صورت داده نموده و آن را تغيير دهد، چنين شخصى شريك خدا در آفرينش او است، پس برتر است خداوند از آن،
اگر آن طور كه مىگويى ساحر بر آن قادر بود حتماً از جان خود هر ضعف پيرى و آفت و مرضى را دفع مىساخت، و سفيدى را از سر خود دور نموده و فقر و ندارى را از ساحت خود بيرون مىكرد،
و بىشكّ از اكبر سحر و جادو سخن چينى است، كه با آن ميان دو دوست را تفرقه مىاندازد، و دشمنى را ميان رفقاى با صفا وارد مىكند، و با آن خونها مىريزد، خانهها خراب مىكند، و پردهها را مىاندازد،
و فرد سخن چين بدترين كسى است كه بر روى زمين قدم نهاده.
پس بهترين تعريف صحيح در باره سحر اين است كه آن مانند طبّ مىباشد، ساحر كسى را جادو مىكند در نتيجه از نزديكى زنان مىافتد، پس نزد طبيب رفته و از راه ديگرى او را علاج مىكند، پس درمان مىشود.
احتجاج-ترجمه جعفرى، ج2، ص: 214
و كار جادوگر با تمام عجايبى كه در بارهاش آمده چگونه است؟
فرمود: سحر و جادو چند گونه است:
يك نوع آن مانند طبّ و پزشكى است،
همان طور كه پزشكان براى هر دارويى درمانى قرار مىدهند، همين طور است علم جادو و سحر، با فريب براى هر سلامتى آفتى مىسازند، و براى هر درمان دردى، و براى هر معنى حيلهاى.
و نوع ديگر سحر عبارت است از: شعبده، تردستى، خوارق عادات و چشم بندى.
و نوع ديگر آن همان است كه دوستان شياطين از ايشان اخذ مىكنند.
زنديق پرسيد: از كجا شياطين علم سحر را ياد گرفتهاند؟
فرمود: از همان جا كه طبيبان طبّ را دريافتند، مقدارى با تجربه و قدرى با درمان.
پرسيد: نظر شما در باره دو فرشته هاروت و ماروت چيست؟ و آنچه مردم قائلند كه اين دو به ديگران سحر مىآموختند؟
امام صادق عليه السّلام فرمود:
آن دو در مكان امتحان و جاى فتنه بودند، از تسبيحات آن دو فرشته اين بود كه: امروز اگر انسان فلان كار را انجام دهد چنين مىشود، و اگر اين گونه علاج كند چنان مىشود، در انواع سحر و جادو، و مردم نيز آنچه از اين دو صادر مىشد را مىآموختند، و آن دو مىگفتند: ما فقط وسيله فتنه و آزمايشيم، مبادا از ما چيزى اخذ كنيد كه به شما زيان رسانده و هيچ سودتان نبخشد.
پرسيد: آيا ساحر قادر است انسان را با سحر بصورت سگ يا خر يا غير درآورد؟
فرمود:
عاجزتر و ناتوانتر از آن است كه بتواند آفرينش خدا را تغيير دهد،
هر كه اقدام به ابطال آنچه خدا ساخته و صورت داده نموده و آن را تغيير دهد، چنين شخصى شريك خدا در آفرينش او است، پس برتر است خداوند از آن،
اگر آن طور كه مىگويى ساحر بر آن قادر بود حتماً از جان خود هر ضعف پيرى و آفت و مرضى را دفع مىساخت، و سفيدى را از سر خود دور نموده و فقر و ندارى را از ساحت خود بيرون مىكرد،
و بىشكّ از اكبر سحر و جادو سخن چينى است، كه با آن ميان دو دوست را تفرقه مىاندازد، و دشمنى را ميان رفقاى با صفا وارد مىكند، و با آن خونها مىريزد، خانهها خراب مىكند، و پردهها را مىاندازد،
و فرد سخن چين بدترين كسى است كه بر روى زمين قدم نهاده.
پس بهترين تعريف صحيح در باره سحر اين است كه آن مانند طبّ مىباشد، ساحر كسى را جادو مىكند در نتيجه از نزديكى زنان مىافتد، پس نزد طبيب رفته و از راه ديگرى او را علاج مىكند، پس درمان مىشود.
احتجاج-ترجمه جعفرى، ج2، ص: 214