۲۱/تیر/۹۱, ۰:۱۱
سلام
مدتی هست که در خدمت یکی از اساتید مشهد هستیم (البته لفظ استاد در جهت تایید نیست ، بلکه در جهت تایید قدرت علمی و مناظرات ایشون هست) ، البته ایشون فکر نمی کنم دوست داشته باشند نامشون گفته بشه ، پس بنده هم نامی نمی برم و خواهش می کنم کسی نام ایشون رو نپرسه.
اما مقدمه.
بنده خیلی به علامه طباطبائی علاقه داشتم و دارم ، همینطور شهید مطهری و شخصیت های بزرگی مثل این بزرگان بودم و هستم.مدتی هست این استاد بنا بر استدلالاتی فلسفه رو زیر سوال بردند که نتیجه اون منجر میشه به تکفیر ... .
من می دونم که یک جای این استدلالات می لنگه ، اما خوب به علت ضعف علمی نمی تونم جواب مناسبی بدم.
به همین خاطر هم سعی می کنم از نقطه نظر ایشون به شما پاسخ بدم و این پاسخ ها نظرات بنده نیست.
البته ایشون هم بارها گفتند برید دنبال رد نظریات من و ردشون کنید من خوشحال می شم.
ایشون چند تا فرض رو در ابتدا مطرح کردند که شک من بیشتر در صحت این فرضیات هست:
- موجود یعنی هست و بیانگر هستی است
- وجود یعنی چیستی.
- عرفا و قلاسفه می گویند مخلوق و خالق دارای وجود هستند ، لذا آن ها از یک ماده اولیه تشکیل شدند و در نهایت ما از وجود تشکیل شدیم و خدا هم از وجود ، پس ما و خدا از یک چیز تشکیل شدیم و در نتیجه قابل پرستش هستیم (حتی گفت که در کتب بدایه ، نهایه و اسفار چنین چیزهایی نقل شده.
- ما (ایشون) می گوییم خدا از غیر وجود (چیزی که چیستی ما است) تشکیل شده ، و غیر خدا از وجود تشکیل شدند.
- ما (ایشون) می گوییم جهان حادث است اما فلاسفه و عرفا می گویند قدیم است. (و نتیجه می گیرند که فلاسفه و عرفا چیزی غیر از خدا رو دارای قدرت می دونند و .... )
فعلا تا همین جا رو گفتم ، آخر شب هست ، منتظر جواب های خوب و راه نمای شما دوستان هستم.
مدتی هست که در خدمت یکی از اساتید مشهد هستیم (البته لفظ استاد در جهت تایید نیست ، بلکه در جهت تایید قدرت علمی و مناظرات ایشون هست) ، البته ایشون فکر نمی کنم دوست داشته باشند نامشون گفته بشه ، پس بنده هم نامی نمی برم و خواهش می کنم کسی نام ایشون رو نپرسه.
اما مقدمه.
بنده خیلی به علامه طباطبائی علاقه داشتم و دارم ، همینطور شهید مطهری و شخصیت های بزرگی مثل این بزرگان بودم و هستم.مدتی هست این استاد بنا بر استدلالاتی فلسفه رو زیر سوال بردند که نتیجه اون منجر میشه به تکفیر ... .
من می دونم که یک جای این استدلالات می لنگه ، اما خوب به علت ضعف علمی نمی تونم جواب مناسبی بدم.
به همین خاطر هم سعی می کنم از نقطه نظر ایشون به شما پاسخ بدم و این پاسخ ها نظرات بنده نیست.
البته ایشون هم بارها گفتند برید دنبال رد نظریات من و ردشون کنید من خوشحال می شم.
ایشون چند تا فرض رو در ابتدا مطرح کردند که شک من بیشتر در صحت این فرضیات هست:
- موجود یعنی هست و بیانگر هستی است
- وجود یعنی چیستی.
- عرفا و قلاسفه می گویند مخلوق و خالق دارای وجود هستند ، لذا آن ها از یک ماده اولیه تشکیل شدند و در نهایت ما از وجود تشکیل شدیم و خدا هم از وجود ، پس ما و خدا از یک چیز تشکیل شدیم و در نتیجه قابل پرستش هستیم (حتی گفت که در کتب بدایه ، نهایه و اسفار چنین چیزهایی نقل شده.
- ما (ایشون) می گوییم خدا از غیر وجود (چیزی که چیستی ما است) تشکیل شده ، و غیر خدا از وجود تشکیل شدند.
- ما (ایشون) می گوییم جهان حادث است اما فلاسفه و عرفا می گویند قدیم است. (و نتیجه می گیرند که فلاسفه و عرفا چیزی غیر از خدا رو دارای قدرت می دونند و .... )
فعلا تا همین جا رو گفتم ، آخر شب هست ، منتظر جواب های خوب و راه نمای شما دوستان هستم.

