۲۱/تیر/۹۱, ۱۱:۳۶
به نام خدا
![[تصویر: ghowmneshanshode.jpg]](http://mastoor.ir/images/news/ghowmneshanshode.jpg)
این مقاله به تولد اسلام و نحوه ورود آن به ایران ودلایل ضعف و ازبین رفتن سلسله ساسانی به اختصار پرداخته است.
همانطور که می دانید اسلام دربهترین شرایط تاریخی ودربرگزیده ترین موقعیت جغرافیایی، یعنی جزیرة العرب متولد شد؛ درمیان دو امپراطوری ایران وروم که به دلیل پیشینه فرهنگی و تمدنی، واجد همه قدرت درمناسبات سیاسی، اقتصادی ونظامی بودند. این موقعیت نه تنها جزیرةالعرب را از نفوذ وسیطره تمام عیارآن دوقدرت درامان می داشت بلکه مانع نفوذ و بسط آموزه های فلسفی ونگرشهای کلی آن دوامپراطوری درمیان ساکنان این منطقه نیز بود. مکه درمیان دره کم وسعتی برسرراه کاروانیان شام، یمن وعراق، تنها میزبان ساکنان ومسافران بومی خود بود.
دروقت بعثت پیامبر امپراطوری ساسانی برای مدت 400 سال بود که بربخش بزرگی ازجهان حاکم بود ومنطقه ای مابین بین انهرین، رود سند، ارمنستان و یمن را دراختیار داشت. وقایع مختلفی ازجمله جنگهای طولانی مدت، آن هم در سه جبهه، زمینه های لرزان شدن پایه های این امپراطوری پرقدرت را درخود پنهان داشت. دراین هنگام ایران درجبهه غرب با دولت روم شرقی، درجبهه شرق با هیاطله وکوشانیان ودرجبهه شمالی با ارمنستان درحال نبرد بود.
نکته مهمی که به نظر می رسد این است که دراین عصر، دین زرتشت ازوجهه الهی خود فاصله گرفته بود، اگرچه قوانین اوستا اندک بود ولی دست روحانیون دراعمال همین قوانین برمردم باز بود وحق باسواد شدن تنها مخصوص این طبقه بود.
مشکلات فرهنگی عارض شده برآئین کهن ایرانیان ودورافتادن منابع دینی و موبدان زرتشتی ازمبانی اصلی این دین وهمچنین ابتلای طبقه روحانی عصرساسانی به تباهی اخلاقی وفساد مالی، فرصت هرگونه تجدید حیات فرهنگی برمبنای دین زرتشتی را ازبین برده بود وکم کم باضعف سازمان سیاسی، این نظام وامپراطوری، مستعد فروپاشی از درون شد.از طرفی سرکوب قیامهای مردمی توسط سلاطین، بردیواره های این نظام ترک انداخت. درهمین اثنا بود که عبدالله بن خدافه سهمی قریشی، نامه ممهوربه مهرحضرت رسول را به دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی رساند. نامه برپادشاه گران آمد وآن را پاره کرد وحکم بازداشت پیامبر را صادرکرده و برای اجرا به سوی امیردست نشانده خود دریمن، یعنی باذان بن ساسان ارسال کرد. درواقع درسال 570 با درهم شکسته شدن حکومت آخرین امیرحبشی که ازخاندان ابرهه بود، یمن تبدیل به سرزمینی دست نشانده ایران ساسانی شد. به این ترتیب دراوایل تولد پیامبرگروه زیادی ازایرانیان دریمن، عدن، حضرموت وسواحل دریای سرخ زندگی می کردند ویمن را به تمامی دراختیار داشتند.
درسال ششم هجری، یعنی سال ارسال نامه پیامبر، ایران ساسانی به عنوان رقیب سرسخت امپراطوران روم، بخشهای مهمی ازمدیترانه تا شرق دور و مرزچین را درتصرف خود داشت.مناطق مرزی جزیرةالعرب وازجمله یمن نیزتحت سلطه امیران ساسانی بود.
درادامه حکم دستگیری رسول خدا به امیر یمن می رسد، او دونفررا با نامه ای روانه مدینه می سازد وپیامبررا ازحکم بازداشت پادشاه ساسانی باخبرمی کند.
حضرت پس ازملاقات با دوپیک، خبر دریده شدن شکم خسروپرویز وکشته شدن او به دست پسرش را به مأموران باذان می دهد وبا تقدیم هدایایی به قاصدان یمن می فرماید:« به یمن بازگردید، سلام مرا به باذان برسانید وبگویید اگرمسلمان شود حکومت یمن را همچنان دراختیارخواهد داشت.»
باذان اسلام آورد وبا گروهی ازایرانیان، هسته جدید واولیه ایرانیان مسلمان ساکن یمن را ایجاد کرد وتا آخرین روزهای حیات به عنوان امیرمسلمان یمن درخدمت بود. البته گسترش اسلام دریمن و گرایش شیعی ساکنان این منطقه، مرهون مأموریتها وحضورحضرت علی(علیه السلام) دریمن است.حضرت علی چند مأموریت ازطرف رسول خدا دریمن داشتند.جمع آوری خراج وسامان دادن به اوضاع یمن موضوع این مأموریت بود. طی این مأموریتها ایرانیان ساکن یمن ازنزدیک با امام علی دیدارکردند وازجانب خود نماینده ای به نام فیروز را جهت ابراز وفاداری وایمان، به مدینه نزد پیامبرروانه کردند.
![[تصویر: ghowm-neshan-shode.jpg]](http://mastoor.ir/images/news/ghowm-neshan-shode.jpg)
اوضاع ایران به همین منوال بود واین شرایط ازچشم خلفای حاکم برحجازدورنمانده بود. ابی حارثه، سردارخلیفه مسلمانان یعنی عمربن خطاب که درسوریه مشغول بود، اخبارهرج ومرج ایران را به گوش خلیفه رساند. خلیفه موقعیت را مغتنم شمرد ونامه ای به درباریزگرد فرستاد. یزگرد زمانی به خلافت رسیده بود که بیست و دو روز ازخلافت ابوبکرمی گذشت. نامه نگاریهای عمرو یزدگرد ادامه داشت وبه لحاظ زمانی پس ازجنگ قادسیه وپیش ازجنگ نهاوند که حدودا چهارماه طول کشید، بود وطی آن تکلیف رویارویی ایرانیان ومسلمانان معلوم شد.1
آغازحملات اعراب مسلمان به مرزهای ایران درزمان خلافت ابوبکربود، اما با مرگ اوجانشینش عمربن خطاب فتوحات اورا ادامه داد. دردوره خلافت ده ساله او ایران کاملا به تصرف اعراب درآمد. اعراب مسلمان شده دروقت ورود به دروازه های فارس ودربارسلاطین ساسانی خاطرات زندگی ساده وبی آلایش پیامبر را درخاطرداشتند اما دیدارتجملات درباری به سرعت همه خاطرات را ازصفحه دل وذهن آنها شست ودرمقابل مستضعفان حاشیه نشین امپراطوری ساسانی دل به سادگی مسلمانان تازه وارد بستند وبه محبت خاندان کرامت ووحی دل سپردند.
ایران وایرانیان، با پذیرش شکست وتسلیم خودخواسته، وارد گردونه تقدیرکلی الهی شدند، به نوشته استاد مرحوم سیدجعفرشهیدی، عواملی که سبب شد درمدتی کمترازده سال زمینه های نابودی این امپراطوری بزرگ فراهم شود این دلایل این است که اولا مردم ازاین حکومت ناخشنود بودند، ثانیا فشارطبقه حاکم برمردم زیاد بود ودرآخر، کهنگی وبی روح گردیدن آئین زرتشتی به منزله تهی شدن همه ذخایراین آئین وناتوان بودنش برای پاسخگویی به نیازها ومقتضیات فرهنگی سالهای پایانی عصرساسانی بود.2
استادمطهری درباره دلیل پذیرش اسلام توسط ایرانیان می نویسد:« مردم ایران که مردم باهوشی بودند وبه علاوه، سابقه فرهنگ وتمدن نیزداشتند بیش ازهرملت دیگرنسبت به اسلام شیفتگی نشان دادند وبه آن خدمت کردند. ایرانیان روح اسلام ومعنی اسلام را درنزد خاندان رسالت یافتند وفقط خاندان رسالت بودند که پاسخگوی پرسشها ونیازهای واقعی روح ایرانیان بودند.3»
درواقع این روح، به طورخاص درخاندان رسالت جاری بود ومطالبات حقیقی ایرانیان را پاسخ میگفت.
پی نوشت:
1- ماهنامه باستانی دیروز ما، خرداد 1385
2-شهیدی، سیدجعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، صص 106-107
3- مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام وایران، ص 121
بخشی از کتاب"قوم نشان شده، نقش ایران و ایرانیان در واقعه ی شریف ظهور" از اسماعیل شفیعی سروستانی، تهران: موعود عصر
ان شاء الله ادامه دارد...