تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نقد سریال "ساخت ایران"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۱/مرداد/۹۱ ۱۳:۴۸)anti dajjil نوشته است: [ -> ]صبح بخیر ساعت یک ربع به دوی صبحه!!Big Grin
بخشیدیم فقط دیگه تکرار نشه!Big Grin

چشم اقا معلم

دوستانی که میخوان همکاری کنن برن سراغ قسمت اول میخواییم نقدش کنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بریم سراغش
شرح قسمت اول سریال ساخت ایران:
در قسمت اول سریال ساخت ایران بهنام تشکر با اسم دکتر کوروش افشارجم پودری را کشف میکند که آب را تصفیه کرده و میتواند سوختی برای ماشین ها نیز باشد و این موضوع را به همسرش(بهاره ی رهنما) خبر میدهد و آزمایش این پودر را در جلوی او انجام میدهد و ...(بعضی جاهایش را یادم نمی آید)

در این قسمت بنده چیز خاصی ندیدم
بسم الله الرحمن الرحیم

قسمت اول

در ابتدای فیلم مشاهده میکنیم دکتر کوروش افشارجم(بهنام تشکر) درحال آزمایشی می باشد که این آزمایش موجب کشف بزرگ وی در زمینه نانو میشود.
او پودری را کشف میکند که آب را تصفیه و سوختی پاک تولید میکند.
وقتی اختراعش را به همسرش(بهاره رهنما) نشان میدهد همسر وی اصلا او را درک نمی کند و این تا وقتی است که از قسمت اول اختراع یعنی تصفیه آب با خبر میشود ولی وقتی که می فهمد پودر توانایی تبدیل آب را به سوخت دارد بسیار خوشحال می شود و...

اما بحث اصلی از اینجا شروع میشه جایی که کوروش وارد اداره ثبت اختراعات میشه.
ابتدا با آبدارچی اداره مواجه میشه که نمادی از فساد اقتصادی و رشوه درون ادارات ایران هستش که کوروش قبول نمیکنه به اون رشوه بده و خودش برای ثبت اکتشاف اقدام میکنه اما نتیجه چیزی جز ناکامی نیست و اون به دلایل مختلفی از این اتاق به اون اتاق پاس کاری میشه که این اتفاق نتیجه دیکتاتوری بروکراسی موجود هست که کارگردان به اون اعتراض کرده که حقیقتا انتقاد خوب و به جایی بود.

بعد از همه اینها کوروش وارد توالت میشه که ناگهان متوجه حضور رئیس اداره در اون مکان میشه و یکی از سکانسهای بسیار ایهام برانگیز فیلم اتفاق میوفته.
کوروش به رئیس میگه 2 دیقه میخوام وقتتون رو بگیرم.
که رئیس پاسخ میده: اقا دو دقیقه چیه خجالت بکش.کسی اینجاست؟
کوروش پاسخ میده نه کسی نیست...

و نتیجه اون اینه که کوروش میره جلوی دهن رئیس اداره رو میگیره و به داد و فریاد همه مردم می ریزن تو توالت...

در ادامه می بینیم اون در دفتر رئیس نشسته و با اون صحبت میکنه تا کشف بزرگش رو به اون معرفی کنه.
اما رئیس به جای اینکه یک فرد متخصص باشه و حداقل دکترایی داشته باشه یک حاج اقاست و کارگردان خیلی روی این موضوع تاکید داره که بفهمونه این فردی که راس کار نشسته واسه لیاقت و سوابقش نیست بلکه به خاطر حاج اقا بودنش به این مقام بالا رسیده و این از دیالوگهای کوروش و اطرافیان رئیس اداره مشخص میشه حتی یه قسمتی حاج اقا خودش به کوروش میگه:عزیزم حالا نگاه نکن ما سیکل داریم بیلیتمون برده اینجا نشستیم...

نکته دیگه در اتاق رئیس گیر دادن حاج اقا به کارت پایان خدمت کوروش است که چرا پایان خدمت نداری...
که باز هم بیانگر اعتراضی است به مسئولین که در ایران یک دکتر بدون کارت پایان خدمت هیچ جایگاهی نداره و حاج اقا روی این قضیه خیلی پافشاری میکنه و چون دکتر کوروش کارت پایان خدمت نداره حتی حاضر نمیشه اختراعش رو ببینه و اون رو از اتاق بیرون میکنه.

نتیجه این رفتار حاج اقا اینه که کوروش که فردی درستکار بود برای اینکه کارش راه بیوفته میره پیش همون آبدارچی و بهش رشوه میده و اون بهش میگه باید بری دنبال اسپانسر.

اما کوروش میره سراغ اسپانسرها که سه نفر هستند.

اسپانسر اول: به نوعی حاج اقاست و تمام فکرو ذکرش بهره سیاسی از اکتشافه و مدام تکرار میکنه که با این کشف بزرگ مشت محکمی بر دهان استکبار میزنیم و نشونشون میدیم و...
که ظاهرا کوروش از این حرفها خوشش نمی آید و هدفی جهانی دارد...
به هرحال این حاج اقا هم به دلیل کمبود بودجه کوروش را رد میکند

اسپانسر دوم: یک کارخانه دار که وابستگی به دولت ندارد و کراوات هم زده و... که همین اقا با اینکه کشف بزرگ کوروش را درک نکرده حاضر میشود برایش هزینه کند

اسپانسر سوم: یک استاد دانشگاه آرمانی که اولین شخصی است که به اهمیت اختراع کوروش پی می برد و تمام تلاشش را برای تامین بودجه میکند که در همان لحظه نامه ای می آید که بازنشست شده و دیگر مسئولیتی ندارد.
این بازنشستگی دو مفهوم دارد:
1_میخواهد نظام فاسد اداری را نشان دهد و مقایسه کند پست و سمت این استاد آرمانی را با حاج اقاها.
2_عده ای در دولت که از اختراع کوروش با خبر شده اند میخواهند به هر نحوی که است جلوی وی را بگیرند.

به هرحال کوروش به خانه باز میگردد و اینجا نیز سخنان زنش قابل توجه است:
همسرش دلیل اینکه اختراعش مشتری ندارد را این عنوان میکند که این کشف به نفع کشور تو نیست چون درامد ما از نفت و سوخت هست درحالی که با این اختراع تو سوخت قیمتش به شدت پایین می آید...

اما در همین لحظه فردی با وی تماس میگیرد که کوروش ابتدا فکر میکند حاج اقاست ولی او زنگ زده که وی را تهدید کند.
در حقیقت میتوان اینگونه برداشت کرد که شخص تهدید کننده از طرف همان حاج اقاهاست.

و پس از این تماس می بینیم که کوروش شروع میکند به کپی کردن تمام اطلاعات در لپ تابش و سپس همه آنها را به سطل زباله میریزد که نکته ای بسیار ریز در این قسمت مشاهده میکنیم.
وقتی کوروش فلش مموری را در سطل می اندازد می بینیم در سطل زباله یک دیکشنری سیاسی وجود دارد درحالی که کوروش افشارجم فیلم اصلا با سیاست سروکاری نداشت و در مواجهه با اسپانسر اول این را به طور کامل نشان داد.
بله این دیکشنری سیاسی نمادی از سیاست است درون سطل زباله.

از همه اینها نتیجه میگیریم که قضیه تهدید کوروش کاملا سیاسی و برای منافع کشور بوده که ظاهرا کارگردان می ترسید این را علنی مطرح کند و در دیالوگهای همسر کوروش, اشتباه گرفتن تهدید کننده با حاج اقا , نماد سیاست در سطل زباله و قسمت پایانی فیلم سخنش را به بیننده القا کرد.

و در سکانس بعد می بینیم درحالی که کوروش درحال آتش زدن اسناد آزمایش است در تردید بین ماندن و رفتن گیر کرده و اختراعش را سبب صلح و نابودی فقر و ... میداند.

در سکانس پایانی نیز اسپانسرش با او تماس گرفته و از او می پرسد که آیا برای اختراعش مجوز گرفته؟؟؟
کوروش درجوابش میگوید مگر مجوز میخواهد؟؟؟
و اسپانسرش جواب میدهد: باید از یکی اجازه ای چیزی میگرفتی دیگه... و در پایان دوستانه به او توصیه میکند: یا بیخیال اکتشافت شو یا برو خارج که اگه بری جونت در امانه...
که این حرف وی نیز دلیلیست بر سیاست پلید حکومت ایران که هدفش نابودی کشف دکتر کوروش افشارجم است.


پایان قسمت اول
____________________________________________________________________________________
این بود نظر حقیر,اگر دوستان چیز دیگری در این قسمت مشاهده کردند لطفا در اسرع وقت در تاپیک قرار دهند

باتشکر
سلام.....
نمیدونم اینی که میگم اهمیت داره یا نه.....
ولی تا حالا روی اسم کاراکتر(شخصیت)اصلی توجه کردین.....(در ضمن به جمله هم دقت کنین...)


که این حرف وی نیز دلیلیست بر سیاست پلید حکومت ایران که هدفش نابودی کشف دکتر کوروش افشارجم است.


من دیگه حرفی ندارم ....(امیدوارم منظورم رو متوجه شده باشید)


(درضمن من به شخصه به این تعصبات ملی گرایی که خودتون میدونید معتقد نیستم من فقط .....)
بله دوست عزیز

همین باعث شد نظرم به این سریال جلب بشه:

کاراکترهای نابغه: کوروش افشار جم _ جمشید


کاراکتر خنگ و احمق: غلامحسین

بماند رفتارهای اونها که کوروش کسیه که تفکرات جهانی و شبیه به کوروش کبیر خودمون داره

جمشید یه ایران پرست به تمام معنیه

و غلامحسین یه موجود خنگ و دزد و خلافکار که اعتقاد خاصی هم به ائمه و خدا و... دارد درحقیقت میشه اینطور برداشت کرد که غلام نماد اکثریت مردم ایرانه...

بهتره باشه به وقتش...
دقیقا غلامحسین یک فرد دزد و معتاد و الاف و ندید بدید و ...
ولی کوروش افشارجم فردی دانشمند تحصیل کرده و ...
من کامل این فیلم رو دیدم بعضی از سکانسهاش که در خارج(لبنان) فیلم برداری شده واقعا...
ولی خیلی بی انصافی هست که به این فیلم بگید سخیف!!
همیشه کاراکترهای منفی در فیلمهای (دزدها،قاتلها و...)اسمشون شاپور،خسرو،داریوش،اشکان و...بوده حالا یه بار شخصیت مثبت یک فیلم اسمش کوروش بوده شما گیر بدید....
به نظرم فیلمی مثل این زیاد نیاز به بررسی نداره بهتر بود بریم فیلمی مثل supernatural رو بررسی کنیم،خودم خیلی وقته توی فکر بررسیش هستم ولی از اونجایی که خیلی کار زیادی هست یه جوری نمیشه تنهایی انجام داد(7 فصل 22 قسمتی!!)فیلم پر از نماد هست اصلن یک الگو برای کارهای فراماسونها هست(نشان دادن لوسیفر،نشان دادن فرشتگان خدا،وقایع آخرالزمانی،زلزله در تهران،بیماری در جهان و خیلی نمادهای دیگه در این فیلم)
به نام خدا
باز هم میگویم اینگونه فیلمها و سریالهای آبکی و زرد ارزش نگاه کردن هم ندارد چه برسد به نقد. شما یک قسمت از این سریال را ببینید بعد وقت بگیرید که چقدرش داستان را بیان میکند و چه مقدارش را اب بسته اند و چه مقدارش شوخیهای بی معنی و جلف هنرپیشه ها با هم است. چه اصراری به نشان دادن زیبایی یک هنرپیشه فرانسوی دارند. چرا امین حیایی و محمدرضا گلزار شوخی با یکدیگر را از حد گذرانده اند و شوخیهای آنها با هم نوعی احساس همجنسگرایی دارد و در بعضی شوخیها بسیار افراط میکنند این را در نظر داشته باشید که این سریال دارای درجه سنی نیست و بیشتر خانواده هدف آن هستند و همین نقش تخریبی آن را چند برابر میکند و هزاران نکته دیگر که این سریال ارزشش را ندارد که وقتم را برای بیانش تلف کنم. اگه شخصی واقعا اهل فیلم و سینما و سریال باشه و آثار کلاسیک و حتی مدرن روز را دیده باشد چه وطنی چه خارجی، به راحتی متوجه میشود که این سریال چه از لحاظ محتوی و چه از لحاظ ساختار و تکنیک بسیار بسیار آب بندی شده میباشد و جای تاسف دارد که خیلیها هم این سریال را میخرند و میبینند البته بیشتر بخاطر چهره محمدرضا گلزار و تیکه پرانیهای امین حیایی نه داستان و نه تکنیک و نه محتوی.
حق با شماست من هم نکته مثبتی در این فیلم ندیدم. چیزی که در این فیلم جلب نظر می کرد دختر لوریان با ان همه عشوه و ادا بود که الحق همه بازیگران فیلم هم چشم چران و چشمشان دنبال این دختر بود .

واقعا حیف ان بودجه ای که صرف ساخت این فیلم شد
بسم الله الرحمن الرحیم
نام کوروش افشار جم اشاره به سه پادشاه قدرمند ایران یعنی کوروش، نادر شاه افشار و جمشید دارد.البته از نام افشار به جای نادر استفاده کرده چون نادر بیشتر جنبه عربی داره اما افشار به خاندانی ایرانی منتسبه.
کوروش نشانه آزادی مذهبی، نادرشاه نشانه آزادی عقیده و جمشید نشانه آزادی هنر و هنرمند (تخت جمشید) اما هیچ کدام از این آزادی ها در مورد کوروش افشار جم وجود ندارد.
این تحلیل هایی که دوستان انجام می دن به نظر بنده تحلیل نیست و تعریف فیلمه.به نکات مخفی بیشتر توجه کنید بهتر میشه نتیجه گیری کرد.
باقی فیلم رو هم حوصله ندارم توضیح بدم چون خیلی وقته که از زمانش گذشته.Big Grin
موفق باشید در پناه حق و امیر

صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع