تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تفاوتهای زنان و مردان
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7

تفاوت های بدن زن و مرد

1 .
دستگاه‌ تولید مثل‌
اساسی‌ترین‌ تفاوت‌ میان‌ زن‌ و مرد، تمایز دستگاه‌ تناسلی‌ آنها از یکدیگر است‌ که‌ خود خاستگاه‌ تفاوتهای‌ بسیار دیگری‌ است‌ و از جنس‌ آدمی، دو نوع‌ متمایز با ویژگیهای‌ جسمی‌ و روانی‌ مختلف‌ پدید می‌آورد. رفتار جنسی‌ زن‌ و مرد و نوع‌ تمایلاتشان، تفاوتهای‌ اساسی‌ دارد و منشأ تفاوت‌ در احکام‌ جنسی‌ میان‌ زن‌ و مرد در شرع‌ اسلام‌ را از جمله‌ باید در همین‌ تفاوتهای‌ طبیعی‌ جست .
سلول‌ تخم‌ (اسپرم‌ و تخمک) در دو جنس‌ از نظر شکل، اندازه، تعداد، تحرک‌ و عمر از هم‌ متمایزند. زن‌ در طور دوران‌ باروری‌ حدود 400 تخمک‌ تولید می‌کند، حال‌ آن‌ که‌ در هر بار انزالِ‌ مرد 400 میلیون‌ اسپرم‌ وجود دارد. سلول‌ تخم‌ زن‌ تنها کروموزوم‌ جنسی‌ X دارد، ولی‌ اسپرمها دارای‌ دونوع ‌X و Y اند و جنسیت‌ جنین‌ بسته‌ به‌ این‌ که‌ کدام‌ یک‌ از اسپرمهای‌ مرد با تخمک‌ لقاح‌ کند، معین‌ می‌شود و زن‌ در پسر یا دختر شدن‌ نطفه‌ نقش‌ چندانی‌ ندارد. بلوغ‌ جنسی‌ به‌ طور معمول‌ در جنس‌ زن‌ زودتر از مرد رخ‌ می‌دهد، و صفات‌ ثانویه‌ جنسی‌ در دختران‌ حدود 2 سال‌ زودتر از پسران‌ پدید می‌آید.
توان‌ باروری‌ مرد بسی‌ بیشتر از زن‌ است و تا 80 سالگی‌ و پس‌ از آن‌ می‌تواند ادامه‌ یابد، در حالی‌ که‌ می‌توان‌ باروری‌ زن‌ با یائسگی‌ که‌ در حدود 50 سالگی‌ رخ‌ می‌دهد، پایان‌ می‌یابد. و بعلاوه‌ عقیمی‌ در زنان‌ بسیار شایعتر از مردان‌ است. در مراحل‌ مختلف‌ آمیزش‌ جنسی: مرحله‌ تحریک، میل‌ به‌ جنس‌ مخالف، مرحله‌ تهییج‌ و استمرار شهوت، مرحله‌ اوج‌ لذت‌ جنسی‌ و نیز ارضای‌ جنسی‌ و فروکش‌ نمودن‌ شهوت، میان‌ زن‌ و مرد تفاوتهایی‌ وجود دارد. میل‌ جنسی‌ مرد شدیدتر از زن‌ است و جنبة‌ شهوانی‌ بیشتری‌ دارد. زن‌ برای‌آمیزش‌ به‌ عوامل‌ روانی، احساسی، ذهنی‌ و فیزیکی‌ نیازمند است. توان‌ آمیزش‌ در مرد با انزال‌ پایان‌ می‌یابد ولی‌ در زن‌ می‌تواند بارها تکرار شود.
در دستگاه‌ تولید مثل‌ زن‌ تحولات‌ هورمونی‌ و نوسان‌ آنها و تأثیر هورمونها بر مغز و دیگر اندامها به‌ ویژه‌ در اعضای‌ تناسلی، پدیده‌هایی‌ چون‌ قاعدگی‌ آبستنی، زایمان، شیردهی‌ و یائسگی‌ را پدید می‌آورد، و بر جسم‌ و روان، کار، رفتار و فعالیت‌ زن‌ تأثیر می‌گذارد. زن‌ با باردار شدن، احساس‌ تمامیت‌ و کمال‌ می‌کند و حس‌ جاودانگی‌اش‌ ارضأ می‌شود. بهترین‌ سن‌ برای‌ بارداری‌ 17 تا 25 سالگی‌ است‌ و در 30 سالگی‌ توان‌ باروری‌ زن‌ کاهش‌ می‌یابد و در طول‌ دوران‌ بارداری‌ تغییرات‌ زیادی‌ در بدن‌ مادر پدید می‌آید. در حدود 40 تا 50 سالگی‌ با بی‌نظم‌ شدن‌ قاعدگی‌ و قطع‌ آن‌ و پایان‌ کار تخمدانها یائسگی‌ اتفاق‌ می‌افتد که‌ خود از بحرانی‌ترین‌ مراحل‌ زندگی‌ زن‌ است.

‌‌2. نقش‌ هورمونها
هورمون، یک‌ رابط‌ یا پیام‌ رسان‌ شیمیایی‌ است‌ که‌ از غدد درون‌ ریز ترشح‌ می‌شود، در سراسر بدن‌ انتشار می‌یابد و بر سلول‌ خاصی‌ (سلول‌های‌ هدف) تأثیر مشخص‌ بر جای‌ می‌گذارد و اعمال‌ حیاتی‌ بدن‌ را سامان‌ می‌دهد.

‌‌آ. تستوسترون‌
هورمون‌ ویژه‌ جنس‌ نر تستوسترون‌ نام‌ دارد که‌ در سراسر عمر از بیضه‌ها ترشح‌ می‌شود و در دوران‌ بلوغ، میزان‌ آن‌ به‌ سرعت‌ فزونی‌ می‌گیرد و باعث‌ تمایزاتی‌ با زن‌ می‌شود:
‌‌آ/1. تمایز و صفات‌ جنسی‌
در هفته‌های‌ نخستین‌ رشد، جنین‌ دختر و پسر از نظر اندامها بهم‌ شبیه‌اند و از دو ماهگی‌ به‌ بعد، هورمون‌ نر ترشح‌ کرده‌ و تفاوتها آغاز می‌شود.
رشد سریع‌ قد، بیضه‌ها، آلت، انزال، تمایل‌ به‌ جنس‌ مخالف، روییدن‌ مو در ناحیه‌ زهار، سینه، زیر بغل‌ و صورت، پهن‌ شدن‌ شانه‌ها، رشد ماهیچه‌ها و عضلات‌ و بمی‌ صدا از ترشح‌ هورمونهای‌ مردانه‌ ناشی‌ می‌شود.
‌‌آ/2. تفاوت‌ در قدرت‌ عضلانی‌ و ترکیب‌ استخوانها
قدرت‌ عضلانی‌ زن‌ و مرد نیز بدین‌ علت، متفاوت‌ است‌ و کارکرد بدن‌ زن‌ و مرد را متفاوت‌ می‌کند. تستوسترون‌ اثر سازنده‌ پرقدرتی‌ در تولید پروتئین‌ در سراسر بدن‌ دارد، رشد بافتهای‌ عضلانی‌ را تحریک‌ می‌کند، و بر قدرت‌ بدنی‌ مرد می‌افزاید. تودة‌ عضلانی‌ بدن‌ مرد به‌ طور متوسط‌ 50 درصد بیشتر از بدن‌ زن‌ است، از این‌ رو مرد برای‌ انجام‌ کارهای‌ سنگین‌ توانایی‌ بیشتری‌ می‌یابد.
تستوسترون‌ از عوامل‌ رسوب‌ کلسیم‌ در استخوانهاست‌ و بر اندازه‌ و استحکام‌ آنها می‌افزاید، اینکه‌ در مجموع‌ استخوانهای‌ مرد نسبت‌ به‌ زن‌ درشت‌تر و با قوام‌ترند، و لگن‌ مرد شکل‌ قیفی‌ می‌یابد و برای‌ تحمل‌ بارهای‌ سنگین‌ آمادگی‌ بیشتری‌ دارد، از ترشح‌ این‌ هورمون‌ ناشی‌ می‌شود.
‌‌آ/3. پرخاشگری‌
تستوسترون‌ حالات‌ تهاجمی، رقابتی‌ و پرخاشگری‌ را برمی‌انگیزاند، وجود این‌ هورمون‌ و نوسان‌ آن‌ گاه‌ مردان‌ را آن‌ چنان‌ خشمناک‌ می‌سازد که‌ ممکن‌ است‌ زندگی‌ خود و دیگران‌ را در خطر اندازند.
‌‌آ/4. افزایش‌ گلبولهای‌ قرمز و متابولیسم‌ پایه‌
سطح‌ بالای‌ هموگلوبین‌ و تعداد بیشتر گلبولهای‌ قرمز در خون‌ مردان‌ ناشی‌ از ترشح‌ آندروژنها در جنس‌ مرد است. تستوسترون‌ حدود 10 تا 15 درصد بر میزان‌ متابولیسم‌ پایه‌ می‌افزاید، اشتها را برمی‌ انگیزد، و از عوامل‌ فزونی‌ نیازهای‌ غذایی‌ مردان‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ به‌ حساب‌ می‌آید.
‌‌آ/5. ضخامت‌ پوست‌
سختی‌ بافت‌ زیر جلدی‌ و پوست‌ سراسر بدن‌ مرد ضخیم‌تر است.
‌‌آ/6. بیماریها و ایمنی‌ بدن‌
میزان‌ کلسترول‌(LDL) در خون‌ مرد بیشتر است و در فزونی‌ مقدار چربی‌ موجود در گردش‌ خون‌ و نیز رسوب‌ پلاکهای‌ آترواسکلروزی‌ اثر زیادی‌ دارد و از این‌ رو بیماریهای‌ قلبی‌ و سکتة‌ مغزی‌ را در میان‌ مردان‌ افزایش‌ می‌دهد. و از سویی‌ باعث‌ کاهش‌ پاسخ‌ آنتی‌بادیهاست‌ که‌ خود آسیب‌ پذیری‌ دستگاه‌ ایمنی‌ بدن‌ مرد را می‌نمایاند.
‌‌آ/7. رفتار و روان‌
اعتماد به‌ نفس‌ در مرد، بیشتر است و نیاز به‌ نوازش‌ و در آغوش‌ کشیده‌ شدن‌ در زنان‌ زیاد است.
‌‌آ/8. مغز
هورمونها به‌ طور مستقیم‌ سلول‌های‌ مغز را تحریک‌ می‌کنند و بین‌ هورمونهای‌ جنسی‌ و مغز، نوعی‌ تعامل‌ برقرار است. با برداشتن‌ بیضه، به‌ تدریج‌ قدرت‌ ابداع‌ از بین‌ می‌رود و فرد به‌ کار و زندگی، کم‌ اعتنا می‌شود. تستوسترون‌ در تمرکز فکر اثر دارد، از خستگی‌ می‌کاهد، و ادامه‌ فعالیتها و اجرای‌ کارها را آسان‌ می‌کند.

‌‌ب. استروژن‌
استروژن‌ را می‌توان‌ از هورمونهای‌ ویژه‌ جنس‌ زن‌ دانست که‌ در طول‌ عادت‌ ماهانه‌ نوسان‌ دارد، و بیشترین‌ میزان‌ ترشح‌ آن‌ پیش‌ از تخمگذاری‌ است. استروژن‌ در زندگی‌ زن‌ نقش‌ اساسی‌ و مهم‌ دارد، بیش‌ از 300 بافت‌ مختلف‌ بدن‌ زن‌ برای‌ آن‌ گیره‌ دارد و کمبود آن‌ با تغییرات‌ فیزیکی‌ شدیدی‌ همراه‌ است. موارد زیر نقشهای‌ عمدة‌ این‌ هورمون‌ را می‌نمایاند:
‌‌ب/1. صفات‌ ثانویه‌ جنسی‌ و دستگاه‌ تناسلی‌
ترشح‌ استروژن‌ اندامهای‌ زنانه‌ را تشکیل‌ می‌دهد و رحم، پستانها و اندامهای‌ تناسلی‌ خارجی‌ زن‌ پس‌ از بلوغ‌ بر اثر افزایش‌ ترشح‌ این‌ هورمون‌ رشد می‌کنند. لگن، پهن‌ و عمق‌ آن‌ کم‌ می‌شود، چربی‌ زیر پوست‌ افزایش‌ می‌یابد، و میل‌ به‌ جنس‌ مخالف‌ پدید می‌آید.
‌‌ب/2.
آبستنی، زایمان‌ و شیردهی‌
[/b]ترشح‌ استروژن‌ به‌ رشد و تکامل‌ غدد آندومتر (لایة‌ داخلی‌ رحم) می‌انجامد که‌ دیواره‌ رحم‌ را برای‌ پذیرش‌ جنین‌ آماده‌ می‌کند. و شیردادن‌ طبیعی‌ با مصرف‌ آن‌ متوقف‌ می‌شود.
‌‌ب/3. استخوانها و مفاصل‌
استروژن‌ با آن‌ که‌ در تحریک‌ رشد استخوانها و عضلات‌ اثر دارد و از رشد زیاد آنها جلوگیری‌ می‌کند. و از این‌ روست‌ که‌ به‌ طور نسبی‌ قد زن‌ از مرد کوتاهتر می‌ماند. کاهش‌ ترشح‌ این‌ هورمون‌ عامل‌ مؤ‌ثری‌ در بروز پوکی‌ استخوان‌ به‌ شمار می‌رود، واز روست‌ که‌ حدود 14 زنان‌ در 60 تا 90 سالگی‌ دچار یک‌ شکستگی‌ در استخوان‌ میشوند. تحرک‌ و نرمی‌ مفاصل و نرمی‌ و انعطاف‌پذیری‌ بیشتر بدن‌ زنان‌ را می‌توان‌ ناشی‌ از آن‌ دانست.
‌‌ب/4. قلب‌ و عروق‌
استروژن‌ در کاهش‌ چربی‌ خون‌ مؤ‌ثر است، و از این‌رو بیماریهای‌ ناشی‌ از تنگی‌ عروق‌ و تصلب‌ شرائین‌ در میان‌ زنان‌ کمتر است.
‌‌ب/5. سیستم‌ ایمنی‌ بدن‌ و بیماریها
استروژن‌ مقاومت‌ طبیعی‌ بدن‌ را در برابر بیماریهای‌ سوخت‌ بالا می‌برد.
‌‌ب/6. حس‌ بویایی، پوست، چربی‌ و...
استروژن‌ بر حساسیت‌ حس‌ بویایی‌ می‌افزاید و از عوامل‌ رسوب‌ چربی‌ در بدن‌ زنان‌ است و در نرمی‌ و صافی و کم‌ مویی پوست‌ بدن‌ نقش‌ دارد.
‌‌ب/7. روان‌ و رفتار
از عوامل‌ اصلی‌ تغییر حالات‌ زنان، نوسان‌ سطح‌ استروژن‌ در خون‌ آنهاست‌ که‌ در رفتار زن‌ اثر می‌گذارد. وقتی‌ ترشح‌ استروژن‌ تنزل‌ می‌یابد، زن‌ بی‌تاب‌ می‌شود و آرامش‌ روانی‌اش‌ بهم‌ می‌خورد.
‌‌ب/8.
مغز
[/b]
پیداست‌ که‌ اثر هورمونها در بدن‌ از طریق‌ تأثیر آنها بر مغز است. زنانی‌ که‌ از هورمون‌ استروژن‌ برای‌ جلوگیری‌ از بارداری‌ استفاده‌ می‌کنند، علائم‌ خستگی‌ روحی‌ و روانی‌ در آنها بروز می‌یابد، مطالعات‌ نشان‌ می‌دهد که‌ این‌ افسردگی‌ بااختلال‌ در متابولیسم‌ مغز ارتباط‌ دارد. تأثیر استروژن‌ بر مغز و در نتیجه‌ بروز رفتارهای‌ خاص‌ در انسان‌ و حیوانات‌ مورد تأیید پژوهشگران‌ است.

‌‌ج. پروژسترون‌
این‌ هورمون‌ نیز ویژه‌ جنس‌ زن‌ است. و در تنظیم‌ دورة‌ جنسی آماده‌ سازی‌ رحم‌ نقش‌ دارد، ادامه‌ بارداری‌ بدون‌ آن‌ ممکن‌ نیست، رشد غده‌های‌ شیری‌ پستان‌ ناشی‌ از افزایش‌ ترشح‌ آنست. و عامل‌ افزایش‌ حرارت‌ پایة‌ بدن‌ زن‌ در زمان‌ تخمک‌ گذاری‌ می‌باشد. پروژسترون‌ یک‌ هورمون‌ آرام‌ بخش‌ به‌ حساب‌ می‌آید و در ایجاد صلح‌ و آرامش‌ در جنس‌ ماده‌ هنگام‌ بارداری‌ نقش‌ دارد و از این‌ رو برخی‌ از محققان‌ استفاده‌ از آن‌ را برای‌ کنترل‌ رفتارهای‌ غیرقانونی‌ و تجاوزها مطرح‌ ساخته‌اند.
پرولاکتین، اکسی‌ توسین، و ریلاکسین‌ نیز از هورمونهایی‌ هستند که‌ در جنس‌ مرد نقش‌ چندان‌ شناخته‌ شده‌ای‌ ندارند، و در جنس‌ زن‌ وظایف‌ مهم‌ برعهده‌ دارند. پرولاکتین‌ رفتار مادرانه‌ را به‌ وجود می‌آورد و در شیردهی، جلوگیری‌ از تخمک‌ گذاری، نقش‌ دارد. و در پرندگان‌ این‌ هورمون‌ موجب‌ لانه‌ سازی، و خوابیدن‌ روی‌ تخمها می‌گردد و برخی‌ آن‌ را هورمون‌ محبت‌ مادری‌ نامیده‌اند.
به‌ این‌ ترتیب‌ می‌توان‌ دریافت‌ که‌ پس‌ از عامل‌ کروموزومی، هورمونهای‌ جنسی‌ متفاوت‌ در زن‌ و مرد، یک‌ عامل‌ بیولوژیکی‌ تعیین‌ کنندة‌ جنسیت‌ به‌ حساب‌ می‌آید، و هورمونهای‌ جنسی‌ نر و ماده‌ با هم‌ در تضاد هستند، تزریق‌ هریک‌ از آنها به‌ جنس‌ مخالف، به‌ افول‌ صفات‌ جنسی‌ مربوط‌ به‌ آن‌ می‌انجامد، و همین‌ خاصیت‌ مورد استفادة‌ کسانی‌ قرار گرفته‌ که‌ با استفاده‌ از هورمونها جنسیت‌ خود را تغییر می‌دهند.
روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محیط و وراثت را سهیم می دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشی دارند. آنها معتقدند كه تفاوت های زن و مرد معلول تفاوت رفتاری است كه جامعه در مورد آنان پیش می گیرد و معتقدند كه دو جنس در اساس با هم هیچ تفاوتی ندارند، بلكه اجتماع موجب می شود كه آنها گرایش های متفاوت پیدا كنند و به زمینه های مختلف سوق داده شوند. از نظر جامعه شناسان تفاوت زن و مرد در جزییات است نه در كلیات. زیست شناسان عقیده دارند كه زن و مرد تفاوت های بنیادی دارند، بدین معنا كه تفاوت های آنها در درجه اول ارثی است نه محیطی. آنها معتقدند كه هر سلول بدن زن با هر سلول بدن مرد تفاوت دارد.
آنها قبل از آن كه به دنیا بیایند و تحت تأثیر نفوذهای اجتماعی قرار گیرند، كاملاً تمایز پیدا كرده و برای زن یا مرد شدن آماده می شوند.

«ماتینا هورنر» می گوید زنان برای به دست آوردن موفقیت برانگیخته می شوند ولی در عین حال از موفقیت نیز می ترسند. هورنر می گوید: موفق شدن در دنیای رقابت طلب چیزی است كه خیلی از زنها از آن پرهیز می كنند زیرا ویژگی هایی را منعكس می كند كه به طور سنتی غیرزنانه به حساب می آید.


«دیوید اسكوس» پروفسور علوم رفتار شناسی بیان می كند كه كروموزم X پدری نه تنها از نظر وراثت خصوصیات زنانه نقش مهمتری را نسبت به كروموزوم X مادری ایفا می كند بلكه انتقال دهنده برخی مهارت های اجتماعی نیز هست و این بدین معناست كه مردان باید مهارت های اجتماعی را بیاموزند، در حالی كه زنان آن را در ساختمان ژنتیكی خود دارند و این امر با بسیاری از جنبه های بلوغ (روانی، اجتماعی، جنسی) در دختران و پسران نیز مطابقت دارد.





نقل قول:به عقیده بنده فعلا باید روی تفاوتهای فیزولوژیکی و جسمانی زن و مرد کار بشود تا کالبد شکافی دیدگاهها و چگونگی نگرش زن و مرد بر دنیای اطراف خود. بررسی این تفاوتهای تا حد زیادی چرائی این دیدگاهها مثلا همان نگاه جنسی که شما فرمودید رو تفسیر میکند.
اتفاقا تفاوت های فیزیولوژیکی و جسمانی زن و مرد ربطی به نگرش زن و مرد به دنیای اطراف نداره از شما تعجب میکنم باز اگرمیگفتین از لحاظ روحی و عاطفی یا ساختار غیر جسمانی بحث کنیم تا به این تفاوت ها برسیم من حرف شما رو تا حدودی میتونستم قبول کنم اما صرف اینکه تفاوت جسمی زن و مرد باعث تمایلاتشون و حتی نگرش اونها میشه پس عملا موضوع (معذرت میخوام) همجنس باز ها زیر سوال میره
درسته بعضی از هم جنس بازان ممکنه دو جنسه باشند اما بعضی از اونها از لحاظ جسمی دختر و یا پسر هستن اما از لحاظ روحی مشکل دارند مثلا چه توضیحی هست برای دختری که دوست دختر داره یا پسری که تمام خصوصیات مردانه رو داره اما تمایل داره بدنش پذیرا باشه!! ( آدم نمیدونه چطور حرف بزنه Big Grin)

یبار عذر خواهی کردم ولی اگر جسما بررسی کنیم به این مشکلات هم میرسیم و یکی ممکنه مثل من بیادو بگه پس اینا چی هستن که هیچ مشکل جسمی ندارن اما از لحاظ روحی تفکرات متفاوت دارن یا حتی رفتار متفاوت در جامعه!!!
جایگاه زن در اسلام :

بی شک اسلام ، اولين مكتبى است كه زن را به عنوان مسئله ی مهم زندگى و متمّم حيات انسانى در مسائل اجتماعى و اخلاقى و قانونى خود جا داده است.

درست در همان موقعى كه دنيا در آتش جهل و ستم می‏سوخت
و جوامع مختلف بشرى گرفتار انحرافهاى گوناگون بوده‏ اند،
گروهى از افراد زن را معبود خويش و جمعى او را حيوانى میپنداشتند و هر گونه تعدّى را بر او روا می‏داشتند؛
پيامبر گرامى اسلام( ص) براى خاتمه بخشیدن به انحراف‏ها، كجی‏ها و كجرویها، پندارهاى غلط و و تجاوزات از جانب خداوند متعال مبعوث شد. بر روى غلط‏ هاى بشرى خط بطلان كشيد و راه‏هاى فضيلت و رستگارى را به او نشان داد.

خداوند ،

حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در روزگارى مبعوث نمود كه جهان بشريت دستخوش تيرگی‏ها و سقوط بود،
و در درياى حيرت و سرگردانى دست و پا می‏زد؛

در چنين زمانى بود كه ظهور اسلام عقل‏ها و استعدادها و تفكرات زندانى شده را با شكوهى خاص از زندان آزاد كرد، طومار جاهليت را دريد و اين حقيقت را به دنياى بشرى اعلام داشت كه زن و مرد، از نظر دارا بودن روح كامل انسانى و روح باقى براى حشر و نشر در قيامت، مساوى هستند، و هر دو، به كردارهاى زشت و زيباى خود كيفر يا پاداش داده می‏شوند و به همان نيّت كه مردان جزئى از پيكر جامعه ی انسانى محسوب می‏شوند زنان نيز چنين هستند.

شكى نيست كه اسلام ، احترام ويژه‏اى براى زنان قائل است. زيرا اگر آيات قرآن را مورد بررسى قرار دهيم، به مقام و منزلت زن در اسلام پى خواهيم برد . مقام زنان در اسلام چنان است كه در قرآن مجيد ، سومين سوره به نام آنان (النساء) ناميده شده است، و در ده سوره ی ديگر از قرآن مجيد مسائلى مربوط به حقوق و منزلت زنان آورده شده، و همه جا در خطابات عام قرآن، زنان مورد خطابند و غير از اين مورد، از بسيارى از مفاهيم قرآن مى‏توان مطالبى درباره حقوق و منزلت زنان استنباط نمود.


قرآن مجيد اين اتهام دروغ و مغرضانه را، كه اسلام براى زن ارزشى قائل نيست، به كلى منتفى می‏سازد. پيش از اسلام ، هيچ قانونى از قوانين اجتماعات متمدن و بزرگ، دربارهارزش واقعى زن، و اثر وجودى او، و حفظ كرامات و حقوق او تفصيلات فلسفى و روانى و
مواد قانونى وجود ندارد1



1 قرآن و مقام زن، سيد على كمالى، تهران، اسوه، (وابسته به سازمان حج و اوقاف وامور خيريه)، 1371 ، ص 25
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــ

هيچ‏يك از آيات قرآن كريم كه مردم را دعوت به تدبير و تعقل در نظام آفرينش می‏كند،
مخصوص بر مردان نيست، بلكه زنان و مردان به طور برابر مخاطب قرار داده است. بررسی آيات قرآن كريم نشان می‏دهد زن و مرد از نظر آفرينش، هيچ تفاوتى با يكديگر ندارند وهمه ی انسان‏ها از هر صنف خواه زن و خواه مرد از يك ذات و گوهر خلق شده ‏اند:

» يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ«

اى مردم، ماشما را از يك مرد و زن آفريديم وشما را تيره‏ها و قبيله ‏ها قرار داديم تا يكديگررا بشناسيد. گرامی‏ترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست؛ خداوند دانا وآگاه

است.

خداوند در این آيه، صريحا" ارزش را بر ملاك تقوا قرار داده است، بدون اختصاص به زن يا مرد.

امام خمينى (رحمة الله علیه) درباره ی حقوق زنان در اسلام می‏فرمايد
:

»
همان‏طور كه حقوق مردها دراسلام مطرح است، حقوق زن‏ها نيز مطرح است
اسلام به زن‏ها بيشتر عنايت كرده است تا به مردها، اسلام زن‏ها را بيشتر حقوقشان را ملاحظه كرده است تا مردها. زن‏ها حق رأى دارند. از غرب بالاتر است اين
مسائلى كه براى زن‏ها ما قائل هستيم. حق رأى دادن دارند، حق انتخاب دارند، حق
انتخاب شدن دارند. همه اين‏ها هست . تمام معاملاتشان به اختيار خودشان است و آزادهستند. اختيار شغل را آزاد هستند. البته در شرق براى مردها يك محدوديت‏هايى هست كه آن محدوديت‏ها به صلاح خود مردها هست و آن محدوديت‏ها، يعنى در آن جاهايى كه مفسده هست براى مرد، از قماربازى جلوگيرى می‏كند. اسلام از شراب‏خوارى جلوگيرى می‏كند. اسلام از هروئين جلوگيرى می‏كند، براى اين كه مفسده دارند.»
«
براى همه يكمحدوديت هايى هست، محدوديت‏هايى شرعى و الهى، محدوديت‏هايى است كه به صلاح خودجامعه است. نه اين است كه براى جامعه يك چيزى مثلاً نافع بوده است كه محدوديت برايش ايجاد كرده‏اند!»
نيز می‏فرمايد : «اسلام می‏خواهد كه زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زن‏ها را نجات
داده است از آن چيزهايى كه در جاهليت بود. آن‏قدرى كه اسلام به زن خدمت كرده است،خدا می‏داند به مرد خدمت نكرده است كه به زن خدمت كرده، شما نمی‏دانيد كه در جاهليتزن چه بوده و در اسلام چه شدهاست.

حضرت آية اللّه‏ العظمى خامنه‏ اى نيز می ‏فرمايد:
«شما بايد زن را با چشم يك انسان والا نگاه كنيد، تا معلوم بشود كه تكامل و حق و آزادى او چيست؟ زن را به عنوان يك موجودى كه می‏تواند مايه ‏اى براى اصلاح جامعه يا پرورش انسان‏هاى والابشود نگاه كنيد تا معلوم بشود كه زن كيست و آزادى او چگونه است، زن را به چشم آن عنصر اصلى تشكيل خانواده در نظر بگيريد. اگرچه از مرد و زن تشكيل میشود و هردو درتشكيل و موجوديت خانواده مؤثرند. اما آسايش فضاى خانواده و آرامش سكوتى كه در فضاى خانواده است به بركت زن و طبيعت زنانه است. با اين چشم به زن نگاه كنيد تا معلوم بشود كه زن چگونه كمال پيدا میكند و حقوق زن چیست.

شهيد مطهرى میفرمايد:
«آن‏چه از نظر اسلام مطرح است، اين است كه زن و مرد به دليل اين‏كه يكى زن است و ديگرى مرد، در جهات زيادى مشابه يكديگر نيستند، جهان براى آنهايك‏جور نيست، خلقت و طبيعت آنها را يكنواخت نخواسته است، و همين ايجاب مى‏كند كه از
لحاظ بسيارى از حقوق و تكاليف و مجازات‏ها وضع مشابهى نداشته باشند. در دنياى غرب ،اكنون سعى مى‏شود ميان زن و مرد از لحاظ قوانين و مقررات و حقوق و وظايف ، وضع واحدمشابهى بوجود آورند و تفاوت‏هاى غريزى و طبيعى زن و مرد را ناديده
بگيرند.تفاوتى كه ميان نظر اسلام و سيستمى غربى وجود دارد در اين‏جاست. كلمه
تساوىِ حقوق، يك مارك تقلبى است كه مقلدان غرب بر روى اين ره‏اورد غربى
چسبانده‏ اند.«

با مراجعه به قرآن کریم پی می بریم که زن و مرد در امور مختلفی با یکدیگر مشترک بوده و در یک خط مساوی فرار دارند، اموری که جوهره ی آن دو را تشکیل می دهد و در یک سری از سطوح و عرصه ها بین زن و مرد اختلاف و تفاوت وجود دارد.






.مقاله جایگاه زن در اسلام
تفاوتهای‌ روانی‌ زن‌ و مرد

‌‌آ. ویژگیهای‌ روانی‌
[/b]زن‌ و مرد چنانچه‌ از نظر ساخت‌ بدنی‌ از هم‌ متمایزند، تفاوتهای‌ روانی‌ آنان‌ نیز از نظر علم‌ روان‌شناسی‌ در فرهنگهای‌ مختلف‌ به‌ اثبات‌ رسیده‌ است، و این‌ تفاوتها را نمی‌توان‌ تنها زاییدة‌ تربیت‌ و محیط‌ دانست.
توجه‌ به‌ این‌ تفاوتها و شناخت‌ بهتر از هر یک‌ از دو جنس‌ به‌ زندگی‌ سعادتمندانه‌تر آنها می‌انجامد و آدمی‌ را به‌ سوی‌ زیست‌ بایسته‌تر رهنمون‌ می‌گردد. تلقین‌ زیست‌ مردانه‌ به‌ زن‌ نابودن‌ انسانیت‌ و هستی‌ او و پایمالی‌ شرف‌ و امتیازات‌ انحصاری‌ زن‌ است. اثری‌ که‌ به‌ سرگردانی‌ و استثمار زن‌ منجر می‌شود، و روان‌ و جسم‌ او را در وادی‌ هلاکت‌ ساز بی‌هویتی‌ می‌فرساید و استعدادها و تواناییهای‌ بی‌نظیر او را به‌ انحراف‌ می‌کشاند و هستی‌ پایدار و ارجمند زن‌ را متزلزل‌ می‌سازد. برخی‌ از تمایزات‌ عمده‌ روانی‌ دو جنس‌ چنین‌ است:
‌‌1. شکل‌گیری‌ هویت‌
خانواده، محیط‌ و فرهنگ‌ در شکل‌گیری‌ هویت‌ نقش‌ دارند، و در آن‌ تفاوتهای‌ جنسی‌ مشاهده‌ می‌شود. تحقیقات‌ حاکی‌ است‌ که‌ شکل‌گیری‌ هویت‌ دختران‌ برای‌ استقلال‌ شخصی‌ نیست. بلکه‌ برای‌ صمیمیت‌ و مراقبت‌ از دیگران‌ نیز هست. در حالی‌ که‌ هویت‌ پسران‌ از اساس‌ برای‌ استقلال‌ و رقابت‌ و فردیت‌ شکل‌ می‌گیرد.
‌‌2. شخصیت‌
شخصیت‌ از مجموعه‌ای‌ سرشتها پدید می‌آید؛ حسادت، کنجکاوی، خیالبافی، اعتماد به‌ نفس‌ عزت‌ نفس، مکانیسم‌های‌ دفاعی‌ و شیوة‌ زندگی‌ از عناصر سازنده‌ شخصیت‌ آدمی‌ است، و در آنها میان‌ زن‌ و مرد تفاوتهایی‌ جلب‌ توجه‌ می‌کند، به‌ عنوان‌ نمونه، زنان‌ از مردان‌ حسودتر و کنجکاوترند. اعتماد به‌ نفس‌ کمتری‌ دارند، خیالبافی‌ و تخیلات‌ در دو جنس‌ فرق‌ می‌کند.
‌‌3. گرایش‌ معنوی‌
گرایش‌ قلبی‌ به‌ دین‌ در میان‌ زنان‌ بیشتر از مردان‌ مشاهده‌ می‌شود. زن‌ مسائل‌ روحی‌ و معنوی‌ را با روان‌ خودسازگارتر می‌یابد.
‌‌4. گرایش‌ به‌ مادیات‌
براساس‌ تحقیقات‌ مردان‌ بیشتر از زنان‌ به‌ امور مادی‌ و اقتصادی‌ و مسائل‌ دنیوی، گرایش‌ دارند.
‌‌5. رشد اخلاقی‌
اندیشه‌ اخلاقی‌ زنان‌ به‌ طور عمده‌ به‌ روابط‌ بین‌ فردی‌ توجه‌ دارد و با احساس‌ مسئولیت‌ نسبت‌ به‌ دیگران‌ همراه‌ است‌ و جنبة‌ از خودگذشتگی‌ دارد. برای‌ مردان‌ خودمختاری‌ و شایستگی‌ مبنای‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ است‌ و اخلاق‌ پسران‌ بیشتر بر مبنای‌ عدالت‌ شکل‌ می‌گیرد.
پسران‌ بیشتر از دختران‌ از سخنان‌ رکیک‌ لذت‌ می‌برند و بیشتر از آنها از قوانین‌ اخلاقی‌ سر می‌پیچند. زنان‌ گرچه‌ احساسی‌ترند ولی‌ در مسائل‌ اخلاقی‌ سخت‌گیرترند.
‌‌6. عواطف‌ و احساسات‌
زن‌ از مرد عاطفی‌تر است‌ و با این‌ سرشت‌ به‌ دنیا می‌آید و زندگی‌ می‌کند و به‌ ارتباطهای‌ عاطفی‌ علاقه‌ نشان‌ می‌دهد، احساس‌ محبت‌ در دختران‌ بیش‌ از پسران‌ است. مرد بیشتر بر ارتباطهای‌ فعالیت‌ مدار توجه‌ دارد و دنیای‌ بیرون‌ را هدف‌ قرار می‌دهد و انرژی‌ خود را صرف‌ تسلط‌ آن‌ می‌کند.
‌‌7. هیجان‌
جنس‌ زن‌ هیجانی‌تر از جنس‌ مرد است، و کیفیت‌ هیجان‌ او نیز با مرد فرق‌ می‌کند.
‌‌8. استرس‌ (فشار)
بر اساس‌ تحقیقات‌ 15 درصد مردان‌ از فشار روانی‌ رنج‌ می‌برند، این‌ رقم‌ در مورد زنان‌ به‌ 21 درصد می‌رسد، از نظر واکنش‌ در برابر عوامل‌ فشارزا نیز بین‌ دو جنس‌ تفاوتهایی‌ مشاهده‌ می‌شود.
‌‌9. پرخاشگری‌
به‌ طور قطع‌ جنس‌ نر از ماده‌ پرخاشجوتر است، در فرهنگهای‌ متفاوت‌ این‌ ویژگی‌ را می‌توان‌ دید و تا سالمندی‌ ستیزه‌جویی‌ در مرد بیشتر از زن‌ مشاهده‌ می‌شود.
‌‌10. وابستگی‌ و استقلال‌
موضوع‌ وابستگی‌ زن‌ به‌ مرد و استقلال‌ خواهی‌ مرد، از نظر وضعیت‌ جسمانی‌ یک‌ امر طبیعی‌ است، روان‌ زن‌ به‌ وابستگی‌ گرایش‌ دارد، از تنهایی‌ می‌ترسد، و در ارتباط‌ با دیگران‌ کارآمدتر می‌شود. و از آن‌ سوی‌ مرد استقلال‌ طلب‌ است. زمانی‌ که‌ نیازمندی‌ دیگران‌ را به‌ خود در یابد احساس‌ توانمندی‌ می‌کند.
‌‌11. عشق‌
عشق‌ از زیباترین‌ مفاهیم‌ زندگی‌ است‌ و آن‌ را می‌توان‌ به‌ انواعی‌ تقسیم‌ کرد. برای‌ زنان‌ عشق‌ یک‌ ارزش‌ است. در روابط‌ جنسی‌ آنان‌ به‌ آغوش‌ گرم‌ و آکنده‌ از محبت‌ نیاز دارند. پوست‌ آنان‌ از پوست‌ مرد 10 بار حساس‌تر است‌ و با نوازش، نشاط‌ روانی‌ به‌ زن‌ دست‌ می‌دهد. در مرد عشق‌ با ارائه‌ محبت‌ نمود می‌یابد.
‌‌12. درون‌گرایی‌ و برون‌ گرایی‌
به‌طورکلی‌ مرد برون‌گرا و زن‌ درون‌گراست. و این‌ ویژگی‌ از کودکی‌ در جنس‌ زن‌ وجود دارد.
‌‌13. خودکشی‌
بر اساس‌ بیشتر آمارها خودکشی‌ در جنس‌ مرد بیشتر از زن‌ است، و از نظر سن، فصل‌ در خودکشی‌ تفاوتهایی‌ بین‌ دو جنس‌ دیده‌ می‌شود. در زنان‌ اقدام‌ به‌ خودکشی‌ و تمایل‌ به‌ آن‌ بیشتر است. پسران‌ 3 برابر دختران‌ خود را می‌کشند، و دختران‌ 3 بار بیشتر از پسران‌ اقدام‌ به‌ خودکشی‌ می‌کنند.

‌‌ب. مراحل‌ رشد:
در مراحل‌ رشد نیز تفاوتهایی‌ بین‌ دو جنس‌ دیده‌ می‌شود:
‌‌1. مرحله‌ کودکی‌
[/b]
رشد جنس‌ مرد آهسته‌تر از زن‌ است، دختر زودتر از پسر می‌نشیند، می‌خزد، به‌ راه‌ می‌افتد و به‌ سخن‌ می‌آید. پیش‌ از پسران‌ در پوشیدن‌ لباس‌ و دیگر کارها مهارت‌ می‌یابد. در روابط‌ با دوستان، بازی‌ و نقاشی، فعالیت، ترس‌ و... تفاوتهایی‌ بین‌ دو جنس‌ قابل‌ توجه‌ است. به‌ عنوان‌ نمونه‌ دختران‌ از پسران‌ کم‌ تحرک‌تر و ترسوترند. و روابط‌ دوستانه‌ با همسالانشان‌ پایدارتر است.
‌‌2. دوران‌ نوجوانی‌
این‌ دورة‌ حساس‌ با مسائلی‌ همه‌ چون‌ بحران‌ هویت،بلوغ‌ جنسی‌ همراه‌ است. و در موضوعاتی‌ چون‌ تفکر، هیجان‌ و احساس، آرزو و خیال، علاقه‌ها، خود وارسی، خودآرایی، دوست‌یابی‌ اعتماد به‌ نفس، همرنگی، مشکلات‌ و رفتار اجتماعی، بین‌ دو جنس‌ تفاوتهایی‌ مشاهده‌ می‌شود، به‌ عنوان‌ نمونه‌ دختران‌ زودتر بالغ‌ می‌گردند، احساسات‌ شدیدتر و عمیق‌تر دارند، آرزوهای‌ خاص‌ خود را دارند دختران‌ دارای‌ علایق‌ بیشتر هستند، بیشتر از پسران‌ به‌ ظاهر خود توجه‌ می‌کنند و به‌ خودآرایی‌ می‌پردازند، تواناییهای‌ خود را ناچیز می‌انگارند و به‌ وابستگی‌ رو می‌آورند و تلقین‌ پذیرترند.
‌‌3. مرحله‌ جوانی‌
این‌ مرحله‌ شامل‌ 20 تا 35 سالگی‌ است، و مسائل‌ عمده‌ در آن، شغل، ازدواج، گرایش‌ دینی‌ و زندگی‌ اجتماعی‌ است. و در آنها زن‌ و مرد با هم‌ تفاوتهایی‌ دارند. روحیة‌ رقابت‌ شغلی‌ در زنان‌ کمتر است در مساله‌ ازدواج‌ توجه‌ جنس‌ مرد به‌ جنبه‌های‌ جسمی‌ رفتار جنسی‌ متمرکز است‌ و به‌ تدریج‌ متوجه‌ دیگر جنبه‌ها می‌شود و در جنس‌ زن‌ به‌ عکس‌ است. گرایش‌ معنوی‌ زنان‌ قویتر و با ثبات‌تر از مردان‌ است.
‌‌4. میانسالی‌
سالهای‌ 35 تا 55 و 60 سالگی‌ را میانسالی‌ نامند. تغییرات‌ جنسی، تواناییهای‌ عقلی، ذهنی‌ و حسی، فشار روانی، روابط‌ با دیگران‌ از مسائل‌ این‌ مرحله‌اند. و در آنها تفاوتهایی‌ قابل‌ توجه‌ بین‌ زن‌ و مرد مشاهده‌ می‌شود. در این‌ دوران‌ زنان‌ با بحران‌ زنانگی‌ (یائسگی) مواجه‌ می‌شوند، توانمندیهای‌ عقلی‌ و ذهنی‌ آنان‌ بیشتر از مردان‌ کاهش‌ می‌یابد. و مرگ‌ و خودکشی‌ در این‌ مرحله‌ میان‌ مردان‌ بیش‌ از زنان‌ است.
‌‌5. مرحله‌ سالمندی‌
این‌ دوران‌ مرحله‌ پایانی‌ عمر است، نیروی‌ جنسی‌ مرد کاهش‌ محسوسی‌ می‌یابد و بحران‌ مردانگی‌ را پدید می‌آورد، بازنشستگی‌ رابطه‌ جنسی‌ و مرگ‌ از مسائل‌ مهم‌ این‌ دوره‌اند و رفتار زن‌ و مرد فرقهایی‌ دارد.

‌‌ج. آسیب‌شناسی‌ روانی‌ و بیماریها
انواع‌ اختلالات‌ روانی‌ میان‌ زنان‌ و مردان‌ مشاهده‌ می‌شود، برخی‌ از آنها در هر دو جنس‌ مشترک‌ است. و شیوع‌ دسته‌ای‌ از آنها در زن‌ و مرد فرق‌ می‌کند.
اختلالهای‌ ارتباطی‌ (لکنت‌ زبان، واج‌شناسی‌ و...)، اختلالهای‌ فراگیر رشد، عقب‌ماندگی‌ ذهنی، برخی‌ از انواع‌ اختلالهای‌ شخصیت‌ (پارانوئید، خودشیفته، اسکیزوئید...) اسکیزوفرنی، تیک‌ و توره، اختلال‌ حرکات‌ کلیشه‌ای، اختلال‌ سلوک، اختلال‌ کاستی‌ توجه. بیش‌ فعالی، لجبازی‌ و نافرمانی، هراس‌ اجتماعی، اختلال‌ هذیانی، آتش‌ افروزی، بیمارگونه، اختلال‌ ساختگی، اختلالات‌ دفع‌ در میان‌ مردان‌ شیوع‌ بیشتر دارد. اختلالات‌ مربوط‌ به‌ مصرف‌ مواد، مانند الکل، آمفتامین، کافئین، مصرف‌ حشیش‌ مواد توهم‌زا، مواد استنثاقی، مصرف‌ نیکوتین‌ و مواد افیونی‌ نیز در میان‌ مردان‌ بیشتر مشاهده‌ می‌شود. همچنین‌ انواع‌ انحرافات‌ جنسی‌ مانند چشم‌چرانی، آلت‌ نمایی، هم‌ جنس‌بازی، شیئی‌ گرایی، استمنا، زن‌ جامگی‌ و رفتار سادیستیک، در میان‌ مردان‌ بیشتر به‌ چشم‌ می‌خورد و در مجموع‌ روان‌ شناسان‌ بر این‌ عقیده‌اند که‌ هرزگیها و انحرافات‌ جنسی‌ اصولاً‌ مربوط‌ به‌ جنس‌ مرد است. و مرتکبان‌ جرایم‌ جنسی‌ بیشتر مردان‌ مجرد و جوان‌اند. و از آن‌ سوی‌ اختلالاتی‌ چون، اختلال‌ اضطراب‌ جدایی، لالی‌ انتخابی، روان‌ پریشی‌ مشترک، روان‌ آشفتگی، زوال‌ عقل، اختلال‌ دو قطبی، اختلال‌ افسردگی‌ عمده، افسرده‌ خویی، اختلال‌های‌ اضطراب‌ (وحشت‌زدگی، گذر هراسی، هراس‌ مشخص، اضطراب‌ فراگیر و...) اختلالات‌ جسمانی‌ شکل‌ (شکایت‌ جسمانی، هیستری، درد)، اختلال‌ هویت‌ تجزیه‌ای، بی‌اشتهایی‌ و پراشتهایی‌ عصبی، برخی‌ از اختلالات‌ خواب‌ (بی‌خوابی‌ اولیه، کابوس‌ و...) اختلالات‌ کنترل‌ تکانه‌ (دزدی‌ بیمارگونه، وسواس‌ موکنی) دسته‌ای‌ از اختلالات‌ شخصیت‌ (شخصیت‌ مرزی، نمایشی، وابسته) در میان‌ زنان‌ شیوع‌ بیشتر دارد.
(۶/مرداد/۹۱ ۱۵:۱۶)وحید110 نوشته است: [ -> ]ماهیت وجودی زن و مرد چیست ؟

با عرض تشکر از مطالب دوستان.

بنده درپست شبهات مربوط به عدالت باید باشمBlush اما اگر اجازه فرمایید درباره ی حقیقت وجودی زن و مرد مطلبی را عرض کنم ان شاء الله اندکی کمک فرماید.

باید در نظر داشت که تا وقتی ما از زن و مرد و حقیقت وجودی آن ها در عالم خلقت تصویر درستی نداشته باشیم درگیر جزئیات می شویم و این جزئیات هم آنقدر فراوانند که نمی توانیم به طور کامل و عمیق به آن ها بپردازیم.عملکرد موثرتر آن است که از منظر کلی و از جنبه ی وجودی نگاه کنیم و ببینیم که حقیقتا مرد و زن و زوجیت از کجا سرچشمه می گیرد و زمانی که این سرچشمه را یافتیم بر مبنای آن بحث های خود را طرح ریزی کنیم:

[تصویر: Digital%2520Universe%2520(187).jpg]

از منظر حقیقت جوهری مرد و زن، باید به نکات عمیقتری نگاه کرد که این نکات عامل تفاوت های جزئی مانند تفاوت های جنسی، عقلی، عاطفی و…درآنها می شوند.به همین خاطر حکماء و عرفای اسلامی جامعترین و دقیقترین تفاوت مرد و زن از منظر وجودی را بیان کرده اند که با این مبنا می توان بقیه امور را دسته بندی و بلکه توضیح داد.

مردان و زنان در آینه ی جلال و جمال الهی
عزیزان حتما می دانند که صفات خداوند از نظر کلی به دو دسته ی صفات جمالی و جلالی تقسیم می شوند.
صفات جلال جوهره اش هیبت و بزرگی و علو الهی را نشان می دهد و صفات جمالی مهربانی و لطافت و زیبایی وجود خداوند را به نمایش می گذارد؛ در نظام خلقت تمام هستی از اسماء الهی منشاء می گیرند و به سخن دقیقتر در هر آفریده ای به شکل کم و بیش از این صفات متجلی شده است. مثلا گل ها، درختان وحیواناتی مانند طاووس، قناری و ...بیشتر صفت جمال الهی را در خود ظهور داده اند و مخلوقاتی مثل کوهها، دریاها و حیواناتی مثل فیل و خرس نمایانگر صفات جلالی الهی هستند.این مثال ها که آوردم از منظر عالم مادی بود و الا در عالم مجردات این حقایق دقیقتر و کاملتر قابل تفکیک و مشاهده است و حتی پیامبران و عرفای ما از این منظر قابل دسته بندی هستند.

[تصویر: 576d1199183850-masih.jpg]

به عنوان نمونه حضرت یحیی (علیه السلام) را از رسولانی می دانند که بیشتر مستغرق در جنبه ی جلالی خداوند بوده است و این از حالات اندوه و گریه ها ایشان مشخص بوده است؛ چه اینکه حضرت عیسی(علیه السلام) را بیشتر نظاره گر صفات جمالی الهی می باشد و این سخن با نگاه به شریعت مسیحی قابل درک است.همچنین در عرفا، عارفی مانند آیت الله ملکی تبریزی را در دسته جلالی(به خاطر شدت گریه و نگاه به جهنم و خشوع از جزای الهی ) و حضرات آقای دولابی را در دسته جمالی قرار می دهند(مثلا ایشان می فرمودند که بهشت خاموش شده و تمام بهشت است).البته این از منظر کلیات حالات ایشان است و جای مناقشه ندارد و می خواستم تنها نگاه به صفات جمالی و جلالی را خاطر نشان کنم.حضرت امام(رحمة الله علیه) در کتاب آداب الصلاه خود تاکید می فرمایند : اندک افرادی مانند چهارده معصوم هستند که تنها می توانند از منظر جمعی به هر دو تجلی جمالی و جلالی خداوند نظر فرمایند(باید دقت شود که معصومین و دیگر اولیاء کامل به جمع صفات جمالی و جلالی نظر دارند و این جمع بودن یک نوع اتحاد ذاتی است؛ یعنی در آن مقام جمع نه جمال از جلال قابل تفکیک است و نه بالعکس آن. بلکه یک اتحادی وجودی است که در عین حال هر دو جنبه از آن قابل برداشت است بدون تشخیص تمایز).

غرض از این سخنان و مقدمات بیان این مطلب بود:
در هر موجودی کمبود یا ظهور بیشتر هر کدام از این دو دسته صفت باعث بروز ویژگی های خاصی برای آن مخلوق می شود که مبنای دو دستگی موجودات را باید در همین موضوع جستجو کرد.مرد(جنس نر) در جوهره ی اولیه اش محل تجلی صفات جلالی و زن(جنس مونث) محل تجلی صفات جمالی پروردگار است.
[تصویر: ta3.jpg]

برای تصدیق کامل این مطلب تنها نگاه به ویژگی های اخلاقی و ظاهری مردان و زنان کافی است.حال آنکه تاییدیه های نقلی و عقلی دیگر هم فراوان است که در فرصت های دیگر قابل شرح است.حقیقت سعادت و رسیدن به کمال برای انسان به معنی یافتن و دارا شدن تمام صفات خداوندی در وجودش است.از این منظر مرد وجودا نیازمند زن و زنان نیز حقیقت گمشده شان در وجود مردان است.زیرا صفات جمالی موجود در زن و اتحاد آن با صفات جلالی مرد باعث رسیدن به مقام جمعی صفات که همان حقیقت موجود در ذات خداوند است(مقام خلیفه الهی و انسان کامل که مقصد خلقت بشر است)،می شود!!!

بر این مبنا می توان بسیاری از تفاوت های این دو جنس را تبیین و علت آن ها را توضیح داد:


به عنوان مثال مردان چون در ظرف وجودیشان جلال و هیبت را ظهور می دهد وجودا باید سلطه ی خود را به خانواده نشان دهند، اما این سلطه حقیقتش برقراری امنیت و رفاه برای خانواده است زیرا او خواستار صفات جمالی همسرش(اعم از محبت و زیبایی ظاهری و...) است و این عاملی برای اتحاد او برای سیر به کمالش است. از طرفی عنایت شود که زنان نیز وجودا خواستار و پذیرای این اقتدار مردان هستند و از دیدن عظمت و شکوه سلطه ی مرد لذت می برند(نه به گفته ی عده ای کم خرد که آن را زورگویی می دانند) والبته زن با ظهور جمال وجودی خود جنس مخالف را مطیع و خواستار خود می کنند.این اتحاد و یگانگی که در تمنای هر دو طرف برقرار است باعث شکل گیری یک واحد مقدس الهی به نام خانواده می شود؛ این واحد باعث سیر تکاملی هر دو نفر به سمت لقاء کسی که دارای تمامی این صفات به طور اتحادی است،می شود.

مثال دیگر عقل زنان است.آنچه حقیقت دارد این است که مواجهه اصلی خانواده با اجتماع چه از جنبه ی عمومی و چه از جهت انجام کار و در آمد زایی باید توسط عضوی از خانواده انجام شود که برای این امر تونایی لازم را داشته باشد و آن مردان هستند؛ زیرا این ویژگی در وجود آن ها خلق شده است و حضور زنان(جمال خانواده) در این وادی باعث می شود که حقیقت وجودی خود را که یکی از پایه های سیر تکاملی هر دو نفر است را ضایع کنند. با این توضیح آن عقلی که در مردان باید بیشتر رشد کند و دانشمندان آن را رصد می کنند همین عقل اجتماعی و کاری است و این عقل نه تنها به درد زنان نمی خورد بلکه پیچیده شدن عقل معاش در زنان باعث آسیب رسیدن به جنبه ی جمالی آن ها و ضرر به کل پیکره ی خانواده می شود.(عنایت شود عقل حقیقی به گفته ی معصومین آنچه است که خداوند با آن عبادت می شود)(دقت شود جمال تنها زیبایی ظاهری نیست و محبت و مهربانی که عامل اصلی استحکام درونی خانواده است،جزئی نگری های در امور که مهمترین ابزار در تربیت فرزند،انجام امور خانه،و بسیاری مطالب دیگر را شامل می شود.بر خلاف مردان که باید با کلی نگری از امنیت و آرامش خانواده دفاع کنند و یا در تربیت فرزند تنها نقش نظارتی و حمایتی داشته باشند. )


هدف بنده ی از طرح این مطالب این بود که بهتر است از منظر پایه ای و اساسی یک تعریف حقیقی از مرد و زن شود و با دیدن آن ها را در آینه جمال و جلال به تبیین دیگر جزئیات دیگر بپردازیم.

خیلی زیبا بود دست شما درد نکنه
فقط منبع رو هم برای اتفاده های بعدی اگر هست بفرمایید
خدا رو شکر که به درد خورد.
البته این ها را برای این عرض کردم که از منظر بالاتری به زن و مرد بپردازیم و بعد به امور جزئی تر رجوع کنیم.


حالا که خوب بود یک مطلب دیگر هم اضافه کنم بحث ابتر نشود!

درباره ی حقیقت صفات جمالی و جلالی:

1- حضرت آیت الله جوادی(حفظه الله) می فرمودند که "در هر جلالی جمالی نهفته است و در هر جمالی جلالی" برای همین هم هر جمالی می تواند به سمت جلال حرکت کرده و بالعکس آن و با این سیر تکاملی به مرتبه ی اتحاد ذاتی برسند.

2- عبدالرزاق کاشانی در کتاب اصطلاحات می فرمایند(مضمون)(قبلا منبع دیگری گفتم که تصحیح می کنم): "جلال همان جمال است اما در شدتی بالاتر!!! برای همین صفات جلالی حجابی است برای ذات باری"همچنین جمال مرتبه ی لطیف جلال است و باعث کشش به سمت ذات باری می شوند در مرتبه ی اتحاد ذاتی این دو به مقام جمع الجمعی می رسند که تجلی این مقام در اسم الله نمایان است.

3- یک مطلب هم اینکه حقیقت لذت های بین زنان و مردان از این منظر قابل تبیین است و نازله ی این اتحاد صفاتی در یک زوجیت شرعی و الهی قابل یافتن است.



بحث در این رابطه و به طور تفصیلی در کتاب"زن آنگونه که باید باشد" اثر استاد طاهرزاده(حفظه الله) که از اینجا قابل دانلود است.به صورت اجمالی و کمی تخصصی در کتاب:"زن در آینه ی جمال و جلال الهی" حضرت آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) نیز، مطرح شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:
در این تاپیک ابتدا به این سوال که

ماهیت وجودی زن و مرد چیست ؟

ایا زنان با مردان از نظر جسمی روحی فزیکی مغزی و ... عین هم هستند و یا متفاوت

دوستان این مسءله جای کار داره

سلام
بنده که چند روز پیش این تاپیکو دیدم با یکی از استادام در مورد این موضوع صحبت کردم ایشون راهنمایی های خوبی کردن...
شبهه هایی که در مرود زن از آیات قرآنی گفته شده با از روایات هس میشه با بررسی مساله زن در قرآن جواب داد...
ولی بررسی ماهیت وجودی زن و مرد اولین قدم نیست!!!
میگم چرا .. چون به طور مثال شبهه ای داریم که میگن خداوند حضرت حوا رو از دنده ی چپ حضرت آدم آفرید و این یعنی ارزش حضرت حوا(زن) نسبت به حضرت آدم (مرد)کمتره...
این شبهه مربوط به خلقت زن و مرد هس که قبل از ماهیت وجودیه ...
برای بررسی کامل باید این سیر رو پیگیری کنیم...
1.خلقت زن و مرد
2.وجوه مشترک بین ماهیت وجودی زن و مرد
3. ویژگی های مختص زنان و مردان
4.نکات و شیوه های روابط بین زنان و مردان
البته ایشون گفتن همه ی اینها رو از منظر قرآنی و حقوقی که حوزه ی کاریشون هس بررسی کنیم و البته کمکمون هم میکنن
ولی خب الحمدلله ازمنظر روانشناسی هم الی ماشاالله کتاب و مقاله داریم...
با سلام .
دوستان فکر کنم از کتاب های خانم باربارا دی آنجیلیس هم کمک بگیریم بد نباشه . ایشون هم خیلی خوب در کتاب هاشون تفاوت زن و مرد رو بررسی کردن .
بعد یه پیشنهادی دارم . به نظرم اگه بخوایم یه کار فوق العاده ارائه بدیم نیاز به وقت بیشتری داریم . یعنی بیایم کتاب های خوب رو شناسایی کنیم بعد تیم تقسیم کار کنه و بشینیم این کتاب ها رو بخونیم و در تاپیک مطالب خوبشون رو ارائه بدیم . اینجوری سطح علمی و اطلاعات خودمون هم بالا میره . به نظرم با کپی پیست کاری از پیش نمی بریم . اگه می خوایم یه کار ماندگار ارائه بدیم باید خیلی خیلی بیشتر از اینها زحمت بکشیم . واقعاً دشمن داره کار میکنه تا ذهن جوون ها رو آلوده کنه ما باید خیلی تلاشمون رو بیشتر از اینها ببریم بالا . اطرافیانم و دوستانم رو که نگاه می کنم که چطور ذهنشون آلوده شده , واقعاً می ترسم . گریم میگیره از تنبلی خودم .
مدت هاست زیست شناسان در پی پاسخ به این سوال هستند که آیا مغز زن و مرد با هم متفاوت است و آیا این تفاوت میتواند اثباتی بر برتری یکی از دو جنس باشد.اخیرا دانشمندان اینگونه بیان میکنند که تفاوت در مغز و عملکرد مغز زنانه و مردانه امری بدیهی است اما این تفاوت نه تنها عامل برتری یکی از دو جنس نیست بلکه به زیبایی نشان میدهد که این تفاوت ها باعث می شود که این دو جنس در کنار یکدیگر کامل شوند.
با اثبات تفاوت در عملکرد مغز به عنوان فرمانده جسم،دیگر تساوی دو جنس نر و ماده ی انسانی و تساوی حقوق آن ها کاری مضحک و ناعادلانه به نظر می رسد.
در دنیایی که به زودی شاهد آن خواهیم بود که به دلیل این سری تفاوت های معنادار حتی روش های درمان و نوع داروهای مورد استفاده برای درمان یک بیماری مشترک در زنان و مردان،متفاوت خواهد بود،بسیار نعادلانه است که بخواهیم تساوی حقوق را داشته باشیم.

مقاله زیر به نکات جالبی اشاره کرده که خواندنش خالی از لطف نیست.


آیا مغز زن و مرد ساختی متفاوت دارد؟



تا همین چندی پیش، عصب شناسان معتقد بودند که تفاوت های مغز زن و مرد صرفاً منحصر به مناطقی از مغز است که در رفتار جفتگیری دخالت دارد.
"سیمور لیواین" از دانشگاه استنفورد در مقاله ای که در سال 1345/1966 تحت عناون" تفاوت های مغز دو جنس "نوشت تشریح کرد که چگونه هورمون های جنسی به هدایت رفتارهای واگری تولید مثل در موش ها کمک می کنند. لیواین در این بررسی خود فقط از یک منطقه ی مغز نام برده بود: هیپوتالاموس(سازه ای کوچک در قاعده ی مغز که در تنظیم تولید هورمون و کنترل رفتارهای اساسی همچون خوردن، آشامیدن و آمیزش دخالت دارد) یک نسل از عصب شناسان با این اعتقاد به عرصه رسیدند که "تفاوت های مغز دو جنس" عمدتاً به رفتارهای جفتگیری، هورمون های جنسی و هیپوتالاموس مربوط می شود.
حال اما این دیدگاه با انبوه یافته هایی که تاثیر جنسیت را در حوزه های متعدد شناخت و رفتار از جمله حافظه، عاطفه، بینایی، شنوایی، پردازش چهره ها و پاسخ مغز به هورمون های فشار عصبی برجسته می سازند دگرگون می شود. این پیشرفت ها در پنج تا ده سال گذشته به یمن کاربرد فزاینده ی تکنیک های پیچیده ی تصویر برداری غیر تهاجمی از قبیل توموگرافی با گسیل پوزیترون(پی ای تی) و تصویر برداری با تشدید مغناطیسی کارکردی (اف ام آر آی)، که قادرند به درون مغز داوطلبان زنده سرک بکشند، تسریع شده است.
این آزمایش ها که به کمک تصویربرداری انجام شده آشکار ساخته که تفاوت های کالبد شناختی در مناطق متعددی در سر تا سر مغز یافت می شوند. برای مثال، "جیل گلدستاین" از دانشکده ی پزشکی دانشگاه هاروارد و همکارانش با استفاده از " ام آر آی"اندازه ی چندین ناحیه ی قشری و زیر قشری مغز را اندازه گرفتند. این پژوهشگران از جمله دریافتند که بخش هایی از قشر پیشانی مغز جایگاه بسیاری از کارکردهای شناختی عالی است در زنان حجیم تر از مردان
است، همچنان که بخش هایی از قشر کناری که در پاسخ های هیجانی دخالت دارد. در مردان نیز بخش هایی از قشر آهیانه ای که در ادراک فضا دخالت دارد از زنان بزرگ تر است، و همین طور بادامه ی مغز (ساختاری بادام شکل که به اطلاعات بر انگیزاننده ی هیجانات پاسخ می دهد یعنی به هر چیز که سبب تند شدن ضربان قلب و ترشح آدرنالین می شود)این اختلاف اندازه ها و نیز سایر تفاوت های ذکر شده در سر تا سر مقاله نسبی اند: یعنی مقصود از آنها حجم کلی آن سازه نسبت به حجم کلی مغز است.
تفاوت در اندازه ی سازه های مغزی را عموماً بازتابنده ی اهمیت نسبی آنها برای جانور می دانند. برای مثال، نخستی ها بیشتر بر بینایی متکی اند تا بویایی؛ در موش ها فضایی بیشتر به بویایی اختصاص یافته است. بنابر این، وجود اختلافات کالبد شناختی گسترده بین زنان و مردان نشان دهنده ی این است که جنسیت در نحوه ی عملکرد مغز تأثیر می گذارد

.
سایر تحقیقات به کشف تفاوت های کالبد شناختی دو جنس در سطح سلول پرداخته اند. برای مثال، "سانرا ویتلسن" و همکارانش در دانشگاه "مک مستر" کشف کرده انند که تراکم یاخته های عصبی در بخش هایی از قطعه ی گیجگاهی قشر مغز، که با پردازش زبان و درک و مفهوم متن سرو کار دارد، در زنان بسیار بیشتر است
.
پژوهشگران با شمارش یاخته های عصبی در نمونه های کالبدشکافی دریافتند که در زنان در دو لایه از شش لایه ی قشر مغز در هر واحد حجم یاخته های بیشتری دارند. یافته های مشابه نیز در مورد قطعه ی پیشانی متعاقباً گزارش شد. با در دست داشتن این اطلاعات، عصب شناسان حال می توانند به کاوش در این زمینه بپردازند که آیا اختلافات ناشی از جنسیت از لحاظ تعداد یاخته های عصبی با تفاوت در توانایی های شناختی همبستگی دارد برای مثال بررسی کنند که آیا این ازدیاد تراکم یاخته های عصبی در قشر شنوایی مغز زنان با عملکرد بهتر زنان در آزمون های سیالی کلامی ارتباط دارد یا نه.
این تفاوت های کالبدشناختی شاید عمدتاً نتیجه ی فعالیت هورمون های جنسی باشد که مغز جنین را لبریز می کنند. این ستروئیدها به هدایت سازماندهی و ارتباطات مغز در طول تکامل آن کمک می کنند و در ساختار و تراکم سلول های عصبی در مناطق مختلف مغز تأثیر می گذارند. جالب این است که نواحی مغزی که بنا به یافته های "گلدستاین" در زنان و مردان متفاوت است همان نواحی است که در حیوانات حاوی بیشترین تعداد گیرنده های هورمون های جنسی در طی رشد است. این همبستگی میان اندازه ی منطقه ی مغز در بزرگسالان و عمل استروئید جنسی در دوره ی زهدانی حاکی از آن است که دست کم بخشی از تفاوت های جنسی در کارکرد شناختی ناشی از تأثیرت فرهنگی یا تغییرات هورمونی در دوره ی بلوغ نیست، بکه در واقع از همان بدو تولد وجود دارد
.

گرایش های ذاتی زن و مرد
[/b]



چندین مطالعه ی هیجان انگیز در زمینه ی رفتار بر شواهد دال بر ایجاد برخی از تفاوت های جنسیتی در مغز پیش از اینکه نوزاد اولین نفسش را بکشد افزوده اند. در طی سال ها، پژوهشگران بسیای از هم جدا می شود. پسران و دختران خردسال در زمان انتخاب اسباب بازی از هم جدا می شود. پسران معمولاً به سمت توپ یا ماشین های اسباب بازی گرایش دارند، حال آنکه دختران معمولاً به سمت عروسک کشیده می شوند. اما هیچ کس واقعاً نمیتواند بگوید که آیا این رجحان ها را فرهنگ رایج جامعه دیکته می کند یا زیست شناسی ذاتی مغز.
برای یافتن پاسخ این پرسش، "ملیسا هاینز" از سیتی یونیورسیتی لندن و "گریان آلگزاندر" از دانشگاه تگزاس به سراغ میمون ها رفتند که یکی از نزدیک ترین اقوام ما در میان حیوانات اند. پژوهشگران به گروهی از میمون های "وروت" (vervet: نوعی میمون در جنوب و مشرق آفریقا) امکان انتخاب از میان چند اسباب بازی را دادند که شامل عروسک های پارچه ای، کامیون اسباب بازی و اقلامی مثل کتاب های مصور بود که از لحاظ جنسی، خنثی هستند. آنان متوجه شدند که میمون های نر در مقایسه با همتایان مونثشان وقت بیشتری را صرف تعامل با اسباب بازی هایی می کنند که نوعاً دختران آنها را ترجیح می دهند. هر دو جنس به میزانی مساوی با کتاب های مصور و سایر اسباب بازی های خنثی از نظر جنسیتی ور رفتند.
چون بعید است که گرایش میمون های "وروت" متأثر از فشارهای اجتماعی فرهنگ انسانی بوده باشد، این نتایج حکایت از آن دارد که ترجیح اسباب بازی ها در کودکان، دست کم تا حدی، ناشی از تفاوت های زیست شناختی ذاتی است

. این واگرایی، و در واقع تمامی تفاوت های کالبد شناختی مغز دو جنس احتمالاً در نتیجه ی فشارهای انتخاب در حین تکامل رخ داده اند. در مورد مطالعه ی مربوط به اسباب بازی ها، نرها چه انسان و چه نخستی ها اسباب بازی هایی را ترجیح می دهند که بتوان آنها را در فضا به پیش راند و بازی پر قیل و قال به راه انداخت.و به نظر می رسد معقول است اگر فرض کنیم به این کیفیت ها ممکن است با رفتارهای مفید برای شکار و جفت یابی مربوط باشند. به همین ترتیب می توان این فرضیه را مطرح کرد که افراد مونث هم اسباب بازی هایی انتخاب می کنند که به آنها امکان می دهد مهارت هایی را که روزی برای پرورش فرزندانشان لازم است تمرین کنند.
رویکرد "سایمون بارون_کوهن" و همکارانش در دانشگاه کمبریج در پرداختن به تأثیر سرشت در برابر پرورش از لحاظ تفاوت های دو جنس متفاوت اما به هیمن اندازه خلاق است. پژوهشگران متعددی عدم شباهت نوزادان مذکر و مونث را از لحاظ "مردم _ محور" بودنشان وصف کرده اند. برای مثال، :بارون_کوهن" و دانشجویش دریافتند که دختران یک ساله مدت زمان بیش از پسران همسن خود به مادرشان نگاه می کنند. و زمانی که به این کودکان امکان تماشای فیلم داده می شد به مدت بیشتری نگاه می کردند، حال آنکه پسران به سمت فیلمی گرایش داشتند که در آن اتومبیل نشان داده می شد.
البته این ترجیحات را می شود به تفاوت های نحوه ی رفتار یا بازی بزرگسالان با پسران و دختران نسبت داد. برای حذف این امکان، "بارون_کوهن" و دانشجویش یک گام پیشتر رفتند. آنان دروبین ویدیوی خود را به بخش زایمان یک بیمارستان بردند تا ترجیحات نوزادان یک روزه را بررسی کنند. به این نوزادان صورت مهربان یک دانشجوی دختر زنده یا عروسک آویزی از صورت همان دانشجو با همان رنگ و شکل و اندازه را نشان می دادند که اجزای صورتش را در خم ریخته بودند. برای پیشگیری از هر گونه سوگیری، آزمایشگران در زمان آزمایش از جنسیت هر نوزاد بی خبر بودند. زمانی که نوارها را تماشا می کردند، متوجه شدند که دختران مدت زمان بیشتری به دانشجوی زنده نگاه کرده اند، حال آنکه پسران به شیء مکانیکی بیشتر نگاه کرده بودند. این تفاوت در علاقه ی اجتماعی در اولین روز زندگی آشکار بود که باز به طور ضمنی حکایت از آن دارد که ما با برخی تفاوت های شناختی ذاتی جنس خود از مادر به دنیا می آییم.

واکنش های زن و مرد در برابر تنش ها



در بسیاری موارد، تفاوت های شیمیایی و ساخت مغز دو جنس در چگونگی پاسخ نرها و ماده ها به محیطشان یا واکنش آنان به رخدادهای تنش زا و میزان به خاطر سپردن این رخدادها تأثیر می گذارد. برای مثال بادامه ی مغز را در نظر بگیرید. "گلدستاین" و دیگران گزارش کرده اند که بادامه ی مغز مردان بزرگ تر از زنان است، و ارتباطات یاخته های عصبی این منطقه در موش های نر بسیار بیشتر از موش های ماده است. انتظار می رود این تفاوت های کالبد شناختی در نحوه ی واکنش نرها و ماده ها در برابر فشار عصبی تقاوت هایی ایجاد کند.
برای ارزیابی تفاوت یا عدم تفاوت پاسخ بادامه ی نرها و ماده ها به فشار عصبی، "کاتارینا براون" و همکارانش در دانشگاه "اتو فن گوریک" (در ماگدبورگ آلمان" همزاد را از مادرشان برای مدتی کوتاه جدا کردند.(Degu: جانوری شبیه جوجه تیغی ار آمریکای جنوبی)برای این جوندگان اجتماعی امریکای جنوبی همچون سنجاب های مرغزار در جرگه های بزرگ زندگی می کنند، حتی جدایی موقت هم ممکن است بسیار آزار دهنده باشد. این پژوهشگران پس از این تجمع گیرنده های "سروتونین" را در مناطق مختلف مغز اندازه گرفتند. سروتونین انتقال دهنده ی عصبی یا مولکول حامل سیگنالی است که کلید واسطه ی رفتار هیجانی است. (برای مثال، مصرف فلوکستین کارکرد سروتونین را افزایش میدهد.)
پژوهشگران اجازه دادند که توله ها در دوره ی جدایی صدای مادرشان را بشنوند و دریافتند که این درونداد شنیداری تجمع گیرنده های "سروتین" را در بادامه ی مغز توله های نر افزایش داده، اما تجمع همین گیرنده ها را در توله های ماده کاهش داده است. هر چند دشوار بتوان از این مطالعه به نتایجی در مورد رفتار انسان دست یافت، اما نتایج آن اشاراتی است بر اینکه اگر اتفاق مشابهی برای کودکان رخ دهد، اضطراب جدایی ممکن است در بهداشت عاطفی نوزادان مذکر و مونث تأثیرات متفاوتی بگذارد. اگر بخواهیم برای مثال درک کنیم که چرا اختلالات اضطراب در دختران بسیار شایع تر است تا در پسران، دست زدن به آزمایش هایی چون اینها ضروری است.
منطقه ی دیگری در مغز که امروز می دانیم از لحاظ کالبدشناسی و پاسخ به فشار عصبی در دو جنس تفاوت دارد "هیپوکامپ" است(که سازه ای است حیاتی برای ذخیره ی خاطره و نقشه برداری فضایی از محیط فیزیکی.).
تصویربرداری ها به طور یکنواخت نشان می دهند که هیپوکامپ مغز زنان بزرگ تر از مردان است.این تفاوت های کالبد شناختی ممکن است به نحوی با تفاوت های مسیر یابی مردان و زنان ارتباط نزدیک داشته باشد. مطالعات بسیار حاکی از آن است که مردان به احتمال بیشتر می توانند با تخمین زدن فاصله ی فضایی و جهت راهیابی کنند ("ناوبری کور")، حال آنکه زنان به احتمال بیشتر با زیر نظر گرفتن علایم و نشانه ها راهیابی می کنند. موش های نر نیز با استفاده از اطلاعات مربوط به حهت موقعیت راه خود را در ماز پیدا می کنند، حال آنکه موش های ماده در همان مازها بیشتر با استفاده از نشانه های موجود راه خود را می یابند. (به هر حال، هنوز مانده تا محققان اثبات کنند که موش های نر کمتر از ماده ها درباره ی مسیر سوال می کنند.)
حتی یاخته های عصبی موجود در هیپوکامپ مغز نرها و ماده ها دست کم از لحاظ نحوه ی واکنش به تجارب یادگیری، رفتار متفاوتی دارند.
برای مثال، "جنیس جوراسکا" و همکارانش در دانشگاه "ایلی نوی" نشان داده اند که قرار دادن موش ها در یک "محیط غنی شده"(یعنی قفس های پر از اسباب بازی و جوندگان دیگر برای ارتقای تعامل اجتماعی) در ساختمان یاخته های عصبی موجود در هیپوکامپ موش های نر و ماده تأثیرات نا مشابهی داشت. در ماده ها، این تجربه سبب شد که شاخه های درختان "دندریت" سلول های عصبی _(یعنی ساختارهای چند شاخه ای که سیگنال ها را از یاخته های عصبی دیگر دریافت می کنند)_ "انبوه تر" می شوند.
این تغییر محتملاً منعکس کننده افزایشی در ارتباطات یاخته ها عصبی است که تصور می شود در ذخیره سازی خاطرات دخالت دارند. اما در نرها، محیط پیچیده در درختان دندریت تأثیری نداشت یا اندکی آنها را هرس کرد.
اما یادگیری موش های نر گاه در هنگام فشار عصبی بهتر می شود. "تریسی شورس" از "دانشگاه راتگرز" و همکارانش دریافتند که دادن شوک های یک ثانیه ای به دم موش های نر برای مدتی کوتاه عملکرد را در یک تکلیف آموخته تقویت کرد و تراکم ارتباط های دندریت با سایر یاخته های عصبی را در موش های نر افزایش داد. اما در موش های ماده همین شوک عملکرد را خراب کرد و تراکم ارتباط ها را کاهش داد. یافتن چنین نتایجی از لحاظ اجتماعی نیز
پیامدهای جالبی دارد. هر چه بیشتر کشف می کنیم، بررسی تفاوت بالقوه ی محیط های بهینه ی یادگیری برای پسران و دختران ضرورت بیشتری می یابد.

کروموزوم X

پایه ای ترین تفاوت بین دو جنس در انسان ها تفاوت کروموزوم های جنسی در زنان و مردان است.
زنان دارای دو کروموزومXهستند که یکی را از مادر . دیگری را از پدر به ارث برده اند.
مردان دارای یک کروموزومXهستند که آن را از مادرشان به ارث برده اند و یک کروموزومYکه حتما از پدرشان به آنها به ارث رسیده است.
پس از بدو تولد(تشکیل زیگوت)زنان و مردان متفاوتند با بیس ژنتکی متفاوت.
در ارسال های برخب دوستان ذکر شده بود که زنان به طور متوسط چند سالی بیشتر از مردان عمر می کنند که یکی از دلایل ژنتیکی آن را خدمتتان عرض می کنم:

فاکتور X عامل افزایش طول عمر زنان:

در مقایسه بین دو جنس زن و مرد ، طبیعت به زنان کمک بیشتری کرده است.
طبق گفته متخصصان علم ژنتیک زنان دو کپی از کروموزوم قوی X را دارند در حالیکه مردان تنها با یک کروموزوم X و کروموزوم نسبتا ضعیف Y متولد می شوند.
به گزارش هلث دی تحقیقات ژنتیکی نشان میدهد علاوه بر مشخص کردن مرز DNA بین پسران و دختران ، این تقسیم به زنان توانایی بیشتری را در دفع بیماری می دهد. حتی در دروان جنینی نیز تعداد جنین های پسری که با ناهنجاری های ژنتیکی می میرند بیشتر از جنین های دختر است. آنها زودتر می میرند ، و مطمئنا آسیب پذیر ترند.
به گفته دکتر باربارا می گون استاد ژنتیک در دانشگاه جان هاپکینز آنچه در باره علل تفاوت های دو جنس می شنویم به تفاوت های مرد و زن در تجارب زندگی یا هورمون ها و مسائلی از این قبیل محدود می شود. و آنچه باقی مانده تفاوت ژنتیکی اساسی بین دو جنس است. این تفاوت از این واقعیت ناشی می شود که زنان با دو کپی از کروموزوم توانمند X متولد می شوند.


مردم فکر میکنند کروموزوم X فقط به جنسیت مربوط می شود اما این کروموزوم 1000 ژن دارد که در کارهای مختلف از جمله دخالت در انعقاد خون ، دخالت در عملکرد عضله و نیز در رها شدن از محصولات زائد سلولی دخالت دارند.
ژن های کروموزوم X می توانند جهش یابند یا دچار ناهنجاری شوند و این هم می تواند منجر به بیماری شود.
بنابراین اگر یک جهش در ژنی روی کروموزوم X رخ دهد فردمذکر کپی سالم آن را ندارد و فقط گرفتار همین ژن معیوب خواهد بود. اما فرد مونث با داشتن دو کروموزوم X ممکن است یک کپی نرمال ژن را روی کروموزوم X دیگر داشته باشد.
این پدیده نشان می دهد که زنان در برابر بیمای های خاصی مقاوم اند. اما یک مشکلی وجود دارد که متخصصان ژنتیک آن را mosaicism می نامند. ویژگی فوق اشاره به این واقعیت دارد که بیان همزمان هر دو کپی از ژن های موجود روی کروموزوم X برای سلولها کشنده است.
(توضیح:چون زن ها دو کرو موزوم Xدارند،یعنی یک کروموزوم Xبیشتر از مردان دارن باید به نوعی این بار اضافه ژنتیکی را از بین ببرند.
پس سلول تخم یا همان زیگوت پس از چند تقسیم به سلول های دختری تبدیل میشود و این سلول ها به صورت رندوم یکی از کروموزوم هایXخودشون رو غیر فعال میکنن تا این اضافه بار ژنتیکی که حتی می تواند منجر به مرگ سلول شود تعدیل شود.
حال این غیر فعال کرد رندوم و کاملا تصاد فی است.به همین دلیل سلول های بدن یک فرد مونث می توانند با هم متفتوت باشند که به این پدیده موزاییک سلولی میگوییم.
حال امکان داردXسالم غیر فعال شود یا معیوب.)

بنابراین در سلول های هر زن یکی از کروموزوم های X خاموش است در حالیکه دیگری فعال است.

تصویری که در زیر مشاهده میکنید کاریوتایپ مربوط به یک زن و مرد سالم از لحاظ کروموزومی است:

[تصویر: nhk.gif]

(توضیح:
کاریوتایپ:تصویری از کروموزوم های یک فرد که از بزرگ به کوچک مرتب شده+یک جفت کروموزوم جنسی که در آخر آورده می شود.


اما بطور کلی این ویژگی یک مزیت محسوب می شود چرا که به سلولهای بدن زنان این امکان را داده است در برابر جهش های خطرناک انعطاف پذیر تر باشند.
اما در برخی موارد نادر این مزیت روند معکوس پیدا می کند. برای مثال پزشکان مدتهاست دریافته اند زنان بیشتر مستعد بیماری های اتوایمیون(منظورش بیماری های خود ایمنیه.) مانند ام.اس هستند.
به گفته دکتر می گون در اوائل دوران تکامل جنینی در صد کوچکی از زنان ممکن است متحمل عدم تعادل در بیان ژنتیکی کروموزوم X شوند که در آن یک طرف برنده می شود. این امر فرآیندهای مهمی مانند فرایند شناخت خودی (که در آن سیستم ایمنی یاد می گیرد سلولها و بافت های خودی را از غیر خودی تشخیص دهد) را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر این فرآیند تشخیص بافت خودی از مسیر خود منحرف شود بیماری اتوایمیون رخ می دهد.

http://www.cbcesr.com/

تساوی زن و مرد در اصل خلقت در قرآن

در سوره نساء، آیه 1 خداوند چنین می فرمایند:

«ای مردم بترسید از خدایی که شما را جان واحدی آفرید و همسرش را از جنس وی آفرید و از این جفت، مردان و زنان بسیاری را در عالم پخش کرد»

خداوندی که (فعال لما یشاء) است و بر هر کاری قادر است، عاجز است از اینکه همسر آدم را از غیر دنده چپ وی خلق کند. در سوره اعراف آیه 189 قرآن می فرمایند: «هُوَ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْكُنَ إِلَیْهَا ...... »
با توجه به آیه بالا متوجه می شویم که در اصل آفرینش بین زن و مرد تفاوتی نیست و آفرینش آنها از یک گوهر است و همه زنان و مردان مبداء قابلی، واحدی دارند. چون مبداء فاعلی همه آنها خدای یگانه و یکتاست و هیچ مزیتی برای مرد نسبت به زن در اصل آفرینش نیست. حال این موضوع پیش می آید که چون اول آدم آفریده شده است، دلیل می شود که حوا را از قسمتی از بدن آدم بیافریدند و همین بحث را دلیلی بر پستی زن قرار داده اند.

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که در پاسخ گروهی که معتقد بوده اند که خداوند حوا را از بخش نهایی ضلع چپ آدم آفریده، می فرمایند: «خداوند از چنین نسبتی منزه است. آیا کسی که این حرف را می زند، نمی داند توان آن را داشت که همسر آدم را از غیر دنده وی خلق کند»(جوادی آملی، زن در آینه جلال و و جمال)

خداوندی که (فعال لما یشاء) است و بر هر کاری قادر است، عاجز است از اینکه همسر آدم را از غیر دنده چپ وی خلق کند. در سوره اعراف آیه 189 قرآن می فرمایند:

«هُوَ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْكُنَ إِلَیْهَا ...... »

«اوست خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و از او نیز جفتش را مقرر داشت تا با او آرام گیرد»


از این آیه بر می آید که خداوند اول آدم را آفرید و سپس از جنس او، نه از قسمتی از بدن وی حوا را برای آرامش مرد
آفرید. دختر و پسر، هبه خداوند هستند.
هبه یعنی بخشیدن و دادن، بدون دریافت چیزی، که یکی از اسماء خداوند و از نام های نیکو خداوند وهاب است یعنی بسیار بخشیدن. که خود خداوند این مسئله را در آیه 49- 50 سوره شوری من فرمایند:

«لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاء یَهَبُ لِمَنْ یَشَاء إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاء الذُّكُورَ "49" أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَ یَجْعَلُ مَن یَشَاء عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ "50"»



«خداست تنها مالک آسمان ها و زمین، هر چه بخواهد می آفریند و به هر که خواهد دختر و به هر که بخواهد پسر عطا می کند یا پسران می دهند و هم دختران و هر که را بخواهد نازا می گرداند که او دانا و تواناست.»


از این آیه قرآن می توان نکاتی را دریافت کرد که دختر عطیه و هبه بهتر خداوندی است یا که هر دو عطای الهی هستند و تفاوتی میان این دو بخشش نیست.

مسئله دوم این است که دختر و پسر هر دو در یک مسیر خلقت و در رحم مادر رشد می کنند مانند دوقلوها، حتی می تواند یک دختر و یک پسر با هم باشند که موید این مسئله است.

در آیات 12 الی 14 سوره مومنون خداوند چنین می فرمایند:

«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ "12" ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّكِینٍ "13" ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ "14" »

«و همانا انسان را از گل خالصی آفریدیم، پس آنگاه او را نطفه گردانیدیم و در جای استوار (رحم) قرار دادیم، آنگاه نطفه و علقه را گوشت پاره و باز این گوشت را استخوان و سپس بر استخوان ها گوشت پوشانیدیم، پس از آن خلقتی دیگر انثاء نمودیم. آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده»


با توجه به آیات ذکر شده، در می یابیم که در خلقت انسان خواه مرد باشد خواه زن تفاوتی نیست و هر دو یک مسیر تربیتی، تکوینی و تشریعی را طی می کنند و هر دو امانتدار امانت الهی و خلیفه خدا بر روی زمین هستند، زن و مرد هر دو مخلوق خدا و مقاهر از جلال و جمال خداوندی هستند، اما مسئله مهم این است که از نظر جسمی و ظرایف با هم متفاوت هستند و زیبایی خلقت در همین تفاوت هاست، اولین تفاوت زن و مرد از نظر جسمی است که جسم هر کدام با توجه به مسئولیت های داده شده به آن ها منطبق است. دومین تفاوت، از نظر روحی است که هر کدام با توجه به طبیعت آنها در درون آنان قرار داده شده است.

در خلقت انسان خواه مرد باشد خواه زن تفاوتی نیست و هر دو یک مسیر تربیتی، تکوینی و تشریعی را طی می کنند و هر دو امانتدار امانت الهی و خلیفه خدا بر روی زمین هستند، زن و مرد هر دو مخلوق خدا و مقاهر از جلال و جمال خداوندی هستند


زمانی که در خلقت زن و مرد توجه می کنیم، می بینیم حکمت و مصلحت خداوند عالم در این تفاوت ها رازها نهفته است و برای تکامل رشد بشر لازم است که در سوره طه آیه 50 می فرماید:

«قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى كُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى »

«پروردگار ما کسی است که هر چیز را خلقت خاص خود بخشید، آنگاه به راه کمالش هدایت فرمود.»


یعنی عدالت تساوی کامل چون ظرف هر موجودی را با توجه به ظرفیتش پر کرده است سپس از او تکلیف با توجه به جسم و روح او خواسته می شود خداوند در آیه 286 سوره بقره چنین می فرمایند:

«لا یکلف الله نفسا الا وسعها....»

«خداوند هیچ موجودی را جر به اندازه توانائیش مکلف و مسئول نمی کند»


براساس این مسیر تکوینی و تشریعی هدایت جامع بشری، هم زن و هم مرد را آفریده است. یکی را مدافع حقوق جامع و خانواده که خصایص جسمانی آن را نیز با توجه به این موضوع قرار داده است. دیگری را مامور لطف احساسات و پرورش دیگران قرار داده است و به همین دلیل روحی لطیف و پر از احساس به وی اعطا نموده است.

پس در این مدینه فاضله که خداوند در قرآن به آن پرداخته زن و مرد که از یک گوهر هستند و تمام هستی را در اختیار آنها قرار داده است، بر ماست که یگانگی خداوند منان را بپذیریم و به غیب ایمان داشته باشیم و مسیر ولایت را طی کنیم، بعد از این وظایف مشترک هر کدام برای رسیدن به تکامل نهایی وظایفی دارند. جالب اینکه دوباره هر کدام در وظایف دیگر بایستی پشتوانه دیگری باشد و این ضرب المثل در جامعه و تاریخ کاملاً مشهود است که: «هر مرد بزرگ، زنی عاقل در پشت صحنه وی حضور دارد.»

خداوند را سپاس می گویم که خلقت زیبایش را با تفاوت ها صحنه پردازی کرده است که هر کدام از این آیات توجه انسان دانا را به خود جلب می کند.

عدالت تساوی کامل چون ظرف هر موجودی را با توجه به ظرفیتش پر کرده است سپس از او تکلیف با توجه به جسم و روح او خواسته می شود خداوند در آیه 286 سوره بقره چنین می فرمایند: «لا یکلف الله نفسا الا وسعها....» «خداوند هیچ موجودی را جر به اندازه توانائیش مکلف و مسئول نمی کند»
نتیجه گیری :
در این تحقیق ابتدا بحث شد که خلقت زن و مرد از یک گوهر است ولی با اختلافات ظاهری و مسولیت های متفاوت و تفاوت های ظاهری که با توجه به تفاوت ها، مسئولیت خاص خودشان را دارند. اسلام زن را یک فرشته می داند که روحی لطیف و ظریف دارد و آرامش بخش مرد است و بهترین فرد برای تربیت فرزندان مادر است و اسلام زن را در رشد ارزش های معنوی و رسیدن به قرب الهی همراه مرد می داند و می تواند به عالی ترین درجه ها برسد.

با توجه به جسم و روح زن، اسلام از زن جهاد نخواسته است و از نظر مالی استقلال برای وی قایل شده است و وی را صاحب نفقه و مهر می داند و او را از ارث پدر و خانواده خودش صاحب حقی می داند و در قرآن زن را پا به پای مرد در ساختار جامعه مفید و صاحب مقام و ارزش می داند.

در اسلام برای حفظ جامعه ای سالم به زن و مرد دستور حجاب داده و چون زن را اسلام مروارید و گل خوشبو می داند. حفظ حجاب دقیق تر و کامل تر را به وی امر کرده است و اسلام موفقیت مرد را در گرو زن خوب و متقی می داند و امام خمینی این عارف مطیع خداوند که رحمت خدا بر وی باد چه زیبا می فرمایند: «مبداء همه سعادت ها از دامن زن بلند می شود.»

صغری بلوچی

بخش قرآن تبیان



--------------------------------------------------------------------------------


منابع :

1- قرآن کریم، ترجمه مهدی الهی قمشه ای

2- جوادی آملی، زن در آیینه جمال و جلال، نشر رجاء

3- سادات، محمدعلی، خصوصیات روحی زن. نشر آزادی

4- شریعتی، علی ، زن در نگاه محمد

5- مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا

6- مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، نشر صدرا

7- فهیم کرمانی، مرتضی، چهره زن در تاریخ اسلام

8- محمودی، عباسعلی، زن در اسلام

9- عرفانی، خداداد، شخصیت و حجاب زن از دیدگاه اسلام

10- شریعتی، علی، فاطمه فاطمه است.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع