مدت هاست زیست شناسان در پی پاسخ به این سوال هستند که آیا مغز زن و مرد با هم متفاوت است و آیا این تفاوت میتواند اثباتی بر برتری یکی از دو جنس باشد.اخیرا دانشمندان اینگونه بیان میکنند که تفاوت در مغز و عملکرد مغز زنانه و مردانه امری بدیهی است اما این تفاوت نه تنها عامل برتری یکی از دو جنس نیست بلکه به زیبایی نشان میدهد که این تفاوت ها باعث می شود که این دو جنس در کنار یکدیگر کامل شوند.
با اثبات تفاوت در عملکرد مغز به عنوان فرمانده جسم،دیگر تساوی دو جنس نر و ماده ی انسانی و تساوی حقوق آن ها کاری مضحک و ناعادلانه به نظر می رسد.
در دنیایی که به زودی شاهد آن خواهیم بود که به دلیل این سری تفاوت های معنادار حتی روش های درمان و نوع داروهای مورد استفاده برای درمان یک بیماری مشترک در زنان و مردان،متفاوت خواهد بود،بسیار نعادلانه است که بخواهیم تساوی حقوق را داشته باشیم.
مقاله زیر به نکات جالبی اشاره کرده که خواندنش خالی از لطف نیست.
آیا مغز زن و مرد ساختی متفاوت دارد؟
تا همین چندی پیش، عصب شناسان معتقد بودند که تفاوت های مغز زن و مرد صرفاً منحصر به مناطقی از مغز است که در رفتار جفتگیری دخالت دارد.
"سیمور لیواین" از دانشگاه استنفورد در مقاله ای که در سال 1345/1966 تحت عناون" تفاوت های مغز دو جنس "نوشت تشریح کرد که چگونه هورمون های جنسی به هدایت رفتارهای واگری تولید مثل در موش ها کمک می کنند. لیواین در این بررسی خود فقط از یک منطقه ی مغز نام برده بود: هیپوتالاموس(سازه ای کوچک در قاعده ی مغز که در تنظیم تولید هورمون و کنترل رفتارهای اساسی همچون خوردن، آشامیدن و آمیزش دخالت دارد) یک نسل از عصب شناسان با این اعتقاد به عرصه رسیدند که "تفاوت های مغز دو جنس" عمدتاً به رفتارهای جفتگیری، هورمون های جنسی و هیپوتالاموس مربوط می شود.
حال اما این دیدگاه با انبوه یافته هایی که تاثیر جنسیت را در حوزه های متعدد شناخت و رفتار از جمله حافظه، عاطفه، بینایی، شنوایی، پردازش چهره ها و پاسخ مغز به هورمون های فشار عصبی برجسته می سازند دگرگون می شود. این پیشرفت ها در پنج تا ده سال گذشته به یمن کاربرد فزاینده ی تکنیک های پیچیده ی تصویر برداری غیر تهاجمی از قبیل توموگرافی با گسیل پوزیترون(پی ای تی) و تصویر برداری با تشدید مغناطیسی کارکردی (اف ام آر آی)، که قادرند به درون مغز داوطلبان زنده سرک بکشند، تسریع شده است.
این آزمایش ها که به کمک تصویربرداری انجام شده آشکار ساخته که تفاوت های کالبد شناختی در مناطق متعددی در سر تا سر مغز یافت می شوند. برای مثال، "جیل گلدستاین" از دانشکده ی پزشکی دانشگاه هاروارد و همکارانش با استفاده از " ام آر آی"اندازه ی چندین ناحیه ی قشری و زیر قشری مغز را اندازه گرفتند. این پژوهشگران از جمله دریافتند که بخش هایی از قشر پیشانی مغز جایگاه بسیاری از کارکردهای شناختی عالی است در زنان حجیم تر از مردان
است، همچنان که بخش هایی از قشر کناری که در پاسخ های هیجانی دخالت دارد. در مردان نیز بخش هایی از قشر آهیانه ای که در ادراک فضا دخالت دارد از زنان بزرگ تر است، و همین طور بادامه ی مغز (ساختاری بادام شکل که به اطلاعات بر انگیزاننده ی هیجانات پاسخ می دهد یعنی به هر چیز که سبب تند شدن ضربان قلب و ترشح آدرنالین می شود)این اختلاف اندازه ها و نیز سایر تفاوت های ذکر شده در سر تا سر مقاله نسبی اند: یعنی مقصود از آنها حجم کلی آن سازه نسبت به حجم کلی مغز است.
تفاوت در اندازه ی سازه های مغزی را عموماً بازتابنده ی اهمیت نسبی آنها برای جانور می دانند. برای مثال، نخستی ها بیشتر بر بینایی متکی اند تا بویایی؛ در موش ها فضایی بیشتر به بویایی اختصاص یافته است. بنابر این، وجود اختلافات کالبد شناختی گسترده بین زنان و مردان نشان دهنده ی این است که جنسیت در نحوه ی عملکرد مغز تأثیر می گذارد
.
سایر تحقیقات به کشف تفاوت های کالبد شناختی دو جنس در سطح سلول پرداخته اند. برای مثال، "سانرا ویتلسن" و همکارانش در دانشگاه "مک مستر" کشف کرده انند که تراکم یاخته های عصبی در بخش هایی از قطعه ی گیجگاهی قشر مغز، که با پردازش زبان و درک و مفهوم متن سرو کار دارد، در زنان بسیار بیشتر است
.
پژوهشگران با شمارش یاخته های عصبی در نمونه های کالبدشکافی دریافتند که در زنان در دو لایه از شش لایه ی قشر مغز در هر واحد حجم یاخته های بیشتری دارند. یافته های مشابه نیز در مورد قطعه ی پیشانی متعاقباً گزارش شد. با در دست داشتن این اطلاعات، عصب شناسان حال می توانند به کاوش در این زمینه بپردازند که آیا اختلافات ناشی از جنسیت از لحاظ تعداد یاخته های عصبی با تفاوت در توانایی های شناختی همبستگی دارد برای مثال بررسی کنند که آیا این ازدیاد تراکم یاخته های عصبی در قشر شنوایی مغز زنان با عملکرد بهتر زنان در آزمون های سیالی کلامی ارتباط دارد یا نه.
این تفاوت های کالبدشناختی شاید عمدتاً نتیجه ی فعالیت هورمون های جنسی باشد که مغز جنین را لبریز می کنند. این ستروئیدها به هدایت سازماندهی و ارتباطات مغز در طول تکامل آن کمک می کنند و در ساختار و تراکم سلول های عصبی در مناطق مختلف مغز تأثیر می گذارند. جالب این است که نواحی مغزی که بنا به یافته های "گلدستاین" در زنان و مردان متفاوت است همان نواحی است که در حیوانات حاوی بیشترین تعداد گیرنده های هورمون های جنسی در طی رشد است. این همبستگی میان اندازه ی منطقه ی مغز در بزرگسالان و عمل استروئید جنسی در دوره ی زهدانی حاکی از آن است که دست کم بخشی از تفاوت های جنسی در کارکرد شناختی ناشی از تأثیرت فرهنگی یا تغییرات هورمونی در دوره ی بلوغ نیست، بکه در واقع از همان بدو تولد وجود دارد
.
گرایش های ذاتی زن و مرد
[/b]
چندین مطالعه ی هیجان انگیز در زمینه ی رفتار بر شواهد دال بر ایجاد برخی از تفاوت های جنسیتی در مغز پیش از اینکه نوزاد اولین نفسش را بکشد افزوده اند. در طی سال ها، پژوهشگران بسیای از هم جدا می شود. پسران و دختران خردسال در زمان انتخاب اسباب بازی از هم جدا می شود. پسران معمولاً به سمت توپ یا ماشین های اسباب بازی گرایش دارند، حال آنکه دختران معمولاً به سمت عروسک کشیده می شوند. اما هیچ کس واقعاً نمیتواند بگوید که آیا این رجحان ها را فرهنگ رایج جامعه دیکته می کند یا زیست شناسی ذاتی مغز.
برای یافتن پاسخ این پرسش، "ملیسا هاینز" از سیتی یونیورسیتی لندن و "گریان آلگزاندر" از دانشگاه تگزاس به سراغ میمون ها رفتند که یکی از نزدیک ترین اقوام ما در میان حیوانات اند. پژوهشگران به گروهی از میمون های "وروت" (vervet: نوعی میمون در جنوب و مشرق آفریقا) امکان انتخاب از میان چند اسباب بازی را دادند که شامل عروسک های پارچه ای، کامیون اسباب بازی و اقلامی مثل کتاب های مصور بود که از لحاظ جنسی، خنثی هستند. آنان متوجه شدند که میمون های نر در مقایسه با همتایان مونثشان وقت بیشتری را صرف تعامل با اسباب بازی هایی می کنند که نوعاً دختران آنها را ترجیح می دهند. هر دو جنس به میزانی مساوی با کتاب های مصور و سایر اسباب بازی های خنثی از نظر جنسیتی ور رفتند.
چون بعید است که گرایش میمون های "وروت" متأثر از فشارهای اجتماعی فرهنگ انسانی بوده باشد، این نتایج حکایت از آن دارد که ترجیح اسباب بازی ها در کودکان، دست کم تا حدی، ناشی از تفاوت های زیست شناختی ذاتی است
. این واگرایی، و در واقع تمامی تفاوت های کالبد شناختی مغز دو جنس احتمالاً در نتیجه ی فشارهای انتخاب در حین تکامل رخ داده اند. در مورد مطالعه ی مربوط به اسباب بازی ها، نرها چه انسان و چه نخستی ها اسباب بازی هایی را ترجیح می دهند که بتوان آنها را در فضا به پیش راند و بازی پر قیل و قال به راه انداخت.و به نظر می رسد معقول است اگر فرض کنیم به این کیفیت ها ممکن است با رفتارهای مفید برای شکار و جفت یابی مربوط باشند. به همین ترتیب می توان این فرضیه را مطرح کرد که افراد مونث هم اسباب بازی هایی انتخاب می کنند که به آنها امکان می دهد مهارت هایی را که روزی برای پرورش فرزندانشان لازم است تمرین کنند.
رویکرد "سایمون بارون_کوهن" و همکارانش در دانشگاه کمبریج در پرداختن به تأثیر سرشت در برابر پرورش از لحاظ تفاوت های دو جنس متفاوت اما به هیمن اندازه خلاق است. پژوهشگران متعددی عدم شباهت نوزادان مذکر و مونث را از لحاظ "مردم _ محور" بودنشان وصف کرده اند. برای مثال، :بارون_کوهن" و دانشجویش دریافتند که دختران یک ساله مدت زمان بیش از پسران همسن خود به مادرشان نگاه می کنند. و زمانی که به این کودکان امکان تماشای فیلم داده می شد به مدت بیشتری نگاه می کردند، حال آنکه پسران به سمت فیلمی گرایش داشتند که در آن اتومبیل نشان داده می شد.
البته این ترجیحات را می شود به تفاوت های نحوه ی رفتار یا بازی بزرگسالان با پسران و دختران نسبت داد. برای حذف این امکان، "بارون_کوهن" و دانشجویش یک گام پیشتر رفتند. آنان دروبین ویدیوی خود را به بخش زایمان یک بیمارستان بردند تا ترجیحات نوزادان یک روزه را بررسی کنند. به این نوزادان صورت مهربان یک دانشجوی دختر زنده یا عروسک آویزی از صورت همان دانشجو با همان رنگ و شکل و اندازه را نشان می دادند که اجزای صورتش را در خم ریخته بودند. برای پیشگیری از هر گونه سوگیری، آزمایشگران در زمان آزمایش از جنسیت هر نوزاد بی خبر بودند. زمانی که نوارها را تماشا می کردند، متوجه شدند که دختران مدت زمان بیشتری به دانشجوی زنده نگاه کرده اند، حال آنکه پسران به شیء مکانیکی بیشتر نگاه کرده بودند. این تفاوت در علاقه ی اجتماعی در اولین روز زندگی آشکار بود که باز به طور ضمنی حکایت از آن دارد که ما با برخی تفاوت های شناختی ذاتی جنس خود از مادر به دنیا می آییم.
واکنش های زن و مرد در برابر تنش ها
در بسیاری موارد، تفاوت های شیمیایی و ساخت مغز دو جنس در چگونگی پاسخ نرها و ماده ها به محیطشان یا واکنش آنان به رخدادهای تنش زا و میزان به خاطر سپردن این رخدادها تأثیر می گذارد. برای مثال بادامه ی مغز را در نظر بگیرید. "گلدستاین" و دیگران گزارش کرده اند که بادامه ی مغز مردان بزرگ تر از زنان است، و ارتباطات یاخته های عصبی این منطقه در موش های نر بسیار بیشتر از موش های ماده است. انتظار می رود این تفاوت های کالبد شناختی در نحوه ی واکنش نرها و ماده ها در برابر فشار عصبی تقاوت هایی ایجاد کند.
برای ارزیابی تفاوت یا عدم تفاوت پاسخ بادامه ی نرها و ماده ها به فشار عصبی، "کاتارینا براون" و همکارانش در دانشگاه "اتو فن گوریک" (در ماگدبورگ آلمان" همزاد را از مادرشان برای مدتی کوتاه جدا کردند.(Degu: جانوری شبیه جوجه تیغی ار آمریکای جنوبی)برای این جوندگان اجتماعی امریکای جنوبی همچون سنجاب های مرغزار در جرگه های بزرگ زندگی می کنند، حتی جدایی موقت هم ممکن است بسیار آزار دهنده باشد. این پژوهشگران پس از این تجمع گیرنده های "سروتونین" را در مناطق مختلف مغز اندازه گرفتند. سروتونین انتقال دهنده ی عصبی یا مولکول حامل سیگنالی است که کلید واسطه ی رفتار هیجانی است. (برای مثال، مصرف فلوکستین کارکرد سروتونین را افزایش میدهد.)
پژوهشگران اجازه دادند که توله ها در دوره ی جدایی صدای مادرشان را بشنوند و دریافتند که این درونداد شنیداری تجمع گیرنده های "سروتین" را در بادامه ی مغز توله های نر افزایش داده، اما تجمع همین گیرنده ها را در توله های ماده کاهش داده است. هر چند دشوار بتوان از این مطالعه به نتایجی در مورد رفتار انسان دست یافت، اما نتایج آن اشاراتی است بر اینکه اگر اتفاق مشابهی برای کودکان رخ دهد، اضطراب جدایی ممکن است در بهداشت عاطفی نوزادان مذکر و مونث تأثیرات متفاوتی بگذارد. اگر بخواهیم برای مثال درک کنیم که چرا اختلالات اضطراب در دختران بسیار شایع تر است تا در پسران، دست زدن به آزمایش هایی چون اینها ضروری است.
منطقه ی دیگری در مغز که امروز می دانیم از لحاظ کالبدشناسی و پاسخ به فشار عصبی در دو جنس تفاوت دارد "هیپوکامپ" است(که سازه ای است حیاتی برای ذخیره ی خاطره و نقشه برداری فضایی از محیط فیزیکی.).
تصویربرداری ها به طور یکنواخت نشان می دهند که هیپوکامپ مغز زنان بزرگ تر از مردان است.این تفاوت های کالبد شناختی ممکن است به نحوی با تفاوت های مسیر یابی مردان و زنان ارتباط نزدیک داشته باشد. مطالعات بسیار حاکی از آن است که مردان به احتمال بیشتر می توانند با تخمین زدن فاصله ی فضایی و جهت راهیابی کنند ("ناوبری کور")، حال آنکه زنان به احتمال بیشتر با زیر نظر گرفتن علایم و نشانه ها راهیابی می کنند. موش های نر نیز با استفاده از اطلاعات مربوط به حهت موقعیت راه خود را در ماز پیدا می کنند، حال آنکه موش های ماده در همان مازها بیشتر با استفاده از نشانه های موجود راه خود را می یابند. (به هر حال، هنوز مانده تا محققان اثبات کنند که موش های نر کمتر از ماده ها درباره ی مسیر سوال می کنند.)
حتی یاخته های عصبی موجود در هیپوکامپ مغز نرها و ماده ها دست کم از لحاظ نحوه ی واکنش به تجارب یادگیری، رفتار متفاوتی دارند.
برای مثال، "جنیس جوراسکا" و همکارانش در دانشگاه "ایلی نوی" نشان داده اند که قرار دادن موش ها در یک "محیط غنی شده"(یعنی قفس های پر از اسباب بازی و جوندگان دیگر برای ارتقای تعامل اجتماعی) در ساختمان یاخته های عصبی موجود در هیپوکامپ موش های نر و ماده تأثیرات نا مشابهی داشت. در ماده ها، این تجربه سبب شد که شاخه های درختان "دندریت" سلول های عصبی _(یعنی ساختارهای چند شاخه ای که سیگنال ها را از یاخته های عصبی دیگر دریافت می کنند)_ "انبوه تر" می شوند.
این تغییر محتملاً منعکس کننده افزایشی در ارتباطات یاخته ها عصبی است که تصور می شود در ذخیره سازی خاطرات دخالت دارند. اما در نرها، محیط پیچیده در درختان دندریت تأثیری نداشت یا اندکی آنها را هرس کرد.
اما یادگیری موش های نر گاه در هنگام فشار عصبی بهتر می شود. "تریسی شورس" از "دانشگاه راتگرز" و همکارانش دریافتند که دادن شوک های یک ثانیه ای به دم موش های نر برای مدتی کوتاه عملکرد را در یک تکلیف آموخته تقویت کرد و تراکم ارتباط های دندریت با سایر یاخته های عصبی را در موش های نر افزایش داد. اما در موش های ماده همین شوک عملکرد را خراب کرد و تراکم ارتباط ها را کاهش داد. یافتن چنین نتایجی از لحاظ اجتماعی نیز
پیامدهای جالبی دارد. هر چه بیشتر کشف می کنیم، بررسی تفاوت بالقوه ی محیط های بهینه ی یادگیری برای پسران و دختران ضرورت بیشتری می یابد.
کروموزوم X
پایه ای ترین تفاوت بین دو جنس در انسان ها تفاوت کروموزوم های جنسی در زنان و مردان است.
زنان دارای دو کروموزومXهستند که یکی را از مادر . دیگری را از پدر به ارث برده اند.
مردان دارای یک کروموزومXهستند که آن را از مادرشان به ارث برده اند و یک کروموزومYکه حتما از پدرشان به آنها به ارث رسیده است.
پس از بدو تولد(تشکیل زیگوت)زنان و مردان متفاوتند با بیس ژنتکی متفاوت.
در ارسال های برخب دوستان ذکر شده بود که زنان به طور متوسط چند سالی بیشتر از مردان عمر می کنند که یکی از دلایل ژنتیکی آن را خدمتتان عرض می کنم:
فاکتور X عامل افزایش طول عمر زنان:
در مقایسه بین دو جنس زن و مرد ، طبیعت به زنان کمک بیشتری کرده است.
طبق گفته متخصصان علم ژنتیک زنان دو کپی از کروموزوم قوی X را دارند در حالیکه مردان تنها با یک کروموزوم X و کروموزوم نسبتا ضعیف Y متولد می شوند.
به گزارش هلث دی تحقیقات ژنتیکی نشان میدهد علاوه بر مشخص کردن مرز DNA بین پسران و دختران ، این تقسیم به زنان توانایی بیشتری را در دفع بیماری می دهد. حتی در دروان جنینی نیز تعداد جنین های پسری که با ناهنجاری های ژنتیکی می میرند بیشتر از جنین های دختر است. آنها زودتر می میرند ، و مطمئنا آسیب پذیر ترند.
به گفته دکتر باربارا می گون استاد ژنتیک در دانشگاه جان هاپکینز آنچه در باره علل تفاوت های دو جنس می شنویم به تفاوت های مرد و زن در تجارب زندگی یا هورمون ها و مسائلی از این قبیل محدود می شود. و آنچه باقی مانده تفاوت ژنتیکی اساسی بین دو جنس است. این تفاوت از این واقعیت ناشی می شود که زنان با دو کپی از کروموزوم توانمند X متولد می شوند.
مردم فکر میکنند کروموزوم X فقط به جنسیت مربوط می شود اما این کروموزوم 1000 ژن دارد که در کارهای مختلف از جمله دخالت در انعقاد خون ، دخالت در عملکرد عضله و نیز در رها شدن از محصولات زائد سلولی دخالت دارند.
ژن های کروموزوم X می توانند جهش یابند یا دچار ناهنجاری شوند و این هم می تواند منجر به بیماری شود.
بنابراین اگر یک جهش در ژنی روی کروموزوم X رخ دهد فردمذکر کپی سالم آن را ندارد و فقط گرفتار همین ژن معیوب خواهد بود. اما فرد مونث با داشتن دو کروموزوم X ممکن است یک کپی نرمال ژن را روی کروموزوم X دیگر داشته باشد.
این پدیده نشان می دهد که زنان در برابر بیمای های خاصی مقاوم اند. اما یک مشکلی وجود دارد که متخصصان ژنتیک آن را mosaicism می نامند. ویژگی فوق اشاره به این واقعیت دارد که بیان همزمان هر دو کپی از ژن های موجود روی کروموزوم X برای سلولها کشنده است.
(توضیح:چون زن ها دو کرو موزوم Xدارند،یعنی یک کروموزوم Xبیشتر از مردان دارن باید به نوعی این بار اضافه ژنتیکی را از بین ببرند.
پس سلول تخم یا همان زیگوت پس از چند تقسیم به سلول های دختری تبدیل میشود و این سلول ها به صورت رندوم یکی از کروموزوم هایXخودشون رو غیر فعال میکنن تا این اضافه بار ژنتیکی که حتی می تواند منجر به مرگ سلول شود تعدیل شود.
حال این غیر فعال کرد رندوم و کاملا تصاد فی است.به همین دلیل سلول های بدن یک فرد مونث می توانند با هم متفتوت باشند که به این پدیده موزاییک سلولی میگوییم.
حال امکان داردXسالم غیر فعال شود یا معیوب.)
بنابراین در سلول های هر زن یکی از کروموزوم های X خاموش است در حالیکه دیگری فعال است.
تصویری که در زیر مشاهده میکنید کاریوتایپ مربوط به یک زن و مرد سالم از لحاظ کروموزومی است:
(توضیح:
کاریوتایپ:تصویری از کروموزوم های یک فرد که از بزرگ به کوچک مرتب شده+یک جفت کروموزوم جنسی که در آخر آورده می شود.
اما بطور کلی این ویژگی یک مزیت محسوب می شود چرا که به سلولهای بدن زنان این امکان را داده است در برابر جهش های خطرناک انعطاف پذیر تر باشند.
اما در برخی موارد نادر این مزیت روند معکوس پیدا می کند. برای مثال پزشکان مدتهاست دریافته اند زنان بیشتر مستعد بیماری های اتوایمیون(منظورش بیماری های خود ایمنیه.) مانند ام.اس هستند.
به گفته دکتر می گون در اوائل دوران تکامل جنینی در صد کوچکی از زنان ممکن است متحمل عدم تعادل در بیان ژنتیکی کروموزوم X شوند که در آن یک طرف برنده می شود. این امر فرآیندهای مهمی مانند فرایند شناخت خودی (که در آن سیستم ایمنی یاد می گیرد سلولها و بافت های خودی را از غیر خودی تشخیص دهد) را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر این فرآیند تشخیص بافت خودی از مسیر خود منحرف شود بیماری اتوایمیون رخ می دهد.
http://www.cbcesr.com/
تساوی زن و مرد در اصل خلقت در قرآن
در سوره نساء، آیه 1 خداوند چنین می فرمایند:
«ای مردم بترسید از خدایی که شما را جان واحدی آفرید و همسرش را از جنس وی آفرید و از این جفت، مردان و زنان بسیاری را در عالم پخش کرد»
خداوندی که (فعال لما یشاء) است و بر هر کاری قادر است، عاجز است از اینکه همسر آدم را از غیر دنده چپ وی خلق کند. در
سوره اعراف آیه 189 قرآن می فرمایند: «هُوَ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْكُنَ إِلَیْهَا ...... »
با توجه به آیه بالا متوجه می شویم که در اصل آفرینش بین زن و مرد تفاوتی نیست و آفرینش آنها از یک گوهر است و همه زنان و مردان مبداء قابلی، واحدی دارند. چون مبداء فاعلی همه آنها خدای یگانه و یکتاست و هیچ مزیتی برای مرد نسبت به زن در اصل آفرینش نیست. حال این موضوع پیش می آید که چون اول آدم آفریده شده است، دلیل می شود که حوا را از قسمتی از بدن آدم بیافریدند و همین بحث را دلیلی بر پستی زن قرار داده اند.
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که در پاسخ گروهی که معتقد بوده اند که خداوند حوا را از بخش نهایی ضلع چپ آدم آفریده، می فرمایند: «خداوند از چنین نسبتی منزه است. آیا کسی که این حرف را می زند، نمی داند توان آن را داشت که همسر آدم را از غیر دنده وی خلق کند»(جوادی آملی، زن در آینه جلال و و جمال)
خداوندی که (فعال لما یشاء) است و بر هر کاری قادر است، عاجز است از اینکه همسر آدم را از غیر دنده چپ وی خلق کند. در سوره اعراف آیه 189 قرآن می فرمایند:
«هُوَ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْكُنَ إِلَیْهَا ...... »
«اوست خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و از او نیز جفتش را مقرر داشت تا با او آرام گیرد»
از این آیه بر می آید که
خداوند اول آدم را آفرید و سپس از جنس او، نه از قسمتی از بدن وی حوا را برای آرامش مرد
آفرید. دختر و پسر، هبه خداوند هستند.
هبه یعنی بخشیدن و دادن، بدون دریافت چیزی، که یکی از اسماء خداوند و از نام های نیکو خداوند وهاب است یعنی بسیار بخشیدن. که خود خداوند این مسئله را در آیه 49- 50 سوره شوری من فرمایند:
«لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاء یَهَبُ لِمَنْ یَشَاء إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاء الذُّكُورَ "49" أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَ یَجْعَلُ مَن یَشَاء عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ "50"»
«خداست تنها مالک آسمان ها و زمین، هر چه بخواهد می آفریند و به هر که خواهد دختر و به هر که بخواهد پسر عطا می کند یا پسران می دهند و هم دختران و هر که را بخواهد نازا می گرداند که او دانا و تواناست.»
از این آیه قرآن می توان نکاتی را دریافت کرد که دختر عطیه و هبه بهتر خداوندی است یا که هر دو عطای الهی هستند و تفاوتی میان این دو بخشش نیست.
مسئله دوم این است که دختر و پسر هر دو در یک مسیر خلقت و در رحم مادر رشد می کنند مانند دوقلوها، حتی می تواند یک دختر و یک پسر با هم باشند که موید این مسئله است.
در آیات 12 الی 14 سوره مومنون خداوند چنین می فرمایند:
«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ "12" ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّكِینٍ "13" ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ "14" »
«و همانا انسان را از گل خالصی آفریدیم، پس آنگاه او را نطفه گردانیدیم و در جای استوار (رحم) قرار دادیم، آنگاه نطفه و علقه را گوشت پاره و باز این گوشت را استخوان و سپس بر استخوان ها گوشت پوشانیدیم، پس از آن خلقتی دیگر انثاء نمودیم. آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده»
با توجه به آیات ذکر شده، در می یابیم که
در خلقت انسان خواه مرد باشد خواه زن تفاوتی نیست و هر دو یک مسیر تربیتی، تکوینی و تشریعی را طی می کنند و هر دو امانتدار امانت الهی و خلیفه خدا بر روی زمین هستند، زن و مرد هر دو مخلوق خدا و مقاهر از جلال و جمال خداوندی هستند، اما
مسئله مهم این است که از نظر جسمی و ظرایف با هم متفاوت هستند و زیبایی خلقت در همین تفاوت هاست، اولین تفاوت زن و مرد از نظر جسمی است که جسم هر کدام با توجه به مسئولیت های داده شده به آن ها منطبق است. دومین تفاوت، از نظر روحی است که هر کدام با توجه به طبیعت آنها در درون آنان قرار داده شده است.
در خلقت انسان خواه مرد باشد خواه زن تفاوتی نیست و هر دو یک مسیر تربیتی، تکوینی و تشریعی را طی می کنند و هر دو امانتدار امانت الهی و خلیفه خدا بر روی زمین هستند، زن و مرد هر دو مخلوق خدا و مقاهر از جلال و جمال خداوندی هستند
زمانی که در خلقت زن و مرد توجه می کنیم، می بینیم حکمت و مصلحت خداوند عالم در این تفاوت ها رازها نهفته است و برای تکامل رشد بشر لازم است که در سوره طه آیه 50 می فرماید:
«قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى كُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى »
«پروردگار ما کسی است که هر چیز را خلقت خاص خود بخشید، آنگاه به راه کمالش هدایت فرمود.»
یعنی عدالت تساوی کامل چون ظرف هر موجودی را با توجه به ظرفیتش پر کرده است سپس از او تکلیف با توجه به جسم و روح او خواسته می شود خداوند در آیه 286 سوره بقره چنین می فرمایند:
«لا یکلف الله نفسا الا وسعها....»
«خداوند هیچ موجودی را جر به اندازه توانائیش مکلف و مسئول نمی کند»
براساس این مسیر تکوینی و تشریعی هدایت جامع بشری، هم زن و هم مرد را آفریده است. یکی را مدافع حقوق جامع و خانواده که خصایص جسمانی آن را نیز با توجه به این موضوع قرار داده است. دیگری را مامور لطف احساسات و پرورش دیگران قرار داده است و به همین دلیل روحی لطیف و پر از احساس به وی اعطا نموده است.
پس در این مدینه فاضله که خداوند در قرآن به آن پرداخته زن و مرد که از یک گوهر هستند و تمام هستی را در اختیار آنها قرار داده است، بر ماست که یگانگی خداوند منان را بپذیریم و به غیب ایمان داشته باشیم و مسیر ولایت را طی کنیم، بعد از این وظایف مشترک هر کدام برای رسیدن به تکامل نهایی وظایفی دارند. جالب اینکه دوباره هر کدام در وظایف دیگر بایستی پشتوانه دیگری باشد و این ضرب المثل در جامعه و تاریخ کاملاً مشهود است که: «هر مرد بزرگ، زنی عاقل در پشت صحنه وی حضور دارد.»
خداوند را سپاس می گویم که خلقت زیبایش را با تفاوت ها صحنه پردازی کرده است که هر کدام از این آیات توجه انسان دانا را به خود جلب می کند.
عدالت تساوی کامل چون ظرف هر موجودی را با توجه به ظرفیتش پر کرده است سپس از او تکلیف با توجه به جسم و روح او خواسته می شود خداوند در آیه 286 سوره بقره چنین می فرمایند: «لا یکلف الله نفسا الا وسعها....» «خداوند هیچ موجودی را جر به اندازه توانائیش مکلف و مسئول نمی کند»
نتیجه گیری :
در این تحقیق ابتدا بحث شد که خلقت زن و مرد از یک گوهر است ولی با اختلافات ظاهری و مسولیت های متفاوت و تفاوت های ظاهری که با توجه به تفاوت ها، مسئولیت خاص خودشان را دارند. اسلام زن را یک فرشته می داند که روحی لطیف و ظریف دارد و آرامش بخش مرد است و بهترین فرد برای تربیت فرزندان مادر است و
اسلام زن را در رشد ارزش های معنوی و رسیدن به قرب الهی همراه مرد می داند و می تواند به عالی ترین درجه ها برسد.
با توجه به جسم و روح زن، اسلام از زن جهاد نخواسته است و از نظر مالی استقلال برای وی قایل شده است و وی را صاحب نفقه و مهر می داند و او را از ارث پدر و خانواده خودش صاحب حقی می داند و در قرآن زن را پا به پای مرد در ساختار جامعه مفید و صاحب مقام و ارزش می داند.
در اسلام برای حفظ جامعه ای سالم به زن و مرد دستور حجاب داده و چون زن را اسلام مروارید و گل خوشبو می داند. حفظ حجاب دقیق تر و کامل تر را به وی امر کرده است و اسلام موفقیت مرد را در گرو زن خوب و متقی می داند و امام خمینی این عارف مطیع خداوند که رحمت خدا بر وی باد چه زیبا می فرمایند: «مبداء همه سعادت ها از دامن زن بلند می شود.»
صغری بلوچی
بخش قرآن تبیان
--------------------------------------------------------------------------------
منابع :
1- قرآن کریم، ترجمه مهدی الهی قمشه ای
2- جوادی آملی، زن در آیینه جمال و جلال، نشر رجاء
3- سادات، محمدعلی، خصوصیات روحی زن. نشر آزادی
4- شریعتی، علی ، زن در نگاه محمد
5- مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا
6- مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، نشر صدرا
7- فهیم کرمانی، مرتضی، چهره زن در تاریخ اسلام
8- محمودی، عباسعلی، زن در اسلام
9- عرفانی، خداداد، شخصیت و حجاب زن از دیدگاه اسلام
10- شریعتی، علی، فاطمه فاطمه است.