شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
..........
نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.
شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد
سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
گرچه در هجر تو بی تاب و خراب از شرریم ::::::::: یاد تو بی خبر از جمله ی اغیارم کرد
سلام قبول نیس منم هستم لطفا راهنمایی بیشتر
"چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد"
من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد
سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد
تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد
نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.
شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد
سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
[/b]
[b]بـفـروخـت مـرا بـر کـف انـدیشـه خـیالـت :::::::::::::::::: مـن اینـقـدر ارزم کـه خـیـال تـو کـرم کـرد
(۲۲/مرداد/۹۱ ۶:۰۷)taban نوشته است: [ -> ]سلام قبول نیس منم هستم لطفا راهنمایی بیشتر
سلام
فکر می کنم راهنمای پست اول کامل باشه ، چه راهنمایی دیگه ای نیاز دارید؟
در ضمن دوستان لطف کنند از قرار دادن شعر های غیر از موضوع این مبحث خودداری کنند.
..........
نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.
شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد
سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
گرچه در هجر تو بی تاب و خراب از شرریم ::::::::: یاد تو بی خبر از جمله ی اغیارم کرد
مشتری نیست دلم،لیک تمنای وصال ::::::::::::::::::::::::::::::::::"همچو منصور خریدار سر دارم کرد"
"چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد"
من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد
سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد
تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد
نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.
شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد
سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید
:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
گرچه در هجر تو بی تاب و خراب از شرریم ::::::::: یاد تو بی خبر از جمله ی اغیارم کرد
مشتری نیست دلم،لیک تمنای وصال ::::::::::::::::"همچو منصور خریدار سر دارم کرد"
ملک و عزت ز تو باشد ولی ای دوست شتاب:::::: در تمنای وصال تو چنین خوارم کرد
"چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد"
من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد
سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد
تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد
[/font]نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.
[font=B Mitra]شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد
سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
گرچه در هجر تو بی تاب و خراب از شرریم ::::::::: یاد تو بی خبر از جمله ی اغیارم کرد
مشتری نیست دلم،لیک تمنای وصال ::::::::::::::::"همچو منصور خریدار سر دارم کرد" ملک و عزت ز تو باشد ولی ای دوست شتاب:::::: در تمنای وصال تو چنین خوارم کرد
خاکساریم و فقیریم و ز ره درمانده / خاک پای تو به یک معجزه تیمارم کرد