۳/فروردین/۹۰, ۱۱:۱۴
آنتوان لاوی
به نقل از از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد با کمی تغییرات
![[تصویر: Satani2.jpg]](http://www.controverscial.com/Satani2.jpg)
آنتوان شزاندر لاوِیْ (Anton Szandor LaVey)، مؤسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان. نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطانپرستی لاویی.
زندگی نامه
"هوارد استنتون لوي"معروف به "آنتوان لاوي" در 11 آوريل 1930 در شهر شيكاگو آمريكا دريك خانواده يهودي متولد شد.پدر او "مايكل جوزف لوي" كه در يك مشروب فروشي مشغول بود اصالتا فرانسوي بود و مادر او "گرترود آگوستا كالترون" هم اصالتا روسي-اكرايني بود،ولي به خاطر مهاجرت پدرانشان در دهه 80 به آمريكا شهروند آمريكايي محسوب مي شدند.
كودكي آنتوان لاوي با مطالعه داستان هايي مثل "دراكولا" و "فرانك اشتاين" سپري شد و در 10 سالگي به گفته ي خودش تنها با گوش دادن به پيانو،نوازندگي را آموخت.وي پس از مهاجرت پدر و مادرش به ايالت كاليفرنيا تحصيلات دبيرستان خود را در آن جا آغاز كرد. در سال سوم دبيرستان ترک تحصیل کرده، خانه را ترک و در سیرک "کلاید بتی" به عنوان پرستار حیوانات مشغول به کار شد.بعدها لاوي به خاطر همين علاقه اش به شيرها ، يك بچه شير به نام togareرا در منزل شخصي خود در سانفرانسيسكو نگهداري مي كرد. زمانی که لاوی هیجده ساله بود، سیرک را ترک و به یک کارناوال ملحق شد. آن جا او دستیار یک شعبده باز شد، هیپونیتزم آموخت و بیشتر در خصوص نیروهایی ماورایی پژوهش کرد.درهمين دوران كم كم نگرش خصمانه ي او به آموزه هاي مسيحيت شكل مي گيرد و اين دوران را در مقدمه كتاب "انجيل شيطاني" اين گونه بيان مي نمايد:
در شامگاه شنبه، من مردانی را می دیدم که در پی دختران نیمه برهنه که در کارناوال می رقصیدند کشیده می شدند، و در صبح یکشنبه زمانی که من برای یک واعظ مذهبی در سوی دیگر زمین کارناوال، پیانو می نواختم همان مردان را می دیدم که در حالی که با همسر و فرزندان خود در نیمکت های کلیسا نشسته بودند، از خداوند طلب آمرزش و دوری از نفوس شهوانی می کردند. و شامگاه شنبه بعد، همان ها دوباره در کارناوال و یا مکانی دیگر بودند. سپس دانستم که کلیسای مسیحیت، باعث رونق ریاکاری است و این که طبیعت شهوانی بشر مقرر نیست که توسط هیچ دینی، تزکیه و یا تنبیه شود.
وی در سال 1951 در رشته جرم شناسی در کالج شهر سانفرانفسیسکو ثبت نام کرد و این مسئله منجر به اولین شغل اجتماعی او شد، عکاس سازمان پلیس سانفرانسیسکو. این شغل، نیز به نوبه خود سهم به سزایی در توسعه نگرش هاي شیطان گرایی وي به عنوان راهی برای زندگی داشت.
لاوی در مصاحبه اي که پیرامون زندگی گذشته خود با "بورتون ولف" داشته اين دوران را اينگونه بيان مي كند:
من خونین ترین، و وحشیانه ترین بخش طبیعت انسانی را دیدم.مردمی که توسط دیوانگان مورد شلیک قرار گرفته بودند، یا توسط دوستانشان چاقو خورده بودند، کودکانی که توسط رانندگان بزن دررو، کشته شده و به درون آبراه ها پرت شده بودند. از خودم پرسیدم، خدا کجاست؟ و من از اين عقيده مقدس نماي مردم كه هميشه در برابر جنایات مي گفتند"خواسته خدا بوده است" متنفر شدم.
او پس از 3 سال کار به عنوان عکاس جرایم از این کار استعفا داد و دوباره به نواختن ارگ پرداخت، این بار در کلوب های شبانه و تئاتر ها برای این که زندگی خود را تأمین کند. وي در حالی که مطالعه در خصوص موضوعات مورد علاقه خود را نیز همچنان ادامه می داد، اقدام به برگزاري كلاس هاي هفتگي با عنوان " هنر سیاه" نمود.وي اين کلاس ها را در خصوص موضوعات مرموزي برگزار می کرد مثل: رویاها، خون آشامان، گرگ نمایان ، غیب گویی ، جادوی تشریفاتی و .... . وي افراد زیادی را که یا مشهور بودند و یا بعدها در زمینه علوم، هنر و تجارت مشهور شدند را جذب کرده بود. در بين اين افراد مي توان به اشخاصي همچون: Michael Harner (استاد دانشگاه كاليفرنيا،كلمبيا،بركلي و موسس بنياد مطالعات شمنيسم) Forrest Ackerman (نويسنده داستان هاي علمي تخيلي) Fritz Leiber( نويسنده داستان هاي علمي تخيلي و وحشتناك) Kenneth Anger (فيلمساز و بازيگر)، Chester A. Arthur III (نوه رييس جمهور آمريكا) اشاره كرد.
بعداز مدتي اين جلسات منجر به شكل گيري انجمني با عنوان "محفل جادويي" گرديد. هدف اصلی اين انجمن، این بود که با مطالعه بر روي گروه هاي شيطان گرايي قديمي برخي آئین های مذهبی جادوگری را کشف و یا اختراع نمايند. به همين منظور لاوي کتابخانه ای متشكل از کتاب هايی كه به تشريح برخي آئين هاي كفرآميز و جادويي مانند "بلك مس" و ساير آئين هاي نامتعارف كه توسط گروه هایی چون "شوالیه ها معبد"، "باشگاه آتش جهنم" و "گروه هرمتيك اوردر" انجام مي شد را جمع آوری کرده بود.
آنتوان لاوي در روز شنبه 30 آوريل 1966 مصادف با جشن "والپورگيناخت"در حالي كه سر خود را مطابق سنت جادوگري تراشيده بود و رداي مذهبي بر تن كرده بود، تاسيس فرقه سيطنيسم (Satanism) و كليساي شيطان را اعلام نمود. وي با اعلام اين كه عصر شيطان آغاز شده است،سال 1966 را به عنوان اولين سال عصر شيطان (Anno Satanas) قرار داد. هم اكنون نيز كليه ي تاريخ ها در فرقه سيطنيسم با استفاده از سيستم عدد نگاري رومي و بر اساس اين مبداء درج مي گردد
وي در سال 1967 آئين غسل تعميد شيطاني را براي دختر 4 ساله اش "زينا" در كليساي شيطان اجرا كرد و در اول فوريه همان سال مراسم ازدواج "جان ريموند" (روزنامه نگارآمريكايي) و همسرش را با حضور مهمانان شاخصي همچون "جو روزنتال" (عكاس معروف آمريكايي است كه با عكسي كه از صحنه كوبيدن پرچم سربازان آمريكايي در خاك ژاپن منتشر كرد شهرت فراواني يافته است)
در كليساي شيطان برگزار كرد.بعد از مدتي مراسم تشييع جنازه ي يكي از اعضاي كليساي شيطان به نام "ادوارد اولسون" را به سبك كليساي شيطان برگزار نمود.همين قضايا موجب شد تا وي و فرقه ي تازه تاسيسش را در كانون اخبار رسانه هاي محلي و ملي قرار دهد.از آن جمله مي توان به روزنامه هاي "لس آنجلس تايمز" و "سانفرانسيسكو كرونيكل"،كه از بزرگترين روزنامه هاي آمريكا مي باشند، اشاره نمود كه به وي لقب "پاپ سياه" را دادند.
ديدار برخي شخصيت هاي مطرح آمريكا که از آن جمله مي توان به ديدار سال 1983 سناتور"جانكري"(رقيب انتخاباتي جرج بوش در سال 2004)از حزب دموكرات با آنتوان لاوي اشاره كرد. و همچنين بازي آنتوان لاوي درچند فيلم سينمايي موجب شد كه توجه رسانه ها به اين فرقه بيش از پيش شدت گرفته و اين بار رسانه هاي صاحب نامي همچون مجلات "نيوزويك" و "تايم" اقدام به درج اخباري پيرامون اين فرقه نمودند.مجله "واشنگتن پست"نيز مصاحبه ي اختصاصيش با وي را در يكي از شماره هاي مجله اش منتشر نمود. همچنين مستندي با عنوان " Satanis The Devil Mass" به كارگرداني "ري لارنت" درباره ي آنتوان لاوي و كليساي شيطان ساخته شد."بورتون ولف" يكي از روزنامه نگاران وقت آمريكا ،كه در آن زمان مقاله اي پيرامون كليساي شيطان در برخي رسانه ها منتشر كرد و بعدها به عضويت كليساي شيطان درآمد،درباره علت توجه رسانه هاي آن زمان به فرقه آنتوان لاوي اين گونه مي نويسد:
![[تصویر: i439_satbib.jpg]](http://img.topse.ir/out.php/i439_satbib.jpg)
" در شبی زمستانی به سال 1967، در خیابان های سانفرانسیسکو رانندگی می کردم تا در یکی از سخنرانی های آنتون لاوی شرکت کنم. مقالات روزنامه ها که از او به عنوان پاپ سیاه کلیسای شیطان که در آن غسل تعمید، ازدواج و آئین های خاکسپاری همه به شیطان تقدیم می شدند مرا به خود جذب کرده بودند. من نویسنده یک روزنامه مستقل بودم، و در انگیزه آن بودم که شاید مقاله ای از آنتون لاوی و مشرکین هم عصر او بنویسم، چراکه که همواره مقالات پیرامون شیطان، آن گونه که زمامداران شهر می گفتند خبرهایی پرفروش بوده اند.
موضوعی که من به آن توجه داشتم، فقط آموزش هاي آنتوان لاوي با عنوان " هنرهای سیاه"به تنهایی نبودند، چرا که این چیز تازه ای در دنیا نبود. فرقه های مذهبی شیطان پرست و کیش های مبتنی بر "وودو" پیش از مسیحیت وجود داشته اند. در انگلستان، قرن هیجدهم، "باشگاه آتش جهنم" توانست موجب شهرت مختصری شود. اوایل قرن بیستم، رسانه ها از "آلیستر کرولی" به عنوان شرور ترین انسان دنیا نام می بردند. و اشاراتی نیز در دهه های 1920 و 1930 از نظم سیاه در آلمان به چشم می خورد.
اما آنتون لاوی و سازمان او متشکل از شیطان گرایان، دو فصل برجسته جدید به این داستان به ظاهر قدیمی افزودند. نخست، آنها به نحو كفرآميز، به جای محفل شیطان و یا دایره جادوگران، خود را به عنوان "کلیسا" معرفی می کردند، نامی که پیش از آن تنها به شعب مسیحیت اطلاق می شد. و دوم آن که ، آنها جادوی سیاه خود را به جای زیرزمین، در پیش چشم همگان آشکارا برگزار می کردند."
آنتوان لاوي در 29 اكتبر 1997 بر اثر نوعي بيماري ريوي در بيمارستان "سنت مري" سانفرانسيسكو درگذشت. مراسم درگذشت او به صورت پنهاني و با دعوت خصوصي از اعضاي كليساي شيطان در شهر "كولما" (درايالت كاليفرنيا) برگزار شد.دراين مراسم جسد وي سوزانده شد و خاكسترش بين وارثانش تقسيم گرديد.
آثار
کتاب
انجیل شیطانی (۱۹۶۹) (Satanic Bible)
اين كتاب مقدس ترين كتاب در فرقه سيطنيسم محسوب مي شود و بيشتر به جنبه هاي فلسفي جريان شيطان گرايي مي پردازد.
محتويات اين كتاب شامل چهار بخش مي باشد كه هر كدام از بخش ها به نام يكي از شياطين چهارگانه (Satan,Belial,Leviathan , Lucifer) نام گذاري شده است.
ساحرهٔ تمامعیار (۱۹۷۱) (The Satanic Witch)
اين كتاب در ابتدا با عنوان "ساحره تمام عيار يا وقتي پاكدامني شكست مي خورد چه كنيم" [69] منتشر شد،ولي بعد از بازنشر آن درسال 1983 نام كتاب به "جادوي شيطاني" تغيير كرد . مباحث اين كتاب شامل برخي تعليمات جادوگري است كه برخي از آن ها را آنتوان لاوي در اوايل دهه 60 به شاگردانش تحت عنوان "هنر سياه" مي آموخت.
آئین پرستش شیطانی (۱۹۷۲) (The Satanic Rituals)
اين كتاب كه به صورت تفصيلي انواع آئين هاي فرقه سيطنيسم را در 9 فصل تشريح نموده است از نظر درجه اهميت و كاربرد در اين فرقه بعد از كتاب "انجيل شيطاني" در جايگاه دوم قرار دارد؛ چرا كه در بسياري از مراسمات بايد قسمتي از متون اين كتاب توسط كشيش كليساي شيطان و حاضرين قرائت شود.
دفتر یادداشت شیطان (۱۹۹۲) (The Devil's Notebook)
اين كتاب شامل 41 مقاله از نوشته هاي آنتوان لاوي پيرامون موضوعات مختلف مي باشد
گفتگوهای شیطان (۱۹۸۸) (Satan Speaks)
اين كتاب آخرين كتابي بود كه آنتوان لاوي چند روز قبل از مرگش توانست آن را تدوين نمايد.نوشته هاي اين كتاب شامل 61 عدد از نوشته هاي پراكنده ي لاوي است كه يك سال پس از مرگش منتشر شد.ديباچه اين كتاب توسط مرلین منسون(خوانندهمشهور متال) نوشته شده است.
شیطانکی زیر شیروانی (۱۹۷۲)
دست در دماغ شیطان (۱۹۸۸)
شبی با شیطان (۱۹۸۸)
فیلم
آنتوان لاوی در دو فیلم سینمایی با عنوان
1. نيايش برادر شيطاني من Invocation of My Demon Brother) 1969)
![[تصویر: i441_MV5BMjA4NTQ0ODczN15BMl5BanBnXkFtZTc....SY317.jpg]](http://img.topse.ir/out.php/i441_MV5BMjA4NTQ0ODczN15BMl5BanBnXkFtZTcwNDk0MDMyMQ.V1.SY317.jpg)
2. باران شيطان The Devil's Rain) 1975)
![[تصویر: i440_MV5BMTU4MDI3OTE5Ml5BMl5BanBnXkFtZTc...214317.jpg]](http://img.topse.ir/out.php/i440_MV5BMTU4MDI3OTE5Ml5BMl5BanBnXkFtZTcwMDQ5NDQzMQ.V1.SY317CR50214317.jpg)
ایفای نقش نموده است.
و درفيلم هايي مانند دكتر دراكولا(1978) ، چارلز منسون سوپر استار(1989) ، اتومبيل(1977) به عنوان مشاور فني و پژوهشي فعاليت داشته است.
موسیقی
سه قطعه موسيقي با عنوان هاي "عشاء شيطاني" ، "موسيقي بيگانه" و "شيطان به تعطيلات مي رود" از ميان موسيقي هاي آنتوان لاوي ضبط شده و به جاي مانده است.
كليساي شيطان
آنتوان لاوي در روز شنبه 30 آوريل 1966 تاسيس فرقه سيطنيسم (Satanism) و كليساي شيطان را اعلام نمود. وي ابتدا خانه خود در سانفرانسيسكو را به عنوان كليساي شيطان قرار داد. لاوي نماي بيروني خانه اش را به رنگ سياه در آورده بود و همين باعث شد كه بعدها شيطان گرايان از اين خانه با عنوان" خانه سياه"[71] ياد كنند.هركدام از اتاق هاي خانه سياه با رنگي خاص و ظاهري متفاوت طراحي شده بود.علاوهبر این موارد نگهداري يك شير آفريقايي در اين خانه،بر غير عادي بودن آن مي افزود.در سال 1986 ديان هگارتي (همسر دوم لاوي) به علت اختلاف شخصي با لاوي ،شكايتي عليه او در دادگاه محلي تنظيم نمود.دادگاه نيز در سال 1991 حكم سلب مالكيت لاوي از خانه سياه و انتقال آن به هگارتي را صادر نمود ،منتهي به لاوي اجازه داد كه تا زماني كه زنده است در آن خانه زندگي كند.
همان طور كه در بخش زندگينامه آنتوان لاوي اشاره شد،فرقه سيطنيسم و كليساي شيطان تا اواسط دهه هفتاد به واسطه ويژگي هايي كه داشت،اخبارش در تعداد قابل توجهي از رسانه هاي ملي و بعضا بين المللي كه در آمريكا منتشر مي شد،بازتاب يافت.در سال 1980 با انتشار اخباري از طرف برخي رسانه ها مبني بر شكل گيري يك توطئه جنايي در داخل كليساي شيطان ،دوباره اين فرقه به مركز توجه رسانه ها و افكار عمومي مردم بازگشت. در راستاي مقابله با اين جريان كليساي شيطان برخي كشيشان خود همچون "پيتر گيلمور"،"پگي نادراميا"،"بويد رايس"،"آدام پارفري"،"ديابلوس ركس" و "كينگ دياموند" (موزيسين معروف) را براي رفع اتهام از اين فرقه در رسانه ها حاضر نمود.اين جريان با انتشار گزارشي رسمي از طرف "اف بي آي" مبني بر عدم صحت اين شايعات خاتمه يافت.
بعد از مرگ آنتوان لاوي در سال 1997 ،همسر او به نام "بلانچ بارتون" (Blanche Barton) رهبري فرقه سيطنيسم و رياست كليساي شيطان را بر عهده گرفت.بارتون تلاش هاي زيادي براي بازخريد كليساي شيطان(خانه سياه) نمود ولی با این وجود اين امر هيچ گاه تحقق پيدا نكرد و در 17 اكتبر 2001 اين ساختمان خراب شد و به جاي آن يك ساختمان دوبلكس ساخته شد.
"بلانچ بارتون" كه در ماه مي سال 2001 آقاي "پيتر گيلمور" را به سمت كشيش اعظم كليساي شيطان منصوب كرده بود، در تاريخ 30 اوريل 2002 (مصادف با جشن والپورگيناخت)، همسر گيلمور به نام " پگي نادراميا" را به سمت كشيشه اعظم اين كليسا منصوب نمود. و درهمان تاريخ به علت تخريب كليساي شيطان (خانه سياه) و همچنين سكونت گيلمور و همسرش در نيويورك تصميم به انتقال دفتر مركزي اين فرقه از سانفرانسيسكو به شهر نيويورك گرفت. البته دفتر كليساي شيطان در نيويورك به صورت يك ساختمان حقيقي نيست،بلكه به صورت يك صندوق پستي با عنوان حقوقي "كليساي شيطان" است كه مكاتبات رسمي اين فرقه از اين طريق صورت مي گيرد.
كليساي شيطان با راه اندازي سايت رسمي خود در اينترنت جان تازه اي به فعاليت هاي تبليغي خود بخشيد.در راستاي فعاليت تبليغاتي در شبكه جهاني اينترنت ،ساير كشيشان اين فرقه نيز با ايجاد سايت،انجمن هاي گفتگو و فروشگاه هاي اينترنتي اقدام به انتشار افكار و فلسفه ي شيطان گرايي نموده و افراد زيادي را به به صورت مجازي با آموزه هاي اين فرقه آشنا نمودند.
به نقل از از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد با کمی تغییرات
![[تصویر: Satani2.jpg]](http://www.controverscial.com/Satani2.jpg)
آنتوان شزاندر لاوِیْ (Anton Szandor LaVey)، مؤسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان. نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطانپرستی لاویی.
زندگی نامه
"هوارد استنتون لوي"معروف به "آنتوان لاوي" در 11 آوريل 1930 در شهر شيكاگو آمريكا دريك خانواده يهودي متولد شد.پدر او "مايكل جوزف لوي" كه در يك مشروب فروشي مشغول بود اصالتا فرانسوي بود و مادر او "گرترود آگوستا كالترون" هم اصالتا روسي-اكرايني بود،ولي به خاطر مهاجرت پدرانشان در دهه 80 به آمريكا شهروند آمريكايي محسوب مي شدند.
كودكي آنتوان لاوي با مطالعه داستان هايي مثل "دراكولا" و "فرانك اشتاين" سپري شد و در 10 سالگي به گفته ي خودش تنها با گوش دادن به پيانو،نوازندگي را آموخت.وي پس از مهاجرت پدر و مادرش به ايالت كاليفرنيا تحصيلات دبيرستان خود را در آن جا آغاز كرد. در سال سوم دبيرستان ترک تحصیل کرده، خانه را ترک و در سیرک "کلاید بتی" به عنوان پرستار حیوانات مشغول به کار شد.بعدها لاوي به خاطر همين علاقه اش به شيرها ، يك بچه شير به نام togareرا در منزل شخصي خود در سانفرانسيسكو نگهداري مي كرد. زمانی که لاوی هیجده ساله بود، سیرک را ترک و به یک کارناوال ملحق شد. آن جا او دستیار یک شعبده باز شد، هیپونیتزم آموخت و بیشتر در خصوص نیروهایی ماورایی پژوهش کرد.درهمين دوران كم كم نگرش خصمانه ي او به آموزه هاي مسيحيت شكل مي گيرد و اين دوران را در مقدمه كتاب "انجيل شيطاني" اين گونه بيان مي نمايد:
در شامگاه شنبه، من مردانی را می دیدم که در پی دختران نیمه برهنه که در کارناوال می رقصیدند کشیده می شدند، و در صبح یکشنبه زمانی که من برای یک واعظ مذهبی در سوی دیگر زمین کارناوال، پیانو می نواختم همان مردان را می دیدم که در حالی که با همسر و فرزندان خود در نیمکت های کلیسا نشسته بودند، از خداوند طلب آمرزش و دوری از نفوس شهوانی می کردند. و شامگاه شنبه بعد، همان ها دوباره در کارناوال و یا مکانی دیگر بودند. سپس دانستم که کلیسای مسیحیت، باعث رونق ریاکاری است و این که طبیعت شهوانی بشر مقرر نیست که توسط هیچ دینی، تزکیه و یا تنبیه شود.
وی در سال 1951 در رشته جرم شناسی در کالج شهر سانفرانفسیسکو ثبت نام کرد و این مسئله منجر به اولین شغل اجتماعی او شد، عکاس سازمان پلیس سانفرانسیسکو. این شغل، نیز به نوبه خود سهم به سزایی در توسعه نگرش هاي شیطان گرایی وي به عنوان راهی برای زندگی داشت.
لاوی در مصاحبه اي که پیرامون زندگی گذشته خود با "بورتون ولف" داشته اين دوران را اينگونه بيان مي كند:
من خونین ترین، و وحشیانه ترین بخش طبیعت انسانی را دیدم.مردمی که توسط دیوانگان مورد شلیک قرار گرفته بودند، یا توسط دوستانشان چاقو خورده بودند، کودکانی که توسط رانندگان بزن دررو، کشته شده و به درون آبراه ها پرت شده بودند. از خودم پرسیدم، خدا کجاست؟ و من از اين عقيده مقدس نماي مردم كه هميشه در برابر جنایات مي گفتند"خواسته خدا بوده است" متنفر شدم.
او پس از 3 سال کار به عنوان عکاس جرایم از این کار استعفا داد و دوباره به نواختن ارگ پرداخت، این بار در کلوب های شبانه و تئاتر ها برای این که زندگی خود را تأمین کند. وي در حالی که مطالعه در خصوص موضوعات مورد علاقه خود را نیز همچنان ادامه می داد، اقدام به برگزاري كلاس هاي هفتگي با عنوان " هنر سیاه" نمود.وي اين کلاس ها را در خصوص موضوعات مرموزي برگزار می کرد مثل: رویاها، خون آشامان، گرگ نمایان ، غیب گویی ، جادوی تشریفاتی و .... . وي افراد زیادی را که یا مشهور بودند و یا بعدها در زمینه علوم، هنر و تجارت مشهور شدند را جذب کرده بود. در بين اين افراد مي توان به اشخاصي همچون: Michael Harner (استاد دانشگاه كاليفرنيا،كلمبيا،بركلي و موسس بنياد مطالعات شمنيسم) Forrest Ackerman (نويسنده داستان هاي علمي تخيلي) Fritz Leiber( نويسنده داستان هاي علمي تخيلي و وحشتناك) Kenneth Anger (فيلمساز و بازيگر)، Chester A. Arthur III (نوه رييس جمهور آمريكا) اشاره كرد.
بعداز مدتي اين جلسات منجر به شكل گيري انجمني با عنوان "محفل جادويي" گرديد. هدف اصلی اين انجمن، این بود که با مطالعه بر روي گروه هاي شيطان گرايي قديمي برخي آئین های مذهبی جادوگری را کشف و یا اختراع نمايند. به همين منظور لاوي کتابخانه ای متشكل از کتاب هايی كه به تشريح برخي آئين هاي كفرآميز و جادويي مانند "بلك مس" و ساير آئين هاي نامتعارف كه توسط گروه هایی چون "شوالیه ها معبد"، "باشگاه آتش جهنم" و "گروه هرمتيك اوردر" انجام مي شد را جمع آوری کرده بود.
آنتوان لاوي در روز شنبه 30 آوريل 1966 مصادف با جشن "والپورگيناخت"در حالي كه سر خود را مطابق سنت جادوگري تراشيده بود و رداي مذهبي بر تن كرده بود، تاسيس فرقه سيطنيسم (Satanism) و كليساي شيطان را اعلام نمود. وي با اعلام اين كه عصر شيطان آغاز شده است،سال 1966 را به عنوان اولين سال عصر شيطان (Anno Satanas) قرار داد. هم اكنون نيز كليه ي تاريخ ها در فرقه سيطنيسم با استفاده از سيستم عدد نگاري رومي و بر اساس اين مبداء درج مي گردد
وي در سال 1967 آئين غسل تعميد شيطاني را براي دختر 4 ساله اش "زينا" در كليساي شيطان اجرا كرد و در اول فوريه همان سال مراسم ازدواج "جان ريموند" (روزنامه نگارآمريكايي) و همسرش را با حضور مهمانان شاخصي همچون "جو روزنتال" (عكاس معروف آمريكايي است كه با عكسي كه از صحنه كوبيدن پرچم سربازان آمريكايي در خاك ژاپن منتشر كرد شهرت فراواني يافته است)
در كليساي شيطان برگزار كرد.بعد از مدتي مراسم تشييع جنازه ي يكي از اعضاي كليساي شيطان به نام "ادوارد اولسون" را به سبك كليساي شيطان برگزار نمود.همين قضايا موجب شد تا وي و فرقه ي تازه تاسيسش را در كانون اخبار رسانه هاي محلي و ملي قرار دهد.از آن جمله مي توان به روزنامه هاي "لس آنجلس تايمز" و "سانفرانسيسكو كرونيكل"،كه از بزرگترين روزنامه هاي آمريكا مي باشند، اشاره نمود كه به وي لقب "پاپ سياه" را دادند.
ديدار برخي شخصيت هاي مطرح آمريكا که از آن جمله مي توان به ديدار سال 1983 سناتور"جانكري"(رقيب انتخاباتي جرج بوش در سال 2004)از حزب دموكرات با آنتوان لاوي اشاره كرد. و همچنين بازي آنتوان لاوي درچند فيلم سينمايي موجب شد كه توجه رسانه ها به اين فرقه بيش از پيش شدت گرفته و اين بار رسانه هاي صاحب نامي همچون مجلات "نيوزويك" و "تايم" اقدام به درج اخباري پيرامون اين فرقه نمودند.مجله "واشنگتن پست"نيز مصاحبه ي اختصاصيش با وي را در يكي از شماره هاي مجله اش منتشر نمود. همچنين مستندي با عنوان " Satanis The Devil Mass" به كارگرداني "ري لارنت" درباره ي آنتوان لاوي و كليساي شيطان ساخته شد."بورتون ولف" يكي از روزنامه نگاران وقت آمريكا ،كه در آن زمان مقاله اي پيرامون كليساي شيطان در برخي رسانه ها منتشر كرد و بعدها به عضويت كليساي شيطان درآمد،درباره علت توجه رسانه هاي آن زمان به فرقه آنتوان لاوي اين گونه مي نويسد:
![[تصویر: i439_satbib.jpg]](http://img.topse.ir/out.php/i439_satbib.jpg)
" در شبی زمستانی به سال 1967، در خیابان های سانفرانسیسکو رانندگی می کردم تا در یکی از سخنرانی های آنتون لاوی شرکت کنم. مقالات روزنامه ها که از او به عنوان پاپ سیاه کلیسای شیطان که در آن غسل تعمید، ازدواج و آئین های خاکسپاری همه به شیطان تقدیم می شدند مرا به خود جذب کرده بودند. من نویسنده یک روزنامه مستقل بودم، و در انگیزه آن بودم که شاید مقاله ای از آنتون لاوی و مشرکین هم عصر او بنویسم، چراکه که همواره مقالات پیرامون شیطان، آن گونه که زمامداران شهر می گفتند خبرهایی پرفروش بوده اند.
موضوعی که من به آن توجه داشتم، فقط آموزش هاي آنتوان لاوي با عنوان " هنرهای سیاه"به تنهایی نبودند، چرا که این چیز تازه ای در دنیا نبود. فرقه های مذهبی شیطان پرست و کیش های مبتنی بر "وودو" پیش از مسیحیت وجود داشته اند. در انگلستان، قرن هیجدهم، "باشگاه آتش جهنم" توانست موجب شهرت مختصری شود. اوایل قرن بیستم، رسانه ها از "آلیستر کرولی" به عنوان شرور ترین انسان دنیا نام می بردند. و اشاراتی نیز در دهه های 1920 و 1930 از نظم سیاه در آلمان به چشم می خورد.
اما آنتون لاوی و سازمان او متشکل از شیطان گرایان، دو فصل برجسته جدید به این داستان به ظاهر قدیمی افزودند. نخست، آنها به نحو كفرآميز، به جای محفل شیطان و یا دایره جادوگران، خود را به عنوان "کلیسا" معرفی می کردند، نامی که پیش از آن تنها به شعب مسیحیت اطلاق می شد. و دوم آن که ، آنها جادوی سیاه خود را به جای زیرزمین، در پیش چشم همگان آشکارا برگزار می کردند."
آنتوان لاوي در 29 اكتبر 1997 بر اثر نوعي بيماري ريوي در بيمارستان "سنت مري" سانفرانسيسكو درگذشت. مراسم درگذشت او به صورت پنهاني و با دعوت خصوصي از اعضاي كليساي شيطان در شهر "كولما" (درايالت كاليفرنيا) برگزار شد.دراين مراسم جسد وي سوزانده شد و خاكسترش بين وارثانش تقسيم گرديد.
آثار
کتاب
انجیل شیطانی (۱۹۶۹) (Satanic Bible)
اين كتاب مقدس ترين كتاب در فرقه سيطنيسم محسوب مي شود و بيشتر به جنبه هاي فلسفي جريان شيطان گرايي مي پردازد.
محتويات اين كتاب شامل چهار بخش مي باشد كه هر كدام از بخش ها به نام يكي از شياطين چهارگانه (Satan,Belial,Leviathan , Lucifer) نام گذاري شده است.
ساحرهٔ تمامعیار (۱۹۷۱) (The Satanic Witch)
اين كتاب در ابتدا با عنوان "ساحره تمام عيار يا وقتي پاكدامني شكست مي خورد چه كنيم" [69] منتشر شد،ولي بعد از بازنشر آن درسال 1983 نام كتاب به "جادوي شيطاني" تغيير كرد . مباحث اين كتاب شامل برخي تعليمات جادوگري است كه برخي از آن ها را آنتوان لاوي در اوايل دهه 60 به شاگردانش تحت عنوان "هنر سياه" مي آموخت.
آئین پرستش شیطانی (۱۹۷۲) (The Satanic Rituals)
اين كتاب كه به صورت تفصيلي انواع آئين هاي فرقه سيطنيسم را در 9 فصل تشريح نموده است از نظر درجه اهميت و كاربرد در اين فرقه بعد از كتاب "انجيل شيطاني" در جايگاه دوم قرار دارد؛ چرا كه در بسياري از مراسمات بايد قسمتي از متون اين كتاب توسط كشيش كليساي شيطان و حاضرين قرائت شود.
دفتر یادداشت شیطان (۱۹۹۲) (The Devil's Notebook)
اين كتاب شامل 41 مقاله از نوشته هاي آنتوان لاوي پيرامون موضوعات مختلف مي باشد
گفتگوهای شیطان (۱۹۸۸) (Satan Speaks)
اين كتاب آخرين كتابي بود كه آنتوان لاوي چند روز قبل از مرگش توانست آن را تدوين نمايد.نوشته هاي اين كتاب شامل 61 عدد از نوشته هاي پراكنده ي لاوي است كه يك سال پس از مرگش منتشر شد.ديباچه اين كتاب توسط مرلین منسون(خوانندهمشهور متال) نوشته شده است.
شیطانکی زیر شیروانی (۱۹۷۲)
دست در دماغ شیطان (۱۹۸۸)
شبی با شیطان (۱۹۸۸)
فیلم
آنتوان لاوی در دو فیلم سینمایی با عنوان
1. نيايش برادر شيطاني من Invocation of My Demon Brother) 1969)
![[تصویر: i441_MV5BMjA4NTQ0ODczN15BMl5BanBnXkFtZTc....SY317.jpg]](http://img.topse.ir/out.php/i441_MV5BMjA4NTQ0ODczN15BMl5BanBnXkFtZTcwNDk0MDMyMQ.V1.SY317.jpg)
2. باران شيطان The Devil's Rain) 1975)
![[تصویر: i440_MV5BMTU4MDI3OTE5Ml5BMl5BanBnXkFtZTc...214317.jpg]](http://img.topse.ir/out.php/i440_MV5BMTU4MDI3OTE5Ml5BMl5BanBnXkFtZTcwMDQ5NDQzMQ.V1.SY317CR50214317.jpg)
ایفای نقش نموده است.
و درفيلم هايي مانند دكتر دراكولا(1978) ، چارلز منسون سوپر استار(1989) ، اتومبيل(1977) به عنوان مشاور فني و پژوهشي فعاليت داشته است.
موسیقی
سه قطعه موسيقي با عنوان هاي "عشاء شيطاني" ، "موسيقي بيگانه" و "شيطان به تعطيلات مي رود" از ميان موسيقي هاي آنتوان لاوي ضبط شده و به جاي مانده است.
كليساي شيطان
آنتوان لاوي در روز شنبه 30 آوريل 1966 تاسيس فرقه سيطنيسم (Satanism) و كليساي شيطان را اعلام نمود. وي ابتدا خانه خود در سانفرانسيسكو را به عنوان كليساي شيطان قرار داد. لاوي نماي بيروني خانه اش را به رنگ سياه در آورده بود و همين باعث شد كه بعدها شيطان گرايان از اين خانه با عنوان" خانه سياه"[71] ياد كنند.هركدام از اتاق هاي خانه سياه با رنگي خاص و ظاهري متفاوت طراحي شده بود.علاوهبر این موارد نگهداري يك شير آفريقايي در اين خانه،بر غير عادي بودن آن مي افزود.در سال 1986 ديان هگارتي (همسر دوم لاوي) به علت اختلاف شخصي با لاوي ،شكايتي عليه او در دادگاه محلي تنظيم نمود.دادگاه نيز در سال 1991 حكم سلب مالكيت لاوي از خانه سياه و انتقال آن به هگارتي را صادر نمود ،منتهي به لاوي اجازه داد كه تا زماني كه زنده است در آن خانه زندگي كند.
همان طور كه در بخش زندگينامه آنتوان لاوي اشاره شد،فرقه سيطنيسم و كليساي شيطان تا اواسط دهه هفتاد به واسطه ويژگي هايي كه داشت،اخبارش در تعداد قابل توجهي از رسانه هاي ملي و بعضا بين المللي كه در آمريكا منتشر مي شد،بازتاب يافت.در سال 1980 با انتشار اخباري از طرف برخي رسانه ها مبني بر شكل گيري يك توطئه جنايي در داخل كليساي شيطان ،دوباره اين فرقه به مركز توجه رسانه ها و افكار عمومي مردم بازگشت. در راستاي مقابله با اين جريان كليساي شيطان برخي كشيشان خود همچون "پيتر گيلمور"،"پگي نادراميا"،"بويد رايس"،"آدام پارفري"،"ديابلوس ركس" و "كينگ دياموند" (موزيسين معروف) را براي رفع اتهام از اين فرقه در رسانه ها حاضر نمود.اين جريان با انتشار گزارشي رسمي از طرف "اف بي آي" مبني بر عدم صحت اين شايعات خاتمه يافت.
بعد از مرگ آنتوان لاوي در سال 1997 ،همسر او به نام "بلانچ بارتون" (Blanche Barton) رهبري فرقه سيطنيسم و رياست كليساي شيطان را بر عهده گرفت.بارتون تلاش هاي زيادي براي بازخريد كليساي شيطان(خانه سياه) نمود ولی با این وجود اين امر هيچ گاه تحقق پيدا نكرد و در 17 اكتبر 2001 اين ساختمان خراب شد و به جاي آن يك ساختمان دوبلكس ساخته شد.
"بلانچ بارتون" كه در ماه مي سال 2001 آقاي "پيتر گيلمور" را به سمت كشيش اعظم كليساي شيطان منصوب كرده بود، در تاريخ 30 اوريل 2002 (مصادف با جشن والپورگيناخت)، همسر گيلمور به نام " پگي نادراميا" را به سمت كشيشه اعظم اين كليسا منصوب نمود. و درهمان تاريخ به علت تخريب كليساي شيطان (خانه سياه) و همچنين سكونت گيلمور و همسرش در نيويورك تصميم به انتقال دفتر مركزي اين فرقه از سانفرانسيسكو به شهر نيويورك گرفت. البته دفتر كليساي شيطان در نيويورك به صورت يك ساختمان حقيقي نيست،بلكه به صورت يك صندوق پستي با عنوان حقوقي "كليساي شيطان" است كه مكاتبات رسمي اين فرقه از اين طريق صورت مي گيرد.
كليساي شيطان با راه اندازي سايت رسمي خود در اينترنت جان تازه اي به فعاليت هاي تبليغي خود بخشيد.در راستاي فعاليت تبليغاتي در شبكه جهاني اينترنت ،ساير كشيشان اين فرقه نيز با ايجاد سايت،انجمن هاي گفتگو و فروشگاه هاي اينترنتي اقدام به انتشار افكار و فلسفه ي شيطان گرايي نموده و افراد زيادي را به به صورت مجازي با آموزه هاي اين فرقه آشنا نمودند.