تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ۩۩مجمع البحرین۩۩تاپیک جامع فضائل امام مهدی(عج )
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا




در این تاپیک که احتمالا به تدریج کامل میشود قصد دارم به کمک دوستان عزیز و کاربران محترم
درباره مقام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف صحبت کنیم



مثل تاپیک دابه الارض
لطفا با جنبه ها بخوانند


سعی میکنم بدون توضیح و تنها بوسیله گفتن کلید واژه و جمله
به هدف برسیم

************************************


خداوند حکیم است
اگر بلا تشبیه بخواهیم مثال بزنیم
یک برنامه نویس چند برنامه را مینویسد(در این مورد بدون نقص) ولی
در مورد آخرین برنامه ای که مینویسد تمام امکانات و محاسن و نبوغ خود را
انجام میدهد.
خدا هم حتما بهترین خلق خود را برای آخرین و مهمترین ماموریت خود ذخیره کرده است.

************************************

خداوند 123999 پیامبر فرستاد
و سپس تمام فضائل خود را در خاتم انبیاء سلام الله علیه تجلی داد
و همچنین تجلی تمام فضایل اوصیای خود را که 11 امام قبل هم جزو آن هستند
را در وجود امام مهدی تجلی داد و چون ایشان
آخرین حجت خدا هستند فضایل انبیاء الهی(جزو نبوت) را دارند.


************************************

تمامی فضایل از بنی اسماعیل به امام حسن عسکری رسید
تمامی فضایل از بنی اسحاق به حضرت نرجس خاتون رسید
این دو دریای فضیلت به هم رسیدند و امام مهدی تمامی فضایل کل تاریخ را دریافت کردند



************************************

یکی از تاویل های عصر در آیه والعصر شخص امام مهدی هستند
ایشان عصاره هستی هستند
نقل از پیام امام خمینی در نیمه شعبان سال 1400

************************************


از امام صادق در روایتی مشهور داریم:
لو ادركته لخدمته ایام حیاتی
باز توجه کنید
یک امام چنین جمله ای را فرمودند
چرا بعضی به خود میگویند خادم المهدی؟(با عرض احترام خدمت همه این عزیزان)
واقعا یعنی چه که یک امام خادم یک نفر باشد؟
آن شخصیت چه مقامی دارد؟
مشابه این روایت را در مورد امام حسین دیدم!!!

************************************

تا آنجا که اطلاع دارم امام مهدی تنها شخصیتی هستند که تمامی اولیا خدا
آرزوی دیدن ایشان را داشتند
اصلا دیدن روی ایشان مطلبی جداگانه است
اللهم و سُر نبیک ...(دعای عهد)
در حدیثی داریم از پیامبر که
خوشا به حال آن که مهدی را ببیند و خوشا حال آنکه او را دوست بدارد و خوشا حال کسی که امامت او را باور داشته باشد
دیدن ایشان اینقدر مهم است که پیامبر آن را در کنار دوستی و ولایت مداری ایشان قرار داده
واقعا ایشان چه شخصیتی هستند که دیدنشان اینقدر خاص است

************************************

مصائبی که بر امام مهدی وارد شده بدترین و سخت ترین مصائب کل تاریخ است
ایشان از سال 260 تا کنون در تنهایی(عمدتا) مصیبت تمام خلق را مشاهده کرده اند
اگر امیرالمومنین کمتر از نیم قرن آن مصیبت ها را دیدند امام مهدی بیش از 11 قرن است که مصیبت کشیده اند
ایشان مصیبت مومنان را مشاهده میکنند
مصایب ائمه ماقبل و پیامبران را میدانند(از عمق وجود)و خونخواه آنها هستند
من از یک نفر شنیدم که وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها مصایبی که قرار است بر امام حسین علیه السلام وارد شود
را متوجه شدند بسیار گریه کردند ولی وقتی متوجه مصائب امام مهدی علیه السلام از هوش رفتند!


************************************

یکی از نکات حدیث لوح اینست
یاران امام صادق به عنوان یارانش(از ترجمه حدیث لوح و اشاره به یاران امام صادق) تعبیر شده اند
ولی کسانی که در عصر ظهور با ایشانند اولیاء خدا هستند که بوسیله آنها خدا بلا را دفع میکند


************************************

تاویل غیب در قرآن وجود امام مهدی در قبل از ظهور هستند
غیب ویژگی خداست
در صلوات خواجه نصیر داریم>> و الغبیه اللهیه!


************************************

این مطلب رو فقط اشاره میکنم
مطلب قبلیه رو در نظر بگیرید

ساعت در قرآن اشاره به دو واقعه دارد(حرف 73 ام اسم اعظم)
یکی ظهور
یکی قیامت
........
و سر مستودع فیها

************************************

فکان قاب قوسین او ادنى
یک نوار را به 12 قسمت تقسیم کنید
روی هر قسمت به ترتیب اسم 12 امام را بنویسید
آن را مانند یک ساعت بصورت دایره خم کنید
از ساعت اول برای امام علی تا ساعت دوازده که نام پیامبر را بگذارید
در ساعت 12 ....
البته این مسئله دوقیست



[b]************************************

[/b]
در ضمن امیرالمومنین امامِ حضرت ولی عصر هستند
دوستان محترم
حتما قبل از خواندن مطالب تکبیر و تهلیل بگویئد
آن قدر مطالب پیچیده است که خطر تفکر کفر آمیز وجود دارد


لااله الا الله
الله اکبر
نقل قول: هر بار که این حدیثو میخونم درباره وقایع بعد از ظهور واقعا حالم دگرگون میشه.به مخاطبان این حدیث غبطه میخورم....نه غبطه چیه حسودیم میشه.کامل شدن عقل...چقدر این حدیث عمیقه...

بحث اینست که ظرفیت ها هم بالا رفته
شما بچه 5 ساله الان رو با بچه 20 سال پیش و 100 سال پیش مقایسه کنید
استعداد افراد بالا رفته
ان شاء الله نزدیکه

نقل قول: تمام این موارد خلیفه الله را می سازند.خلیفه اکمل الله.

بله ایشان کلمه الله تامه هستند
بقیه الله الاعظم هستند
میترسم کفر بشه وگرنه چیزای دیگه هم هست

نقل قول:من هر زمان به یاد حضرت فاطمه س میفتم دگرگون میشم . نمیدونم ولی انقدر ماجرای اتفاقاتی که برای ایشون افتاده خوندم که تا اسم مقدسشونو میشنوم احساس میکنم همون جریان دوباره داره جلوی چشمام تکرار میشه و من نمیتونم هیچ کاری بکنم.واقعا .....
ای کاش بتونم مظلومیت امام زمانمو هم همین قدر درک کنم.ان شاا...

تازه همه اینها رو که میخونید وقتی به درک مقام بی بی میرسیم هنگ میکنیم
حقیقتا نمیشه به مقام ایشون فکر کرد
حقیقتا ذهن همه از درک مقام ایشان فطم(بریده) شده

بسم الله الرحمن الرحیم
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ
فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ
(بروج)

و

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ
فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ
لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
(واقعه)

[b]از القاب اختصاصی حضرت
مهدی میباشد
البته 11 امام دیگر هم مهدی هستند
ولی ایشان بطور خاص این لقب را دارند
خدا در قرآن به عظمت یک حقیقت سوگند میخورد
کتاب مسطور


درباره عظمت والده امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف و شب نیمه شعبان

اول این مورد را در نظر بگیرید

نقل قول:از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه از امام باقر عليه السّلام از فضيلت شب نيمه‏ شعبان سؤال شد،ايشان فرمود:اين شب پس از شب قدر برترين شبهاست.در اين شب خدا فضل خود را بر بندگان سرازير مى‏كند،و آنان را به بخشش و كرم خويش مى‏آمرزد،پس در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن‏ بكوشيد،كه آن شبى است كه خدا به ذات مقدّس خود سوگند ياد كرده،كه سائلى را از درگاه خويش با دست خالى بازنگرداند مادام كه انجام معصيتى را درخواست نكند،و شب نيمه شعبان شبى است كه حق تعالى آن را براى ما قرار داد و در عوض‏ شب قدر كه آن را مخصوص پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود

پس دو شب در سال هستند که منحصر به فردند
اول شب قدر
دوم شب نیمه شعبان( با فاصله بیشتر از لحاظ مقام)

شب قدر به چه شخصیتی تاویل میشود؟

حال این قسمت از دعای مخصوص شب نیمه شعبان را مشاهده کنید

نقل قول:اللَّهُمَّ بِحَقِّ لَيْلَتِنَا [هَذِهِ‏] وَ مَوْلُودِهَا وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا

بقیه مطلب را به عهده فکر خودتان میگذارم
امام مهدی در معراج


اصلی ترین مشاهده پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در شب معراج را باید شهود انوار مقدسه ائمه(علیه السلام) بدانیم که اصحاب متعددی روایت ذیل یا مشابه آن را از آن حضرت نقل کرده اند و همان طور که خواهیم دید در میان دوازده امام(علیه السلام)، حضرت مهدی(علیه السلام) جایگاهی ویژه و ممتاز دارند. ضمن این روایات نقل شده است که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
همانا خدای عزوجل در آن شب که به گردشی شبانه برده شدم (معراج) به من وحی فرمود: ای محمد چه کسی را در زمین میان امتت به جای خود گذاشتی؟ ـ در حالی که خدا خود بدان آگاه تر بود ـ عرض کردم: پروردگارا، برادرم را فرمود: ای محمد، علی ابن ابی طالب را؟ عرض کردم: بلی ای خدای من، فرمود: ای محمد من ابتدا از مقام ربوبیت نظری بر زمین افکندم و تو را از آن اختیار کردم. هیچ گاه یادی از من نمی شود مگر اینکه تو نیز با من یاد کرده شوی. من خود محمودم و تو محمد؛ سپس نظری دیگر بر زمین افکندم و از آن علی بن ابی طالب را برگزیدم و او را وصی تو قرار دادم، پس تو سرور پیامبران و علی از نام های من است و «علی» (مشتق آن) نام اوست. ای محمد، من، علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان را از یک نور آفریدم؛ سپس ولایت ایشان را بر فرشتگان عرضه داشتم، هر که آن را پذیرفت از مقربین گردید و هر که آن را رد نمود به کافران پیوست. ای محمد، اگر بنده ای از بندگانم مرا چندان پرستش کند تا رشته حیاتش از هم بگسلد و پس از آن در حالی که منکر ولایت آنان است با من روبه رو شود، او را در آتش دوزخ خواهم افکند سپس فرمود: ای محمد، آیا مایلی آنان را ببینی؟ عرض کردم: بلی. فرمود: قدمی پیش گذار. من قدمی جلو نهادم. ناگاه دیدم علی بن ابی طالب و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی آنجا بودند و حجت قائم همانند ستاره ای درخشان در میان آنان بود، پس عرض کردم: پروردگار من اینان چه کسانی اند؟ فرمود: اینان امامان هستند و این یک نیز قائم است که حلال کننده حلال من و حرام دارنده حرام من است، و از دشمنان من انتقام خواهد گرفت. ای محمد، او را دوست بدار که من او را دوست می دارم و هر کس را که او را دوست بدارد نیز دوست می دارم.


امام حسین از قائم آل محمد میگویند....

خداوند قرنها است كه از ایشان سخن گفته، پيامبران درباره ایشان و آينده ایشان و از عدالت ایشان سخن به بيان آورده‏ اند، پيغمبر خاتم كه پيامبران گذشته بشارت آمدن او را داده ‏اند، به آمدن ایشان و عدالت ایشان بشارت داده اند، حتي در شب معراج او را در ميان ائمه ديگر ديد «كَأَنَّهُ كَوْكَبٌ دُرّيٌ في وَسَطِهِمْ؛ او همچون ستاره‏اي درخشان در ميان ائمه ديگر بود.» و به حبيب خدا، از خداي حبيب خطاب شد: «يا مَحَمَّدُ! اَحْبِبْهُ فَاِنّي اُحِبُّهُ وَ اُحِبُّ مَنْ يُحِبُّهُ؛1 اي محمد او را دوست بدار، به درستي كه من او را دوست مي‏دارم. و دوست مي‏دارم كسي را كه او را دوست داشته باشد.» راستي او كيست كه امير دلها، علي عليه‏السلام در انديشه او و ياران او است و مشتاقانه فرياد «شَوْقا اِلي رُؤْيَتِهِمْ؛ سخت مشتاق ديدار ايشان هستم»2 سر مي‏دهد. و امام سجاد عليه ‏السلام آرزوي ديدن او را دارد و چنين دعا مي‏كند كه: «وَارْزُقْني رُؤْيَةَ قائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ؛3 زيارت قائم آل محمد صلي ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله را روزيم فرما.» و از خدا مي‏خواهد كه شهادت در ركاب او قسمتش شود: «وَارْزُقْنِي الشَّهادَةَ بَيْنَ يَدَيْهِ؛4 شهادت در ركاب او را روزيم فرما.»مرگ است آرزوي همه مؤمنان ولي جان باختن به راه امام زمان خوش است سعي صفا و مروه و طوف حريم دوست در خدمت امام زمان و مكان خوش استاو كيست كه امام باقر عليه‏السلام پدر و مادر و جان خويش را فداي او مي‏داند و مي‏گويد: «بِاَبي اَنْتَ وَ اُمّيَ الْمُسَمّي بِاِسْمي؛5 پدر و مادرم به فدايت باد كه همنام مني.»و امام صادق عليه‏السلام مي‏گويد: «اگر او را درك مي‏كردم، تمام عمرم خادم او مي‏شدم؛ وَ لَوْ اَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَيّامَ حَياتي.»6و ناله سر مي‏دهد: «اي آقاي من! غيبت تو آرامش را از من دور كرده و خواب و استراحت را بر من دشوار كرده، و شادي را از دل من ربوده است. اي سرور من! غيبت تو مصيبتها و گرفتاريهاي مرا دائمي نموده است؛ و آب ديده مرا جاري كرده، و ناله و فرياد و فغان من را بلند نموده است.»7آنچه در پيش رو داريد، نگاهي است گذرا به سخنان سرور شهيدان، حسين بن علي عليهما‏السلام درباره عزيز دلها، مهدي فاطمه عليها‏السلام .

صاحب الامر كيستند؟
1. شعيب بن حمزه نقل مي‏كند: روزي بر امام حسين عليه ‏السلام وارد شدم و پس از سلام و احترامات لازم پرسيدم: آيا شما «صاحب الامر» هستيد؟ فرمود: نه. پرسيدم آيا فرزند شماست؟ پاسخ داد: نه. پرسيدم آيا فرزندِ فرزند شماست؟ فرمود: نه. گفتم صاحب الامر كيست؟فرمودند: «اَلَّذي يَمْلَأُها عَدْلاً، كَما مُلِئَتْ جَوْرا، عَلي فَتْرَةٍ مِنَ الاَْئِمَّةِ تَأْتي، كَما اَنَّ رَسُولَ اللّه‏ صلي ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله بُعِثَ عَلي فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ؛ كسي است كه زمين را پر از عدل و داد مي‏كند، چنان كه پر از ستم شده باشد، او پس از دوران طولاني از حضور امامان مي ‏آيد، چنان كه رسول خدا صلي ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله پس از آنكه دوران طولاني از حضور پيامبران آسماني گذشت مبعوث شد.»82. عيسي خشاب مي‏گويد: از حضرت ابا عبداللّه‏ الحسين عليه ‏السلام سؤال كردم: آيا صاحب الامر شما هستيد؟ امام پاسخ داد: «لا وَلكِنْ صاحِبُ الاَْمْرِ الطَّريدُ الشَّريدُ الْمَوْتُورُ بِاَبيهِ الْمُكَنّي بِعَمِّهِ؛ نه، صاحب الامر آن مخفي شده و در نهان است كه به خونخواهي پدرش بر خواهد خاست و با كنيه عمويش خوانده شود.»9

ويژگيهاي امام زمان

امام حسين عليه ‏السلام براي معرّفي و شناساندن صحيح و دقيق حضرت مهدي عليه ‏السلام ، ويژگيهاي آن حضرت را به اين صورت بيان مي‏كند:«فِي الْقائِمِ مِنّا سُنَنٌ مِنَ الاَْنْبِياءِ، سُنَّةٌ مِنْ نُوحٍ وَ سُنَّةٌ مِنْ اِبْراهيمَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسي وَ سُنَّةٌ مِنْ عيسي، وَ سُنَّةٌ مِنْ اَيُّوبَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُحَمّدٍ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، فَامّا مِنْ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمْرِ، وَ اَمّا مِنْ اِبْراهيمَ فَخِفاءُ الْوِلادَةِ وَ اِعْتِزالُ النّاسِ وَ اَمّا مِنْ مُوسي فَالْخَوْفُ وَالْغَيْبَةُ وَ اَمّا مِنْ عيسي فَاخْتِلافُ النّاسِ فيهِ وَ اَمّا مِنْ اَيُّوبَ فَالْفَرَجُ بَعْدَ الْبَلوي وَامّا مِنْ مُحَمَّدٍ فَالْخُرُوجُ بِالسَّيْفِ؛ در [زندگي [قائم ما، سنتهايي از پيامبران وجود دارد: سنّتي از نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و ايوب و حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله .امّا از نوح، طول عمر است، و امّا از ابراهيم، ولادت پنهان و دوري از مردم است و امّا از موسي، واهمه داشتن و غيبت كردن است و از عيسي، اختلاف مردم در وجود اوست، و از ايوب، گشايش پس از آزمايش و [گرفتاري] است و از محمّد صلي ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله ، قيام با شمشير است.»10


من خادم او هستم
در حضور امام حسين عليه ‏السلام پيرامون امام مهدي عليه‏ السلام بحثي مطرح شد. شخصي پرسيد يا ابا عبداللّه‏! آيا حضرت مهدي هم اكنون متولد شده است؟امام حسين عليه ‏السلام فرمودند: «لا، وَ لَوْ اَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَيّامَ حَياتي؛ خير، ولي اگر او را درك كنم، تا زنده ‏ام او را خدمت مي‏كنم

غيبت حضرت
حضرت ابا عبداللّه‏ عليه‏ السلام براي روشن ساختن دوران زندگي حضرت مهدي عليه ‏السلام براي ياران خويش، از غيبت صغري و كبراي آن حضرت فرمودند: «لِصاحِبِ هذَا الاَْمْرِ ـ يَعْنِي الْمَهْدي عليه‏السلام ـ غَيْبَتانِ؛ اِحْداهُما تَطُولُ حَتّي يَقُولَ بَعْضُهُمْ: ماتَ وَ بَعْضُهُمْ: قُتِلَ وَ بَعْضُهُمْ: ذَهَبَ، وَ لا يَطَّلِعُ عَلي مَوْضِعِهِ اَحَدٌ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا غَيْرِهِ، اِلاَّ الْمَوْلَي الَّذي اَمَرَهُ؛11 براي صاحب امر؛ يعني، مهدي عليه ‏السلام ، دو غيبت است: يكي از آن دو چنان طولاني شود كه گروهي از آنان بگويند: مرده است. و جمعي بگويند: كشته شده است. و جمعي بگويند: او رفته است. و هيچ كس ـ از وليّ و غير وليّ ـ از جايگاه او اطلاعي نخواهد داشت جز مولايي كه به او امر كرده است.»عاشقانِ روي جانان جمله بي نام و نشانند نام داران را هواي او دمي بر سر نيامدمردگان را روح بخشد، عاشقان را جان ستاند جاهلان را اين چنين عاشق كسي باور نيامد12در جاي ديگر امام حسين عليه ‏السلام فرمودند: «قائِمُ هذِهِ الاُْمَّةِ هُوَ التّاسِعُ مِنْ وُلْدي، وَ هُوَ صاحِبُ الْغَيْبَةِ وَ هُوَ الَّذي يُقَسَّمُ ميراثُهُ وَ هُوَ حَيٌّ؛ قائم اين امّت نهمين از فرزندان من است، او صاحب غيبت است و كسي است كه ميراثش در حالي كه زنده است تقسيم مي‏گردد.»13

صبر در دوران غيبت
يكي از مهم‏ترين وظائف شيعيان در دوران غيبت صبر در سختيها و دوري آن حضرت، و استقامت بر دين و مسائل ديني است. امام حسين عليه‏ السلام با توجّه به اصل «تداوم هدايت» و رهبري جامعه اسلامي، با بيان سرانجام روشن جهان، اجر و پاداش عظيمي براي صابران دوران غيبت بيان نموده است. چنان كه مي‏فرمايد: «دوازده هدايت كننده از ماست و نخستين آنها اميرالمؤمنين علي عليه ‏السلام و آخرين آنها نهمين فرزند من مي‏باشد، او امامي است كه بر حقّ قيام مي‏كند، خدا توسط او زمين را پس از آنكه مرده باشد زنده مي‏كند، دين با او آشكار مي‏گردد و آيين حق توسط او جهاني مي‏شود؛ گرچه خوشايند مشركين نباشد. «لَهُ غَيْبَةٌ يَرْتَدُّ فيها اَقْوامٌ وَ يَثْبُتُ فيها عَلَي الدّينِ آخَرُونَ فَيُؤذُوْنَ وَ يُقالُ لَهُمْ «مَتي هذَا الْوَعْدُ اِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ»14 وَ اَمّا اِنَّ الصّابِرَ في غَيْبَتِهِ عَلَي الاَْذي وَ التَّكْذيبِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجاهِدِ بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللّه‏؛ او را غيبتي است كه در آن گروههايي مرتد مي‏شوند و ديگراني بر دين ثابت قدم مي‏مانند، پس اذيت مي‏شوند و به آنها گفته مي‏شود: اگر شما راستگو هستيد، اين وعده كي فرا مي‏رسد؟ كسي كه در زمان غيبت او بر آزار و تكذيب، صابر باشد، همانند مجاهدي است كه در پيشگاه رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله با شمشير جهاد مي‏كند.»15

حتمي بودن قيام
امام حسين عليه‏السلام نسبت به ظهور حضرت مهدي عليه‏السلام ، با ايمان و يقين سخن گفته اند و آينده جهان و اسلام را نوراني دانسته و بر همين اساس است كه مي‏فرمايند: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا اِلاّ يَوْمٌ واحِدٌ، لَطَوَّلَ اللّه‏ُ عَزَّ وَجلَّ ذلِكَ الْيَوْمَ حَتّي يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدي فَيَمْلَأُها عَدْلاً وَ قِسْطا كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما. كَذلِكَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه‏ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله يَقُولُ؛17 اگر از دنيا جز يك روز باقي نماند، پروردگار عزيز و بزرگ آن روز را چنان طولاني خواهد كرد تا مردي از فرزندان من قيام كند و جهان را پر از عدل و داد نمايد، چنان كه پر از فساد و ستمكاري شده باشد. من اين چنين از رسول خدا صلي ‏الله‏ عليه‏و‏آله شنيده ‏ام.»
آري همين يقين است كه شيعه را زنده و شاداب نگهداشته و نسبت به آينده خوشبين است.
18
چهره شاداب
امام حسين عليه ‏السلام با علوم و آگاهي كه به وسيله جدّ و پدر بزرگوارش در اختيار داشتند، تحوّلات گوناگون آينده و خصوصيات فردي حضرت مهدي عليه‏السلام مانند شكل و سن و سال آن حضرت و برخورد برخي مردم را به روشني بيان فرموده اند، آنجا كه مي‏فرمايد: «لَوْ قامَ الْمَهْدِيُّ لاََنْكَرَهُ النّاسَ، لاَِنَّهُ يَرْجِعُ اِلَيْهِمْ شابّا مُوَفَّقا وَ اِنَّ مِنْ اَعْظَمِ الْبَلِيَّةِ اَنْ يَخْرُجَ اِلَيْهِمْ صاحِبُهُمْ شابّا، وَ هُمْ يَحْسَبُونَهُ شَيْخا كَبيرا؛19 اگر مهدي قيام كند، مردم او را انكار مي‏نمايند؛ زيرا او به صورت جواني شاداب به سوي آنها بر مي‏گردد و از بزرگ‏ترين آزمايش {براي مردم آن زمان} همين است كه صاحبشان به صورت جوان به سويشان خروج مي‏كند در حالي كه آنها او را بسيار پير مي‏انگارند.»

روزگار بعد از ظهور
الف) انتقام از ستمگران:امام حسين عليه‏السلام وقتي انبوه مشكلات جامعه اسلامي آن روزگاران را مي‏ديد و انواع ظلم و ستم كاري دشمنان را شاهد بود، به آينده روشن و ظهور و انتقام آن حضرت چشم دوخته، اظهار مي‏داشت: «يُظْهِرُ اللّه‏ُ قائِمَنا فَيَنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ؛ خداوند قائم ما را ظاهر مي‏كند و از ستمگران انتقام مي‏گيرد.»20

ب) عدالت فراگير
:اسلام حقيقي يعني تشيّع، امامي را چشم به راه است كه جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد. در اين زمينه امام حسين عليه ‏السلام سخنان فراواني دارند از جمله فرمودند: «ثُمَّ يَقُومُ قائِمُنا يَمْلأَُ الدُّنْيا قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما وَ يَشْفي صُدُورَ قَوْمٍ مُؤمِنينَ هُمْ شيعَتُهُ؛ پس قائم ما قيام كند، جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد چنان كه پر از ظلم و فساد شده باشد و دلهاي مؤمنين از شيعيان خود را شفا مي‏بخشد.»21حارث بن عبداللّه‏ اعور مي‏گويد: خدمت امام حسين عليه‏السلام رسيدم و از تفسير سوره «شمس» پرسيدم، حضرت پاسخ دادند تا رسيدند به اين آيه «وَ النَّهارِ اِذا جَلّيها»22؛ «قسم به روز وقتي كه صفحه زمين را روشن سازد.» و فرمودند: «ذلِكَ الْقائِمُ عليه‏ السلام ؛ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ يَمْلأَُ الاَْرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطا؛ اين [روز روشن] قائم از خاندان محمد صلي ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله است كه زمين را پر از عدل و داد كند.»23

ج) فقر زدايي عمومي:
يكي از آرزوهاي ديرين تمام انسانها، فقر زدايي عمومي، و آباداني فراگير و جهاني است.اين آرزو در دوران آن حضرت برآورده مي‏شود؛ زيرا پس از ظهور حضرت مهدي عليه‏السلام و استقرار عدل جهاني و عدالت اقتصادي هر گونه فقر و نيازي در كره زمين ريشه كن خواهد شد.امام حسين عليه‏ السلام با اشاره به اين دوران چنين مي‏فرمايد: «تَواصَلُوا وَ تَبارُّوا فَوَالَّذي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ، لَيَأتِيَنَّ عَلَيْكُمْ وَقْتٌ لا يَجِدُ اَحَدُكُمْ لِدينارِهِ وَ لا لِدِرْهَمِهِ مَوْضِعا؛ با يكديگر ارتباط داشته باشيد و به يكديگر نيكي كنيد، پس سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و پديده ‏ها را آفريد، زماني بر شما فرا خواهد رسيد كه شما جايي براي [بخشش] درهم و دينار خود نخواهيد يافت.»24

مدت حكومت حضرت

يكي از پرسشهاي مهمّ اين است كه حضرت مهدي چه مدّت پس از ظهور زندگي و حكومت مي‏كند؟ آنچه مسلّم است، بايد به اندازه‏اي حكومت كند كه پايه‏هاي ظلم و ستم‏گري ويران گردد و بر جاي آن بنياد عدل و داد استوار گردد. بدون ترديد، اين مسئله اساسي، زمان مي‏طلبد و فرصت مي‏خواهد، و بنا نيست كه آن حضرت همه امور را براساس معجزه و روش غير عادّي به پيش ببرد؛ بنابراين عقل اقتضا مي‏كند كه آن حضرت مدتي طولاني حيات داشته باشد، تا بتواند در اين دنياي گسترده، تحوّلي همه جانبه و فراگير ايجاد كند و جهان را با اسلام و ارزشهاي اسلامي آشنا سازد.امّا اين مدت چه اندازه به طول مي‏انجامد، خيلي روشن نيست و روايات وارده از طريق خاصّه و عامّه گوناگون است:پنج، بيست، سي و چهل سال، در منابع اهل سنّت وارد شده است25 و نوزده و اندي، بيست، سيصد و نه سال در منابع شيعي به ثبت رسيده است.26از جمله، امام حسين عليه‏السلام فرمودند: «يَمْلِكُ الْمَهْدِيُّ تِسْعَةَ عَشَرَ سَنَةً وَ اَشْهُرا؛ مهدي عليه‏ السلام نوزده سال و چند ماه حكومت خواهد كرد.»27البته اين روايت با رواياتي كه سيصد و نه سال را مدّت حكومت دانسته‏اند، تنافي ندارد؛ چون هر دو مثبِت هستند، و دو روايت مُثبِت با هم تنافي ندارند، مخصوصا كه علامت حصر در اين روايت به كار نرفته است، و ممكن است اشاره به دوران حساس حكومت آن حضرت باشد. چنان كه مرحوم مجلسي روايات فوق را اين گونه جمع نموده است كه:اخبار مختلفي كه درباره مدّت حكومت آن حضرت وارد شده، برخي از آنها بر تمام مدّت حكومت آن حضرت دلالت دارد، و برخي بر زمان استقرار و تثبيت دولت آن، و بعضي بر سالها و ماههايي كه در نزد ما مي‏باشد حمل مي‏شود، و برخي بر سالها و ماههاي طولاني.»28از اين گذشته رواياتي داريم كه حكومت ائمه عليهم ‏السلام را بعد از ظهور حضرت حجّت تا قيامت، مستمر و ادامه دار مي‏داند؛ از جمله امام هشتم عليه‏ السلام يك روايت طولاني از پيامبر اكرم صلي ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله درباره اهل بيت عليهم ‏السلام نقل نموده است كه در ذيل آن از زبان خداوند متعال مي‏خوانيم: «وَ لاَُطَهِّرَنَّ الاَْرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ اَعْدائي، وَ لاَُمَلِّكَنَّهُ مَشارِقَ الاَْرْضِ وَ مَغارِبَها وَ لاَُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّياحَ، وَ لاَُذَلِّلَنَّ لَهُ السَّحابَ الصِّعابَ وَ لاَُرَقِّيَنَّهُ فِي الاَْسْباب، وَ لاََنْصُرَنَّهُ بِجُنْدي، وَ لآَمُدَنَّهُ بِمَلائِكَتي، حَتّي تَعْلُوا دَعْوَتي وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلي تَوْحيدي ثُمَّ لاَِديمَنَّ مُلْكَهُ، وَ لاَُداوِلَنَّ الاَيّامَ بَيْنَ اَوْلِيائي اِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ؛ و زمين را به وسيله آخرين آنها از دشمنانم پاك مي‏كنم، و شرق و غرب زمين را در سيطره سلطنت او در مي‏آورم، و بادها را در تسخير او قرار داده، ابرهاي سخت و سركش را رام او گردانم، و او را بر اسباب مسلّط نموده، با سربازانم او را ياري، و با ملائكه خود او را امداد مي‏كنم، تا دعوت مرا برتري بخشد، و مردم را همه بر حكم توحيد من گرد آورد، و سلطنت او را ادامه مي‏دهم و روزگار را بين دوستان خود دست به دست مي‏كنم (اشاره به مسئله رجعت) تا روز قيامت.»روايت فوق سخن از ادامه سلطنت آن حضرت و همچنين ائمه اطهار عليهم‏السلام تا روز قيامت و پايان دنيا دارد.

پاورقيها:


1) حسین نوری طبرسی، نجم الثاقب (چاپ جمکران)، ص 142 و ترجمه عربی همان، ج 1، ص 383 و ر . ک: بحار الانوار، ج 36، ص 323 .

2) موسوعة احادیث امیرالمؤمنین، ج 1، ص 201 .

3) مفاتیح الجنان، حرز امام زین العابدین، ص 189 .

4) سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 675 .

5) غیبت نعمانی، ص 55 .

6) بحار، ج 1، ص 148 .

7) نجم الثاقب، همان، ص 746 .

8) عقد الدرر، ابن عبدالعزیز مقدس شافعی متوفای 700 ه، ص 158 .

9) کمال الدین، شیخ صدوق، ج 1، ص 318، ح 5; اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج 6، ص 398، ح 123; بحار الانوارمحمدباقر مجلسی، (دار الکتب الاسلامیة) ج 51، ص 133، ح 6 .

10) کمال الدین (همان)، ج 1، ص 576; علی بن عیسای اربلی، کشف الغمة، ج 2، ص 522; علم الیقین، ج 2، ص 793 .

11) عقد الدرر (همان)، ص 134 .

12) امام خمینی رحمه الله .

13) کمال الدین (همان)، ج 1، ص 317، ح 2; اثبات الهداة، ج 6، ص 397، ح 3; بحار الانوار (همان)، ج 51، ص 133، ح 3 .

14) یس/29 .

15) کمال الدین (همان)، ج 1، ص 317، ح 23; عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص 69، ح 36 .

16) امام خمینی رحمه الله .

17) بحار الانوار (همان)، ج 51، ص 133، حدیث 5; کمال الدین، ج 1، ص 317، حدیث 4 .

18) ملا آغاجان زنجانی .

19) عقد الدرر، ص 41; اثباة الهداة (همان)، ج 7، ص 215، حدیث 119 .

20) همان، ص 181، حدیث 704; اثبات الهداة (همان) ج 7، ص 138، حدیث 681 .

21) بحار الانوار (همان)، ج 36، ص 345، حدیث 212; عوالم، بحرانی، ج 15، ص 227، حدیث 212 .

22) شمس/3 .

23) بحار الانوار (همان)، ج 24، ص 79، ح 20; تفسیر فرات کوفی، ص 563 .

24) عقد الدرر (همان)، ص 171; ر . ک: فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام (همان)، ص 123 .

25) ر . ک: سنن ابی داود، (دار احیاء السنة النبویه،) ج 4، ص 116 .

26) ابو علی طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی (بیروت، دار المعرفة)، ص 434; بحارالانوار (همان) ج 52، ص 280، 299 .

27) فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام (همان) ص 133; عقد الدرر، ص 239 .

28) بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، (بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ چهارم) ج 52، ص 280 .

بسم الله الرحمن الرحیم

اکثرا با آیت الله حسنعلی اصفهانی آشنا هستید

ایشون از راه دور مریض شفا میداند و صاحب تصرفات زیادی بودند

اینطور شنیدم که با همه این مقامات آخر عمرشون احساس میکردند عمرشون رو تلف کردند

اینکه نتونستن به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک بشن و همه چی تو زندگی یه جور سرگرمی بوده

اصل امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند و بس

ای کاش آخر عمر احساس خسران نکنیم
بسم الله الرحمن الرحیم

مقام امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در پيشگاه الهى


مهدى يكى از هفت سَرْوَران بهشت است

ابن ماجه 2/1368 از انس بن مالك آورده است كه شنيدم رسول خدا فرمود : ما فرزندان عبد المطلب ، سيّد و سالار بهشتيان هستيم : من ، حمزه ، على ، جعفر ، حسن ، حسين و مهدى . مانند روايت در حاكم 3/211 آمده كه بنا بر شرط « مسلم » آن را صحيح دانسته و در آن آمده است : من ، على ، جعفر و حمزه .

تاريخ بغداد 9/439 چنين آورده است : ما هفت فرزند عبد المطلب ، سرْوَر بهشتيانيم : من ، على ( برادرم ) ، حمزه ( عمويم ) ، جعفر ، حسن ، حسين و مهدى .

نيز در تلخيص المتشابه 1/197 ; فردوس 1/53 و . . . همچنين مقتل الحسين خوارزمى 1/108 به نقل از ابو نعيم ; بيان شافعى /488 مانند روايت ابن ماجه و گفته است : اين حديث صحيح است. ابن ماجه حافظ آن را در صحيحش آورده ، چنان كه ذكر كرديم .

حديث را طبرانى به نقل از جعفر بن عمر صباح از سعد بن عبد الحميد آورده ـ چنان كه آورديم ـ نيز ابو نعيم حافظ در مناقب المهدى از چند راه ، نيز ذخائر العقبى /15 و 89 مانند ابن ماجه ، با تفاوت اندك ، و عقد الدرر /144 مانند تاريخ بغداد كه گفته است : گروهى از ائمه حديث در كتاب هايشان آن را آورده ، از جمله امام ابوعبدالله محمد بن يزيد بن ماجه قزوينى در سنن خود ; ابو القاسم طبرانى در مجمع ، حافظ ابو نعيم اصبهانى و ديگران . نيز فتن ابن كثير 1/44 از ابن ماجه و گفته است : بخارى در التاريخ آورده ، ابن حاتم در الجرح والتعديل ، همچنين جمع الجوامع 1/851 به نقل از حاكم .

المسند الجامع 2/446 از انس آورده است كه شنيدم رسول خدا مى فرمود : ما فرزندان عبد المطلب بزرگان بهشتيانيم : من ، حمزه ، على ، جعفر ، حسن ، حسين و مهدى .

ر.ك : جامع الأحاديث 6/723 ; زوائد ابن ماجه /528 ; جامع المسانيد و السنن 21/51 ; مصباح الزجاجة 2/314 ; شرح اصول الاعتقاد اهل السنة 8/14123 ; الدر النظيم /755 و 798 ; استجلاب ارتقاء الغرف ، 214 و 253 ; الكشف والبيان 8/312 ; مسند شمس الاخبار 2/305 ; كفاية الطالب /488; عوالم النصوص /304 كه همگى به نقل از انس از پيامبر(صلى الله عليه وآله) آورده اند ، مانند المسند الجامع و مانند آن در العلل المتناهيه 1/223 ; الدر النظيم /798 ; مناقب محمد بن سليمان 1/237 از ابن عباس كه رسول خدا فرمود : هفت نفر اولى كه وارد بهشت مى شوند ، من ، على ، حسن ، حسين ، حمزه ، جعفر و مهدى ( محمد بن عبد الله ) هستيم .

نيز 2/549 از ابن سيرين آورده است كه رسول الله فرمود : بهترين افراد امت پس از پيامبر ، شش تن هستند . پرسيدند : اى رسول خدا ! آنان چه كسانى هستند ؟ فرمود : على ، حمزه ، جعفر ، حسن ، حسين و مهدى .

ابن صديق مغربى /542 مى گويد : مستندى يافته ام كه مى تواند گواه اين حديث باشد . طبرانى در معجم الصغير گفته است : احمد بن محمد بن عباس مرى قنطرى . . . به نقل از ابو ايوب انصارى ، اين حديث را نقل كرده است كه رسول الله به فاطمه فرمود : پيامبر ما بهترين پيامبران است ، كه پدر توست ; شهيد ما بهترين شهداست ، كه عموى پدرت ( حمزه ) است . كسى كه دو بال دارد و با آنها در بهشت هر جا كه بخواهد پرواز مى كند ، پسر عموى پدرت ( جعفر ) است. دو سِبْط امت ( حسن و حسين ) از ما هستند كه پسران تواند . مهدى نيز از ماست .

از منابع ما ( شيعى ) در كتاب سليم بن قيس /245 آمده است : قريشيان هر وقت در مجالس خود ، مردى از اهل بيت را مى ديدند ، سخن خود را قطع مى كردند . در يكى از اين مجالس ، مردى از قريشيان گفت : مَثَل محمد ميان اهل بيت مانند نخلى است كه در زباله دان روييده باشد ! اين سخن به گوش رسول خدا رسيد و ناراحت شد . از خانه بيرون آمد و بر منبر رفت . وقتى مردم جمع شدند ، برخاست و حمد و ستايش خدا كرد و فرمود . . . خطبه اى طولانى در فضل و برترى خود و اهل بيتش(عليهم السلام) فرمود كه در آن آمده است : بدانيد ما فرزندان عبد المطلب بزرگان بهشت هستيم : من ، على ، جعفر ، حمزه ، حسن ، حسين ، فاطمه و مهدى .

مانند روايت در امالى صدوق /384 از انس ، كه در آن است : ما فرزندان عبد المطلب سرْوَر بهشتيانيم : رسول الله، حمزه سيد الشهدا ، جعفر ذو الجناحين ، على ، فاطمه ، حسن ، حسين و مهدى .

نيز الغيبه طوسى /113 مانند حاكم ; العمدة /52 و 430 مانند ابن ماجه به نقل از ثعلبى ، الطرائف 1/176 به اختصار از ثعلبى و . . .

دلائل الامامة /256 از اصبغ بن نباته نقل مى كند : در بصره همراه على بوديم و او سوار بر قاطر ماده رسول الله بود . او و اصحاب محمد جمع شده بودند . فرمود: به شما خبر بدهم در روزى كه رسولان جمع مى آيند چه كسى برترين بنده نزد خداست؟ گفتيم: بلى، اى امير مؤمنان ; فرمود : بهترين رسولان ، محمد است و برترين مردم پس از ايشان اوصيا هستند . بهترين وصىّ منم و بهترين مردم پس از رسولان و اوصيا اَسْباط هستند ، كه بهترين اسباط ، سِبْط (نوه) هاى پيامبر شمايند ، يعنى حسن و حسين . بهترين مردم پس از اسباط شهدايند ، كه بهترين شهدا حمزه بن عبد المطلب است . اين مطلب را پيامبر فرمود . نيز جعفر بن ابى طالب كه دو بال رنگين دارد ، و اين برترى است كه خدا به پيامبرتان اختصاص داده است . مهدى از ماست ، كه در آخر الزمان مى آيد و در هيچ امتى جز امت اسلام « مهدى منتظر » نبوده است .

اثبات الهداة 3/574 به نقل از دلائل الامامه نيز حديث را آورده است .

قرب الاسناد /13 از امير مؤمنان(عليه السلام) آورده است : هفت نفر از ما هستند كه خداوند مانند آنها را روى زمين نيافريده است : ]1.[ رسول خدا از ماست ، كه سرور اولين و آخرين و نيز خاتم النبيين است . ]2.[ وصىّ اش كه بهترينِ اوصياست . ]3 و 4 .[ دو سِبْط (نوه)اش كه بهترين اسباط هستند : حسن و حسين . ]5.[ سيد الشهدا حمزه ( عموى پيامبر ) . ]6.[ جعفر ، كسى كه همراه فرشتگان پرواز كرد . ]7.[ قائم . ( بحار الانوار 22/275 ) .

نگارنده : فقط اين حديث شريف كافى است كه جايگاه اين افراد بزرگ از فرزندان عبدالمطلب ( رضوان الله عليه ) را بيان كند ، كه خاتم و آخرين آنها امام مهدى(عليه السلام) است . اين حديث با قوّت و وضوحى كه دارد ، حاكم بر تمامى رواياتى است كه براى برترى زيد و عمرو گفته اند !



امام مهدى(عليه السلام) برگزيده خداست

كافى 8/49 از امام صادق(عليه السلام) آورده است : روزى پيامبر در حالى كه از خوشحالى مى خنديد ، بيرون آمد . مردم بديشان عرض كردند : اى رسول خدا ! خدا هميشه شما را خوشحال كند و شادى ات را افزون نمايد . رسول الله فرمود : در هر شب و روز ، هديه اى از خدا به من مى رسد . پروردگارم امروز به من تحفه اى داده كه مانند آن را در گذشته به من نداده بود . جبرئيل از سوى پروردگارم به من سلام رساند و گفت : اى محمد ! خدا از بنى هاشم هفت تن را برگزيد كه مانند آنان را در گذشته و آينده ، نيافريده است : ]1.[ تو ، اى رسول خدا ، سرور پيامبرانى . ]2.[ على بن ابى طالب ، وصىّ تو ، سرور اوصياست . ]3و 4 .[ حسن و حسين ، نوه ها و سِبْط هاى تو ، سرور اَسباط هستند . ]5. [حمزه (عمويت) سيدالشهدا است . ]6.[ جعفر طيّار ( پسر عمويت ) در بهشت همراه فرشتگان، هر جا كه بخواهد پرواز مى كند . ]7.[ قائم نيز از شماست كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مى خواند ، پس از آن كه خدا او را به زمين بفرستد . مهدى از ذريه على و فاطمه ، از فرزندان حسين است .

المسترشد /150 از ابو ايوب انصارى آورده است كه رسول خدا به فاطمه فرمود : به ما اهل بيت هفت برترى داده شده كه كسى پيش از ما و احدى از آيندگان ، غير از ما ، آنها را دريافت نكرده است . آنها عبارتند از : ]1.[ پيامبر ما بهترين پيامبر است ، كه پدر توست . ]2.[ وصىّ ما بهترين اوصياست ، كه شوهر توست . ]3.[ شهيد ما بهترين شهداست ، كه حمزه ، عموى توست . ]4.[ كسى كه دو بال دارد و با آنها در بهشت ، هر جا كه بخواهد پرواز مى كند ، جعفر بن ابى طالب ، پسر عموى توست . ]5 و 6.[ دو سِبْط اين امت ، از مايند و ]7.[ مهدى از فرزندان توست .

ارشاد /24 از ابن عباس آورده است : هفت ويژگى در ما اهل بيت هست كه حتى يكى از آنها را ، مردم ندارند : ]1.[ پيامبر از ماست ، ]2.[ وصىّ از ماست ، كه بهترين فرد امت پس از پيامبر است ، يعنى على بن ابى طالب . ]3.[ حمزه از ماست ، كه شير خدا و رسول و نيز سيد الشهداست . ]4.[ جعفر بن ابى طالب از ماست كه مزيّن به دو بال است و با آنها در بهشت ، هر جا كه بخواهد ، پرواز مى كند . ]5 و 6 .[ دو سِبْط ( نوه ) اين امت ، از مايند . آنان سيد و سالار جوانان بهشت اند ، يعنى حسن و حسين . ]7.[ قائم آل محمد از ماست ، كه خداوند به وسيله او پيامبرش را گرامى داشته است . منصور از ماست .

بحار الانوار 37/48 از ارشاد نقل كرده و گفته است : شايد مقصود از « منصور » نيز قائم(عليه السلام) باشد ، به قرينه اين كه « هفت ويژگى » با قائم تمام مى شود . همچنين احتمال دارد مراد امام حسين باشد ، چون در زمان رجعت ، منصور و يارى مى شود .

نگارنده: در آيه و احاديث بسيارى ، امام مهدى(عليه السلام) به « منصور » توصيف شده است. در اين آيه آمده است : « وَمَنْ قُتِل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلا يُسرف في القتل إنه كان منصوراً » ( اسرا/33 ) نيز نام يا لقب وزير ايشان ، منصور يمانى است . اما « سفّاح » (خونريز) شايد وصف امام مهدى باشد ، چون از ستم بازمى دارد و خون دشمنان خدا را مى ريزد . مسلمانان اسامى اين افراد موعود را استفاده مى كردند ، به تصور اينكه بزودى ظهور مى كنند . يمانى ها افتخار مى كردند كه منصور موعود ( وزير مهدى ) از آنان است ، اما قريشى هاى متعصب ادعاى يمنى ها را نپذيرفته ، مدعى بودند منصور از آنهاست .

ابن حماد 1/120 و 383 ( و به نقل از آن الحاوى 2/79 و البرهان /168 ) روايت كرده است : ابن عمرو عاص پيوسته به يمنى ها مى گفت : اى جماعت يمنى ! مى گوييد منصور از شماست ! سوگند به آن كه جانم در دست اوست ! پدر منصور قريشى است . اگر بخواهم ، مى توانم نام او را ببرم و تا آخرين جدّش بشمارم .

در اين جوّ رقابتى ، كه برخى مدعى شخصيت هايى مى شدند كه پيامبر به آنها وعده داده بود ، عباسيان هم نام هاى سفاح ، منصور و مهدى را بر روى حاكمان خود گذاشتند .

نعمانى /47 از دو طريق از ابو عبد الله از پدرانش آورده است كه رسول خدا فرمود : خدا از هر چيز ، جزئى را برگزيد : از زمين ، مكه را ; از مكه ، مسجد الحرام را ; از مسجد ، جايى را كه كعبه است ; از چارپايان ، ماده آنها را و از گوسفندان ، ميش را ; از روزها ، روز جمعه و از ماه ها ، ماه رمضان را برگزيد . از شب ها شب قدر و از مردم ، بنى هاشم را برگزيد . سپس من و على را از بنى هاشم برگزيد و از من و على ، حسن و حسين را برگزيد تا دوازده امام از فرزندان حسين تكميل كند . نهمين شان، باطن و ظاهر و افضل آنان است، كه قائم مى باشد . ]امامان[ تحريف غاليان و ادعاى باطل گرايان و تأويل جاهلان را از او دور مى كنند .

اثبات الوصية /225 آورده است كه رسول الله فرمود: خدا از روزها، جمعه را برگزيد، از شب ها شب قدر و از ماه ها ماه رمضان را . از رسولان مرا برگزيد و از من ، على را و از على ، حسن و حسين را ، و از اين دو ، نُه امام را كه نُهمين آنها قائم است كه ظاهر و باطن امامان است .

مانند روايت در كمال الدين 1/281 ; دلائل الامامه /240 و مقتضب الأثر /9 از جابر ، كه در آن آمده است : از حسين ، حجت جهانيان را برگزيد . نهمين امام ، قائم است كه داناترين و آگاه ترين امامان مى باشد . مانند روايت در ص 109 آمده است .

المسلك في اصول الدين /273 از ابن عباس آورده است كه رسول خدا فرمود : خدا به زمين نگريست و مرا از آنجا برگزيد; در نگاه دوم ، على را برگزيد كه پدر حسن و حسين، دو سِبط ( نوه ) است . خدا من و آنها را حجت بر بندگان قرار داد و از نسل حسين(عليه السلام) ، ائمه را آفريد كه براى اجراى دستور من قيام مى كنند . نُهمين آنها قائم اهل بيتم و مهدى امتم است .

مانند روايت در الهداية الكبرى /362 از امام صادق(عليه السلام) آمده است : خدا از روزها جمعه را برگزيد و از شب ها شب قدر را و از ماه ها ، ماه رمضان را و جدّم رسول الله را از ميان رسولان . از ايشان على را برگزيد و از على ، حسن و حسين را و از حسين ، نه امام را برگزيد كه نهمين آنها ، ظاهر و باطن ائمه است . او همنام و هم كنيه جدّش است . ( الغيبة طوسى /93 به اختصار )

در /374 به نقل از امام حسين(عليه السلام) آمده است : من و برادرم حسن ، خدمت جدّم رسول خدا رسيديم . مرا روى پايش نشاند و برادرم را روى پاى ديگرش . ما را بوسيد و فرمود : پدر و مادرم فدايتان ! شما امامانى پاك و شايسته ايد ! خدا از من و پدر و مادرتان ، شما را برگزيد و از نسل تو ، اى حسين ، نُه امام برگزيد كه نهمين آنها قائم است . هر دوى شما در منزلت و مقام ، يكسان و برابريد .

تقريب المعارف /182 آورده است : رسول خدا تصريح كرد كه امامان پس از وى ، دوازده نفرند . مثلا به حسين بن على(عليه السلام) فرمود : تو امام ، فرزند امام ، برادر امام و پدر نُه امام حجت هستى . نهمين آنان قائم است كه داناترين و آگاه ترين و برترين امام است .

مانند روايت در /419 از امام صادق به نقل از پدرانش(عليهم السلام) از پيامبر ، و در /447 به نقل از سلمان آمده است : ديدم رسول خدا(صلى الله عليه وآله) حسين بن على را بر پايش نشاند و در حالى كه به دقت به چهره اش مى نگريست ، فرمود : امام ، فرزند امام ، پدر نُه امام حجت كه نهمين ، قائم است كه بُردبارترين و داناترين امام است . در /425 به نقل از ابو جعفر(عليه السلام) آمده است : نُهمين ، قائم است .

امالى صدوق /504 از عبد الله بن عباس آمده است كه رسول الله فرمود : وقتى در معراج مرا به آسمان هفتم و از آنجا به سدرة المنتهى و از سدره به حُجُب النور بُردند ، پروردگارم به من ندا داد : اى محمد ! تو بنده من و من پروردگارت هستم . براى من كرنش كن و فقط مرا پرستش نما و بر من توكل كن و به من اعتماد و اميد داشته باش . من به تو خشنودم كه عبد و حبيب و رسول و نبىّ من هستى ، نيز به برادرت على ، كه خليفه و باب است . او حجّت من بر بندگانم و امام خَلق من است . به وسيله او ، دوستدارانم از دشمنانم و حزب شيطان از حزب الله معلوم مى گردد . دينم توسط او برپا مى شود و مرزهايم پاسدارى و احكامم اجرا مى شود . به بركت وجود تو و على و امامانى كه فرزندان اويند ، به بندگانم رحم مى كنم و به بركت وجود قائمِ شما زمينم را با تسبيح (ستايش) و تهليل (لا إله إلا الله گفتن) آباد مى گردانم ، همچنين با تكبير و تمجيدم توسط بندگان . با وجود قائم ، زمين را از لوث وجود دشمنانم پاك مى كنم و به اوليائم مى سپارم . به بركت وجود قائم ، سخن كسانى كه به من كافر گشتند ، پست مى شود و سخن من تعالى مى يابد . با وجود قائم ، بندگان و سرزمين ها را با دانشم زنده مى كنم ; براى او گنج ها و اندوخته هايم را آشكار مى گردانم ; قائم را بر اسرار و رازها به اراده خويش آگاه و چيره مى كنم ; با فرشتگانم ، او را براى اجراى دستورها و آشكار كردن دينم يارش مى كنم . حقّا كه او ولىّ ( دوستدار ) من و به حقيقت ، مهدى ( هدايتگر ) بندگانم است.


بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه قسمت قبل



مهدى ، محدَّث است و فرشتگان با او سخن مى گويند

تفسير قمى 2/65 مى نويسد : « يعلم ما بين أيديهم وما خلفهم ولا يحيطون به علماً » (طه/110) يعنى خدا « مابين أيديهم » اخبار انبياى گذشته ، « وما خلفهم » اخبار قائم(عليهم السلام) را مى داند . « وعنتِ الوجوه للحىّ القيوم . . . » ( طه/113 ) يعنى چهره ها براى خدا خضوع و ذلت مى كنند و « أو يحدث لهم ذكراً » آنچه رخ مى دهد كه منظور ظهور قائم(عليه السلام) و سفيانى است . ( بحار الانوار 51/46 به نقل از همين تفسير ) .



خدا براى پذيرش امامت مهدى از مردم پيمان گرفته است

بصائر /70 از حمران از ابو جعفر(عليه السلام) آورده است : وقتى خداوند خلايق را آفريد ، آبى گوارا و نيز آبى شور و تلخ را به وجود آورد . سپس هر دو را مخلوط كرد ، آنگاه از روى زمين ، گلى را برگرفت و آن را بسيار مالاند ، پس به اصحاب يمين ( ياران دست راست كه مانند انبوه مورچگان بودند ) فرمود : به سلامت رو به بهشت آوريد . بعد به انبوه اصحاب شمال ( ياران چپ ) فرمود : رو به آتش جهنم ببريد كه اهميتى به شما نمى دهم . سپس فرمود : آيا پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : چرا ، گواهى داديم ، مبادا روز قيامت بگوييد از اين امر غافل بوديم . ( اعراف/172 ) .

سپس براى پيامبران عهد وپيمان گرفت وفرمود : آيا پروردگار شما نيستم؟ آيا اين محمد رسول خدا و اين على امير مؤمنان است ؟ گفتند: بلى ، نبوت برايشان ثابت شده است. آنگاه براى اولواالعزم ميثاق ستاند و فرمود : آيا پروردگارتان نيستم و محمد رسولم و على امير مؤمنان و جانشينان پس از وى ، واليان امر و نگه داران علمم نيستند ؟ نيز با مهدى دينم را نصرت و يارى مى دهم ; به وسيله او دولتم را آشكار مى كنم; با وجودش، از دشمنانم انتقام مى گيرم وبندگان مرا مى پرستند ، چه خوش داشته باشند و چه نداشته باشند ؟ گفتند : اى پروردگار ! پذيرفتيم و بر اين مطلب گواه و شاهديم !

حضرت آدم نپذيرفت و انكار هم نكرد اما براى پنج اولواالعزم ، درباره مهدى عزم جزم شد اما آدم تصميم نداشت او را بپذيرد ، كه خدا در اين باره مى فرمايد : « به يقين پيش از اين با آدم پيمان بستيم ، ولى آن را فراموش كرد و براى او عزمى استوار نيافتيم » (طه/115) . مقصود آن است كه پيمان را ترك گفت . پس خدا به آتش دستور داد كه شعله كشيد ، سپس به اصحاب شمال ( ياران چپ ) فرمود : داخل آتش شويد ، اما آن را ترسناك ديدند و از آن دورى كردند . خدا به اصحاب يمين ( ياران دست راست ) فرمود: داخل آتش شويد ، كه وارد آن شدند و بر آنان سرد و سلامت بود . ياران چپ گفتند : پروردگارا ! عذر ما را بپذير و فرصتى ديگر به ما بده ، خدا فرمود : عذرتان را پذيرفتم ، برويد و وارد آتش شويد اما باز ترسيدند ، در اينجا بود كه طاعت و معصيت و ولايت ثابت و معلوم گرديد . مانند روايت در كافى 2/8 با تفاوتى اندك ; مختصر البصائر /154 ; اثبات الهداة 1/461 ; بحار الانوار 26/279 .

نگارنده : اگر روايت صحيح باشد ، شايسته است انتساب مطلب به آدم(عليه السلام)مربوط به زمان پيش از آمدن وى به دنيا باشد ، يعنى قبل از آن كه خدا او را برگزيده ، پيامبرى معصوم قرارش بدهد .



مهدى ، يكى از چهار نفرى است كه خدا به پيامبر دستور داد آنان را دوست بدارد

كشف اليقين /117 از فردوس از جابر بن عبدالله از پيامبر روايت مى كند : بهشت مشتاق چهار تن از خاندانم است . خدا آنان را دوست داشته ، به من دستور داده كه آنها را دوست بدارم : على بن ابى طالب ، حسن ، حسين و مهدى كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مى گزارد . (كشف الغمه 1/53 به نقل از همين منبع) .



همواره ابرى بر سرش سايه مى افكند و فرشته اى آنجاست

بيان شافعى /511 از عبدالله بن عمرو آورده است كه رسول الله فرمود : مهدى در حالى خروج مى كند كه بر فراز سرش ابرى سايه افكنده است . منادى اى در ابر ندا مى دهد : اين مهدى ، خليفة الله است ، از او پيروى كنيد .

شافعى مى گويد : اين حديث حَسَن بوده ، جز از اين طريق ، براى ما روايت نشده ، ابو نعيم در مناقب المهدى آورده است. مانند آن در عقد الدرر /135 ، فرائد السمطين 2/316 ( چنان كه در بيان شافعى است ، با تفاوتى اندك، به نقل از آن الفصول المهمة /298 و گفته : حافظانى مانند ابو نعيم و طبرانى و . . . آن را روايت كرده اند . مانند آن در تاريخ الخميس 2/288 از ابو نعيم، فرائد فوائد الفكر /30 ; كفاية الطالب /511 از ابن عمر كه گفته : رسول الله فرمود: مهدى در حالى خروج مى كند كه بر فراز سرش ابرى است ، كه در آن منادى است كه ندا مى دهد : اين مهدى خليفة الله است ، از او پيروى كنيد .

در برخى روايات آمده است : روى سرش عمامه ]و نه غمامه = ابر[ است ، كه تصحيف و اشتباه مى باشد .

تلخيص المتشابه 1/417 از عبدالله بن عمرو از پيامبر آورده است : مهدى خروج مى كند و بالاى سرش فرشته اى است كه ندا مى دهد : اين مهدى است ، از او پيروى كنيد .

بيان الشافعى /512 از ابن عمرو نقل مى كند : اين حديث حَسَن است و حافظان و برخى ائمه حديث آن را روايت كرده اند ، مانند ابونعيم و طبرانى و ... مانند روايت در المغربى /573 آمده است كه آن را حَسن دانسته ; نيز الشاميين طبرانى 2/71 مانند بيان شافعى ، در مواليد الائمه ووفياتهم /201 به صورت مُرسَل آمده است : ابرى كه از تابش خورشيد جلوگيرى مى كند ، بر سرش سايه مى افكند و هر كجا كه مهدى برود ، همراهش مى چرخد و فرشته اى با صدايى فصيح ندا مى دهد : اين مهدى است . نيز ر.ك : صراط المستقيم 2/260 كه در آن آمده است : ابن منادى روايت كرده است : هر قومى ، با زبان خويش ، ندا را مى فهمند . اثبات الهداة 3/615 به نقل از منبع اخير .

نعمانى /212 از حسين بن على(عليه السلام) نقل مى كند : مردى خدمت امير مؤمنان رسيد و عرض كرد : ما را درباره مهدى آگاه بفرماييد ، فرمود : وقتى چند قرن گذشت و چند نسل در گذشتند و مؤمنان اندك شدند ، و مردم براى جنگ گِرْد آمدند و در راه حق فرياد برآوردند ، آن هنگام ، زمان مهدى است .

آن مرد عرض كرد : از نسل كيست ؟ فرمود : از بنى هاشم كه تبارى والا دارد و مانند كوه بلند عرب هستند ; اينها مانند آبگيرى هستند كه وقتى بدان بنگرند همچون درياست ; مهدى از نسل كسانى است كه پناهگاه عربند و در رخدادهاى ناگوار بدان پناه مى برند ; از تبار برگزيدگان عرب ، در زمانى است كه مردمى ناخالص وجود دارند .

هنگامى كه مرگ فرو مى بارد ، نمى ترسد ; وقتى حوادث بر همگان چيره شود ، ناتوان نمى شود; هنگامى كه شجاعى با وى هماوردى كند ، نمى هراسد و تلاشگر است; با افراد بسيارى كه دارد ، يارى مى شود ، پيروز است ، بى باك و شجاع ، ظالمان را ريشه كن مى كند ، استوار ، توانمند و قوى است ، شمشير خدا و سردمدار خوبان و نيكوكاران است; در عالى ترين درجه مَجْد و سيادت ، پرورش يافته ; در گرامى ترين تبار ، سرافرازى اش ثابت و استوار است ; اگر پيشامدى با تمام وجود ، به فتنه گرى بپردازد ، تو را از بيعت با او باز ندارد . اين گونه پيشامدها اگر به سخن آيد ، بدترين دعوت كننده به شر است و اگر سخن نگويد ، فساد و تباهى دربر دارد .

آن گاه امام صفات مهدى را بازگو كرد : امن و امانش ، فراگير است . بيشتر از همه ، دانش دارد . بيش از همه ، صله رَحِم به جا مى آورد . خدايا ، ظهورش را باعث خروج از شبهات قرار ده ! تفرقه و پراكندگى امت را توسط او به وحدت تبديل كن ! اگر خدا خواست ]كه در ركابش باشى[ عزمت را جزم كن ، و اگر براى خدمت به مهدى موفق شدى ، روى برمگردان ! اگر به سويش هدايت شدى ، از او مگذر ! سپس امام به سينه اش اشاره كرد و آهى كشيد كه نشانه اشتياق به زيارت مهدى بود .

از همين منبع اثبات الهداة 3/537 ; بحار الانوار 51/115 .



آشكار شدن معجزات پيامبران توسط مهدى

اثبات الهداة 3/700 از اثبات الرجعه فضل بن شاذان ، به دو طريق آورده است : خدا ، مانند تمام معجزات انبيا و اوصيا را به دست قائم آشكار مى كند ، تا بر دشمنان اتمام حجت شود .

مانند روايت در اربعون خاتون آبادى /67 . نعمانى /245 از خلاد بن صفار آورده است : از ابوعبد الله(عليه السلام)پرسيده شد : آيا قائم(عليه السلام) به دنيا آمده است ؟ فرمود : نه ، اگر او را دريابم ، تا عمر دارم به وى خدمت مى كنم . عقد الدرر /160 ; بحار الأنوار 51/148 .



حتى متعصبان به ابوبكر و عُمَر هم مهدى را برتر از آن دو مى دانند

در ابن ابى شيبه 15/198 ابو اسامه از عوف از محمد بن سيرين نقل مى كند كه اين امت ، خليفه اى خواهد داشت كه ابوبكر و عمر برتر از وى نيستند .

مانند اين سخن در سنن دانى /81 و به نقل از آن تاريخ الخميس 2/288 . ابن حماد 1/358 از فتنه اى ياد كرده كه رخ مى دهد ، و گفته است : وقتى فتنه شد ، در خانه هايتان بنشينيد تا از زبان مردم ، وصف كسى را بشنويد كه بهتر از ابوبكر و عمر است . گفتند : بهتر از ابوبكر و عمر ؟! فرمود : حتى برتر از برخى پيامبران !

به نقل از همين منبع حاوى سيوطى 2/77 ; القول المختصر /27 ; ابن حماد 1/358 از ابن سيرين ، كه از وى پرسيدند : مهدى بهتر است يا ابوبكر و عمر ؟ گفت : او بهتر از آن دو است و با پيامبرى برابرى مى كند .

به نقل از همين منبع عقد الدرر /148 ; تاريخ الخميس 2/289 ; القول المختصر /109 .

نگارنده : اين گفته ها اجتهادات « تابعين » است ، و نمى تواند حديث نبوى باشد ، چون اگر حديث صحيحى وجود داشت كه پيامبر فرموده بود : ابوبكر و عمر برترين فرد امت اند ، آن را عَلَم مى كردند ، و در سقيفه براى اثبات شايستگى آن دو براى خلافت ، بدان استناد مى كردند. با اين حال اين سخنان را آورديم كه جايگاه و مقام مهدى(عليه السلام) نزد پيروان ابوبكر و عمر را نشان دهد ، و اين كه برخى ، مهدى را بر آن دو ترجيح مى دهند اما كافى است بينديشند كه چرا خدا ايشان را مهدى ناميده كه مقام عصمت كامل است ، در حالى كه احدى براى ابوبكر و عمر چنين مقامى را ادعا نكرده است !

فردوس 4/222 از ابن عباس از پيامبر آورده است : مهدى طاووس بهشتيان است . ( از همين منبع بيان الشافعى /501 ) .

ابن حماد 1/364 از كعب آورده است : مهدى براى خدا خاشع و فروتن است ، مانند «باز» كه بال هايش را با فروتنى پايين مى آورد .(1)

ملاحم ابن طاووس /73 گفته است : از جمله مطالبى كه « نعيم » درباره فروتنى مهدى گفته ، آن است كه به خاطر متواضع بودنش ، روحش به شفافيت شيشه است.

ــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ فروتنى مهدى به پايين آوردن بال ها توسط « باز » تشبيه شده ، چون اين پرنده به هنگام پرواز يا راه رفتن ، بال هايش را پايين نگه مى دارد .
آدرس های مرجع