تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: معاویه بن ابو سفیان
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام

سعی داریم در این تاپیک شناخت کاملی از یکی از موثر ترین افراد نزد اهل تسنن جناب آقای معاویه بن ابی سفیان داشته باشیم

تا آنجا نیز که مقدور باشد از سند های تصویری نیز استفاده می کنیم

ان شاءالله

من باب نکته:
با توجه به این که مطالب زیاد می باشد، برای مطلع شدن از مطالب جدید می توانید از گزینه مشترک شدن در موضوع، انتهای صفحه سمت چپ استفاده کنید.
شناخت کلی از معاویه

صخر بن حرب بن امیة، معروف به ابوسفیان پدر معاویه می باشد، که پس از فتح مکه به ناچار اسلام آورد. مادر معاویه هند دختر عتبة بن ربیعة می باشد که به نقل ابن ابی الحدید معتزلی و دیگران از زنان فاجره و بدنام مکه بوده است.

زمخشری در ربیع الابرار آورده است که: معاویه را به چهارتن از مردان مکه نسبت دادند: مسافر بن ابی عمرو، عمارة بن ولید بن مغیرة، عباس بن عبدالمطلب، صبّاح که نوازنده عمارة بن ولید بوده است.(1) و چون ابوسفیان کریه المنظر و کوتاه اندام، و صبّاح جوانی خوش سیما بود، هند وی را به خویش خواند و با وی هم بستر گشت!!

همچنین هشام بن محمد کلبی، نسب شناس مشهور، در کتاب "مثالب" و اصمعی، ادیب و دانشمند نام آور عرب، گفته اند: معاویه در دوران جاهلیت به چهار نفر منسوب می شد که عبارت بودند از: عمارة بن ولید از بنی مخزوم، مسافر بن عمرو از بنی امیة، ابوسفیان از بنی امیة و عباس بن عبدالمطلب از بنی هاشم.

و نیز زياد بن ابيه در نامه‏ اى در جواب معاويه، كه به او طعنه زده و از مادرش سميه ياد كرده بود، مینويسد: اين كه با اشاره به مادرم سميه به من طعنه زده‏اى، اگر من فرزند سميه ‏ام تو فرزند جماعتی هستى!(2)

البته چون هند یک فاحشه رسمی بود و با نامبردگان رابطه داشت، معاویه از یکی از این چهار نفر به وجود آمد، اما به خاطر اینکه هند زن رسمی ابوسفیان بود به او منتسب گردید.

به هر حال با تتبّع در تاریخ هیچ شکّی برای محقّقین منصف باقی نمی ماند که معاویه زنازاده بوده است.(3)

و در این مساله کلام صادق مصدّق امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام بسیار شیوا و صریح می باشد، وقتی که در نامه ای به معاویه نوشتند: لکن لیس المهاجر کالطلیق و لا الصریح کاللصیق.
یعنی: هرگز مسلمان مهاجر با اسیر آزاده شده، و انسان دارای نسب معلوم و مشخص با فردی که وی را به پدری منسوب نمودند، برابر نیست.
(4)

معاویه نخستین اموی پس از عثمان بود که بر مسلمانان حکومت نمود. وی در مکه متولد شد و بر اساس روایت های صحیح معاویه در سال نهم هجری، در فتح مکه همراه با پدرش اسلام آورد. در زمان ابوبکر، فرمانده ی بخشی از سپاه را که زیر نظر برادرش یزید بود بر عهده گرفت و در عهد عمر به حکومت اردن منصوب گشت و در عهد عثمان، امارت تمامی سرزمین شام به وی سپرده شد. و چون عثمان به قتل رسید، امیرالمومنین علی علیه السلام را به قتل وی متهم ساخت. و سرانجام در صفین نبردی خونین با مولا علی علیه السلام به راه انداخت. وی عداوت شدیدی با اهل بیت علیهم السلام داشت و جنایات و ظلم های فراوانی را در حق ایشان روا داشت.


اسناد:
(1) ربیع الابرار ج3باب القرابات و الانساب نسخه خطی کتابخانه اوقاف بغداد شماره 388، شرح النهج ج1ص336.

(2) شرح ابن ابی الحدید ج4ص68.

(3) برای تحقیق می توانید به این اسناد رجوع فرمایید: المحبر ص437، طبقات ابن سعد ج8ص235، عقد الفرید ج6ص86 و87، الاغانی: ج9ص55-53، ربیع الابرار: ج3ص551باب القرابات و الانساب، تذکرة الخواص لسبط ابن الجوزی ص 116و184، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج1ص336.

(4) ذخیرة الدارین ص49.
معنای اسم "معاویه"

حافظ ابن عساكر در تاريخش می گويد: جارية بن قدامه سعدى نزد معاويه آمد. معاويه از او پرسيد: تو كيستى؟ گفت: جارية بن قدامه. گفت: تو مگر زنبورى بيش هستى؟! گفت: تو مرا به گزنده‏اى شيرين دهان تشبيه می كنى، بخدا "معاويه" ماده سگى بيش نيست‏ كه عوعو كنان سگهاى نر را به سوى خويش می خواند، و امية (جد معاویه) جز تصغير "امة" (يعنى كنيز) نيست!(1)

شريك بن اعور به درگاه معاويه رفت و گفت: تو معاويه هستی و معاويه به ماده سگى می گويند كه عوعو می كند و سگ‏هاى نر را به خويش می خواند!(2)

معاویه این سخنان نیشدار و طعنه ها را می شنید و چاره‏ اى هم نداشت چون مادرش او را چنين ناميده بود و نمی ‏توانست مادر خويش را تخطئه نمايد. پس حيله‏ اى انديشيد و يك ميليون درهم به عبدالله بن جعفر طيار بخشيد تا اسم يكى از فرزندانش را معاويه بگذارد به اين گمان كه وقتى همنامى در خاندان پاك و پر افتخار هاشمى يافت بار ننگش سبكتر خواهد گشت!(3)



اسناد:

(1) "والله ما معاویه الّا کلبة تعاوی الکلاب و ما امیّة الّا تصغیر امة" مختصر تاریخ دمشق ابن عساکر ج5 ص365، تاریخ الخلفاء سیوطی ص133، العقد الفرید ج2 ص143، المستطرف ج1 ص73. لسان العرب نیز کلمه "معاویه" را اینگونه معنا می کند: المُعَاوِيَة: الكَلْبَة المُسْتَحْرِمَةُ تَعْوي إِلى الكلاب: لسان العرب ج 15 ص108

(2) المستطرف ج1ص72.
(3) تاج العروس ج10ص260.
معاویه در دوران خلفا

معاویه در زمان ابوبکر، فرماندهی بخشی از سپاه را که زیر نظر برادرش یزید بن ابی سفیان بود بر عهده گرفت. در عهد خلافت عمر هنگامی که برادر معاویه، یزید، به مرض طاعون گرفتار شد، برادرش معاویه را به جای خویش برای حکومت و فرماندهی لشکر شام به دستگاه خلافت پیشنهاد کرد. خلیفه دوم هم پیشنهاد او را پذیرفت و حکومت را به معاویه سپرد و از همین جا پایه های حکومت و خلافت امویان بنا نهاده شد. دوران خلافت عمر گذشت و خلافت به عثمان واگذار شد.

این خلیفه پس از اینکه حکومت را تحویل گرفت و به ریاست رسید، علاوه بر دمشق، تمام سرزمین آن روز که شامل کشورهای سوریه و فلسطین و اردن و لبنان بود را به وی واگذار کرد و او را کاملا در اعمال و رفتارش آزاد گذاشت.

معاویه هم به عادت دیرین، ولی بیش از پیش به خودکامگی پرداخت و حکومتی صد در صد جاهلی و اشرافی ترتیب داد. هیچ چیز نبود که او را از خواسته ها و هوس های پلیدش باز دارد. که نمونه های استبداد وی در تاریخ فراوان یافت می شود. (1)

معاویه در دوران خلافت ابوبکر و مخصوصا عمر نرمش بیشتر از خویش نشان می داد، زیرا که قدرت شدید بود و روحیات خشن خلیفه، اجازه تندروی و جرئت افراط کاری به او نمی داد. اما وضع معاویه در عصر عثمان، بدان منوال نبود که در دوران دو خلیفه پیش جریان داشت. معاویه در این دوران آزادی مطلق یافته تمام بندهای قانون و اخلاق را گسیخته بود. ثروت و قدرت او را به فراموشی کامل همه مسائل اسلامی و انسانی می کشاند


اسناد:

(1) ترجمه تاریخ ابن خلدون ج1ص389، اسدالغابة ج4ص434، صحیح مسلم باب حرف غ، غنایم جنگی، مسند احمد بن حنبل ج5ص42، سنن بیهقی ج5ص277، تفسیر قرطبی ج3ص239.
اسلام آوردن ظاهری معاویه

معاویه در نقطه عطف برخورد جاهلیت و اسلام، لحظه ای از سردمداران کفر دوری نگزید. و حتی آن روز که می دید پدرش (ابوسفیان) ظاهرا به اسلام گرایش یافته است، وی را با اشعاری نکوهش آمیز مخاطب قرار داده گفت:

یا صخر لا تسلمن فتفضحنا......................بعدالذین ببدر اصبحوا فرقاً
خالی و عمی و عم الام ثالثهم.........و حنظل الخیر قداهدی لنا الارقا
لا ترکنن الی امر تقلدنا.........................والراقصات فی المکه الخرقا
فالموت اهون من قول العداوة لنا.......عدا بن حرب عن العزی اذا فرقا

ای صخر، اسلام را نپذیر که ما را به رسوائی دچار خواهی ساخت!
بعد از مرگ عزیزانی که در جنگ بدر پاره پاره شدند.
دائی و عمویم و نیز عموی مادرم، که سومین فرد آن کشتگان بود.
و حنظه برادر خوبم، آنها که خواب سحرگاه ما را به بیداری مبدل ساختند.
یک لحظه نیز به اسلام میل نکن، که برگردن ما بار ننگ می گذارد!
مرگ آسان تر است از ملامت دشمنان، که بگویند فرزند حرب، ابوسفیان، به خاطر ترس و وحشت، از بت عزّی روی گردانید! (1)

معاویه بعد از فتح مکه، در میان سایر افرادی که اسلام آوردند، به این دین گروید. و از سهم "مؤلفة قلوبهم" از غنائم جنگ حنین، که ویژه جلب قلوب تازه مسلمانان و سست ایمانان بود، صد شتر و مقدار زیادی نقره نصیب برد.

اسناد:

(1) به نقل زبیر بن بکار در کتاب مفاخرات، نگاه کنید به شرح نهج البلاغة ج2ص102، تذکرة الخواص ص115، جمهرة الخطب ج2ص12.
معاویه از نسل شجره ملعونه در قرآن!

به موجب نقل بزرگترین حفّاظ حدیث و اعلام تاریخ و مفسران اهل تسنن پیامبر اکرم صلی الله علیه واله در خواب دید تعدادی میمون بر فراز منبر او جست و خیز می کنند و چون بیدار شد افسرده خاطر و ناراحت گردید که تا پایان عمر به حال اول باز نگشت

پس این آیه شریفه نازل شد:

وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآن‏

آن خوابى را كه به تو نشان داديم و نيز درخت لعنت شده در قرآن را جز براى آزمايش مردم قرار نداديم. (اسراء/60)

خداوند از این دسته زمامدار بعد از پیامبر و اطرافیانش تعبیر به شجره ملعونه فرمود و رؤیای پیامبر صلی الله علیه واله درباره میمون ها, با روی کار آمدن متصدیان خلافت از دو خانواده بنی سفیان و ابی العاص تعبیر عملی گردید.(1)

مفسر بزرگ اهل سنت فخر رازی در تفسیر کبیر خود در بیان این آیه از قول ابن عباس می نویسد: مراد از شجره ملعونه بنی امیه هستند و تایید این معنی گفته عائشه است در لعن مروان و اسلاف او که می گوید: تو یک جزء آن لعنت هستی.(2)

ابن جوزی نوشته است: عثمان نیز از شجره ملعونه در قران است که مشمول لعن قرانی می باشد. زیرا او هم به شرحی که قبلا نوشتیم از شجره بنی امیه و پسر عموی مروان و پدر زن وی و آغازگر خلافت بنی امیه بود.(3)

بدین ترتیب شکی نیست که به موجب اسناد حدیثی، تفسیری و مشهودات تاریخی، بنی امیه مصداق بی چون و چرای شجره ملعونه در قرآن اند و مقصود اصلی از این تعبیر قرآنی خاندان اموی بوده و هست. معاویة نیز از خاندان اموی می باشد، زیرا پدر وی ابوسفیان و پدر ابوسفیان حرب و پدر حرب امیة می باشد.(4) لذا معاویه از نسل همان شجره ملعونه در قران می باشد که خداوند آنها را لعن و نفرین کرده است!

معاویه از همان نسلی است که ابن عساکر از ابوذر روایت می کند که حضرت رسول صلی الله علیه واله درباره آنها فرمودند: هرگاه عدد بنی امیه به چهل نفر رسید بندگان خدا را برای خود برده خواهند گرفت! و اموال مسلمین را هم در اختیار خود قرار خواهند داد و کتاب خداوند را هم دور خواهند انداخت! همچنین ابن منده و ابونعیم از سالم حضرمی روایت می کنند که حضرت رسول صلی الله علیه و اله فرمودند: وای بر بنی امیه، وای بر بنی امیه، وای بر بنی امیه! و نیز نعیم بن حماد گوید: ابن مسعود گفت: هر دینی آفتی دارد و آفت این دین بنی امیه می باشند!


اسناد:

(1) تفسیر طبری 11/356, مستدرک حاکم 4/480, تاریخ بغداد خطیب 3/343, کنزالعمال متقی هندی 6/40و 90, درالمنثور سیوطی 4/191, تفسیر آلوسی 15/107, تفسیر شوکانی 3/230, سیره حلبی 1/337 و...

(2) تفسیر کبیر فخر رازی ج20ص237، الدر المنثور ج5ص309.

(3) زاد المسیر فی علوم التفسیر ابن جوزی: چ مصر؛ تاریخ طبری ج8ص138، تاریخ الخلفاء ص203، درالمنثور سیوطی ج4ص191، تفسیر شوکانی ج1ص231، تفسیر حلبی ج1ص337، تفسیر قرطبی ج10ص286 و.... .

(4) معاویة بن ابی سفیان بن حرب بن امیة.
در کتاب بضاعه الايمان آمده که معاويه در ايام خلافت خود چهل هزار نفر از مهاجر و انصار و اولاد ايشان را به علت دوستي اميرالمؤمنين علیه السلام به قتل رسانيد.

اول کسي بود
که بود که در ميان صفا و مروه سواره و متکبرانه سعي کرد.

اول کسي بود که شرب نبيذ را مرتکب شد، و ساز و سرود را به آن ملحق ساخت، و ميل به خوردن گل کرد و حکم به اباحتش نمود.

اول کسي بود که به تزوير و مکر کتاب نوشت.

اول کسي بود که سر مسلمانان را هديه به وي فرستادند.

اول کسي بود که بر تخت پادشاهي نشست و تشبه به کسری و فرعون نمود.

اول کسي بود که به موت مسلمانان شماتت کرد، چنانکه در کتب تاريخ سير آمده که در وقتي که خبر شهادت و فوت مولاي مؤمنان حضرت امام امیرالمومنین علی علیه السلام به او رسيد، شماتت نمود و امر کرد که مردم شام به عيش و عشرت مشغول شوند

اول کسي بود
که با مشرکان بي‌اخذ جزيه صلح کرد.

اول کسي بود
که بت فروخت و بت فروشي را بر مرز نهاد، و هر سال چندين کشتي بت به طرف هند و ديگر بلاد مي‌فرستاد که فروخته قيمت آن را از قماش و متاع آن بلاد از براي او بخرند و اين را تجارت اسلامي نام نهاد و چشم داشت ثواب هم دارد.

اول کسي بود
که مسلمان اسیر شده را فروخت.

اول کسي بود
که خلافت را در ميراث نهاد و حواله به يزيد ملعون پسر خود کرد.

اول کسي بود
از پادشاهان اسلام، که زندان ساخت.

اول کسي بود
که خطبه نشسته خواند، به سبب آنکه در آخر ايام حيات خويش بواسطه سن بر پاي نمي‌توانست ايستاد.

اول کسي بود
که فرزند بيگانه را به خود نسبت داد (استلحاق بيگانه) و او بود که زياد ابن ابيه حرامزاده را برادر خود خواند.

اول کسي بود که مردم را در جوف چهارپائي نهاده بسوخت، او بود که حکم نمود که محمد بن ابي بکر را به سبب دوستي و محبت حضرت امام امیرالمومنین علی علیه السلام در جوف چهارپايي نهاده بسوخت.



برگرفته از انصاب النواصب علي بن داود الخادم الاستر آبادي
دستور پیامبر اکرم بر سنگسار و قتل معاویه!

نصر بن مزاحم با ذکر سند از عبدالله بن مسعود آورده است که پیامبر فرمود:
اذا رایتم معاویة بن ابی سفیان یخطب علی منبری فاضربوا عنقه.

یعنی: "هرگاه دیدید معاویة بن ابی سفیان بر منبر من خطبه می خواند گردنش را بزنید."

همچنین این حدیث را با ذکر سند دیگر از حسن نقل کرده و اضافه می کند که گفت: پس مردم (بادیدن معاویه بر فراز منبر پیامبر به دستور حضرتش عمل نکردند و روی رستگاری ندیدند.

و در روایت دیگر ابوسعید خدری نیز این سخن را گفته است. (1)

این روایت را به این عبارت نیز آمده است:
إذا رأیتم معاویة علی منبری فاقتلوه، و إذا رأیتم معاویة یخطب علی الأعواد فاقتلوه.
یعنی هرگاه معاویه را بر فراز منبر یا بر فراز چوبها دیدید او را بکشید.(2)

و به روایت ابن عدی از ابن عیینه: إذا رأتم معاویة علی منبری فارجموه.
یعنی هرگاه معاویه را بر بالای منبر من مشاهده کردید سنگسارش کنید.(3)


اسناد:

(1) وقعة صفین ص216

(2) وقعة صفین ص 221، تاریخ طبری ج 11ص 357، انساب الاشراف بلاذری بخش 4 جزء اول ص 128 شماره 369 و 370، کتاب المجروحین ابن ابی حاتم بستی ج 2ص 162 و 163، تاریخ بغداد خطیب ج 12 ص 181، الکامل ابن عدی ص 627 و 1751، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 15ص 176 ، سیر اعلام النبلاء ذهبی ج 3 ص 149 و 1056، میزان الاعتدال ذهبی ج 2 ص 17 و 129، کنوزالدقائق مناوی ص 9، لئالی المصنوعة سیوطی ج 1 ص 424 و 425 ، تهذیب التهذیب ابن حجر چاپ حیدر آباد ج 2 ص 428 و ج 5 ص 110 و... .

(3) تهذیب التهذیب ج7ص324
از ابوذر غفاری نقل شده است که به معاویه گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره ی تو شنیدم که فرمود:

اللهم العنه و لا تشبعه الا بالتراب

خدایا او را لعنت کن و شکم او را جز با خاک سیر مکن

اسناد:
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج8، ص256 - کتاب الاربعین الشیرازی، ص606 - بحار الانوار، ج22، ص416 - الغدیر، ج8، ص305 - اعیان الشیعه، ج4، ص237 - الانتصار، ج8، ص22 - معالم الفتن، سعید ایوب، ج2، ص135.
آدرس های مرجع