۲۴/مرداد/۹۱, ۱۰:۵۳
اگر از شما بپرسند كه واكنش ايران به تسليت گفتن آمريكا بايد چگونه باشد شايد بعضيها بگويند بالاخره بايد ابراز همدردي را از سوي هر كسي كه باشد پذيرفت.
اما آيا واقعا بايد اظهار همدردي را از هر كسي بپذيريم؟ پذيرفتن تسليت آمريكاييها به اين ميماند كه قاتلي به پدر مقتول خود تسليت بگويد و همزمان براي او شاخ و شانه بكشد و او را تهديد كند.
مسلم است كه آمريكايي در پشت اين تسليت گفتن ها، صرفا به دنبال آبروداري براي دولت خود هستند. يك يادآوري خيلي ساده در ذهن به ما ميگويد اين تسليت را برگردانيم و در صورت آنها بكوبيم.
آنها آبروي خود را در ماجراي حمله به هواپيماي مسافربري ايران و كشته شدن 290 مسافر بيگناه اين هواپيما كه به تشويق فرمانده جنايتكار و تمام پرسنل اين عمليات منجر شد، از دست دادهاند.
آنها آبروي خود را زمان تسليح صدام به سلاحهاي شيميايي كه با آنها هزاران زن و كودك بيگناه ايراني و عراقي را به شهادت رساند، از دست دادهاند؛ فاجعه حلبچه را كه فراموش نكرده ايد.
آنها آبروي خود را زماني از دست دادند كه هر چه در توان داشتند گذاشتند تا كشتيراني ايران از هستي ساقط شود و نتواند كالاهاي ضروري و مورد نياز مردم ـ همانهايي كه اكنون با آنان ابراز همدردي ميكنند ـ را وارد كند و البته تاكنون تيرشان به سنگ خورده است.
آنها آبروي خود را زماني از دست دادند كه تمام بانكها را از مراوده مالي و پولي با ايران منع و زمين و زمان را زير و رو كردند تا نكند منفذي براي انتقال ارز به داخل ايران باقي مانده باشد. آنها آبروي خود را زماني از دست دادند كه هر جنبندهاي قصد مراوده با ايران داشت از هستي ساقط كردند و اين خصومت تازه آغاز شده است.
اكنون سخنگوي كاخ سفيد با زلزله زدگان ايران همدردي ميكند و ميگويد: «ذهن ما پيش خانوادههاي كساني است كه جان خود را از دست دادهاند و براي مجروحان بهبودي سريع آرزومنديم.»
آمريكاييها از يك طرف براي كمك به زلزلهزدگان اعلام آمادگي ميكنند و از طرف ديگر چند سال است كه چماق جنگ را روي سر ملت ايران نگه داشتهاند.
حال ما چگونه ميتوانيم اين اشك تمساح را باور كنيم. در پاسخ به اظهار تاسف سخنگوي كاخ سفيد بايد گفت: آقاي سخنگو لطفا از جنازههاي كودكان معصوم ما و آوارگان مظلوم زلزله ايران براي خود آبرو دست و پا نكنيد. شما آبروي خود را سالهاست كه از دست دادهايد.
اما آيا واقعا بايد اظهار همدردي را از هر كسي بپذيريم؟ پذيرفتن تسليت آمريكاييها به اين ميماند كه قاتلي به پدر مقتول خود تسليت بگويد و همزمان براي او شاخ و شانه بكشد و او را تهديد كند.
مسلم است كه آمريكايي در پشت اين تسليت گفتن ها، صرفا به دنبال آبروداري براي دولت خود هستند. يك يادآوري خيلي ساده در ذهن به ما ميگويد اين تسليت را برگردانيم و در صورت آنها بكوبيم.
آنها آبروي خود را در ماجراي حمله به هواپيماي مسافربري ايران و كشته شدن 290 مسافر بيگناه اين هواپيما كه به تشويق فرمانده جنايتكار و تمام پرسنل اين عمليات منجر شد، از دست دادهاند.
آنها آبروي خود را زمان تسليح صدام به سلاحهاي شيميايي كه با آنها هزاران زن و كودك بيگناه ايراني و عراقي را به شهادت رساند، از دست دادهاند؛ فاجعه حلبچه را كه فراموش نكرده ايد.
آنها آبروي خود را زماني از دست دادند كه هر چه در توان داشتند گذاشتند تا كشتيراني ايران از هستي ساقط شود و نتواند كالاهاي ضروري و مورد نياز مردم ـ همانهايي كه اكنون با آنان ابراز همدردي ميكنند ـ را وارد كند و البته تاكنون تيرشان به سنگ خورده است.
آنها آبروي خود را زماني از دست دادند كه تمام بانكها را از مراوده مالي و پولي با ايران منع و زمين و زمان را زير و رو كردند تا نكند منفذي براي انتقال ارز به داخل ايران باقي مانده باشد. آنها آبروي خود را زماني از دست دادند كه هر جنبندهاي قصد مراوده با ايران داشت از هستي ساقط كردند و اين خصومت تازه آغاز شده است.
اكنون سخنگوي كاخ سفيد با زلزله زدگان ايران همدردي ميكند و ميگويد: «ذهن ما پيش خانوادههاي كساني است كه جان خود را از دست دادهاند و براي مجروحان بهبودي سريع آرزومنديم.»
آمريكاييها از يك طرف براي كمك به زلزلهزدگان اعلام آمادگي ميكنند و از طرف ديگر چند سال است كه چماق جنگ را روي سر ملت ايران نگه داشتهاند.
حال ما چگونه ميتوانيم اين اشك تمساح را باور كنيم. در پاسخ به اظهار تاسف سخنگوي كاخ سفيد بايد گفت: آقاي سخنگو لطفا از جنازههاي كودكان معصوم ما و آوارگان مظلوم زلزله ايران براي خود آبرو دست و پا نكنيد. شما آبروي خود را سالهاست كه از دست دادهايد.