تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: احتجاجات امیرمؤمنان در اثبات خویش
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به نام خدا

در بعضي از كتاب‌هاي اهل سنّت(1) به نقل از «عامربن واثله»(2) آمده است: در روز شورا، نزد علي در خانه ی شوري بودم، پس شنيدم كه علي خطاب به مردم مي‌گفت:

«من با شما با دلايل و حجّت‌هايي سخن مي‌گويم، كه هيچ عرب و عجمي از شما نتواند در اين احتجاج تغييري بدهد. اي مردم، خدا را گواه مي‌گيرم و مي‌خواهم كه با در نظر گرفتن خدا بگوييد كه آيا در ميان شما كسي هست كه توحيد خدا را قبل از من پذيرفته باشد؟»
گفتند: «نه به خدا قسم».

فرمود: «خداوند را گواه مي‌گيرم، كدام يك از شما در بهشت، همراه با ملائكه، برادري مثل برادر من، جعفر طيار دارد؟»
گفتند: «به خدا قسم هيچ كس ندارد.»

فرمود: شما را به خدا، هيچ يك از شما، مثل من، عمويي چون حمزه، شير خدا و شير پيامبر خدا و آقاي شهيدان دارد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»

فرمود: «شما را به خدا، كسي از شما، همسري چون فاطمه زهرا، دختر پيامبر و بانوي زنان اهل بهشت، دارد»؟
گفتند: «پروردگارا، نه.»

فرمود: «شما را به خدا، كسي از شما هست كه فرزنداني چون دو فرزند من، حسن و حسين كه آقاي اهل بهشت هستند، داشته باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»

فرمود:«شما را به خدا، كسي در ميان شما جز من هست كه ده بار با پيامبر نجوا كرده و هر بار صدقه‌اي داده باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»

فرمود:
«شما را به خدا، به جز من كسي در ميان شما هست كه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره‌اش گفته باشد، هر كه من مولاي او هستم، اين علي مولاي اوست، و خدايا هر كه با او دوستي كند تو با او دوستي، و هر كه با او دشمن است، تو دشمنش باش، و هر كه او را خوار گرداند، تو او را خوارش كن؟»

گفتند: «پروردگارا، نه.»

فرمود:«شما را به خدا، كسي در ميان شما هست كه پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به او فرموده باشد: خدايا محبوب‌ترين فرد در نزد خودت و در نزد من، آنكه بيش از همه تو و مرا دوست دارد را حاضر كن، تا با من اين پرنده را بخورد. پس من به سوي ايشان رفتم و آن طعام را با من ميل فرمودند، آيا كسي جز من اين گونه است؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»

فرمود: «شما را به خدا، كسي در ميان شما جز من وجود دارد كه رسول خدا به او فرموده باشد: فردا اين پرچم را به دست كسي مي‌دهم كه خدا و رسول‌ را دوست دارد، خدا و رسول نيز او را دوست دارند و از جنگ باز نمي‌گردد، مگر آنكه فتح و پيروزي را خداوند به دست او انجام داده باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»

فرمود: «شما را به خدا، در ميان شما فردي كه رسول خدا درباره ی او به بني اميّه گفته باشد: يا دست از مخاصمت‌هاي خود برداريد، يا مردي را خواهم فرستاد كه مثل خودم بوده و اطاعتش مثل اطاعت من و سرپيچي از او مثل سرپيچي از من باشد و با شمشير در ميان شما حكم نمايد، آيا جز من فردي اين‌گونه هست؟»
گفتند: «پروردگارا، نه».

فرمود:«شما را به خدا، كسي جز من در ميان شما هست كه رسول خدا درباره‌اش فرموده باشد: كسي گمان نكند كه مرا دوست دارد ولي با اين مرد دشمن باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»

فرمود:«شما را به خدا، كسي جز من در ميان شما هست كه وقتي از چاه آب آوردم، سه هزار تن از ملائكه، از جمله جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل به او سلام كرده باشند.»

گفتند: «نه، به خدا.»

فرمود: «شما را به خدا، جز من كسي در ميان شما هست كه از آسمان درباره‌اش ندا شده باشد: هيچ شمشيري جز ذوالفقار، و هيچ جواني جز علي وجود ندارد؟»
گفتند: «نه، به خدا.»

فرمود: «شما را به خدا، جز من كسي هست كه جبرئيل در جنگ حنين درباره‌اش گفته باشد: اين معناي برابري است، آن گاه رسول خدا درباره‌اش گفته باشد: علي از من و من از او هستم، سپس جبرئيل بگويد: من هم از شما دو نفر هستم؟»

گفتند: «نه به خدا، كسي در ميان ما اين‌گونه نيست.»

فرمود: «شما را به خدا، جز من كسي در ميان شما هست كه پيامبر درباره‌اش فرموده باشد، با فرمان پيامبر با قاسطين و مارقين و ناكثين مي‌جنگي؟»
گفتند: «به خدا، كسي نيست.»
گفتند: «نه، به خدا، كسي در ميان ما اين‌گونه نيست.»

فرمود: «شما را به خدا، در ميان شما كسي جز من هست كه رسول خدا درباره‌اش فرموده باشد: من بر اساس تنزيل قرآن جنگيدم و اي علي تو بر اساس تأويل آن مي‌جنگي؟»
گفتند: «به خدا كسي نيست»

فرمود: «شما را به خدا جز من كسي در ميان شما هست كه آفتاب بعد از غروبش براي او برگردانده شود تا نماز عصر را در وقتش بخواند؟»
گفتند: «به خدا كسي نيست.»

فرمود: «شما را به خدا، جز من در ميان شما كسي هست كه پيامبر در شأن او فرموده باشد: جز مؤمن كسي تو را دوست نمي‌دارد و جز كافر كسي تو را دشمن نمي‌دارد؟»
گفتند: «به خدا كسي نيست.»

فرمود: «شما را به خدا، آيا مي‌دانيد كه پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درِ تمامي خانه‌هاي اصحاب را به مسجد بست و درِ خانه ی مرا باز گذاشت، آن‌گاه شما اعتراض كرديد و پيامبر اكرم در جواب شما فرمود: از پيش خود چنين نكردم، بلكه خداوند بود كه درِ منزل ديگران را بست و درِ خانه ی علي را باز گذاشت؟»
گفتند: «خدا را گواه مي‌گيرم كه همين طور است.»

فرمود: «شما را به خدا، آيا مي‌دانيد كه در روز طائف پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با من به نجوا پرداخت و اين مسئله به طول انجاميد و شما اعتراض كرديد و پيامبر فرمود: من خودسرانه اين چنين نكردم، بلكه خداوند مرا به اين نجوا واداشت؟»
گفتند: «خدا را شاهد مي‌گيرم كه همين طور است.»

فرمود: «شما را به خدا، آيا مي‌دانيد كه پيامبر اكرم فرمود: حق با علي و علي با حق است و به هر سو كه بچرخد حق هم با او مي‌چرخد؟»
گفتند: «خدا را گواه مي‌گيريم كه همين طور است.»

فرمود: «شما را به خدا آيا مي‌دانيد كه پيامبر اكرم فرمود: من دو امانت بزرگ، در ميان شما به يادگار مي‌گذارم كه تا وقتي به اين دو چنگ زنيد، گمراه نمي‌شويد كه يكي كتاب خدا و ديگري عترت من است و از هم جدا نمي‌شوند تا روز قيامت در كنار حوض كوثر به من برسند؟»
گفتند: «خدا را گواه مي‌گيريم كه همين طور است.»

فرمود: «شما را به خدا، آيا در ميان شما كسي جز من هست كه پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هنگامي كه از مشركان هراس داشت به او فرموده باشد: چه كسي جانش را فداي من مي‌كند؟ و من جان خود را فداي ايشان كردم و در بسترشان آرميدم؟»
گفتند: «به خدا، در ميان ما، كسي جز تو اين چنين نيست.»

فرمود:«از ميان شما، كسي جز من با عمرو بن عبدود عامري آن‌جا كه شما را به مبارزه مي‌خواند، زورآزمايي كرد؟»
گفتند: «نه به خدا فقط تو بودي.»

فرمود: «شما را به خدا، جز من كسي در ميان شما هست كه «آيه ی تطهير» درباره‌اش نازل شده باشد، آن جا كه خداوند فرمود: خدا اراده كرده است كه از شما اهل بيت هر گونه پليدي را بردارد و شما را كاملاً پاك سازد؟»
گفتند: «به خدا فقط تو هستي.»

فرمود: «شما را به خدا، جز من در ميان شما كسي هست كه پيامبر اكرم به او گفته باشد: تو سرور مؤمنين هستي؟»
گفتند: «به خدا قسم جز تو كسي نيست.»

فرمود: «شما را به خدا، جز من كسي در ميان شما هست كه پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به او فرموده باشد: هر چه از خدا براي خودم خواستم، براي تو نيز عين همان را خواستم؟»
گفتند: «نه به خدا، كسي جز تو نيست.»


پي‌نوشت:
1. خوارزمي اين روايت را با دو لفظ و در دو جا در كتاب مناقب، صفحات 238 و 248 و «ابن حجر» در كتاب الصواعق المحرقه، ص 77 بعضي الفاظ آن را نقل كرده‌اند.
2. به نقل از بحراني، سيّد هاشم، علي و السنّه ی.

ماهنامه موعود شماره 78
فدای آقا بشم که انقدر مظلوم بوده و هست . HeartHeartHeartHeart
آدرس های مرجع