تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: در «کلاه قرمزی و بچه ننه» چه می گذرد؟!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
کلاه قرمزی به اندازه کافی محبوب هست که مخاطبان را راهی سینما کند، کافی است تماشاگری که روزگاری جزو علاقه مندان او محسوب می شده، نگاهی به چشمان این عروسک پارچه ای بیندازد؛ چشم هایی که یکی از آنها آبی است و دیگری سبز. لنگه به لنگه بودن آنها به اضافه کاراکتر عروسک کلاه قرمزی جزو جدانشدنی و لاینفک او محسوب می شود.
--------------------------------------------------------------------------------

بلوز راه راه آبی و جوراب هایی که همیشه سوراخ است، ظاهر او به حساب می آید اما او ویژگی های دیگری هم دارد، تو دماغی حرف می زند، صدایش گنگ است و نامفهوم، جملات را می خورد، مدام تکان می خورد و بی تابی می کند، دهانش همیشه بوی پیاز می دهد و کلی کارهای اشتباه انجام می دهد.

کلاه قرمزی با این ویژگی ها می تواند عروسک محبوب بچه ها باشد. او با خصوصیاتی که دارد برای 17 سال شیرین ترین خاطرات جوانان را رقم زده است.

نه تنها بسیاری از جوانان جزو عشاق او محسوب می شوند، بلکه قابلیت این را دارد تا با همین خصوصیت بزرگسالان را هم همراه خودش کند. او هر بار با کاراکترهای جدیدی قدم به سینما گذاشته؛ یکب ار با پسرخاله آمد، یک بار با سروناز، این بار هم با بچه ننه قدم به سینما گذاشته است.

بچه ای سرراهی
کلاه قرمزی در فیلم جدید یا بهتر بگوییم، داستان جدیدش خیلی اتفاقی با بچه ننه آشنا می شود. بچه ننه را انگار باد برایش آورده است، در شرایطی که کلاه قرمزی روی یک تپه نشسته و با خدای خودش درد دل می کند، قِل می خورد و از تپه پایین می افتد. در همین لحظه هم با بچه ننه آشنا می شود.

در حقیقت بچه ننه را در یک کالسکه می بیند که خوابیده و هیچ کس هم مراقب او نیست. به دنبال مادرش می گردد اما مادرش را پیدا نمی کند. تلاش ها برای یافتن مادر بچه ننه بی نتیجه است. به همین دلیل هم کلاه قرمزی و آقای مجری و پسرخاله تصمیم می گیرند او را به پلیس بسپارند اما اتفاقات طور دیگری رقم می خورد و در نهایت هم تصمیم می گیرد تا از او نگهداری کند.

پسر عمه زا؛ مرد عمل
اما نگهداری برای کلاه قرمزی بی دردسر هم نیست، او مجبور می شود در پاسگاه پلیس بچه ننه را بشوید و پوشکش را عوض کند، هیچ کسی برای کمک کردن در این کار به کلاه قرمزی کمک نمی کند جز پسرعمه زا که به خاطر آتش سوزی در یک خانه در بازداشتگاه زندانی شده است.

پسرعمه زا با یک اشتباه بزرگ، حین آشپزی خانه کلاه قرمزی و همسایه های دیگر را آتش زده. به همین دلیل هم کلاه قرمزی و پسرخاله و آقای مجری زاغه نشین شده اند و جایی برای زندگی ندارند. حالا تمام همسایه ها از او شاکی اند و به همین دلیل زندانی شده. او تا حالا سه بار تجربه فرار از زندان را هم داشته و جالب اینکه این کار را به واسطه یک قاشق غذاخوری انجام می داده و تونلی که با قاشق و کندن زمین ساخته شده است.

یک اشتباه کوچولو
شباهت کلاه قرمزی با پسرعمه زا دلیلی می شود تا رئیس پلیس پاسگاه او را اشتباه بگیرد و کلاه قرمزی به زندان برود. زندانی شدن کلاه قرمزی و آزادی پسرعمه زا خودش سرمنشا ماجراهایی می شود. در نهایت این مشکل هم حل می شود و هر کس سر جای خودش قرار می گیرد اما بچه ننه کلاه قرمزی را به عنوان مادرش پذیرفته و حالا این کلاه قرمزی است که لباس هایش را تغییر می دهد و دامن می پوشد و نقش یک مادر را برای نوزاد ایفا می کند و از پسرخاله می خواهد تا سبیلی سفید رنگ بگذارد و پدر خانواده شود.

یکی از بامزه ترین قسمت های فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه هم همین صحنه هاست که پر است از اداهای ساختگی کلاه قرمزی و پسرخاله و دعواها و مشاجره هایی که با هم دارند.

طبل بزرگ زیر پای چپ
کلاه قرمزی تصمیم می گیرد تا به خواستگاری برود و ازدواج کند تا یک مادر برای بچه ننه پیدا کرده باشد. او به همراه پسرعمه زا خواستگاری می رود اما مورد تمسخر قرار می گیرد، هر کس از او یک چیزی می خواهد، یکی پیگیر کارش می شود و یکی دیگر هم از او می پرسد سربازی رفته یا نه؟!

عروسک قصه ما تصمیم می گیرد به سربازی برود. به همین دلیل هم با پسرعمه زا وارد میدان سربازی می شود. اما این فامیل های دور، خرابکاری هایی در آشپزخانه و خوابگاه و حتی میدان تیر انجام می دهند که آنها را از سربازی اخراج می کنند.

دادگاه خانوادگی

پسرعمه و کلاه قرمزی به دلایل بسیار باید دادگاهی شوند، یکی از این دلایل هم اتهام بچه دزدی از سوی مادر اصلی بچه ننه است. در دادگاه کلاه قرمزی تبرئه می شود و پسرخاله هم با معرفتی که نشان می دهد و سخنرانی که می کند، رضایت همسایگان را برای پسرعمه زا می گیرد اما مادر بچه ننه پیدا شده و از کلاه قرمزی شاکی است اما روند داستان طوری پیش می رود که مادر به اشتباه خودش پی می برد و اعتراض و شکایتش را دادگاه قبول نمی کند. گل قرمزی وارد داستان شده تا کلاه قرمزی را عاشق کند.

مخالف روند همیشگی
گرچه کلاه قرمزی مثل سریال های تلویزیونی اش خنده دار نیست و تنها در صحنه های کوتاهی مخاطب دلش را می گیرد و ریسه می رود اما بدون شک یکی از آن فیلم هایی است که می تواند با استقبال مخاطب روبرو شود. کسانی که مدت های زیادی طرفدار این عروسک بوده اند، به سینما می روند تا این فیلم را ببینند و با رضایت هم از سالن بیرون خواهند آمد.

البته جای عروسک های دیگری مثل ببعی، فامیل دور، جیگر، گیگیلی، خواهرزاده زا و ... خیلی های دیگر در این فیلم خالی است اما این را هم باید در نظر گرفت که ایرج طهماسب به عنوان کارگردان به همراه حمید جبلی به عنوان نویسندگان این فیلم سینمایی ترجیح داده اند عروسک های دیگر را در این داستان بازی ندهند و محوریت داستان را روی قصه کلاه قرمزی بگذارند.


منبع:باشگاه كاربران تبیان
سلام......
آقا ما سه شنبه با رفقا رفتیم دیدیم......(سوءتفاهم نشه....خسیس نیستم.....مدیریت مالی میکنم...)


قسمت سربازیش فوق العاده است........


ولی خوب....فامیل نبود مث تلویزینیش نبود.....
الان باید چی بگیم ؟
جدی پرسیدم !
می خوای پی رو بروسونی ؟
حرف دلت و بزن من دو میلیونیم کجه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!Big Grin
فيلم افتضاح بود اسم فيلم هم به سختي ميشه گذاشت هيچي نداشت نه سناريو نه كارگرداني نه بازيگرداني نه صحنه پردازي و نه خيلي چيزهاي ديگر
بازي بازيگرها خيلي سطحي و نچسب بود اصلا بازي نديدم افراد پشت ميز نشين و بدون تحرك
صحنه پردازي اصلا وجود نداشت استفاده از چند لوكيشن با ابتدايي ترين اجسام عموما سكانس هاي تك نفره زحمت صحنه پردازي و دكوپاژ را از سر خود باز كرده بود خانه ي خراب شده جنگل تك و تنها. تنها صحنه شلوغ در دادگاه سرد خلاصه ميشود تنها چيزي كه ديدم قاضي منشي و يك نفر ديگه كه دو نفر ديگه رو ميشه نديد گرف
در نهايت ميگم پول تنها هدف فيلمساز بود و از ساده ترين راه ميخواست بدون زحمت به هدف برسه سكانس بانك گوياي همه چيز بود
استفاده از شوخي هاي جنسي و خارج ازادببراي خنداندنمخاطب خنده به چه قيمتي فيلمنامه حفره نداشت گسل داشت
از خيلي موارد گذشتم اگر بحث ادامه پيدا كرد ميگم
واقعا فیلم افتضاحی بود فروش بالاش هم به خاطر اینه که چند ساله هر عید نوروز از تلویزیون پخش میشه واقعا متاسفم برای آقای جبلی و طهماسب
[تصویر: tm.aspx?s=kolah%20ghermez_196043.jpg%7C1...86bcedd91e]چرا کلاه قرمزی می فروشد ؟/در باره ی یک نوستالوژی قرمز

با وجود سالها رصد فیلم‌هاي كارگرداناني مانند «ملی‌یس»، «گریفیث»، «فولر»، «کاپرا» و «ویذور»، تا سینمای «دي‌پالما» و «کاپولا» و «اسکورسیزی» و آخری‌هایی مانند «تارانتینو» و «هانکه» و دیگرانی بسیار، به اعتقادم سیاسی واجتماعی‌ترین دیالوگ از پهنه‌ي تاریخ این هنر را از زبان شخصیت پسرخاله شنيده‌ام که در «کلاه قرمزی و پسر خاله» مي‌گفت:« خب مگه چیه؟! مردم گشنه‌ان... »
و نيز به ياد دارم كه زمان اکران «کلاه قرمزی و پسر خاله» در اواسط دهه‌ي هفتاد، تخصصی و روشنفکری‌ترین نشریه‌ي سینمایی وقت، با بی انصافی تمام، فعالیت سرمایه گذاران فیلم یعنی «برادران مدرسی» -که برادر زن‌های طهماسب هم هستند- در شغل واردات یدکی پراید در آن زمان را به تمسخر گرفته بودند و عوام‌زدگی فیلم را ناشی از آن دانسته بودند و طی این سال‌ها، هیچ اقبال و روی خوشی به «طهماسب» و «جبلی» و «مدرسی»‌ها و تولیدات «صحرافیلم» نشان ندادند و خالقان «کلاه قرمزی» هم هیچ‌گاه نگفتند كه چرا کارهای‌شان و به خصوص عروسک های‌شان خاصیت و ماهیت روشنفکرستیز دارند.
[تصویر: 70255.jpg]
تردیدی نیست اگر خاصیت ناشناخته‌ي این مجموعه‌ي عروسکی در روشنفکرستیزی نبود، بسیار کسانی بودند که بساط قرائت‌های فلسفی و ایدئولوژیک را از دیالوگها و جهان‌بینی‌های این عروسک‌ها برپا کنند و دکان‌هایی از تفکرات کاموایی این عروسک‌ها به راه بیاندازند.
به خصوص اینکه همین اواخر دو خالق اصلی این چند صد گرم کاموا و ابر -یعنی طهماسب و جبلی- در اعترافاتی، مبداء استعلایی اين عروسك‌ها را هم افشاء کردند که در آن اوایل به دلیل فقدان و نیستی بودجه‌ي کافی برای تولید مجموعه‌ای عروسکی به نام «صندوق پست»، با مکاشفاتی در حضیض آرشیو عروسکی سیما، کلاه قرمزی و پسرخاله را در شرایطی یافتند که مورچه و لاک‌پشتی در گذار اضمحلال بودند و اصالتی دوبل غیر بشری داشتند.
بی نیاز به دیالکتیک معرفتی برای فهم چیستی و چرایی و چگونگی مقام کبریائی حال دو سوژه‌ي کلاه قرمزی و پسرخاله و یاران افزون شده در طی طریقشان در دو دهه را باید در وحی خوانده‌ای به نام هنر -واقعیت گرفت، واقعیتی مخلوق از «طهماسب» و «جبلی» و یارانشان که خاستگاه بسیاری از ابر مولفان سینماییست.
فارغ از این شروع شوخ مانند، سبب اصلی موفقیت کم‌نوسان مجموعه‌ي «کلاه قرمزی و دوستان» را باید در تشکیل و پایداری گروه تولیدی دانست که در تمامی این سالها رشد و تجربه و صیقل خوردگی آن‌ها را به یکی از پدیده‌های نادر فرهنگی‌مان بدل کرده است؛ گروهی که از همان آغاز با چهار ضلع قابی از مقبولیت و محبوبیت، تعریف و ساختار گرفت.
دو ضلع اصلی این قاب که کاملا شناخته شده‌اند و از آن‌ها بسیار سخن رفته، «ایرج طهماسب» و «حمید جبلی» هستند. ضلع سوم که به مانند اين دو نفر، همیشه ضلع و پای ثابت «كلاه قرمزي» بوده‌اند و در عين حال، کمتر مطرح شده‌اند، برادران «مدرسی» هستند که در مقام تهیه‌کننده و مجری طرح نبض اقتصادی این پدیده‌ي فرهنگی را در دست داشتند و در قالب شرکت فیلمسازی «صحرا فیلم»، تمام نیازهای مربوط را برآورده کرده‌اند.
سه ضلعی که حوزه و سابقه‌ي فعالیتشان در قالب‌ «صحرافیلم» فقط به «کلاه قرمزی» محدود نشد و با آثار موفق و پرفروشي ديگري چون «عینک دودی»، «دختر ایرونی»، «زیر درخت هلو» و حتی اولین تجربه‌ي «حميد جبلی» در مقام كارگرداني سینما - «خواب سفید»- تداوم يافت. از همين روست كه مي‌توان گفت سازوکار و سیاست‌گذاری اقتصادی از دلایل اصلی حیات وتداوم این گروه بوده است. جالب آنكه آنها هم هیچ‌گاه اهداف و اولویت‌های بالای کسب سود اقتصادی از تولیدات خود را انکار و کتمان نکرده‌ و همیشه برد گیشه را از اهداف تولید یک فیلم عنوان کرده‌اند، تا آنجا که با رجعت «ایرج طهماسب» از اقامت خارج از کشور و مشاهده‌ي فیلم هنري و خاص «خواب سفید» حمید جبلی، دلخوری و اختلافات زيادي بین آنها به وجود آمد.
ضلع چهارم اين مجموعه‌‌ي موفق بر خلاف اضلاع قبلی، شامل مجموعه‌ای از افراد است که با خالقان «كلاه قرمزي» معمولاً همکاری مقطعی داشته‌اند. از «پروین شمشکی» تهیه‌کننده‌ي وقت سیما و «مرضیه محبوب» عروسک‌ساز و «دنیا فنی زاده» عروسک گردان از ابتدا گرفته تا «معتمد آریا»ی بازیگر و «علیقلی» آهنگساز در میانه‌ي راه و اضافه شدن جمع جدیدی از صداپیشگان مانند «محمدرضا هدایتی» و مشاورینی چون «حبیب رضایی» در اواخر، همه و همه تشکیل دهنده‌ي این ضلع پر رفت و آمد بودند که طی این چندین و چند سال با هدایت و فراست «طهماسب» کارکرد به روز رسانی فرمی و محتوایی و مهمتر دوپینگ خلاقه‌ای را بر عهده داشتند.

[/i]
به وضوح ریشه‌ي تصاعدهای چشمگیر در موفقیت‌های مجموعه‌های «کلاه قرمزی» را باید از فعالین وقت این ضلع چهارم دانست و ساده‌‌‌ترین راه برای فهمیدن عیار این ضلع، مقایسه موفقيت مجموعه‌های «کلاه قرمزی» با دیگر آثار تولیدی «صحرافیلم» می باشد که فقط از سه ضلع «طهماسب» - «جبلی» و «مدرسی»ها برخوردار بوده‌اند.
«کلاه قرمزی» و دوستانش طی این دو دهه با رسانه‌ي تلویزیون به جذب بالای مخاطب رسیدند و تنها سه هجرت رسانه‌ای از تلویزیون به سینما داشتند که در سینما با وجود جذب بالای مخاطب، نسبت به تلویزیون در جلب رضایتمندی مخاطبان و اخذ نظر خواص و منتقدان بسار کم فروغ بودند و شاید این هم از حیرت‌آوری این عروسک باشد که به مانند بزرگان تاریخ سینما در هجرت‌های رسانه‌ای و هنری دچار شکست و تراژدی شدند.
شیوه‌ي تولید و خلاقه‌پردازی «کلاه قرمزی سازان» در تلویزیون که گروه‌هاي ديگري از جمله آپارتمانی سازهاي نودشبي هم ابتلاء و ارتکاب به آن دارند، به این صورت است که شروع ضبط برای یک آیتم، سکانس و حتی یک اپیزود و قسمت با یک طرح و پیشنهاد از پیش تعیین شده کلید می‌خورد و در ادامه با بداهه‌پردازی و تمرین که تحت نظارت و مدیریت مستقیم «طهماسب» و در پاره‌ای اوقات «جبلی» است، این آیتم و اپیزود بخش تلویزیون به نضج و پختگی لازم می‌رسد، این که عوامل و صداپیشگان این مجموعه در مجموع این سال‌ها هر کدام در مصاحبه‌هایشان بارها اعلام کردند که تمرین و خطاهای هنگام ضبط بسیار کمیک و خنده‌دار است و یا در ابتدای کار آشنایی و آدرسی براي ايفاي نقش خود نداشتند، گویاترین نشانه این سبک و روند تولیدی است.
[i][تصویر: 70256.jpg]
آنها در تولیدات تلویزیون در استودیو و پلاتو در شرایط تنظیم و بسته‌ي آزمایشگاهی مانندی هستند که با استفاده از قابلیت‌های کار با سیستم آنالوگ و سوئیچ همزمان چند دوربین بارها و بارها می‌توانند شوخی‌ها، کلام‌ها، شخصیت‌ها و موقعیت‌های طنز را آزمون و خطا کنند و حتی در اضافه‌کاری به یک قوام و ساختار جدیدتر و جذاب دست پیدا کند. انعطاف و شرایط مهیای این روش تولید را هم بعد از نبوغ هنرمندانش، باید از دلایل اصلی و موفقیت‌آمیز زایش شخصیت‌های محبوب در مجموعه‌های تلویزیونی «کلاه قرمزی» مانند «ببعی» و «فامیل دور» و «آقوی همساده» دانست.
البته این را هم باید اضافه کرد که نوزایی، طراوت و حلاوت این شیوه‌ي کاری فقط در ید و قدرت و تجربه‌ي امثال «طهماسب» و «جبلی» است که با استفاده از دو اصل انعطاف‌پذیری سلیقه‌ایی و فکری و اعتماد به نیروهای جدید جوان و خامی که هر چند دوره یک بار اضافه می‌کنند، نهایت بازدهی مطلوب را از آنها بیرون بکشند.
اما در سینما و کار با نگاتیو سلولویيدی و تک دوربین و... تقریباً هيچ كدام از آن شرایط بسته‌ي آزمایشگاهی برای باروری فکری وجود ندارد و با توجه به استودیویی و پلاتویی نبودن شرایط تولید، حداقل تمرکز لازم حتی برای رسیدن به کیفیتی استاندارد مهیا نمی‌شود و اگر هم با ضیق وقت مواجه باشند و فیلمنامه‌ي کامل و مبسوط در کنار نباشد، ماحصل کار دو سینمایی آخر «کلاه قرمزی» می‌شود که کپی و بازتکراری‌ از مجموعه‌های تلویزیوني اين عروسك محبوب است و گیشه‌های سینماهای اکران کننده، تنها صندوق‌هایشان را از اعتبار فروشی «کلاه قرمزی» و دوستانش در تلویزیون پر می‌کنند.
در كنار اين‌ها، وجود فیلمنامه و متنی کامل همیشه رکنی اساسی از مدیوم سینما بوده که توفیق نسبی سینمایی اول «کلاه قرمزی» وحتي دو کار بعدی اثبات کننده‌ي همین اصل است و ریشه‌ي اصلی ضعف‌ها و نقصان‌های این سه فیلم را در کمال حیرت، بايد در عدم توجه سازندگان و خالقان «كلاه‌قرمزي» به اصول و قواعد اصل رسانه‌ي سینما جستجو كرد؛ آنجايي كه مخاطب در سینما نشسته است، اما مهر و یاد مجموعه‌های تلویزیونی را در سر دارد.
در حاشیه باید اضافه کرد كه اکثر مطروحات اين متن، در مورد غول‌های تلویزیونی دیگری مانند مهران مدیری صدق می کند و این نکته که اصول و قواعد سینما در هیچ شرایطی مسامحه پذیر و سهل انگارانه نیست.
حال حکایت «کلاه قرمزی و بچه ننه» -که این روزها با فروش میلیاردی از بچه مایه‌دارهای به نام تهران شده‌اند- طبق آسیب‌شناسی و روند‌شناسی که از تولیدات «کلاه قرمزی» و دوستانش عرضه شد، قابل پيش‌بيني است. در حقيقت باید مواردی چون حضور دوبلورهای «ببعی» و «فامیل دور»، بچه‌ي گربه یتیم، مرغی که برای خراب نشدن هیکلش تخم نمی‌گذارد؛ «نی‌نی» فرز و پررو، «گل قرمزي» بیوه‌ي بی‌مسئولیت، جنبیدن سر و گوش کلاه قرمزی، دادگاه و دفاعیه‌های گالیله مانند، به لجن کشیدن اصول و قوانین نظامی در پادگان و بسیاری موارد دیگر را از همان طرح و ایده‌های از پیش تعیین شده‌ي خاص باید دانست که چهار ضلعی سازنده‌ي «کلاه قرمزی و بچه ننه» با آنها سر ضبط رفته‌اند، اما در زمان و فضای تولید نتوانسته‌اند آنها را رشد و پرورش دهند و از صدقه سر تجربه‌ي سه ضلع اول است که کار به اتمام رسیده است.
همچنين شخصیت‌های محبوب فرعي، که از بزرگترین محسنات مجموعه‌های اخیر کلاه قرمزی و از علل توفيق آنها به شمار مي‌رفت، ظاهراً به دليل نبود فیلمنامه‌ي کامل و وقت کافی برای تولید در «کلاه قرمزی و بچه ننه» حضور ندارند. به ویژه آنکه گفته شده بلافاصله پس از اتمام ضبط «کلاه قرمزی و بچه ننه»، گروه سازنده به سرعت به سراغ ضبط مجموعه‌ي «کلاه قرمزی 91» رفتند و حتی تولید این مجموعه با پخش هم اختلاف زمانی 48 ساعته داشته و چه بسا که شخصیتهای «جیگر» و «آقوی همساده» هم ورود و حضورشان به جای مجموعه نوروزی در این فیلم سینمایی باید می بوده‏است.
با همه‌ي اين احوالات و با اينكه «کلاه قرمزی» و اقوامش، هيچ بعد آموزشي، ايدئولوژيك و يا فرهنگي خاصي در جهت گسترش فرهنگ ايراني و اسلامي ندارند، اما باید درودی بر شرف «طهماسب» و «جبلی» و «مدرسی‌ها» و دیگر همکارانشان فرستاد که طی این سال‌ها، هیچ‌گاه مردم‌شان و محبت آنها را فراموش نکردند و آنها را به هیچ جریان و جشنواره‌ي و اجنبی نفروختند و هنوز هم سعی می‌کنند كه «گشنگی» را با شوخی و شادی تحمل‌پذیر کنند.
mehrabnews.ir
عاشقشم.........
دوستان توجه کنید این فیلم مربوط به سینمای کودک میشه ها!!!!!!!!!!!!
یعنی واقعا مسخره ساخته شده که فیلم کودک هم نمیشه گذاشت.
تنها پیام فیلم در دادگاست که بدونه اجازه نباید به گاز دست میزد.
(۱۹/شهریور/۹۱ ۲۲:۵۶)mohsen-321 نوشته است: [ -> ]دوستان توجه کنید این فیلم مربوط به سینمای کودک میشه ها!!
اینو کی گفته؟؟؟ Dodgy

نقل قول:یعنی واقعا مسخره ساخته شده که فیلم کودک هم نمیشه گذاشت.
تنها پیام فیلم در دادگاست که بدونه اجازه نباید به گاز دست میزد.
ببخشیداا ولی فکر نکنم قصد این فیلم اسکار بوده باشه که این حرفو میزنی.شما احتمالا قضیه رو نگرفتی که اینجوری میگی!
عزیزم اصلا نمیشه فیلم گذاشت اسمشو انقدر بی محتوا و بد شد.
باز همه چیز به هم خورد مردم جوگیر شدن فیلم فروخت عزیزان سرتون کلاه رفت شما به چی میخندید در فیلم ؟
موارد خنده دار فیلم رو با هم مرور کنیم ؟
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع