۱۲/شهریور/۹۱, ۱۴:۱۲
بسم الله الرّحمن الرّحیم
عقیده اهل سنت در باره خلافت ابوبکر بعد از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
(معرّفی مهم ترین کتب علم عقاید اهل سنت:
کتاب مواقف در علم کلام ، شرح مواقف و شرح مقاصد.
اين كتاب ها در قرن هشتم و نهم هجرى تأليف شده و در حوزه هاى علميّه تدريس مى شده اند. اساتيد فنّ از اهل سنّت شرح ها و حاشيه هاى زيادى بر اين كتاب ها نوشته اند.)
در کتاب شرح المواقف آمده است:
« مقصد چهارم: در مورد امام به حق بعد از رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله است. امامت طبق اعتقاد ما مخصوص ابوبكر است ولى به اعتقاد شيعه امام به حق پس از پيامبر صلى اللّه عليه وآله على است.
ما در اين موضوع دو راه ارائه مى نماييم:
1 ـ راه تعيين امام سخن صريح پيامبر است.
2 ـ راه تعيين امام اجماع مردم است.
اما درباره امامت بعد از پيامبر سخنى از خدا و رسولش ديده نشده است و اما اجماع نيز بر غير ابوبكر ـ كه امّت اتفاق كرده اند ـ نداريم.
فقط بر حقانيّت امامت سه نفر اجماع تحقّق مى يابد: ابوبكر، على و عباس. سپس آن دو نفر (على و عباس) به جهت اين كه مخالفتى با ابوبكر نكردند; پس اگر ابوبكر بر حق نبود به طور حتم آن ها با او منازعه مى كردند.
بنا بر اين دليل امامت ابوبكر از طريق اجماع، كامل و تمام مى شود. » (شرح المواقف، ج8، ص354)
و در کتاب شرح المقاصد نیز آمده است:
« راه تعيين امام يا سخن صريح است، يا اختيار امّت. امّا سخن صريح در حق ابوبكر موجود نيست، ولى او با اتّفاق و اجماع مردم به امامت نصب شده است. » (شرج المقاصد، ج5، ص255)
در این دو کتاب گفته شده که ابوبکر با اجماع خلیفه شد.
اما سؤال ما این است که به راستى آن ها چه اجماع و اتّفاقى را بر امامت ابوبكر ادّعا مى كنند؟
نکته جالبی که در کتاب شرح المقاصد آمده است:
« ما وقتى كه مى گوييم بر امامت ابوبكر اجماع و اتّفاق داريم، ادّعاى اجماع حقيقى و واقعى نمى كنيم چرا كه مدّعى هستيم بر خلاف ابوبكر هم عدّه اى اتّفاق داشتند. و چنين نيست كه همه مردم راضى به امامت ابوبكر بودند، بلكه امامت او در حقيقت بعد از اختلاف بين مهاجرين و انصار و القاى كشمكش بين انصار اوس و خزرج، و تنها با بيعت عمر در سقيفه آغاز شد. » (شرح المقاصد، ج5، ص254 - 267)
بله.
در یکی از مهمترین کتاب های عقاید اهل سنت آمده که ابوبکر مخالف هم داشت. و خلافتش با ابیعت عمر با او در سقیفه آغاز شد.
امّا اهل سنت امروزی میگویند تمام مردم با او بیعت کردند.
نکته جالب تر در کتاب شرح المقاصد:
« تمامى دانشمندان مسلمان بر امامت ابوبكر اتّفاق نظر دارند و با گمان نيكو به آنان، چنين استفاده مى شود كه اگر به اين امر با دليل هاى روشن معرفت پيدا نمى كردند، هرگز همه آن ها بر امامت ابوبكر اتّفاق نظر نداشتند. » (شرح المقاصد، ج2، ص298)
با گمان نیکو به آنان ؟؟؟ (یعنی توجیه کردن تمام مسائل و اشتباهات)
و
« بايد احترام اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه وآله حفظ شود و از طعن و تنقيص آن ها خوددارى گردد و بايد حديث هايى كه به گونه اى نقصى را براى آنان ثابت مى كند توجيه كرد، و آن ها را به غير ظاهر تأويل نمود و آن حديث را در ويژه مواردى كه به مهاجران و انصار مربوط مى شود توجيه كنيم. » (شرح المقاصد، ج2، ص303)
خب.
این هم از اجماع بر سر خلافت ابوبکر. و این هم از جملات تفتازانی مؤلف کتاب شرح المقاصد.
براستی چه مشکلاتی پیش آمده بود که اهل سنت موظفند همه چیز را توجیه کنند و حقیقت را بپوشانند؟؟؟
عقیده اهل سنت در باره خلافت ابوبکر بعد از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
(معرّفی مهم ترین کتب علم عقاید اهل سنت:
کتاب مواقف در علم کلام ، شرح مواقف و شرح مقاصد.
اين كتاب ها در قرن هشتم و نهم هجرى تأليف شده و در حوزه هاى علميّه تدريس مى شده اند. اساتيد فنّ از اهل سنّت شرح ها و حاشيه هاى زيادى بر اين كتاب ها نوشته اند.)
در کتاب شرح المواقف آمده است:
« مقصد چهارم: در مورد امام به حق بعد از رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله است. امامت طبق اعتقاد ما مخصوص ابوبكر است ولى به اعتقاد شيعه امام به حق پس از پيامبر صلى اللّه عليه وآله على است.
ما در اين موضوع دو راه ارائه مى نماييم:
1 ـ راه تعيين امام سخن صريح پيامبر است.
2 ـ راه تعيين امام اجماع مردم است.
اما درباره امامت بعد از پيامبر سخنى از خدا و رسولش ديده نشده است و اما اجماع نيز بر غير ابوبكر ـ كه امّت اتفاق كرده اند ـ نداريم.
فقط بر حقانيّت امامت سه نفر اجماع تحقّق مى يابد: ابوبكر، على و عباس. سپس آن دو نفر (على و عباس) به جهت اين كه مخالفتى با ابوبكر نكردند; پس اگر ابوبكر بر حق نبود به طور حتم آن ها با او منازعه مى كردند.
بنا بر اين دليل امامت ابوبكر از طريق اجماع، كامل و تمام مى شود. » (شرح المواقف، ج8، ص354)
و در کتاب شرح المقاصد نیز آمده است:
« راه تعيين امام يا سخن صريح است، يا اختيار امّت. امّا سخن صريح در حق ابوبكر موجود نيست، ولى او با اتّفاق و اجماع مردم به امامت نصب شده است. » (شرج المقاصد، ج5، ص255)
در این دو کتاب گفته شده که ابوبکر با اجماع خلیفه شد.
اما سؤال ما این است که به راستى آن ها چه اجماع و اتّفاقى را بر امامت ابوبكر ادّعا مى كنند؟
نکته جالبی که در کتاب شرح المقاصد آمده است:
« ما وقتى كه مى گوييم بر امامت ابوبكر اجماع و اتّفاق داريم، ادّعاى اجماع حقيقى و واقعى نمى كنيم چرا كه مدّعى هستيم بر خلاف ابوبكر هم عدّه اى اتّفاق داشتند. و چنين نيست كه همه مردم راضى به امامت ابوبكر بودند، بلكه امامت او در حقيقت بعد از اختلاف بين مهاجرين و انصار و القاى كشمكش بين انصار اوس و خزرج، و تنها با بيعت عمر در سقيفه آغاز شد. » (شرح المقاصد، ج5، ص254 - 267)
بله.
در یکی از مهمترین کتاب های عقاید اهل سنت آمده که ابوبکر مخالف هم داشت. و خلافتش با ابیعت عمر با او در سقیفه آغاز شد.
امّا اهل سنت امروزی میگویند تمام مردم با او بیعت کردند.
نکته جالب تر در کتاب شرح المقاصد:
« تمامى دانشمندان مسلمان بر امامت ابوبكر اتّفاق نظر دارند و با گمان نيكو به آنان، چنين استفاده مى شود كه اگر به اين امر با دليل هاى روشن معرفت پيدا نمى كردند، هرگز همه آن ها بر امامت ابوبكر اتّفاق نظر نداشتند. » (شرح المقاصد، ج2، ص298)
با گمان نیکو به آنان ؟؟؟ (یعنی توجیه کردن تمام مسائل و اشتباهات)
و
« بايد احترام اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه وآله حفظ شود و از طعن و تنقيص آن ها خوددارى گردد و بايد حديث هايى كه به گونه اى نقصى را براى آنان ثابت مى كند توجيه كرد، و آن ها را به غير ظاهر تأويل نمود و آن حديث را در ويژه مواردى كه به مهاجران و انصار مربوط مى شود توجيه كنيم. » (شرح المقاصد، ج2، ص303)
خب.
این هم از اجماع بر سر خلافت ابوبکر. و این هم از جملات تفتازانی مؤلف کتاب شرح المقاصد.
براستی چه مشکلاتی پیش آمده بود که اهل سنت موظفند همه چیز را توجیه کنند و حقیقت را بپوشانند؟؟؟