۱۳/شهریور/۹۱, ۱۷:۰۳
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در این نوشته می خواهیم دو موضوع را روشن کنیم:
1- خلافت عمر با دستور ابوبکر و بدون مشورت با مردم انجام شد.
2- مردم از انتخاب عمر ناراضی بودند.
الف) ابوبکر عمر را بدون مشورت با مردم انتخاب کرد و اکثریت مردم نیز ناراضی بودند:
« لما استخلف أبو بكر عمر (رضي الله عنهما) … قد طلب من معقيب الدوسي أن يخبره عن رأي المسلمين في ذلك فقال له: ما يقول الناس في استخلافي عمر؟ قال: كرهه قوم و رضيه آخرون. قال أبو بكر: الذين كرهوه أكثر أم الذين رضوه؟ قال: بل الذين كرهوه. »
« وقتي أبو بكر ميخواست عمر را به عنوان خليفه معين كند، به معيقب الدوسي صحابي گفت: نظر مردم درباره خليفه شدن عمر چيست؟ گفت: عدهاي از خلافت عمر ناراضي هستند و عدهاي هم راضي هستند. أبو بكر گفت: كساني كه ناراضي هستند تعدادشان بيشتر است يا كساني كه راضي هستند؟ گفت: كساني كه ناراضي هستند. »
(الآداب الشرعية و المنح المرعية امام محمّد بن مفلح، ج 1، ص 71، با تحقيق شعيب أرنوود)
![[تصویر: 01.png]](http://s3.picofile.com/file/7634851498/01.png)
ب) اعتراض مردم به خلافت عمر
« أن أبا بكر حين حضره الموت أرسل إلي عمر يستخلفه، فقال الناس: تستخلف علينا فظا غليظا و لو قد ولينا كان أفظ و أغلظ ، فما تقول لربك إذا لقيته و قد إستخلفت علينا عمر؟ قال أبو بكر: أبربي تخوفونني؟ أقول: أللهم إستخلفت عليهم خير خلقك، ثم أرسل إلي عمر فقال: إني موصيك بوصية. »
« وقتي مرگ أبو بكر فرا رسيد، كسي را فرستاد نزد عمر تا بيايد و او را به عنوان خليفه معين كند. مردم اعتراض كردند و گفتند: تو كسي را براي ما خليفه ميكني كه بد اخلاق و تندخو است! الآن هم كه در زمان خلافت شما است و او خليفه نيست، بد اخلاق و تندخو است و اگر خليفه شود، بدتر خواهد شد! اگر عمر را خليفه ما كني، جواب خدا را چه خواهي داد اگر فردا خدا را ملاقات كني؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا ميترسانيد؟ اگر نزد خدا بروم، ميگويم: بهترين خلقت را خليفه مردم كردم. سپس كسي را دنبال عمر فرستاد و گفت: من تو را به عنوان خليفه معرفي ميكنم. »
(المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج 8، ص 574 ـ / كنز العمال للمتقي الهندي، ج 5، ص 678 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 2، ص 671)
توضیح: نتیجه ای که از این روایت می توان گرفت، این است که:
مردم آمدند به أبو بكر اعتراض كردند، ولي او به اعتراض مردم إعتناء نكرد. آيا منطق حاكم اسلامي بايد اين باشد؟! آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين طوري بود؟ آيا أمير المؤمنين (عليه السلام) اينطوري بود؟ همه با أبو بكر مخالفت كردند، ولي او باز هم عمر را براي خلافت انتخاب كرد.
« لما حضرت أبا بكر الوفاة إستخلف عمر، فدخل عليه علي و طلحة فقالا: من إستخلفت؟ قال: عمر، قالا: فماذا أنت قائل لربك؟ قال: أبالله تعرفاني؟ لأنا أعلم بالله و بعمر منكما، أقول إستخلفت عليهم خير أهلك. »
« وقتي وفات أبو بكر نزديك شد، عمر را به عنوان خليفه معرفي كرد. علي و طلحه وارد شدند بر أبو بكر و گفتند: چه كسي را به عنوان خليفه معين كردهاي؟ گفت: عمر را. گفتند: جواب خدا را چه خواهي داد در برابر اين كاري كه انجام ميدهي؟ گفت: آيا ميخواهيد خدا را به من معرفي كنيد؟ من از شما به خدا و عمر آگاهتر هستم. به خدا ميگويم: بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم. »
(الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج 3، ص 274 ـ / تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 44، ص 251 ـ / إرواء الغليل لمحمد ناصر الألباني، ج 6، ص 80 ـ / كنز العمال للمتقي الهندي، ج 5، ص 677)
توضیح: دیدید ابوبکر چگونه با علی (علیه السلام) و طلحه که دو صحابی سر شناس پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند برخورد کرد و خود را عالم تر از آنان دانست؟؟؟
![[تصویر: 07.png]](http://s1.picofile.com/file/7634852468/07.png)
![[تصویر: 08.png]](http://s1.picofile.com/file/7634852575/08.png)
![[تصویر: 09.png]](http://s2.picofile.com/file/7634853117/09.png)
د) اعتراض مهاجرين و انصار:
« فدخل عليه المهاجرون و الأنصار حين بلغهم أنه استخلف عمر، فقالوا: نراك استخلفت علينا عمر و قد عرفته و علمت بواثقه فينا و أنت بين أظهرنا، فكيف إذا وليت عنا و أنت لاق الله عز وجل فسائلك، فما أنت قائل؟ »
« وقتي خبر به مهاجرين و انصار رسيد كه أبو بكر، عمر را به عنوان خليفه معين كرده است، وارد بر أبو بكر شدند و گفتند: ميبينيم كه عمر را به عنوان خليفه معين كردهاي! با اينكه تو او را ميشناسي و تنديهايش را نسبت به صحابه ميبيني و با اينكه تو هم در ميان ما هستي، او بدرفتاري ميكند! اگر عمر را به عنوان خليفه معين كني و فردا به ملاقات خدا رفتي، جواب خدا را چه خواهي داد؟ »
(الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج 1، ص 25)
![[تصویر: 11.png]](http://s2.picofile.com/file/7634853438/11.png)
ه) اعتراض صحابه:
روایت اوّل:
« و قد تكلموا مع الصديق في ولاية عمر و قالوا: ماذا تقول لربك و قد وليت علينا فظا غليظا؟ قال: أبالله تخوفوني؟ أقول: وليت عليهم خير أهلك. »
« مردم و بزرگان صحابه آمدند نزد أبو بكر و در مورد خلافت عمر به او اعتراض كردند و گفتند: جواب خدا را چه خواهي داد كه فردي را بر ما خليفه كردهاي كه بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا ميترسانيد؟ ميگويم: بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم. »
(منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 6، صفحه 155)
روایت دوّم:
« و لهذا لما استخلفه أبو بكر كره خلافتة طائفة، حتي قال له طلحة: ماذا تقول لربك إذا وليت علينا فظا غليظا؟ فقال: أبالله تخوفوني؟ أقول: وليت عليهم خير أهلك. »
« وقتي أبو بكر، عمر را به عنوان خليفه معين كرد، تعداد زيادي از اين كار ناراضي بودند. طلحه به أبو بكر گفت: جواب خدا را چه خواهي داد كه فردي را بر ما خليفه كردهاي كه بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا ميترسانيد؟ ميگويم: بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم. »
(منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 7، صفحه 461)
در این نوشته می خواهیم دو موضوع را روشن کنیم:
1- خلافت عمر با دستور ابوبکر و بدون مشورت با مردم انجام شد.
2- مردم از انتخاب عمر ناراضی بودند.
الف) ابوبکر عمر را بدون مشورت با مردم انتخاب کرد و اکثریت مردم نیز ناراضی بودند:
« لما استخلف أبو بكر عمر (رضي الله عنهما) … قد طلب من معقيب الدوسي أن يخبره عن رأي المسلمين في ذلك فقال له: ما يقول الناس في استخلافي عمر؟ قال: كرهه قوم و رضيه آخرون. قال أبو بكر: الذين كرهوه أكثر أم الذين رضوه؟ قال: بل الذين كرهوه. »
« وقتي أبو بكر ميخواست عمر را به عنوان خليفه معين كند، به معيقب الدوسي صحابي گفت: نظر مردم درباره خليفه شدن عمر چيست؟ گفت: عدهاي از خلافت عمر ناراضي هستند و عدهاي هم راضي هستند. أبو بكر گفت: كساني كه ناراضي هستند تعدادشان بيشتر است يا كساني كه راضي هستند؟ گفت: كساني كه ناراضي هستند. »
(الآداب الشرعية و المنح المرعية امام محمّد بن مفلح، ج 1، ص 71، با تحقيق شعيب أرنوود)
تصویر شماره 1
[/b]
[/b]
![[تصویر: 01.png]](http://s3.picofile.com/file/7634851498/01.png)
[b]تصویر شماره 2
![[تصویر: 02.png]](http://s2.picofile.com/file/7634851505/02.png)
ب) اعتراض مردم به خلافت عمر
« أن أبا بكر حين حضره الموت أرسل إلي عمر يستخلفه، فقال الناس: تستخلف علينا فظا غليظا و لو قد ولينا كان أفظ و أغلظ ، فما تقول لربك إذا لقيته و قد إستخلفت علينا عمر؟ قال أبو بكر: أبربي تخوفونني؟ أقول: أللهم إستخلفت عليهم خير خلقك، ثم أرسل إلي عمر فقال: إني موصيك بوصية. »
« وقتي مرگ أبو بكر فرا رسيد، كسي را فرستاد نزد عمر تا بيايد و او را به عنوان خليفه معين كند. مردم اعتراض كردند و گفتند: تو كسي را براي ما خليفه ميكني كه بد اخلاق و تندخو است! الآن هم كه در زمان خلافت شما است و او خليفه نيست، بد اخلاق و تندخو است و اگر خليفه شود، بدتر خواهد شد! اگر عمر را خليفه ما كني، جواب خدا را چه خواهي داد اگر فردا خدا را ملاقات كني؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا ميترسانيد؟ اگر نزد خدا بروم، ميگويم: بهترين خلقت را خليفه مردم كردم. سپس كسي را دنبال عمر فرستاد و گفت: من تو را به عنوان خليفه معرفي ميكنم. »
(المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج 8، ص 574 ـ / كنز العمال للمتقي الهندي، ج 5، ص 678 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 2، ص 671)
توضیح: نتیجه ای که از این روایت می توان گرفت، این است که:
مردم آمدند به أبو بكر اعتراض كردند، ولي او به اعتراض مردم إعتناء نكرد. آيا منطق حاكم اسلامي بايد اين باشد؟! آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين طوري بود؟ آيا أمير المؤمنين (عليه السلام) اينطوري بود؟ همه با أبو بكر مخالفت كردند، ولي او باز هم عمر را براي خلافت انتخاب كرد.
تصویر شماره 3
![[تصویر: 03.png]](http://s2.picofile.com/file/7634851826/03.png)
تصویر شماره 4[/b]
![[تصویر: 04.png]](http://s3.picofile.com/file/7634851933/04.png)
تصویر شماره 5
![[تصویر: 05.png]](http://s1.picofile.com/file/7634852040/05.png)
تصویر شماره 6![[تصویر: 06.png]](http://s2.picofile.com/file/7634852147/06.png)
ج) مخالفت حضرت علي (عليه السلام) و طلحه:![[تصویر: 03.png]](http://s2.picofile.com/file/7634851826/03.png)
تصویر شماره 4[/b]
![[تصویر: 04.png]](http://s3.picofile.com/file/7634851933/04.png)
تصویر شماره 5
![[تصویر: 05.png]](http://s1.picofile.com/file/7634852040/05.png)
تصویر شماره 6
![[تصویر: 06.png]](http://s2.picofile.com/file/7634852147/06.png)
« لما حضرت أبا بكر الوفاة إستخلف عمر، فدخل عليه علي و طلحة فقالا: من إستخلفت؟ قال: عمر، قالا: فماذا أنت قائل لربك؟ قال: أبالله تعرفاني؟ لأنا أعلم بالله و بعمر منكما، أقول إستخلفت عليهم خير أهلك. »
« وقتي وفات أبو بكر نزديك شد، عمر را به عنوان خليفه معرفي كرد. علي و طلحه وارد شدند بر أبو بكر و گفتند: چه كسي را به عنوان خليفه معين كردهاي؟ گفت: عمر را. گفتند: جواب خدا را چه خواهي داد در برابر اين كاري كه انجام ميدهي؟ گفت: آيا ميخواهيد خدا را به من معرفي كنيد؟ من از شما به خدا و عمر آگاهتر هستم. به خدا ميگويم: بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم. »
(الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج 3، ص 274 ـ / تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 44، ص 251 ـ / إرواء الغليل لمحمد ناصر الألباني، ج 6، ص 80 ـ / كنز العمال للمتقي الهندي، ج 5، ص 677)
توضیح: دیدید ابوبکر چگونه با علی (علیه السلام) و طلحه که دو صحابی سر شناس پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند برخورد کرد و خود را عالم تر از آنان دانست؟؟؟
تصویر شماره7
![[تصویر: 07.png]](http://s1.picofile.com/file/7634852468/07.png)
تصویر شماره 8
[/b]
[/b]
![[تصویر: 08.png]](http://s1.picofile.com/file/7634852575/08.png)
[b]تصویر شماره9
![[تصویر: 09.png]](http://s2.picofile.com/file/7634853117/09.png)
تصویر شماره 10
![[تصویر: 10.png]](http://s3.picofile.com/file/7634853224/10.png)
« فدخل عليه المهاجرون و الأنصار حين بلغهم أنه استخلف عمر، فقالوا: نراك استخلفت علينا عمر و قد عرفته و علمت بواثقه فينا و أنت بين أظهرنا، فكيف إذا وليت عنا و أنت لاق الله عز وجل فسائلك، فما أنت قائل؟ »
« وقتي خبر به مهاجرين و انصار رسيد كه أبو بكر، عمر را به عنوان خليفه معين كرده است، وارد بر أبو بكر شدند و گفتند: ميبينيم كه عمر را به عنوان خليفه معين كردهاي! با اينكه تو او را ميشناسي و تنديهايش را نسبت به صحابه ميبيني و با اينكه تو هم در ميان ما هستي، او بدرفتاري ميكند! اگر عمر را به عنوان خليفه معين كني و فردا به ملاقات خدا رفتي، جواب خدا را چه خواهي داد؟ »
(الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج 1، ص 25)
تصویر شماره11
![[تصویر: 11.png]](http://s2.picofile.com/file/7634853438/11.png)
تصویر شماره 12
![[تصویر: 12.png]](http://s3.picofile.com/file/7634853545/12.png)
ه) اعتراض صحابه:
روایت اوّل:
« و قد تكلموا مع الصديق في ولاية عمر و قالوا: ماذا تقول لربك و قد وليت علينا فظا غليظا؟ قال: أبالله تخوفوني؟ أقول: وليت عليهم خير أهلك. »
« مردم و بزرگان صحابه آمدند نزد أبو بكر و در مورد خلافت عمر به او اعتراض كردند و گفتند: جواب خدا را چه خواهي داد كه فردي را بر ما خليفه كردهاي كه بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا ميترسانيد؟ ميگويم: بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم. »
(منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 6، صفحه 155)
تصویر شماره13
![[تصویر: 13.png]](http://s2.picofile.com/file/7634853866/13.png)
« و لهذا لما استخلفه أبو بكر كره خلافتة طائفة، حتي قال له طلحة: ماذا تقول لربك إذا وليت علينا فظا غليظا؟ فقال: أبالله تخوفوني؟ أقول: وليت عليهم خير أهلك. »
« وقتي أبو بكر، عمر را به عنوان خليفه معين كرد، تعداد زيادي از اين كار ناراضي بودند. طلحه به أبو بكر گفت: جواب خدا را چه خواهي داد كه فردي را بر ما خليفه كردهاي كه بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا ميترسانيد؟ ميگويم: بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم. »
(منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 7، صفحه 461)
تصویر شماره14
![[تصویر: 14.png]](http://s3.picofile.com/file/7634854294/14.png)
نکته مهم:
در بعضی از اسناد، عکس مورد نظر جلد یا صفحه اش با منبع نوشته شده همخوانی ندارد.
و این بخاطر این است که انتشارت کتابی که حقیر دارم، با انتشارات کتابی که سند های آن نوشته شده است، متفاوت است.
در بعضی از اسناد، عکس مورد نظر جلد یا صفحه اش با منبع نوشته شده همخوانی ندارد.
و این بخاطر این است که انتشارت کتابی که حقیر دارم، با انتشارات کتابی که سند های آن نوشته شده است، متفاوت است.