۲۴/آبان/۸۹, ۸:۰۳
اگر چه جهان هر روز شاهد تحولات سیاسی، حوادث تغییر دهنده و فجایع انسانی بسیاری است، امر بروز عمدهترین حوادث سرنوشتساز در ماه «سپتامبر»، این شائبه را ایجاد میکند که «آیا ماه سپتامبر برای قدرتهای شیطانی، ماهی خاص و مقدس است»؟! آیا همان طور که مسلمانان ماه رمضان را ماهی مبارک و مقدس میدانند، آنها نیز در ماه سپتامبر برای خود شانس و یمنی قایل هستند؟!
شاید با توجه به شعارهای تبلیغاتی و جنجالهای رسانهای مبنی بر «لائیکیسم، سکولاریسم و...» و هم چنین نمایشهای بسیار جدی سران غرب در ارتباط با «جدایی دین از سیاست»، بسیار گمان كنند که واقعاً قدرتهای بزرگ و سران اقتصادی و سیاسی آنها به هیچ دین و مکتبی پایبندی ندارند و به جز عینک «علم تجربی»، هیچ عینکی بر چشم ندارند، اما اغلب آنها بسیار متعصابه «شیطان پرست» و عضو تشکیلات فراماسون هستند و به همین دلیل است که تمام اصول فراماسونی را رعایت كرده و از نمودهای ماسونی در طرح لوگوها و آرمهای کارخانجات، کالاها یا محصولات و حتی آرم شبکههای تلویزیونی و... استفاده میکنند.
در مورد شیطانپرستی در قالب تشکیلات ماسونی که صهیونیسم یکی از اولاد ناخلف آنهاست و سرانی که به صورت اعتقادی و تشکیلاتی وابسته به این مذهب و تشکیلات هستند، امید داریم که پس پایان تحقیقات اطلاعاتی خوب، مفید و مستندی ارائه شود، اما در این مقوله فقط به توجه و اعتقاد آنها به ماه «سپتامبر» اشاره میشود.
شیطانپرستها اعتقاد و علاقهی خاصی به ماه سپتامبر دارند! شاید آغاز رسمی تشکیلات شیطان پرستی ماسونی در ماه سپتامبر بوده است و به همین دلیل صهیونیسم را هم در ماه سپتامبر نطفهگذاری کردند و همهی حوادث سیاسی مهم عالم، به ویژه حوادثی که در راستای تشکیل حکومت جهانی ماسونی میباشد، از دو قرن پیش تا کنون در ماه سپتامبر پایه گذاری شده است، که جدول آنها از تاریخ 1814 تا 2010 به شکل ذیل است.
اگر چه جهان پر التهاب ما هر روز شاهد وقوع حوادث دلخراشی چون جنگ، قتل عام زنان و کودکان، نسلکشی، ترور و...، به عاملیت مستقیم یا غیر مستقیم آمریکا میباشد، اما دعوت عجیب کشیش شیطانپرست آمریکایی از مردم ایالت خود برای شرکت در مراسم به آتش کشیدن قرآن [که یکی از شروط ماسونی و عبادات شیطانپرستی است] در ماه سپتامبر 2010، ذهن را به یاد خودزنی آمریکا در انفجار برجهای دوقلو و نیز بخشی از ساختمان پنتاگون و بهانه قراردادن این خودزنی برای اشغال نظامی و مستقیم افغانستان انداخت.
اشغال نظامی افغانستان و تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه، ذهن را بدین سو کشاند: اولین نشست قدرتها برای تقسیم جهان بین چهار قدرت موسوم به «کنگره وین» نیز در ماه سپتامبر بود – ترور مک کینلی رئیس جمهور آمریکا و روی کار آمدن روزولت و تغییر تاریخ سیاسی جهان در ماه سپتامبر بود – سقوط حکومت عثمانی در ماه سپتامبر بود – اعلام جنگ ژاپن به آمریکا و جنگ جهانی دوم – ترور رئیس جمهور و نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران – ترور احمد شاه مسعود در افغانستان و.... بسیاری از حوادث سرنوشتساز دیگر در ماه سپتامبر بود...، لذا این سؤال ذهنی پیش آمد که با توجه به اعتقادات، پایبندی و تعصبات شدید قدرتهای بزرگ سیاسی و اقتصادی جهان به شیطانپرستی که در قالب تشکیلات «ماسونی» تعریف میشود و حتی صهیونیسم بینالملل نیز یکی از موالید ماسون است، آیا «سپتامبر» برای آنان ماه مقدس و مبارکی است؟
از این رو تصمیم برآن شد تا کلیهی حوادث عمدهی جهان که نقش تعیین کنندهای در تغییر و تقریر سرنوشت کشورها و ملتها و در راستای تحقق هدف غایی که تشکیل دولت واحد جهانی به مالکیت «شیطان بزرگ» داشتند استخراج شود.
نتایج این مطالعات نه تنها ذهنیت فوق را تشدید، تأیید و تصدیق كرد، بلکه منجر به دستیابی به اطلاعات تاریخ سیاسی بسیار جالب، مدون و مستندی شد که تحت عنوان (رمز سپتامبر)، به کاربران و محققین گرامی هدیه میشود.
12 سپتامبر 1814
اولين توافق رسمي براي تقسيم دنيا بين چهار قدرت بزرگ وقت صورت پذيرفت! كه منجر به برگزاري «كنگره وين» گرديد ، چهار قدرت وقت و رؤساي آنها عبارت بودند از:
الف - انگلستان: شالبران ب- روسيه: تزار الكساندر پ- اتريش: فرانسيس اول ت- پروس (آلمان): ويلهلم سوم
يك مورخ فرانسوي: حقوق عمومي از اين پس جزء حقوق قدرتمندها نخواهد بود.
شايد به خاطر همين آغاز رسمي جهانخواري، اين ماه براي غربيها (به ويژه آمريكا) خوش يمن تلقي شده است؟!
سپتامبر 1822
انجام گردهمايي وفرفن «Verone». در اين نشست كشورهاي «روس، پروس، فرانسه و اتريش» براي دخالت مستقيم در جنبشهاي آزادي خواهانه كشورهاي ديگر به توافق رسيدند!
28 سپتامبر 1854
قبل از آن كه جنگ روسيه با عثماني كه به «جنگ كريمه» معروف است آغاز شود، روسيه ايران را مجبور به عقد تعهد مبني بر عدم دخالت كرد.
سپتامبر 1870
كشور پروس (آلمان) با حمايت قوي انگليس ناپلئون را شكست ميدهد. اين شكست باعث ميگردد تا نام فرانسه از گروه ابر قدرتها محو شود و دست از حمايت عثماني بردارد. با تضعيف فرانسه بحران بالكان شكل ميگيرد، تجزيه عثماني و نظر دوختن ابرقدرتهاي باقيمانده به بوسني و هرزگوين قوت ميگيرد و تغيير سرنوشت فلسطين آغاز ميشود!
6 سپتامبر 1901
مك كينلي رئيس جمهور وقت آمريكا ترور ميشود و معاون وي «روزولت» كه از حزب جمهوريخواه بود قدرت را در به دست ميگيرد؟! و با روي كار آمدن وي، سياستهاي خارجي آمريكا بهطور كلي تغيير مييابد.
هاوارد بيل ميگويد: اگر چه روزولت مواهب صلح را ارج مينهاد، ولي در نهان آرزوي هيجان جنگ داشت.
سپتامبر 1908
بحران بالكان نتيجه ميدهد و دولت عثماني ميپذيرد تا بوسني و هرزگوين به كشور اتريش ملحق شوند. قابل توجه است كه از سال 1906 داهونت هال «Conted’Aehenthal» كه يهودي الاصل بود به عنوان وزير امور خارجه اتريش منصوب شد.
5 سپتامبر 1911
مصادف است با فرار «محمد علي شاه» از ايران.
سپتامبر 1911
حوادث سپتامبر در اين سال بسيار قابل توجه است:
ايتاليا در ليبي كه تحت حاكميت عثماني بود مداخله ميكند!
دولت بزرگ عثماني از نقشهي جغرافيايي محو ميشود!
جنگ جهاني اول آغاز ميگردد!
بر اساس معاهدهي لندن، تمامي سرزمينهاي عثماني در اروپا تسليم ميشوند.
جزاير اژه و كرت به اتحاديه بالكان ملحق ميشوند!
سپتامبر 1912
تافت (William H.Taft) بيست و هفتمين رئيس جمهور آمريكا (از حزب جمهوريخواه) در آخرين سال صدارت 750 تفنگدار آمريكايي را به دومينيكن روانه ميسازد تا رئيس جمهور آن كشور را مجبور به استعفا نمايد و به اصطلاح خود بر انتخابات نظارت مستقيم داشته باشد!
سپتامبر 1913
ويلسون (Woodrow-Wilson) بيست هشتمين رئيس جمهور آمريكا (از دمكراتها) يك اسكاتراند نيروي دريايي را براي جلوگيري از بروز انقلاب به دومينيكن اعزام ميدارد!
23 سپتامبر 1914
وبلا با پشتيباني ويلسون و براهان وزير خارجه آمريكا به «كارانزا» رئيس حكومت موقت مكزيك اعلام جنگ نمود و ايالات متحد حمايت از نيروهاي تحت فرماندهي وي را بر عهده گرفت!
اوايل سپتامبر 1917
مراكز سازمان كارگران صنعتي جهان در آمريكا كه قدرت متحدي در مقابل دولت ويلسون بودند، به صورت دفعي مورد هجوم نيروها مسلح تحت عنوان ضابطان وزارت دادگستري قرار ميگيرند و يك سال بعد تمامي اعضاي اين سازمان در واشنگتن محاكمه و محكوم ميشوند!
سپتامبر 1919
ويلسون رئيس جمهور آمريكا براي تأسيس جامعه ملل، طي 22 روز در اين ماه، 8000 مايل با اتومبيل روباز سفر نمود و 36سخنراني انجام داد. در طي راه از مردم حمايت ميطلبيد و مخالفين احتمالي خود را به باد مسخره ميگرفت!
جامعه ملل كه پس از جنگ جهاني اول تأسيس شد، بر پايه «نظم نوين جهاني» ويلسون كه براي تمامي دنيا در 14 ماده تدوين شده بود شكل گرفت.
سپتامبر 1922
طرح تقسيمبندي سرزمينهاي تحت قيموميت قدرتها به شرح ذيل به اجرا درآمد:
سرزمینهای گروه A: لبنان و سوريه به «فرانسه» و عراق و فلسطين به «انگلستان» واگذار شد!
سرزمینهای گروه B: توگوند ، کامرون و تانگانیا به « انگلستان » ، کامرون به «فرانسه» ، لورندی به «بلژیک» واگذار شد!
سرزمینهای گروه C: آفريقاي جنوب غربي به «آفريقاي جنوبي»، مارياناس، كارولين و مارشال به «ژاپن»! ايرلند به «بريتانيا»، جزاير سليمان به «استراليا» و ساموآ به «نيوزلند» واگذار شد!
21 سپتامبر 1922
براي نخستين بار اصل تعرفه گمركي شناور به نام «Fordney-Mc camber Toariff» از سوي كنگره آمريكا تصويب شد. بر اساس اين تعرفه مؤسسات بازرگاني آمريكايي حق داشتند براي تأمين سوخت در عصر اتومبيل، از امكانات برابر با كشورهاي استعمارگر برخوردار باشند!
شايد اين از نتايج مثبت 8000 مايل سفر با اتومبيل رئيس جمهور آمريكار بوده است!
سپتامبر 1922
وحيد الدين آخرين پادشاه عثماني از سلطنت خلع ميگردد و با يك كشتي انگليسي خاك تركيه را ترك مينمايد!
29 سپتامبر 1923
آتا ترك در تركيه بر سر كار ميآيد و نظام كشور را از پادشاهي به «جمهوريت لائيك» تبديل مينمايد! در همين زمان رضا شاه نيز در ايران براي گرفتن قدرت پادشاهي مطرح ميشود.
18 سپتامبر 1931
بحران وال استريت كه بحران بزرگ اقتصادي آمريكا بود درسال 1929 شروع شد و تا 1932 ادامه يافت. نام ديگر اين دوران «بهار كلم پيچ» بود! چرا كه مردم آمريكا چيز ديگري براي خوردن نداشتند!
در اين دوران هوور و روزولت به عنوان منجي بحران اقتصادي، بر اساس مصوبات گمركي، با اروپا متحد و مصمم ميشوند تا بازار مناسبي براي كالاهاي ژاپني در چين ايجاد كنند (به منظور گسترش نفوذ اقتصادي و فرهنگي ژاپن هم پيمان در چين). ارتش ژاپن براي زمينهسازي، حادثهاي دروغين در خطوط اصلي راهآهن منچوري ايجاد مينمايد و چين را به دستداشتن در اين حادثه متهم ميكند و زمينه براي جنگي بزرگ آماده ميشود. اين جنگ هزينههاي زيادي دربر داشت كه به نفع اقتصاد آمريكا و اروپا تمام شد.
سپتامبر 1935
در گردهمايي سران حزب نازيسم، قانون يهودي ستيزي تحت عنوان «Nuremberg Lows» با ارائه از تعريفي حقوقي يهود به تصويب ميرسد.
29 سپتامبر 1938
هيتلر با چكسلواكي در جنگ بود و معتقد بود كه بخش آلماني زبان آن كشور بايد به آلمان منضم گردد. با برنامهريزي چمبرلين نخست وزير بريتانيا، به عنوان ميانجي، كنفرانسي در مونيخ تشكيل ميگردد. اما جالب آن كه در اين كنفرانس تجزيه چكسلواكي و واگذاري بخشي از خاك اين كشور به هيتلر تصويب ميشود و هيتلر براي آغاز جنگ جهاني آمادهتر ميگردد. نكته جالبتر آن كه روزولت پس از اين اقدام تعجبآور چمبرلين منجي، يك تلگراف شامل بر دو كلمه! مبني بر «Good man» مرد خوب – براي چمبرلين ميفرستند و بدينواسطه او را تحسين ميكند!
به راستي چرا بريتانيا و آمريكا با اين اقدام هيتلر كه به اصطلاح رهبر سياست يهودي ستيزي بود موافق بودند و از او حمايت ميكردند؟! آيا همچون بهانه قرار دادن 11 سپتامتر براي حضور در افغانستان و يا چراغ سبز نشان دادن به صدام براي حمله به كويت و در نتيجه بهانه نمودن اين حمله براي حضور نظامي در عراق، پس از فروپاشي عثماني و سيطره بر فلسطين، آمريكا و انگلستان در صدد بودند كه يهودياني تحت آزار نازيسم قرار گيرند و به فلسطين عزيمت كنند و كشور اسرائيل را تشكيل دهند؟!
يكم سپتامبر 1939
هيتلر حمله گستردهي نظامي خود به كشور لهستان (كه آن را تسخير نمود) را آغاز ميكند!
سپتامبر 1939
آغاز جنگ جهاني دوم!
پس از تحريك و تشويق هيتلر توسط آمريكا و بريتانيا (انگليس) به اشغال چكسلواكي و لهستان، جنگ جهاني دوم براي مقابله با كشورگشايي هيتلر آغاز ميشود.
جالب آن كه به رغم اعلام بيطرقي آمريكا در اين جنگ، حاصل جنگ به نفع آمريكا تمام ميشد! چنانچه «هنري لوس» بنيانگذار خبرگزاری Time درست یک سال پس از آغاز این جنگ اعلام داشت : آمریکا اینک پایتخت علمی، هنری و فکری جهان شده است و دنیا وارد یک قرن آمریکایی شده است. و جالب تر آنکه جرج بوش پسر پس از 80 سال از آن تاریخ همزمان با به بحران کشیده شدن خاورمیانه و دنیا، عین همان جمله را تکرار می کند.
بطور كلي نتيجه جنگ جهاني دوم را ميتوان در ضعف و كنارهگيري بريتانيا و فرانسه از ابر قدرتي پس از تضعيف در جنگ با هيتلر، تجزيه آلمان بزرگ، شكست ژاپن به عنوان قدرت جهاني ديگر و مطرح شدن آمريكا به عنوان ابر قدرت قرن بيستم با تحمل كمترين صدمات و رشد درآمد سرانه، خلاصه كرد.
شايد مهمترين فايده جنگ جهاني دوم براي آمريكا اين بود كه اگر ميخواست قبل از جنگ جهاني به عنوان ابرقدرت مطرح شود، بايد با قدرتهاي وقت (مانند آلمان، انگليس، فرانسه، اتريش و...) درگير ميشد و اگر از ابتداي جنگ وارد عمل ميشد خود نيز تضعيف ميگرديد، لذا دو سال پس از جنگ و تضعيف همه قدرتها وارد عمل شد.
سپتامبر 1940
«با توجه به جنگ جهاني، تضعيف نظامي و اقتصادي ابرقدرتهايزمان و فضاي مناسب براي اذهان عمومي كه از كشيده شدن دامنه جنگ ميآمريكا هراس داشتند»، روزولت طرح ايجاد يك ارتش بزرگ را به كنگره آمريكا تسليم ميكند!
16 سپتامبر 1941
حمله نظامي قوامي متفقين به ايران و استعفاي «رضا شاه» و آغاز سلطنت فرزندش «محمدرضا پهلوي» در شهريور 1320
4 سپتامبر 1941
با پرتاب يك اژدر از زيردريايي آلماني به ناوشكن آمريكايي به نام Greer، پس از گذشت دو سال از آغاز جنگ جهاني و ضعيف شدن همه قدرتهاي درگير در جنگ (آلمان، فرانسه، انگليس و...)، زمينه و بهانه براي حضور آمريكا فراهم ميشود.
روزولت كه سال گذشته ارتش بزرگ را به تصويب رسانده بود، در 11 سپتامبر اعلام ميدارد كه اين كشتي مسافري بوده و اين حمله را بدون پاسخ نخواهد گذاشت!
البته واقعیت این بود که ناوشکن جنگی آمریکایی حدود سه ساعت و نیم زیر دریایی آلمانی را تعقیب می نمود و چهار بمب Dept Charges به سوی آن شلیک نموده بود. زیر دریایی هم اژدری شلیک کرد که از فاصله يكصد ياردي ناوشكن عبور كرد و ناوشكن سالم به ايسلند بازگشت!
در واقع يك فضاسازي كامل (مانند به وجود آوردن و به قدرت رساندن اسامه بن لادن و نيز تشويق صدام و قوت بخشيدن به او و سپس حلمه براي جلوگيري از تداوم قدرت آنها به افغانستان و عراق) آماده سازي افكار عمومي براي حضور نظامي آمريكا انجام پذيرفت.
6 سپتامبر 1941
ژاپن طرح جنگ با آمريكا و بريتانيا را تصويب ميكند!
نيمه سپتامبر 1941
دولت آمريكا طرح خدمت اجباري در طول جنگ و نيز گسيل سربازان آمريكايي به هر نقطه از دنيا را به تصويب ميرساند. اين طرح توسط مجلس نمايندگان و بدون اخذ موافقت مجلس سناي آمريكا به تصويب ميرسد.
قابل توجه است كه بدون تصويب اين قانون، نه تنها آمريكا هيچ اجازهي موجهي براي حضور نظامي در كشورهاي ديگر نداشت، بلكه مردم آن كشور نيز مايل به جنگ و حضور در خدمت سربازي نبودند.
9 سپتامبر 1942
با اعمال فشار از سوی آمريكا، انگليس و شوروي، ايران به آلمان اعلام جنگ ميدهد.
2 سپتامبر 1945
با شكست ژاپن به عنوان تنها قدرت بازمانده پس از حمله اتمي آمريكا، جنگ جهاني دوم به پايان ميرسد!
بايد توجه داشت كه شكست ژاپن نيازي به حمله اتمي نداشت، بلكه پس از تضعيف همهي قدرتها و نزديك شدن پايان جنگ، آمريكا با پرتاب بمب اتمي، قدرت نظامي مخرب خود را به دنيا علام و تحميل مينمايد و به اروپاي تضعيف شده نيز ميفهماند كه دوران ابرقدرتي آنها به پايان رسيده است!
سپتامبر 1945
طرح تقسيم اروپا به دو قطب غربي و شرقي (نوعي اتحاد) در كنفرانس لندن، به علت ديپلماسي اتمي آمريكا با شكست مواجه ميشود!
15 سپتامبر 1945
شورش فرقه دمكرات آذربايجان با حمايت و دخالت مستقيم شوروي آغاز ميگردد كه به تجزيه ايران و تشكيل حكومت محلي منجر ميشود!
23 سپتامبر 1946
ناصر قشقايي رهبر نهضت فارس نيز تلگرامي به قوام مخابره نمود كه طي آن خواستار تشكيل حكومت محلي شد!
دقت شود كه طرح تجزيه ايران (كه امروزه در انديشهي سياسي آمريكا مطرح است) از سال 6 – 1945، يعني بلافاصله پس از شكست ژاپن و پايان جنگ جهاني كه فقط به نفع آمريكا تمام شده بود، آغاز شد.
در آن زمان كه اندكي از اشغال ايران توسط نيروهاي متفقين ميگذشت و حضور نظاميان و ديپلماتهاي خارجي در ايران ميگذشت، در استانهاي آذربايجان، كردستان، خوزستان و فارس شورشهايي براي به دست آوردن خود مختاري و استقرار حكومت محلي صورت پذيرفت!
2 سپتامبر 1947
پيمان ريو «Rio Treaty» به تصويب ميرسد. بر اساس اين پيمان اگر تجاوزي بر عليه آمريكا يا يكي از كشورهاي عضو صورت پذيرفت، همه كشورهاي عضو بايد وارد عمل شوند!
2 سپتامبر 1950
به بهانهي پيمان ريو، سازمان ملل به عنوان بازوي نظامي آمريكا درآمد. در اين تاريخ كليه نيروي هوايي سازمان ملل متحد با شتاب تمام به عنوان حمايت از نيروي زميني آمريكا و كره جنوبي، وارد صحنه نبرد بين دو كره شد و نيروهاي آمريكايي و كره جنوبي 440 حمله عليه كره شمالي را سازماندهي و اجرا كردند!
15سپتامبر 1950
لشكر دهم و بخشي از لشكر اول نيروي دريايي ارتش آمريكا از زمين و هوا و دريا به ساحل بندر اينچون «Inchon» حمله كردند. اين يورش تحت فرماندهي مستقيم ژنرال مك آرتور صورت پذيرفت.
شاید با توجه به شعارهای تبلیغاتی و جنجالهای رسانهای مبنی بر «لائیکیسم، سکولاریسم و...» و هم چنین نمایشهای بسیار جدی سران غرب در ارتباط با «جدایی دین از سیاست»، بسیار گمان كنند که واقعاً قدرتهای بزرگ و سران اقتصادی و سیاسی آنها به هیچ دین و مکتبی پایبندی ندارند و به جز عینک «علم تجربی»، هیچ عینکی بر چشم ندارند، اما اغلب آنها بسیار متعصابه «شیطان پرست» و عضو تشکیلات فراماسون هستند و به همین دلیل است که تمام اصول فراماسونی را رعایت كرده و از نمودهای ماسونی در طرح لوگوها و آرمهای کارخانجات، کالاها یا محصولات و حتی آرم شبکههای تلویزیونی و... استفاده میکنند.
در مورد شیطانپرستی در قالب تشکیلات ماسونی که صهیونیسم یکی از اولاد ناخلف آنهاست و سرانی که به صورت اعتقادی و تشکیلاتی وابسته به این مذهب و تشکیلات هستند، امید داریم که پس پایان تحقیقات اطلاعاتی خوب، مفید و مستندی ارائه شود، اما در این مقوله فقط به توجه و اعتقاد آنها به ماه «سپتامبر» اشاره میشود.
شیطانپرستها اعتقاد و علاقهی خاصی به ماه سپتامبر دارند! شاید آغاز رسمی تشکیلات شیطان پرستی ماسونی در ماه سپتامبر بوده است و به همین دلیل صهیونیسم را هم در ماه سپتامبر نطفهگذاری کردند و همهی حوادث سیاسی مهم عالم، به ویژه حوادثی که در راستای تشکیل حکومت جهانی ماسونی میباشد، از دو قرن پیش تا کنون در ماه سپتامبر پایه گذاری شده است، که جدول آنها از تاریخ 1814 تا 2010 به شکل ذیل است.
اگر چه جهان پر التهاب ما هر روز شاهد وقوع حوادث دلخراشی چون جنگ، قتل عام زنان و کودکان، نسلکشی، ترور و...، به عاملیت مستقیم یا غیر مستقیم آمریکا میباشد، اما دعوت عجیب کشیش شیطانپرست آمریکایی از مردم ایالت خود برای شرکت در مراسم به آتش کشیدن قرآن [که یکی از شروط ماسونی و عبادات شیطانپرستی است] در ماه سپتامبر 2010، ذهن را به یاد خودزنی آمریکا در انفجار برجهای دوقلو و نیز بخشی از ساختمان پنتاگون و بهانه قراردادن این خودزنی برای اشغال نظامی و مستقیم افغانستان انداخت.
اشغال نظامی افغانستان و تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه، ذهن را بدین سو کشاند: اولین نشست قدرتها برای تقسیم جهان بین چهار قدرت موسوم به «کنگره وین» نیز در ماه سپتامبر بود – ترور مک کینلی رئیس جمهور آمریکا و روی کار آمدن روزولت و تغییر تاریخ سیاسی جهان در ماه سپتامبر بود – سقوط حکومت عثمانی در ماه سپتامبر بود – اعلام جنگ ژاپن به آمریکا و جنگ جهانی دوم – ترور رئیس جمهور و نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران – ترور احمد شاه مسعود در افغانستان و.... بسیاری از حوادث سرنوشتساز دیگر در ماه سپتامبر بود...، لذا این سؤال ذهنی پیش آمد که با توجه به اعتقادات، پایبندی و تعصبات شدید قدرتهای بزرگ سیاسی و اقتصادی جهان به شیطانپرستی که در قالب تشکیلات «ماسونی» تعریف میشود و حتی صهیونیسم بینالملل نیز یکی از موالید ماسون است، آیا «سپتامبر» برای آنان ماه مقدس و مبارکی است؟
از این رو تصمیم برآن شد تا کلیهی حوادث عمدهی جهان که نقش تعیین کنندهای در تغییر و تقریر سرنوشت کشورها و ملتها و در راستای تحقق هدف غایی که تشکیل دولت واحد جهانی به مالکیت «شیطان بزرگ» داشتند استخراج شود.
نتایج این مطالعات نه تنها ذهنیت فوق را تشدید، تأیید و تصدیق كرد، بلکه منجر به دستیابی به اطلاعات تاریخ سیاسی بسیار جالب، مدون و مستندی شد که تحت عنوان (رمز سپتامبر)، به کاربران و محققین گرامی هدیه میشود.
12 سپتامبر 1814
اولين توافق رسمي براي تقسيم دنيا بين چهار قدرت بزرگ وقت صورت پذيرفت! كه منجر به برگزاري «كنگره وين» گرديد ، چهار قدرت وقت و رؤساي آنها عبارت بودند از:
الف - انگلستان: شالبران ب- روسيه: تزار الكساندر پ- اتريش: فرانسيس اول ت- پروس (آلمان): ويلهلم سوم
يك مورخ فرانسوي: حقوق عمومي از اين پس جزء حقوق قدرتمندها نخواهد بود.
شايد به خاطر همين آغاز رسمي جهانخواري، اين ماه براي غربيها (به ويژه آمريكا) خوش يمن تلقي شده است؟!
سپتامبر 1822
انجام گردهمايي وفرفن «Verone». در اين نشست كشورهاي «روس، پروس، فرانسه و اتريش» براي دخالت مستقيم در جنبشهاي آزادي خواهانه كشورهاي ديگر به توافق رسيدند!
28 سپتامبر 1854
قبل از آن كه جنگ روسيه با عثماني كه به «جنگ كريمه» معروف است آغاز شود، روسيه ايران را مجبور به عقد تعهد مبني بر عدم دخالت كرد.
سپتامبر 1870
كشور پروس (آلمان) با حمايت قوي انگليس ناپلئون را شكست ميدهد. اين شكست باعث ميگردد تا نام فرانسه از گروه ابر قدرتها محو شود و دست از حمايت عثماني بردارد. با تضعيف فرانسه بحران بالكان شكل ميگيرد، تجزيه عثماني و نظر دوختن ابرقدرتهاي باقيمانده به بوسني و هرزگوين قوت ميگيرد و تغيير سرنوشت فلسطين آغاز ميشود!
6 سپتامبر 1901
مك كينلي رئيس جمهور وقت آمريكا ترور ميشود و معاون وي «روزولت» كه از حزب جمهوريخواه بود قدرت را در به دست ميگيرد؟! و با روي كار آمدن وي، سياستهاي خارجي آمريكا بهطور كلي تغيير مييابد.
هاوارد بيل ميگويد: اگر چه روزولت مواهب صلح را ارج مينهاد، ولي در نهان آرزوي هيجان جنگ داشت.
سپتامبر 1908
بحران بالكان نتيجه ميدهد و دولت عثماني ميپذيرد تا بوسني و هرزگوين به كشور اتريش ملحق شوند. قابل توجه است كه از سال 1906 داهونت هال «Conted’Aehenthal» كه يهودي الاصل بود به عنوان وزير امور خارجه اتريش منصوب شد.
5 سپتامبر 1911
مصادف است با فرار «محمد علي شاه» از ايران.
سپتامبر 1911
حوادث سپتامبر در اين سال بسيار قابل توجه است:
ايتاليا در ليبي كه تحت حاكميت عثماني بود مداخله ميكند!
دولت بزرگ عثماني از نقشهي جغرافيايي محو ميشود!
جنگ جهاني اول آغاز ميگردد!
بر اساس معاهدهي لندن، تمامي سرزمينهاي عثماني در اروپا تسليم ميشوند.
جزاير اژه و كرت به اتحاديه بالكان ملحق ميشوند!
سپتامبر 1912
تافت (William H.Taft) بيست و هفتمين رئيس جمهور آمريكا (از حزب جمهوريخواه) در آخرين سال صدارت 750 تفنگدار آمريكايي را به دومينيكن روانه ميسازد تا رئيس جمهور آن كشور را مجبور به استعفا نمايد و به اصطلاح خود بر انتخابات نظارت مستقيم داشته باشد!
سپتامبر 1913
ويلسون (Woodrow-Wilson) بيست هشتمين رئيس جمهور آمريكا (از دمكراتها) يك اسكاتراند نيروي دريايي را براي جلوگيري از بروز انقلاب به دومينيكن اعزام ميدارد!
23 سپتامبر 1914
وبلا با پشتيباني ويلسون و براهان وزير خارجه آمريكا به «كارانزا» رئيس حكومت موقت مكزيك اعلام جنگ نمود و ايالات متحد حمايت از نيروهاي تحت فرماندهي وي را بر عهده گرفت!
اوايل سپتامبر 1917
مراكز سازمان كارگران صنعتي جهان در آمريكا كه قدرت متحدي در مقابل دولت ويلسون بودند، به صورت دفعي مورد هجوم نيروها مسلح تحت عنوان ضابطان وزارت دادگستري قرار ميگيرند و يك سال بعد تمامي اعضاي اين سازمان در واشنگتن محاكمه و محكوم ميشوند!
سپتامبر 1919
ويلسون رئيس جمهور آمريكا براي تأسيس جامعه ملل، طي 22 روز در اين ماه، 8000 مايل با اتومبيل روباز سفر نمود و 36سخنراني انجام داد. در طي راه از مردم حمايت ميطلبيد و مخالفين احتمالي خود را به باد مسخره ميگرفت!
جامعه ملل كه پس از جنگ جهاني اول تأسيس شد، بر پايه «نظم نوين جهاني» ويلسون كه براي تمامي دنيا در 14 ماده تدوين شده بود شكل گرفت.
سپتامبر 1922
طرح تقسيمبندي سرزمينهاي تحت قيموميت قدرتها به شرح ذيل به اجرا درآمد:
سرزمینهای گروه A: لبنان و سوريه به «فرانسه» و عراق و فلسطين به «انگلستان» واگذار شد!
سرزمینهای گروه B: توگوند ، کامرون و تانگانیا به « انگلستان » ، کامرون به «فرانسه» ، لورندی به «بلژیک» واگذار شد!
سرزمینهای گروه C: آفريقاي جنوب غربي به «آفريقاي جنوبي»، مارياناس، كارولين و مارشال به «ژاپن»! ايرلند به «بريتانيا»، جزاير سليمان به «استراليا» و ساموآ به «نيوزلند» واگذار شد!
21 سپتامبر 1922
براي نخستين بار اصل تعرفه گمركي شناور به نام «Fordney-Mc camber Toariff» از سوي كنگره آمريكا تصويب شد. بر اساس اين تعرفه مؤسسات بازرگاني آمريكايي حق داشتند براي تأمين سوخت در عصر اتومبيل، از امكانات برابر با كشورهاي استعمارگر برخوردار باشند!
شايد اين از نتايج مثبت 8000 مايل سفر با اتومبيل رئيس جمهور آمريكار بوده است!
سپتامبر 1922
وحيد الدين آخرين پادشاه عثماني از سلطنت خلع ميگردد و با يك كشتي انگليسي خاك تركيه را ترك مينمايد!
29 سپتامبر 1923
آتا ترك در تركيه بر سر كار ميآيد و نظام كشور را از پادشاهي به «جمهوريت لائيك» تبديل مينمايد! در همين زمان رضا شاه نيز در ايران براي گرفتن قدرت پادشاهي مطرح ميشود.
18 سپتامبر 1931
بحران وال استريت كه بحران بزرگ اقتصادي آمريكا بود درسال 1929 شروع شد و تا 1932 ادامه يافت. نام ديگر اين دوران «بهار كلم پيچ» بود! چرا كه مردم آمريكا چيز ديگري براي خوردن نداشتند!
در اين دوران هوور و روزولت به عنوان منجي بحران اقتصادي، بر اساس مصوبات گمركي، با اروپا متحد و مصمم ميشوند تا بازار مناسبي براي كالاهاي ژاپني در چين ايجاد كنند (به منظور گسترش نفوذ اقتصادي و فرهنگي ژاپن هم پيمان در چين). ارتش ژاپن براي زمينهسازي، حادثهاي دروغين در خطوط اصلي راهآهن منچوري ايجاد مينمايد و چين را به دستداشتن در اين حادثه متهم ميكند و زمينه براي جنگي بزرگ آماده ميشود. اين جنگ هزينههاي زيادي دربر داشت كه به نفع اقتصاد آمريكا و اروپا تمام شد.
سپتامبر 1935
در گردهمايي سران حزب نازيسم، قانون يهودي ستيزي تحت عنوان «Nuremberg Lows» با ارائه از تعريفي حقوقي يهود به تصويب ميرسد.
29 سپتامبر 1938
هيتلر با چكسلواكي در جنگ بود و معتقد بود كه بخش آلماني زبان آن كشور بايد به آلمان منضم گردد. با برنامهريزي چمبرلين نخست وزير بريتانيا، به عنوان ميانجي، كنفرانسي در مونيخ تشكيل ميگردد. اما جالب آن كه در اين كنفرانس تجزيه چكسلواكي و واگذاري بخشي از خاك اين كشور به هيتلر تصويب ميشود و هيتلر براي آغاز جنگ جهاني آمادهتر ميگردد. نكته جالبتر آن كه روزولت پس از اين اقدام تعجبآور چمبرلين منجي، يك تلگراف شامل بر دو كلمه! مبني بر «Good man» مرد خوب – براي چمبرلين ميفرستند و بدينواسطه او را تحسين ميكند!
به راستي چرا بريتانيا و آمريكا با اين اقدام هيتلر كه به اصطلاح رهبر سياست يهودي ستيزي بود موافق بودند و از او حمايت ميكردند؟! آيا همچون بهانه قرار دادن 11 سپتامتر براي حضور در افغانستان و يا چراغ سبز نشان دادن به صدام براي حمله به كويت و در نتيجه بهانه نمودن اين حمله براي حضور نظامي در عراق، پس از فروپاشي عثماني و سيطره بر فلسطين، آمريكا و انگلستان در صدد بودند كه يهودياني تحت آزار نازيسم قرار گيرند و به فلسطين عزيمت كنند و كشور اسرائيل را تشكيل دهند؟!
يكم سپتامبر 1939
هيتلر حمله گستردهي نظامي خود به كشور لهستان (كه آن را تسخير نمود) را آغاز ميكند!
سپتامبر 1939
آغاز جنگ جهاني دوم!
پس از تحريك و تشويق هيتلر توسط آمريكا و بريتانيا (انگليس) به اشغال چكسلواكي و لهستان، جنگ جهاني دوم براي مقابله با كشورگشايي هيتلر آغاز ميشود.
جالب آن كه به رغم اعلام بيطرقي آمريكا در اين جنگ، حاصل جنگ به نفع آمريكا تمام ميشد! چنانچه «هنري لوس» بنيانگذار خبرگزاری Time درست یک سال پس از آغاز این جنگ اعلام داشت : آمریکا اینک پایتخت علمی، هنری و فکری جهان شده است و دنیا وارد یک قرن آمریکایی شده است. و جالب تر آنکه جرج بوش پسر پس از 80 سال از آن تاریخ همزمان با به بحران کشیده شدن خاورمیانه و دنیا، عین همان جمله را تکرار می کند.
بطور كلي نتيجه جنگ جهاني دوم را ميتوان در ضعف و كنارهگيري بريتانيا و فرانسه از ابر قدرتي پس از تضعيف در جنگ با هيتلر، تجزيه آلمان بزرگ، شكست ژاپن به عنوان قدرت جهاني ديگر و مطرح شدن آمريكا به عنوان ابر قدرت قرن بيستم با تحمل كمترين صدمات و رشد درآمد سرانه، خلاصه كرد.
شايد مهمترين فايده جنگ جهاني دوم براي آمريكا اين بود كه اگر ميخواست قبل از جنگ جهاني به عنوان ابرقدرت مطرح شود، بايد با قدرتهاي وقت (مانند آلمان، انگليس، فرانسه، اتريش و...) درگير ميشد و اگر از ابتداي جنگ وارد عمل ميشد خود نيز تضعيف ميگرديد، لذا دو سال پس از جنگ و تضعيف همه قدرتها وارد عمل شد.
سپتامبر 1940
«با توجه به جنگ جهاني، تضعيف نظامي و اقتصادي ابرقدرتهايزمان و فضاي مناسب براي اذهان عمومي كه از كشيده شدن دامنه جنگ ميآمريكا هراس داشتند»، روزولت طرح ايجاد يك ارتش بزرگ را به كنگره آمريكا تسليم ميكند!
16 سپتامبر 1941
حمله نظامي قوامي متفقين به ايران و استعفاي «رضا شاه» و آغاز سلطنت فرزندش «محمدرضا پهلوي» در شهريور 1320
4 سپتامبر 1941
با پرتاب يك اژدر از زيردريايي آلماني به ناوشكن آمريكايي به نام Greer، پس از گذشت دو سال از آغاز جنگ جهاني و ضعيف شدن همه قدرتهاي درگير در جنگ (آلمان، فرانسه، انگليس و...)، زمينه و بهانه براي حضور آمريكا فراهم ميشود.
روزولت كه سال گذشته ارتش بزرگ را به تصويب رسانده بود، در 11 سپتامبر اعلام ميدارد كه اين كشتي مسافري بوده و اين حمله را بدون پاسخ نخواهد گذاشت!
البته واقعیت این بود که ناوشکن جنگی آمریکایی حدود سه ساعت و نیم زیر دریایی آلمانی را تعقیب می نمود و چهار بمب Dept Charges به سوی آن شلیک نموده بود. زیر دریایی هم اژدری شلیک کرد که از فاصله يكصد ياردي ناوشكن عبور كرد و ناوشكن سالم به ايسلند بازگشت!
در واقع يك فضاسازي كامل (مانند به وجود آوردن و به قدرت رساندن اسامه بن لادن و نيز تشويق صدام و قوت بخشيدن به او و سپس حلمه براي جلوگيري از تداوم قدرت آنها به افغانستان و عراق) آماده سازي افكار عمومي براي حضور نظامي آمريكا انجام پذيرفت.
6 سپتامبر 1941
ژاپن طرح جنگ با آمريكا و بريتانيا را تصويب ميكند!
نيمه سپتامبر 1941
دولت آمريكا طرح خدمت اجباري در طول جنگ و نيز گسيل سربازان آمريكايي به هر نقطه از دنيا را به تصويب ميرساند. اين طرح توسط مجلس نمايندگان و بدون اخذ موافقت مجلس سناي آمريكا به تصويب ميرسد.
قابل توجه است كه بدون تصويب اين قانون، نه تنها آمريكا هيچ اجازهي موجهي براي حضور نظامي در كشورهاي ديگر نداشت، بلكه مردم آن كشور نيز مايل به جنگ و حضور در خدمت سربازي نبودند.
9 سپتامبر 1942
با اعمال فشار از سوی آمريكا، انگليس و شوروي، ايران به آلمان اعلام جنگ ميدهد.
2 سپتامبر 1945
با شكست ژاپن به عنوان تنها قدرت بازمانده پس از حمله اتمي آمريكا، جنگ جهاني دوم به پايان ميرسد!
بايد توجه داشت كه شكست ژاپن نيازي به حمله اتمي نداشت، بلكه پس از تضعيف همهي قدرتها و نزديك شدن پايان جنگ، آمريكا با پرتاب بمب اتمي، قدرت نظامي مخرب خود را به دنيا علام و تحميل مينمايد و به اروپاي تضعيف شده نيز ميفهماند كه دوران ابرقدرتي آنها به پايان رسيده است!
سپتامبر 1945
طرح تقسيم اروپا به دو قطب غربي و شرقي (نوعي اتحاد) در كنفرانس لندن، به علت ديپلماسي اتمي آمريكا با شكست مواجه ميشود!
15 سپتامبر 1945
شورش فرقه دمكرات آذربايجان با حمايت و دخالت مستقيم شوروي آغاز ميگردد كه به تجزيه ايران و تشكيل حكومت محلي منجر ميشود!
23 سپتامبر 1946
ناصر قشقايي رهبر نهضت فارس نيز تلگرامي به قوام مخابره نمود كه طي آن خواستار تشكيل حكومت محلي شد!
دقت شود كه طرح تجزيه ايران (كه امروزه در انديشهي سياسي آمريكا مطرح است) از سال 6 – 1945، يعني بلافاصله پس از شكست ژاپن و پايان جنگ جهاني كه فقط به نفع آمريكا تمام شده بود، آغاز شد.
در آن زمان كه اندكي از اشغال ايران توسط نيروهاي متفقين ميگذشت و حضور نظاميان و ديپلماتهاي خارجي در ايران ميگذشت، در استانهاي آذربايجان، كردستان، خوزستان و فارس شورشهايي براي به دست آوردن خود مختاري و استقرار حكومت محلي صورت پذيرفت!
2 سپتامبر 1947
پيمان ريو «Rio Treaty» به تصويب ميرسد. بر اساس اين پيمان اگر تجاوزي بر عليه آمريكا يا يكي از كشورهاي عضو صورت پذيرفت، همه كشورهاي عضو بايد وارد عمل شوند!
2 سپتامبر 1950
به بهانهي پيمان ريو، سازمان ملل به عنوان بازوي نظامي آمريكا درآمد. در اين تاريخ كليه نيروي هوايي سازمان ملل متحد با شتاب تمام به عنوان حمايت از نيروي زميني آمريكا و كره جنوبي، وارد صحنه نبرد بين دو كره شد و نيروهاي آمريكايي و كره جنوبي 440 حمله عليه كره شمالي را سازماندهي و اجرا كردند!
15سپتامبر 1950
لشكر دهم و بخشي از لشكر اول نيروي دريايي ارتش آمريكا از زمين و هوا و دريا به ساحل بندر اينچون «Inchon» حمله كردند. اين يورش تحت فرماندهي مستقيم ژنرال مك آرتور صورت پذيرفت.