(۲۳/شهریور/۹۱ ۲۱:۳۴)رضا7 نوشته است: [ -> ] (۲۳/شهریور/۹۱ ۲۱:۱۷)علی 110 نوشته است: [ -> ]البته پاسخهای بسیار مبسوط تری وجود دارد برای تک تک سوالات شما اما مسئله بسیار زیر بنایی تر این است:
هدف ما بندگی خدا است یا بندگی نفس؟ و نشانه ی بندگی خدا چیست؟
نه همینطوری الکی هم نمیشه قبول کرد. ملازمه عقل و شرع هم یکی از اعتقادات اسلام هست.
خوب آقا رضا در نقد این جمله ی شما و این جمله:
(۲۳/شهریور/۹۱ ۲۰:۲۰)parvane نوشته است: [ -> ]دوست گرامی مشکل این جاست یه چیزایی با عقل جور در نمیاد.
منتظر باشید که یک جواب مبسوط تقدیم کنم
ببینید دوستان
داستان خضر و موسی داستان بسیار مهمی است در قرآن
در این داستان موسی علیه السلام که یک پیغمبر اولوالعظم خداست مواجه میشه با کارهایی از خضر که با عقل خودش کارهای غلطی است
با اینکه میدونه که خضر ولی خداست و احکام خدا رو اجرا میکنه
اما هر چی بالا پایین میکنه با عقل خودش میبینه کارهایی مثل سوراخ کردن کشتی فقرایی که تنها منبع درامدشون همین کار با کشتی هست و یا کشتن یه نوجوان بدون مقدمه کارهایی است که با عقلش جور در نمیاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ببینید دوستان عقل ناقص من شما نمیتواند ملاکی برای قضاوت احکام خدا باشه!
همونطور که صراحتاً در قصه ی خضر موسی هم همینطور هست
تازه اون عقل پیغمبر الوالعظم خدا بوده
من و شما که تازه این عقلمون کلی متأثر است از هوای نفس و خیلی چیزهای دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس این عقل به چه دردی میخوره
این عقل باید در اصول دین به حجیت برسونه انسان رو
ولی در فروع که میشه تجلی عبودیت و بندگی باید بی چون و چرا اطاعت کنه از کسی که حجیتش با عقل براش ثابت شده
یک مثال بسیار مهم میزنم براتون!!!!! در عجز فهم عقل از تشخیص حسن و قبح احکام دین!!!!!!!!!!!!!!!!!
ببینید دوستان
شما زمانیکه بخواهید بفهمید مسیر حرکت یک جسم به کدام سمت هست
باید حتماً اندازه و جهت تمام نیروهای وارد بر جسم رو داشته باشید
اگه حتی یک نیرو رو هم نداشته باشید نمیتونید تشخیص بدید به هیچ وجه
ای بسا به علت ندانستن همان یک نیرو کاملاً پیشبینی غلطی انجام بدید
احکام هم همینطور است
تنها کسی میتونه در مورد درستی و غلطی فروع دین نظر قطعی بده که بر تمام عوامل مأثر در سعادت مادی و معنوی و دنیوی و اخروی انسان احاطه ی کامل داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و آن تنها خداست که شارع این احکام است
و اساساً اگر قبل از پذیرفتن هر حکمی از احکام خدا بیایم اون رو بگذاریم در محک عقل ناقص خودمون و بگیم تا من نفهمم چرا زیر بارش نمیرم دیگه به این نمیگن بندگی خدا به این میگن انانیت و نفس پرستی!
البته معنای این حرف مطلقاً تحقیق نکردن در چرایی احکام و فلسفه ی احکام و آثار احکام نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
که تفقه در دین واجب است
اما اگر بیایم عمل به احکام رو منوط کنیم به اینکه عقل خودمون در هر حکمی بهش برسه و بعد اون رو اجرا کنه همونطور که خدمتتون گفتم به این دیگه بندگی خدا نمیگن
میشه بندگی نفس
ببینید در مورد این عبارت:
(۲۳/شهریور/۹۱ ۲۱:۳۴)رضا7 نوشته است: [ -> ]ملازمه عقل و شرع هم یکی از اعتقادات اسلام هست.
درسته که هر آنچه عقل تأیید کند دین هم تأیید میکند و هر چه دین تعیین کند مورد قبول عقل است
اما باید دید کدام عقل!!!!!!!!!!!!
آن عقل منظور نظر خدا در قرآن که از آن به لُب تعبیر میکنه به عقل خالی از هوا و هوس گفته میشه یعنی عقل معصوم
نه عقل من و شما
ببینید به شدّت به این آیات قرآن بیاندیشید:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (30-روم)
به يكتاپرستى روى به دين آور.
فطرتى است كه خدا همه را بدان فطرت بيافريده است و در آفرينش خدا تغييرى نيست. دين پاك و پايدار اين است.
ولى بيشتر مردم نمىدانند. (30)
این آیه فوق العاده جالب است دوستان
من مدتها با خود اندیشیدم که چرا این دین که فطری هم هست اما بیشتر مردم نمیدانند
مگه مردم با فطرت خودشون آشنا نیستند و آگاه نیستند؟
و این میشه اثر هواهای نفسانی و اغراض شخصی در دستگاه منطق و استدلال و تعقل ما
اگه خواستید مفصل در موردش میتونیم بحث کنیم
اثاثاً رابطه تقوا و فرقان چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فرقان قدرت تشخیص حق از باطل است بنا بر ادبیات قرآن
و خدا میگه این قدرت رو تنها اهل تقوا دارند
میتونیم روی تمام اینها مفصل سخن بگیم اگه خواستید!