۲۵/شهریور/۹۱, ۰:۳۵
سلام
دوستان چند نکته لازم دیدم بگم شاید متناسب بحث شما باشه
تذکرة الاولیاء عطار کتابی هستش که مشکلاتی اعتقادی در اون وجود داره و بعنوان منبع و سند نمیشه استفاده کرد و فقط بعنوان یک گتاب ادبی معنا داره ولاغیر. حال که شرح و حال خود عطار در مجالی دیگر بماند .
شخص منصور حلاج از صوفیه بوده و از مورد لعن شدگان معصوم.
دوستی گفتند که بصورت واضح توقیعی نیست ، توجه نند که در شواهد و قراین که وجود داردو هیچ دلیلی وجود ندارد که امام نامی ببرد.
[b]توجه کنید لطفا :
از جمله کسانی که در غیبت صغری از روی کذب و افترا ادّعای نیابت و سفارت (نایب بودن امام زمان (عجلالله تعالي فرجه الشريف)) نمودند و توقیع شریف به لعن و برائت از ایشان بیرون آمدف حسین بن منصور حلاّج بود.
(تتمه المنتهي (وقايع ايام خلفا ). حاج شيخ عباس قمي (رحمة الله علیه). ص 284 )
حال با توجه به اینکه کسی چنین ادعایی داشته آیا انسان سالمی بوده؟
[/b]
اولين كسي در تصوف حلاج به دفاع از شيطان پرداخت او دليلي سجده نكردن بر آدم را شدت توحيد او معرفي نمود . از اعتقادات صوفيان مساله دفاع از شيطان است .
در مورد صوفیه این نکته وارد شده که : یکی از نقاط ضعف صوفیه بی تفاوتی آنان در برابر ادیان تحریف یا نسخ شده می باشد.به طوری که آنان حتی بت پرستی هندوها را نیز می پذیرند.و چون معتقد به صلح کل هستند تولی و تبری را رها کرده و هیچ کس یا هیچ دینی را رد یا انکار نمی کنند.و هیچ عقیده ای را غلط نمی شمارند.یعنی در دین خود غیرت و تعصب ندارند.و عجیب تر آنکه لعنت یزید حتی شیطان را نیز جایز نمی دانند.
ديدگاه شيخ مفيد قدّس سرّه
شخصيت بزرگ جهان تشيع، شيخ مفيد، ضمن بحث درباره صوفيه و غلات، در مورد حلّاجيه که از اصحاب تصوف اند چنين مي فرمايند :
« و ايشان اصحاب اباحه و قائل شدن به حلول هستند و حلاج (سيد بن منصور حلاج) مخصوص به اظهار تشيع و اگر چه ظاهر امرش تصوف بود و از جماعت حلاجيه قومي اند مُلحد و زنديق، و به وهم مي اندازند که ايشان تقويت مي کنند هر گروهي را به دين ايشان و ادّعا مي نمايند از براي حلاج، باطل هايي چند را و جاري مي باشند در اين باب مجراي مجوس و ادعا نمودن ايشان از براي زردشت معجزات را و جاري اند مجراي نصاري نزديکترند به سوي عمل نمودن به عبادات از ايشان، و ايشان دورترند از شريعتها و عمل نمودن به آنها از نصاري و مجوس ».
(حواشي شيخ مفيد بر اعتقادات صدوق، ص121 و 122)
دوستان کمی در باره تصوف زمان منصور ریز بشید و ببینید چرا اینها رو به امام معصوم نیاوردند و در فرقه هایی ساختگی باقی موندند ، چرا ایا موحد و سالک بودند یا بدنبال منافعی جدا! اگر به حد سلوک عارفانه و سرحد لقاء الهی رسیدند پس نباید کلامی میگفتند و اگر که نرسیدند به دروغ زبان باز کردند.[/b]
[b]نکته ای عمیق تصوف دکانی بود برای مقابله با دنیای معارف حقه که متاسفانه این معارف برای همه گان اسان نبود یافتنش.
باز هم بود ولی مزاحم چشم دوستان نشدم
[/b]
دوستان چند نکته لازم دیدم بگم شاید متناسب بحث شما باشه
تذکرة الاولیاء عطار کتابی هستش که مشکلاتی اعتقادی در اون وجود داره و بعنوان منبع و سند نمیشه استفاده کرد و فقط بعنوان یک گتاب ادبی معنا داره ولاغیر. حال که شرح و حال خود عطار در مجالی دیگر بماند .
شخص منصور حلاج از صوفیه بوده و از مورد لعن شدگان معصوم.
دوستی گفتند که بصورت واضح توقیعی نیست ، توجه نند که در شواهد و قراین که وجود داردو هیچ دلیلی وجود ندارد که امام نامی ببرد.
[b]توجه کنید لطفا :
از جمله کسانی که در غیبت صغری از روی کذب و افترا ادّعای نیابت و سفارت (نایب بودن امام زمان (عجلالله تعالي فرجه الشريف)) نمودند و توقیع شریف به لعن و برائت از ایشان بیرون آمدف حسین بن منصور حلاّج بود.
(تتمه المنتهي (وقايع ايام خلفا ). حاج شيخ عباس قمي (رحمة الله علیه). ص 284 )
حال با توجه به اینکه کسی چنین ادعایی داشته آیا انسان سالمی بوده؟
[/b]
اولين كسي در تصوف حلاج به دفاع از شيطان پرداخت او دليلي سجده نكردن بر آدم را شدت توحيد او معرفي نمود . از اعتقادات صوفيان مساله دفاع از شيطان است .
در مورد صوفیه این نکته وارد شده که : یکی از نقاط ضعف صوفیه بی تفاوتی آنان در برابر ادیان تحریف یا نسخ شده می باشد.به طوری که آنان حتی بت پرستی هندوها را نیز می پذیرند.و چون معتقد به صلح کل هستند تولی و تبری را رها کرده و هیچ کس یا هیچ دینی را رد یا انکار نمی کنند.و هیچ عقیده ای را غلط نمی شمارند.یعنی در دین خود غیرت و تعصب ندارند.و عجیب تر آنکه لعنت یزید حتی شیطان را نیز جایز نمی دانند.
ديدگاه شيخ مفيد قدّس سرّه
شخصيت بزرگ جهان تشيع، شيخ مفيد، ضمن بحث درباره صوفيه و غلات، در مورد حلّاجيه که از اصحاب تصوف اند چنين مي فرمايند :
« و ايشان اصحاب اباحه و قائل شدن به حلول هستند و حلاج (سيد بن منصور حلاج) مخصوص به اظهار تشيع و اگر چه ظاهر امرش تصوف بود و از جماعت حلاجيه قومي اند مُلحد و زنديق، و به وهم مي اندازند که ايشان تقويت مي کنند هر گروهي را به دين ايشان و ادّعا مي نمايند از براي حلاج، باطل هايي چند را و جاري مي باشند در اين باب مجراي مجوس و ادعا نمودن ايشان از براي زردشت معجزات را و جاري اند مجراي نصاري نزديکترند به سوي عمل نمودن به عبادات از ايشان، و ايشان دورترند از شريعتها و عمل نمودن به آنها از نصاري و مجوس ».
(حواشي شيخ مفيد بر اعتقادات صدوق، ص121 و 122)
دوستان کمی در باره تصوف زمان منصور ریز بشید و ببینید چرا اینها رو به امام معصوم نیاوردند و در فرقه هایی ساختگی باقی موندند ، چرا ایا موحد و سالک بودند یا بدنبال منافعی جدا! اگر به حد سلوک عارفانه و سرحد لقاء الهی رسیدند پس نباید کلامی میگفتند و اگر که نرسیدند به دروغ زبان باز کردند.[/b]
[b]نکته ای عمیق تصوف دکانی بود برای مقابله با دنیای معارف حقه که متاسفانه این معارف برای همه گان اسان نبود یافتنش.
باز هم بود ولی مزاحم چشم دوستان نشدم
[/b]

![[تصویر: sad.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/sad.gif)
: