۲۶/شهریور/۹۱, ۱۱:۴۵
بسم الله الرحمن الرحیم
نقد فیلم ” انتهای خیابان هشتم “
کلیات فیلم:
شخصی به نام سعید به جرم قتل عمد محکوم به قصاص است.نیلوفر که خواهر سعید است تمام تلاش خود را می کند تا مبلغ دیه را تهیه کند و از اولیای دم رضایت بگیرد.در این فیلم نه تنها نیلوفر بلکه تمام شخصیت های فیلم به دنبال تهیه پول برای کمک به آزاد کردن سعید هستند اما موانعی که بر سر راه وجود دارد شخصیت های فیلم را مجبور به انجام کاری می کند که خودشان راضی نیستند.
این فیلم در دو لایه قابل نقد و بررسی است.
نقد لایه اول :
بررسی شخصیت ها و کاراکترها:
[b] 1.موسی : موسی که دوست بهرام ( نامزد نیلوفر ) است نماد ورزشکاران قدرتمند و نماد انسان های شجاع و دلسوز است که مجبور است مهارت خود را در مسابقات و شرط بندی های غیر قانونی نشان دهد و از این راه کسب در آمد کند.موسی که فردی است منزوی در یک باشگاه پرورش اسب زندگی خود را می گذراند.
2.آرش : صمیمی ترین دوست موسی و نماد افراد باهوش و با استعداد که این هوش و ذکاوت خود را در مسیر خلاف مانند قمار خرج می کند.
3.بهرام : نامزد نیلوفر یعنی بهرام نماد افراد معقول و منطقی و پر تلاش است که همواره در پی رو به راه کردن کارهاست.
4.نیلوفر : نیلوفر نماد شیر زنانی است که همه تلاش خود را برای حفظ کیان خانواده می کنند.زنانی که برای خانواده هم حکم خواهر و هم مادر را دارند.
5.امیر : امیر که در یک پمپ بنزین کار می کند نماد کارگران جامعه است که باید کاملا تحت فرمان رئیس و کارفرمای خویش باشند و برای حفظ کار خود تمام دستورات و خواسته های بالادستان خویش را محیا نماید.
6.بیات : رئس و صاحب پمپ بنزین که نماد افراد ثروتمند جامعه است که به وسیله فساد اقتصادی، قدرت را در دست دارند به همین دلیل به هر خواسته ی خویش می رسند و پایین دستان به اجبار باید از ایشان تبعیت کنند.
نقد لایه دوم :
در این فیلم به نظر می رسد که شخصیت ها به خوبی پرداخته نشده اند اما باید گفت که کارگردان به دلیل محدودیت های مجوز گرفتن که البته با موانعی هم مواجه بوده سعی کرده است که شخصیت ها را در هاله ای از ابهام نمایش دهد.پدر نیلوفر یکی از این شخصیت هاست که در طول فیلم حتی یک خط دیالوگ هم به او اختصاص داده نشده.این شخصیت که در کنج خانه خویش منزوی است رفتاری دارد که او را بی شباهت به افراد سیاسی نمی کند.مدام از پنت هاوس خانه خویش بیرون را می نگرد، به محض دیدن روزنامه سیاسی سراغ آن می رود، سیگار می کشد و . . . به گونه ای عمل می کند که گویی منتظر یک اتفاق است.در واقع این شخصیت یک سیاستمدار است که حکومت با او برخورد کرده و او را مجبور به سکوت کرده است و او نیز کاری از دستش بر نمی آید. ضمنا باید دو نکته را نیز اضافه کنم که اولا یک محافظ شب و روز جلوی در خانه او کشیک می دهد و مواظب او است ثانیا این شخص کارت ملی ندارد یعنی مدت زیادی است که فاقد کارت ملی است.
از دیگر ابهامات این فیلم باید به سه شخصیت دیگر نیز اشاره کنم که در طول فیلم هیچگاه این افراد را نمی بینیم.1. ولی دم (خانواده مقتول) 2.سعید (قاتل) 3.مقتول. در این فیلم اولیای دم نماد حکومت ( خاصتا اقتصاد جامعه و حکومت) است که هیچ راه ارتباطی با او نیست.در واقع قدرتی بالاتر از قدرت هاست که ارتباط با او بسیار دشوار و حتی غیر ممکن است.این موضوع در فیلم اینگونه به نمایش کشیده می شود که بهرام و نیلوفر بارها به در منزل اولیای دم (نماد اقتصاد حکومت) می روند اما همیشه با در بسته مواجه می شوند و هر چه در می زنند و التماس می کنند هیچ جوابی نمی گیرند.در حقیقت اولیای دم ناگهان سه روز به نیلوفر مهلت می دهند که مبلغ دیه را تهیه کند.نیلوفر و بهرام هر چقدر که به سراغ اولیای دم ( نماد اقتصاد حکومت) می روند تا طلب مهلت بیشتری کنند با در بسته مواجه می شوند.این حکومت است که ناگهان با تعیین سه روز ( نمادی از مقررات سخت و سنگین) از خانواده قاتل (نماد مردم جامعه) 100 میلیون دیه طلب می کند.با نگاهی به وضع زندگی و محله ای که اولیای دم در آن حضور دارند متوجه می شویم که از افراد مرفه جامعه هستند و خیلی هم محتاج به این دیه نیستند.در واقع باید دانست که این اقتصاد جامعه است که بدون توجه به اوضاع جامعه و مردم همواره به دنبال جمع آوری ثروت است.
سعید که به دلیل حفظ آبرو و شرف دوست خواهر خویش که به او تعرض شده است با شخص مقتول درگیر می شود و او را به قتل می رساند در این فیلم هیچگاه به تصویر کشیده نمی شود.در حقیفت شخصیت سعید در این فیلم نماد ناموس پرستی و وطن پرستی است.همه ی کسانی که با نیلوفر در ارتباط هستند به دنبال نجات سعید می باشند. در واقع چون سعید نماد ناموس و وطن است همه افرادی که برای نجات جان او تلاش می کنند اینگونه به تصویر کشیده شده اند که به دنبال حفظ شرف و ناموس جامعه، خود را به آب و آتیش می زنند.که البته شخص مقتول نیز نماد بی غیرتی به ناموس مردم و شکسته شدن قبح ها در جامعه می باشد.
موسی که می تواند یک قهرمان ملی باشد مجبور است در مسابقات غیر قانونی که وزارت ارشاد نیز با نمایش چنین فیلم هایی که مبارزات زیرزمینی را نشان می دهد مخالف است به امرار معاش می پردازد.موسی در این فیلم با دو زن در ارتباط است.یکی مادر فرزندش است و دیگری زنی است بدکاره.موسی که علاقه ی شدیدی به فرزندش دارد او را از مادر واقعی اش جدا کرده و حتی اجازه ملاقات با او را نمی دهد.علاوه بر خود موسی که به نگهداری دخترش علاقه مند است این زن بدکاره نیز علاقه مند به نگهداری فرزند موسی است و البته معلوم نمی شود که رابطه این زن با موسی و دخترش چیست.موسی مجبور می شود که به خاطر تهیه مبلغ دیه برای نجات سعید (نماد ناموس پرستی و وطن پرستی) دختر خویش را با یک اسب که متعلق به این زن بدکاره است معاوضه کند.این زن بدکاره در دیالوگی می گوید ” من دخترت رو به بهترین نوع بزرگ می کنم و بهش رقص و موسیقی و آواز و زبان یاد می دم” .در حقیقت دختر موسی که نماد نسل آینده است به جای اینکه در دامان مادر واقعی خویش که شخصیتی است مذهبی تربیت شود و با فرهنگ و مذهب جامعه خود بزرگ شود به این زن بدکاره سپرده می شود که او را با فرهنگی غیر از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی تربیت می کند.در واقع موسی که تلاش می کند وطن پرستی و ناموس پرستی را حفظ کند اما متاسفانه در اواخر فیلم مجبور به فروش ناموس خویش می شود.
نیلوفر که پس از نا امید شدن از فروش کلیه خود به هر دری می زند تا مبلغ دیه را تهیه کند سراغ مرد خیری به نام کشمیری (نماد افراد خیر خواه و دلسوز) می رود و از او تقاضای وام می کند که البته کشمیری با این وام موافقت می کند.هنگامی که نیلوفر به سراغ منشی کشمیری می رود تا وام را دریافت کند با عدم موافقت منشی مواجه می شود. این بخش از فیلم نیز دارای ابهام است که چرا کشمیری که با پرداخت وام موافقت کرده بود ناگهان مخالفت می کند.در واقع اگر مقداری در شخصیت پدر نیلوفر و مواردی مانند نداشتن کارت ملی و منزوی بودن و همچنین دقت زیاد در دیالوگ های مبهم میان بهرام و منشی کشمیری و همینطور بهرام و موسی داشته باشیم متوجه می شویم که مخالفت با پرداخت وام به دلیل مشکلات سیاسی است که پدر نیلوفر دارد و کاری هم از حتی کشمیری (نماد خیر خواهی و به فکر مردم بودن ) ساخته نیست.نکته ی دیگر قابل ذکر در حقیقت این موضوع است که کشمیری در حال ساخت برج می باشد اما به دلیل عدم رسید مصالح ساختمانی کار متوقف شده و کارگران در حال بازی به سر می برند.این ساختمان نیمه کاره در حقیقت نماد جامعه، و کارگران در حال بازی نماد بی کاری در جامعه می باشد.جامعه ای که دارای هم منابع سرشار و هم منابع مالی بسیار است اما متاسفانه به دلیل فقدان مدیریت صحیح دچار کساد و رکود شده است.
Click this bar to view the full image. پس از اینکه نیلوفر و دیگران برای تهیه مبلغ دیه به منظور نجات سعید (نماد وطن و ناموس) به مرز نا امیدی می رسند به اجبار به فکر تهیه این مبلغ از راه های غیر قانونی می افتند.در حقیقت هنگامی که حفظ ناموس و وطن از راه های توصیه شده توسط اسلام مانند قرض و وام نا ممکن می گردد همه به فکر راه های خلاف شریعت اسلام مانند قمار ، ناموس فروشی و فرزند فروشی ، خود فروشی و . . . می افتند.نیلوفر علی رغم میل باطنی پیشنهاد بیات را می پذیرد و به خود فروشی در مراسم های سازمان دهی شده تن می دهد.موسی که هرگز در مسابقات خویش بازنده نبوده مجبور می شود تا علاوه بر فروش و معاوضه فرزند خویش با یک اسب با یک گاوبندی به عمد ببازد و مبلغ 40 ملیون تومان را تهیه کند.آرش نیز در یک محفل قمار حاضر می شود تا پول جمع آوری شده توسط نیلوفر و بهرام را چند برابر کند.
هنگامی که بهرام از خود فروشی نامزد خویش مطلع می شود با اینکه در طول فیلم به عنوان یک انسان معقول و منطقی معرفی شده است (برای مثال نیلوفر را از فروش کلیه خود منع می کند و یا هنگامی که نیلوفر بر سر منشی آقای کشمیری فریاد می زند او را ساکت کرده و به آرامش دعوت می کند) ناگهان به مرز جنون می رسد و به سراغ امیر (نماد کارگران تحت فرمان روسای ثروتمند) که ناخواسته و به زور زمینه را برای خود فروشی نیلوفر محیا کرده است و از همه چیز آگاه است می رود و تصمیم به آتش کشیدن پمپ بنزین می گیرد.در واقع پمپ بنزین (نماد نفت و ثروت )در این فیلم نشان و نماد اقتصاد و سرمایه جامعه است.صاحب این پمپ بنزین یعنی آقای بیات (نماد مفاسد اقتصادی ) شخصی است که زنان فاحشه را به مراسم های سازمان دهی شده ی فحشا می فرستد.همینطور که بهرام در پمپ بنزین قصد به آتیش کشیدن آن را دارد ناگهان یک کارناوال عروسی به پمپ بنزین می آیند و شروع به رقص و ساز و آواز می کنند.در حقیقت این پمپ بنزین و عروسی و شادی در آن نشان فساد اقتصاد جامعه است که در این جامعه ثرتمندان به عیش و نوش می پردازند در حالی که مستمندان به آتش این ثروت و سرمایه سوزانده و از بین می روند.
کاری از :
کیسیون فرهنگ جنبش منتظران مبارز
بخش مطالعه بر صنعت سرگرمی
[/b]![[تصویر: %D8%B1%D8%B2-300x196.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D8%B1%D8%B2-300x196.png)
![[تصویر: %D9%82-300x203.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D9%82-300x203.png)
![[تصویر: %D9%81.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D9%81.png)
![[تصویر: %D8%AE-300x204.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D8%AE-300x204.png)
![[تصویر: %D8%AC-300x204.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D8%AC-300x204.png)
![[تصویر: %DA%98-300x203.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%DA%98-300x203.png)
![[تصویر: %D8%B7.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D8%B7.png)
![[تصویر: %D8%A8.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D8%A8.png)
![[تصویر: %D8%AB.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D8%AB.png)
![[تصویر: x.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/x.png)
![[تصویر: %D8%B0.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D8%B0.png)
![[تصویر: %D9%86%D9%85.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D9%86%D9%85.png)
![[تصویر: %D9%87.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D9%87.png)
![[تصویر: %D8%B8.png]](http://monmob.ir/wp-content/uploads/2012/09/%D8%B8.png)