۲۳/مهر/۹۱, ۱۴:۳۳
![[تصویر: 27371304250340144215.jpg]](http://myup.ir/images/27371304250340144215.jpg)
نام فیلم : دایره تنظیمات
محصول : 2011
نویسنده و کارگردان :جورج نولفی
بازیگران : مت دامون و امیلی بلانت و مایکل کلی
بودجه : 50 میلیون دلار
فروش : 127 میلیون دلار
امتیاز فیلم : 7/1 از 10
درجه بندی سنی : +12
اشنایی با عوامل فیلم :
جورج نولفی در مقام کارگردان اولین باریست که پشت دوربین میرود و بیشتر اهالی سینما او را با نویسندگی فیلم اولتیماتوم بورن میشناسند و حتی استفاده از مت دامون به عنوان نقش اول سر از اشنایی وی در پروژه ی بورن دارد وی تهیه کننده اثر نگهبان محصول 2006 نیز هست .
![[تصویر: 86383771011331453759.jpg]](http://myup.ir/images/86383771011331453759.jpg)
مت دامون در سال 1970 در بوستون امریکا متولد شده است برای ما ایرانیان او با فیلم بورن شناخته میشود ولی نقش های خوبی در فیلم های خوبی شکار خواهد شد و کار درونی نیز ایفا کرده است وی در فیلم در نقش سیاست مدار جوانی به اسم دیوید نوریس ایفای نقش میکند .
![[تصویر: 30530159778987507286.jpg]](http://myup.ir/images/30530159778987507286.jpg)
![[تصویر: 30530159778987507286.jpg]](http://myup.ir/images/30530159778987507286.jpg)
امیلی بلانت متولد سال 1983 و انگلیسی و الاصل او در فیلم نقش الیس را که یک رقاص باله است را ایفا میکند وی را پیشتر در شیطان پرادا میپوشد و ویکتوریای جوان و مرد گرگ نما دیده ایم وی در اثر تحسین شده ی حلقه انداز که شانس زیادی برای بردن اسکار دارد در نقش سارا ظاهر شده است که این فیلم هم اکنون بر روی پرده ی سینماست .
![[تصویر: 32954898122637155768.jpg]](http://myup.ir/images/32954898122637155768.jpg)
![[تصویر: 32954898122637155768.jpg]](http://myup.ir/images/32954898122637155768.jpg)
مایکل کلی در نقش چارلی ترینور و رئیس گروه تبلیغاتی دیوید نوریس خواهیم دید وی در اثاری همچون تاریخچه و سپیده ی مرگ و ادم های دم دمی شناخته شده است .
![[تصویر: 04985816436540721442.jpg]](http://myup.ir/images/04985816436540721442.jpg)
![[تصویر: 04985816436540721442.jpg]](http://myup.ir/images/04985816436540721442.jpg)
انتونی مکی در نقش هری ظاهر میشود که جزو گروه دایره تنظیمات است و با توجه به اتفاقهای بدی که برای دیوید نوریس افتاده دلسوزی کرده و پشت به قوانین میکند و با وی برای رسیدن به هدفش همکاری میکند وی را قبلا در فیلم های : بچه ی میلیون دلاری و فولاد واقعی دیده ایم .
داستان فیلم : سیاست مدار جوانی به اسم دیوید نوریس در انتخابات سناتوری شهر نیویروک شرکت میکند وی در کودکی تما اعضای خانواده خود را از دست داده است که مرگ برادر و پدرش تقصیر گروه دایره تنظیمات است ولی مادرش به گفته فیلم به طور اتفاقی مرده است .
وی در انتخابات به دلیل اینکه سابقه ی درگیری و کیفری داشته است شکست میخورد ولی در حین اماده کردن سخنرانی بعد از شکست خود است که با الیس دختر بالرین اشنا میشود و عاشق وی میگردد .
روز بعد دایره تنظیمات قرار است با تاخیر انداختن رفتن وی به محل کار بوسیله ریختن قهوه روی لباسش تغییراتی در ذهن چارلی مشاور تبلیغاتی وی برای جلسه استفاده از انرژی خورشیدی انجام دهند ولی هری غفلت کرده و در خواب می میاند و باز دیوید الیس را ملاقات میکند چیزی که اصلا خوشایند دایره تنظیمات نیست و بقیه داستان بیشتر حول محور تلاش دیوید نوریس برای رسیدن به الیس میشود .
اختیار یا اجبار ؟ جبر گرایی یا اینده ای که خود میخواهیم ؟
اعضای گروه دایره تنظیمات با یک سری قابلیت ها که رئیس(چیر من) به انها داده است قدرت تغییر در تصمیمات ما را دارند در واقع رئیس همان خداست و اعضای گروه فرشته ها هستند که البته خیلی محدود هستند و قدرت های ماورایی انچنانی ندارند شاید تنها فرق انها با انسان ها در فیلم استفاده از در ها برای میان بر کردن راههای خودشان باشد که البته ان هم محدودیت هایی دارد چرا که انها حتما باید کلاه فیدورای خود را بر سر داشته باشند .
استفاده از کلاه فیدورا در قرن بیستم بسیار رواج داشته و اکثرا کارگاهان با بارانی ان را بر تن میکردند .
دترمینیسم (جبر گرایی) چیزیست که دایره تنظیمات میخواهد اما در مقابل ما دیوید نورییس را داریم که هیچ چیز مانع انجام کارهای وی نمیشود جالب است بدانید شخصیت دیوید نوریس از روی سیاست مدار ایرلندی دیوید نوریس برداشته شده است
![[تصویر: 56427273560932162809.jpg]](http://myup.ir/images/56427273560932162809.jpg)
داستان فیلم : سیاست مدار جوانی به اسم دیوید نوریس در انتخابات سناتوری شهر نیویروک شرکت میکند وی در کودکی تما اعضای خانواده خود را از دست داده است که مرگ برادر و پدرش تقصیر گروه دایره تنظیمات است ولی مادرش به گفته فیلم به طور اتفاقی مرده است .
وی در انتخابات به دلیل اینکه سابقه ی درگیری و کیفری داشته است شکست میخورد ولی در حین اماده کردن سخنرانی بعد از شکست خود است که با الیس دختر بالرین اشنا میشود و عاشق وی میگردد .
روز بعد دایره تنظیمات قرار است با تاخیر انداختن رفتن وی به محل کار بوسیله ریختن قهوه روی لباسش تغییراتی در ذهن چارلی مشاور تبلیغاتی وی برای جلسه استفاده از انرژی خورشیدی انجام دهند ولی هری غفلت کرده و در خواب می میاند و باز دیوید الیس را ملاقات میکند چیزی که اصلا خوشایند دایره تنظیمات نیست و بقیه داستان بیشتر حول محور تلاش دیوید نوریس برای رسیدن به الیس میشود .
اختیار یا اجبار ؟ جبر گرایی یا اینده ای که خود میخواهیم ؟
اعضای گروه دایره تنظیمات با یک سری قابلیت ها که رئیس(چیر من) به انها داده است قدرت تغییر در تصمیمات ما را دارند در واقع رئیس همان خداست و اعضای گروه فرشته ها هستند که البته خیلی محدود هستند و قدرت های ماورایی انچنانی ندارند شاید تنها فرق انها با انسان ها در فیلم استفاده از در ها برای میان بر کردن راههای خودشان باشد که البته ان هم محدودیت هایی دارد چرا که انها حتما باید کلاه فیدورای خود را بر سر داشته باشند .
استفاده از کلاه فیدورا در قرن بیستم بسیار رواج داشته و اکثرا کارگاهان با بارانی ان را بر تن میکردند .
دترمینیسم (جبر گرایی) چیزیست که دایره تنظیمات میخواهد اما در مقابل ما دیوید نورییس را داریم که هیچ چیز مانع انجام کارهای وی نمیشود جالب است بدانید شخصیت دیوید نوریس از روی سیاست مدار ایرلندی دیوید نوریس برداشته شده است
![[تصویر: 56427273560932162809.jpg]](http://myup.ir/images/56427273560932162809.jpg)
دیوید نوریس سیاست مدار و سناتور ایرلندی فعال حقوق بشر و همجنس باز است و همچنین از پاپ جان پل دوم و واتیکان به خاطر سیاست های ضد همجنس بازی شکایت کرده است .
برویم سر بحث جبرگرایی و اختیار در واقع جبرگرایی، یا دترمینیسم یک موضوع فلسفی ست که بر طبق آن هر رویدادی از جمله شناخت، رفتار، تصمیمات و کنشهای آدمی به صورت علی توسط یک زنجیرهٔ پیوستهای از رخدادهای پیشین تعیین شدهاست. جبرگرایی را به شکل دیگری نیز میتوان تعریف نمود: فرضیهای که بر طبق آن در هر لحظه یک و تنها یک آیندهٔ فیزیکی ممکن و شدنی وجود دارد.فیلسوفانی که این بحث را پیگیری کردند عبارت ند از توماس هابز اسپینوزا دیوید هیوم و کانت !
طبق جبرگرایی مکانیستی هر رویدادی حلقهای از یک زنجیرهٔ پیوسته و ناگسستنی از رویدادهای پیشین است در حالی که مدل احتمالی یا انتخابی شرایط را این چنین در نظر نمیگیرد.
معنی دقیق واژهٔ جبرگرایی در طول تاریخ به شکلهای مختلفی شرح و تفسیر شدهاست. برخی که به آنها «ناسازگاران Incompatibilists» گفته میشود به جبرگرایی و ارادهٔ آزاد به عنوان دو پدیدهٔ ناسازگار و مانعه الجمع نگاه میکنند. به دیدگاهی که به وجود چیزی به نام ارادهٔ آزاد اعتقاد ندارند و آن را تنها یک توهم میدانند اصطلاحاً جبرگرایی سخت گفته میشود. برخی دیگر که به آنها سازگاران یا جبرگراهای نرم گفته میشود عقیده دارند که این دو ایده را میتوان با یکدیگر مربوط ساخت و ارادهٔ آزاد و جبرگرایی منافاتی با یکدیگر ندارند. به ناسازگارانی که وجود ارادهٔ آزاد را میپذیرند اما جبرگرایی به کلی رد میکنند طرفداران آزادی اراده Libertarians گفته میشود.(نباید با تعاریف سیاسی اشتباه گرفته شود). بیشتر اختلاف نظرها به این دلیل است که تعریف واژهٔ «ارادهٔ آزاد» همانند واژهٔ «جبرگرایی» مبهم و متغیر است. برخی گمان میکنند که ارادهٔ ازاد مربوط به یک حقیقت متافیزیکی از وساطت مستقل میشود، در حالی که از نظر برخی دیگر ارادهٔ آزاد تنها به عنوان یک حس وساطت در نظر گرفته میشود که انسانها در حین عمل تجربه میکنند. برای مثال هیوم عنوان میکند که تا زمانی که امکان دارد یک فرد به طور آزادانه به دستهای از تمایلات و عقاید نرسد، تنها تعبیر معنادار از آزادی مربوط میشود به توانایی یک فرد در ترجمهٔ تمایلات و باورها به اعمال اختیاری.
تقدير گرايي مي گويد كه اگر قرار باشد امري روي دهد هركاري كه انجام دهيم باز آن امر روي خواهد داد ، البته بايد توجه كرد كه گاهي تقدير گرايي كاملا ً با دترمينيسم مغاير از آب در مي آيد
زيرا دترمينيسم مي گويد كه آينده با گذشته شكل مي گيرد ، يعني گذشته موجب مي شود كه آينده همانگونه باشد كه خواهد بود ولي تقدير گرايي حتي به همين نيز قانع نيست و مي گويد كه آينده ، يا در هر حال برخي از صورت هاي آن ، صرف نظرازاينكه گذشته چه باشد همانگونه خواهد بود كه بايد باشد ، پس دترمينيسم همبستگي هاي علّي ميان گذشته و آينده را مورد تاييد قرار مي دهد ولي تقدير گرايي آنها را منكر مي شود .
با مقايسه اي كوتاه ميان آزادي ، دترمينيسم ، ماهيت آنها بيشتر روشن مي شود :
آزادي مدعي ست كه : اگر به گونه اي ديگر عمل كرده بوديد آينده به گونه اي ديگر مي بود . دترمينيسم مي گويد : اما نمي توانستيد طور ديگري عمل كنيد .
در فیلم چند بار به طور هوشمندانه ای از عدد 17 استفاده میشود که نماد نظم مجدد است .
بگذریم ...
زمانی که دیوید و الیس به زیر مجمسه ازادی میروند در واقع در پی خرید ازادی و اختیار خود از رئیس(چیر من) هستند البته استفاده از مجمسه ی ازادی برای نماد بیشتر این نکته را توجیه میکند که من امریکایی هستم و در کشور من حتی خدا هم نمیتونه توی تصمیمات من اثر بذاره .مجسمه ی ازادی از گذشته تا کنون در هالیوود نماد اینکه حالا میتوانی ان کاری که دوست داری را بکنی است .نماد اختیار است نماد مالک خود و سرنوشت خود بودن است .
نکات
-در فیلم زندگی ما از قبل برنامه ریزی شده است حتی اگر در جایی حق با ما باشد نمیتوانیم ان کار را انجام دهیم چرا که دنیا باید با برنامه ای که رئیس تنظیم کرده پیش برود .
-هیچکس دلیل کارهای رئیس را نمیداند و بیشتر کارهای او شبیه خود خواهی است و همین مساله باعث کمک کردن هری به دیوید میشود .
-رئیس و دایره تنظیمات از سال 1910 دنیا را رها کردند ولی اتفاقات ناگواری همچون جنگ جهانی اول و دوم و بحران موشکی کوبا افتاد که دوباره رئیس را مجبور به بازگشت و به کنترل گرفتن دنیا کرد . هر چند در ان سال ها چند ایدوئولوژی ناسیونالیزم و کمونیست و لیبرالیسم به جان هم افتادند و لیبرالیسم پیروز شد . لیکن در مبارزه با کمونیسم جمله ی ما به خدا اعتماد داریم به روی دلار امد و در واقع از اینجاست که باز خدا برای تصمیم گیری امده است ولی گویا لیبرالیسم است که بر خدا نیز باید پیروز شود .
- دایره تنظیمات قدرت کنترل تمامی اتفاقات در دنیا را ندارد که نشان از عجز خدا در نوشتن برنامه ایست که بتواند دنیا را سر و سامان ببخشد
- رئیس و دایره تنظیمات از کامل شدن دیوید نوریس و الیس میترسند چرا که اگر دیوید کامل شود دیگر سیاست برایش معنایی نخواهد داشت و میتواند به قله ی هر جایی که میخواهد برسد اشاره به اینکه خدا مانع پیشرفت ماست .
برویم سر بحث جبرگرایی و اختیار در واقع جبرگرایی، یا دترمینیسم یک موضوع فلسفی ست که بر طبق آن هر رویدادی از جمله شناخت، رفتار، تصمیمات و کنشهای آدمی به صورت علی توسط یک زنجیرهٔ پیوستهای از رخدادهای پیشین تعیین شدهاست. جبرگرایی را به شکل دیگری نیز میتوان تعریف نمود: فرضیهای که بر طبق آن در هر لحظه یک و تنها یک آیندهٔ فیزیکی ممکن و شدنی وجود دارد.فیلسوفانی که این بحث را پیگیری کردند عبارت ند از توماس هابز اسپینوزا دیوید هیوم و کانت !
طبق جبرگرایی مکانیستی هر رویدادی حلقهای از یک زنجیرهٔ پیوسته و ناگسستنی از رویدادهای پیشین است در حالی که مدل احتمالی یا انتخابی شرایط را این چنین در نظر نمیگیرد.
معنی دقیق واژهٔ جبرگرایی در طول تاریخ به شکلهای مختلفی شرح و تفسیر شدهاست. برخی که به آنها «ناسازگاران Incompatibilists» گفته میشود به جبرگرایی و ارادهٔ آزاد به عنوان دو پدیدهٔ ناسازگار و مانعه الجمع نگاه میکنند. به دیدگاهی که به وجود چیزی به نام ارادهٔ آزاد اعتقاد ندارند و آن را تنها یک توهم میدانند اصطلاحاً جبرگرایی سخت گفته میشود. برخی دیگر که به آنها سازگاران یا جبرگراهای نرم گفته میشود عقیده دارند که این دو ایده را میتوان با یکدیگر مربوط ساخت و ارادهٔ آزاد و جبرگرایی منافاتی با یکدیگر ندارند. به ناسازگارانی که وجود ارادهٔ آزاد را میپذیرند اما جبرگرایی به کلی رد میکنند طرفداران آزادی اراده Libertarians گفته میشود.(نباید با تعاریف سیاسی اشتباه گرفته شود). بیشتر اختلاف نظرها به این دلیل است که تعریف واژهٔ «ارادهٔ آزاد» همانند واژهٔ «جبرگرایی» مبهم و متغیر است. برخی گمان میکنند که ارادهٔ ازاد مربوط به یک حقیقت متافیزیکی از وساطت مستقل میشود، در حالی که از نظر برخی دیگر ارادهٔ آزاد تنها به عنوان یک حس وساطت در نظر گرفته میشود که انسانها در حین عمل تجربه میکنند. برای مثال هیوم عنوان میکند که تا زمانی که امکان دارد یک فرد به طور آزادانه به دستهای از تمایلات و عقاید نرسد، تنها تعبیر معنادار از آزادی مربوط میشود به توانایی یک فرد در ترجمهٔ تمایلات و باورها به اعمال اختیاری.
تقدير گرايي مي گويد كه اگر قرار باشد امري روي دهد هركاري كه انجام دهيم باز آن امر روي خواهد داد ، البته بايد توجه كرد كه گاهي تقدير گرايي كاملا ً با دترمينيسم مغاير از آب در مي آيد
زيرا دترمينيسم مي گويد كه آينده با گذشته شكل مي گيرد ، يعني گذشته موجب مي شود كه آينده همانگونه باشد كه خواهد بود ولي تقدير گرايي حتي به همين نيز قانع نيست و مي گويد كه آينده ، يا در هر حال برخي از صورت هاي آن ، صرف نظرازاينكه گذشته چه باشد همانگونه خواهد بود كه بايد باشد ، پس دترمينيسم همبستگي هاي علّي ميان گذشته و آينده را مورد تاييد قرار مي دهد ولي تقدير گرايي آنها را منكر مي شود .
با مقايسه اي كوتاه ميان آزادي ، دترمينيسم ، ماهيت آنها بيشتر روشن مي شود :
آزادي مدعي ست كه : اگر به گونه اي ديگر عمل كرده بوديد آينده به گونه اي ديگر مي بود . دترمينيسم مي گويد : اما نمي توانستيد طور ديگري عمل كنيد .
در فیلم چند بار به طور هوشمندانه ای از عدد 17 استفاده میشود که نماد نظم مجدد است .
بگذریم ...
زمانی که دیوید و الیس به زیر مجمسه ازادی میروند در واقع در پی خرید ازادی و اختیار خود از رئیس(چیر من) هستند البته استفاده از مجمسه ی ازادی برای نماد بیشتر این نکته را توجیه میکند که من امریکایی هستم و در کشور من حتی خدا هم نمیتونه توی تصمیمات من اثر بذاره .مجسمه ی ازادی از گذشته تا کنون در هالیوود نماد اینکه حالا میتوانی ان کاری که دوست داری را بکنی است .نماد اختیار است نماد مالک خود و سرنوشت خود بودن است .
نکات
-در فیلم زندگی ما از قبل برنامه ریزی شده است حتی اگر در جایی حق با ما باشد نمیتوانیم ان کار را انجام دهیم چرا که دنیا باید با برنامه ای که رئیس تنظیم کرده پیش برود .
-هیچکس دلیل کارهای رئیس را نمیداند و بیشتر کارهای او شبیه خود خواهی است و همین مساله باعث کمک کردن هری به دیوید میشود .
-رئیس و دایره تنظیمات از سال 1910 دنیا را رها کردند ولی اتفاقات ناگواری همچون جنگ جهانی اول و دوم و بحران موشکی کوبا افتاد که دوباره رئیس را مجبور به بازگشت و به کنترل گرفتن دنیا کرد . هر چند در ان سال ها چند ایدوئولوژی ناسیونالیزم و کمونیست و لیبرالیسم به جان هم افتادند و لیبرالیسم پیروز شد . لیکن در مبارزه با کمونیسم جمله ی ما به خدا اعتماد داریم به روی دلار امد و در واقع از اینجاست که باز خدا برای تصمیم گیری امده است ولی گویا لیبرالیسم است که بر خدا نیز باید پیروز شود .
- دایره تنظیمات قدرت کنترل تمامی اتفاقات در دنیا را ندارد که نشان از عجز خدا در نوشتن برنامه ایست که بتواند دنیا را سر و سامان ببخشد
- رئیس و دایره تنظیمات از کامل شدن دیوید نوریس و الیس میترسند چرا که اگر دیوید کامل شود دیگر سیاست برایش معنایی نخواهد داشت و میتواند به قله ی هر جایی که میخواهد برسد اشاره به اینکه خدا مانع پیشرفت ماست .
نمیشه که خدا ما خلق کنه بعد بگه برید روی زمین واسه خودتون صفا کنید. به نظرم این خدا خیلی بی مسولیته و لیاقت پرستیدن رو نداره .