۲۵/مهر/۹۱, ۳:۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم
چه بسیار جوانانی که در عنفوان جوانی ، به ضرورت خاص سنی خویش، نمی دانند چه کنند ؛ با نیروهای سهمگین شیطان و دامهای گسترده ی او چگونه برخورد نمایند ؛ چه راهی بپیمایند تا آن حملات را دفع کنند و این مسیر را به سلامت پشت سر نهند .
بسا عالمان که در مسیر مطالعات خویش، با تفکرات مختلف برخورد می کنند و نمی توانند به طور واضح راه حق را از باطل – که ممکن است زیباتر از حق جلوه گری کند – تشخیص دهند.
در همه ی این گونه دو راهی ها و دودلی ها ، راهی را که عقل معرفی می کند ، پناه بردن به داناترین فرد در مسایل مختلف است . این جاست که خداوند به مومنان دستور می دهد به اهل بیت رسول خدا علیهم السلام پناه برند .
آن خاندان پاك دژي استوار و كاملاً ايمن اند و چون خود از پشتوانه ي عظيم الاهي بر خوردارند ، هر كه به آنان پماه آورد ، از همه ي انواع آسيب ها در امان خواهيد بود. اگر چه دشمن قسم خورده ي آدميان (شيطان) قوي است و همگان در تيررس حملات اويند ، خداي متعال ، از روي لطف خويش ، انسان ها را در برابر او تنها نگذاشته و محمد وال محمد عليهم السلام را دژ استوار مقابله با او معرفي فرموده است.
در حديث قدسي داريم "
قال الله تبارك و تعالي :
« ولايت علي بن ابيطالب حصنب فمن دخل حصني امن من عذابي »
آري ، ايشان دژ استواري اند كه هر درمانده اي را پناه مي دهند . چنان كه تاريخ گواهي مي دهد ، حتي دشمنانشان هم در گرفتاري ها به آنان پناه برده و نتيجه گرفته اند .
شيعه محبت و پناه دادن را از ائمه ي بزرگوار خويش ديده است و در زيارات خود ، آنان را اين سان مي خواند :
« السلام علي ائمه الهدي ....و كهف الوري ...»
و كلام امام عسكري عليه السلام را نيك در مي يابد كه فرمودند:
« نحن كهف من التجا الينا و نورٌ لمن استضاء بنا و عصمه لمن اعتصم بنا.»
« ما پناهگاه آن كس ايم كه به ما پناه آورد و نوري براي آن كه از ما روشني خواهد و نگهدار هر كه دست به دامان ما شود»
دوستان را كجا كني محروم /
تو كه با دشمن اين نظر داري /
آري ! ما شيعيان حتي در دوران دشوار غيبت وليّمان ، بي پناه نيستيم ؛ بي صاحب و مددكار نيستيم ، گرچه به واسطه ي گناهانمان از ديدار حضرتش محروم ايم ، به لطف آْن بزرگوار چشم اميد داريم . اگر خويشتن را در پناه آن بزرگ قرار دهيم ، از ما دست مي گيرند ؛ چنان كه خود فرموده است:
« و اني لامان لاهل الارض.»(1)
« من اماني (از عذاب) براي زمينيان ام »
« و بي يدفع الله عذاب عن اهلي و شيعتي.»(2)
« به وسيله ي من است كه خداوند عذاب را از خاندان و شيعيانم دور مي گرداند»
پدر دلسوز "
يكي ديگر از شؤون امام عليه السلام ، عطوفت آن حضرت نسبت به امت خويش است ؛ چنان كه به پدر مهربان و دلسوز تشبيه شده اند.
پدر با عاطفه براي فرزندش چه مي كند؟
1-
پيش ار آن كه در فكر راحتي خود باشد و بيش ار آن ، به آسايش فرزندش مي انديشد. 2-
لطف و احسان او بدون چشم داشت است و هرگز انتظار جبران و تلافي از فرزند ندارد. 3-
مشكل فرزند را مشكل خويش ، بلكه بالاتر از آن مي داند و براي حل آن مي كوشد. 4-
نگران فرزند است و نسبت به او احساس مسئوليت مي كند . 5-
از خطاي فرزند، تاراحت مي شود و گاهي مسئوليت خطاي او را به گردن مي گيرد و حتي از طرف او عذر مي خواهد . 6-
حتي از موفقيت هاي جزئي فرزند خوشحال مي شود؛ گرچه به كمك خود او به دست آمده باشد.
ائمه اطهار عليهم السلام پدران امت"
حضرت رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره امير المومنين علي عليه السلام فرمودند:
« انا و علي ابوا هذه الامه.»(3)
« من و علي پدران اين امتيم »
تاريخ ائمه ي معصومين عليهم السلام به خوبي نشان مي دهد كه مهرورزي هاي آنان نسبت به امت ، در سطحي بالاتر از محبت پدر ظاهري نسبت به فرزندان بوده است.
چنان كه بار ها يادآور شده امامان معصوم در همه شؤون مشابه يك ديگرند .
پس يقيناً در اين زمان نيز ، حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم همين حالت را نسبت به شيعيان خود دارند . به تعبير حديث قدسي لوح جابر : «...اكمل ذلك بابنه م ح م د رحمه للعالمين»(4)رحمت و عطوفت آن بزرگوار فراگير است . به بينوايان و بيچارگان عنايت ها مي فرمايند و لحظه اي از حال محبان و شيعيان خود غافل نيستند و با قلب عطوف خود ، دعوت هاي آنان را مهربانانه پاسخ مي دهند .
اينك ....در برابر اين عطوفت پدرانه ،
·
آيا شايسته است ما دعا گوي حضرتش نباشيم؟ ·
آيا سزاست كه در رفع هم و غم از وجود نازنين حضرتش نكوشيم؟ ·
آيا درست است روزگارمان را در غفلت از آن عزيز بگذرد؟
كمترين كاري كه از ما بر مي آيد ، الحاح و اصرار فراوان در دعا براي تعجيل فرج آن مولاي مهربان است كه اين خود گشايش و فرج ماست.
كمال الدين 2 : 485 (باب 45،ح 4) 2-
همان : 441 (باب 43 ،ح12) 3-
كمال الدين 1 : 261(باب 24 ،ح7) و به نقل از آن ، بحارالانوار 36 : 255 ،ح 71. 4-
اصول كافي 1 : 528 ( كتاب الحجه ، باب ما جاء في الاثني عشرو النص عليهم ،ح 3)
پناهگاه امت ، پدر دلسوز
از آن جا که تا کنون شؤون امامان علیهم السلام بر ما روشن شد ، دانستیم که خداوند متعال آن خوبان را مجموعه ای از محبت ، رأفت ،دانش و کمالات متعدد قرار داده است تا در زمینه های مختلف از مؤمنان دستگیری کنند و هادی گم راهان باشند .چه بسیار جوانانی که در عنفوان جوانی ، به ضرورت خاص سنی خویش، نمی دانند چه کنند ؛ با نیروهای سهمگین شیطان و دامهای گسترده ی او چگونه برخورد نمایند ؛ چه راهی بپیمایند تا آن حملات را دفع کنند و این مسیر را به سلامت پشت سر نهند .
بسا عالمان که در مسیر مطالعات خویش، با تفکرات مختلف برخورد می کنند و نمی توانند به طور واضح راه حق را از باطل – که ممکن است زیباتر از حق جلوه گری کند – تشخیص دهند.
در همه ی این گونه دو راهی ها و دودلی ها ، راهی را که عقل معرفی می کند ، پناه بردن به داناترین فرد در مسایل مختلف است . این جاست که خداوند به مومنان دستور می دهد به اهل بیت رسول خدا علیهم السلام پناه برند .
آن خاندان پاك دژي استوار و كاملاً ايمن اند و چون خود از پشتوانه ي عظيم الاهي بر خوردارند ، هر كه به آنان پماه آورد ، از همه ي انواع آسيب ها در امان خواهيد بود. اگر چه دشمن قسم خورده ي آدميان (شيطان) قوي است و همگان در تيررس حملات اويند ، خداي متعال ، از روي لطف خويش ، انسان ها را در برابر او تنها نگذاشته و محمد وال محمد عليهم السلام را دژ استوار مقابله با او معرفي فرموده است.
در حديث قدسي داريم "
قال الله تبارك و تعالي :
« ولايت علي بن ابيطالب حصنب فمن دخل حصني امن من عذابي »
آري ، ايشان دژ استواري اند كه هر درمانده اي را پناه مي دهند . چنان كه تاريخ گواهي مي دهد ، حتي دشمنانشان هم در گرفتاري ها به آنان پناه برده و نتيجه گرفته اند .
شيعه محبت و پناه دادن را از ائمه ي بزرگوار خويش ديده است و در زيارات خود ، آنان را اين سان مي خواند :
« السلام علي ائمه الهدي ....و كهف الوري ...»
و كلام امام عسكري عليه السلام را نيك در مي يابد كه فرمودند:
« نحن كهف من التجا الينا و نورٌ لمن استضاء بنا و عصمه لمن اعتصم بنا.»
« ما پناهگاه آن كس ايم كه به ما پناه آورد و نوري براي آن كه از ما روشني خواهد و نگهدار هر كه دست به دامان ما شود»
دوستان را كجا كني محروم /
تو كه با دشمن اين نظر داري /
آري ! ما شيعيان حتي در دوران دشوار غيبت وليّمان ، بي پناه نيستيم ؛ بي صاحب و مددكار نيستيم ، گرچه به واسطه ي گناهانمان از ديدار حضرتش محروم ايم ، به لطف آْن بزرگوار چشم اميد داريم . اگر خويشتن را در پناه آن بزرگ قرار دهيم ، از ما دست مي گيرند ؛ چنان كه خود فرموده است:
« و اني لامان لاهل الارض.»(1)
« من اماني (از عذاب) براي زمينيان ام »
« و بي يدفع الله عذاب عن اهلي و شيعتي.»(2)
« به وسيله ي من است كه خداوند عذاب را از خاندان و شيعيانم دور مي گرداند»
پدر دلسوز "
يكي ديگر از شؤون امام عليه السلام ، عطوفت آن حضرت نسبت به امت خويش است ؛ چنان كه به پدر مهربان و دلسوز تشبيه شده اند.
پدر با عاطفه براي فرزندش چه مي كند؟
1-
پيش ار آن كه در فكر راحتي خود باشد و بيش ار آن ، به آسايش فرزندش مي انديشد. 2-
لطف و احسان او بدون چشم داشت است و هرگز انتظار جبران و تلافي از فرزند ندارد. 3-
مشكل فرزند را مشكل خويش ، بلكه بالاتر از آن مي داند و براي حل آن مي كوشد. 4-
نگران فرزند است و نسبت به او احساس مسئوليت مي كند . 5-
از خطاي فرزند، تاراحت مي شود و گاهي مسئوليت خطاي او را به گردن مي گيرد و حتي از طرف او عذر مي خواهد . 6-
حتي از موفقيت هاي جزئي فرزند خوشحال مي شود؛ گرچه به كمك خود او به دست آمده باشد.
ائمه اطهار عليهم السلام پدران امت"
حضرت رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره امير المومنين علي عليه السلام فرمودند:
« انا و علي ابوا هذه الامه.»(3)
« من و علي پدران اين امتيم »
تاريخ ائمه ي معصومين عليهم السلام به خوبي نشان مي دهد كه مهرورزي هاي آنان نسبت به امت ، در سطحي بالاتر از محبت پدر ظاهري نسبت به فرزندان بوده است.
چنان كه بار ها يادآور شده امامان معصوم در همه شؤون مشابه يك ديگرند .
پس يقيناً در اين زمان نيز ، حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم همين حالت را نسبت به شيعيان خود دارند . به تعبير حديث قدسي لوح جابر : «...اكمل ذلك بابنه م ح م د رحمه للعالمين»(4)رحمت و عطوفت آن بزرگوار فراگير است . به بينوايان و بيچارگان عنايت ها مي فرمايند و لحظه اي از حال محبان و شيعيان خود غافل نيستند و با قلب عطوف خود ، دعوت هاي آنان را مهربانانه پاسخ مي دهند .
اينك ....در برابر اين عطوفت پدرانه ،
·
آيا شايسته است ما دعا گوي حضرتش نباشيم؟ ·
آيا سزاست كه در رفع هم و غم از وجود نازنين حضرتش نكوشيم؟ ·
آيا درست است روزگارمان را در غفلت از آن عزيز بگذرد؟
كمترين كاري كه از ما بر مي آيد ، الحاح و اصرار فراوان در دعا براي تعجيل فرج آن مولاي مهربان است كه اين خود گشايش و فرج ماست.
اللهم عجل لوليك الفرج
...................... 1- كمال الدين 2 : 485 (باب 45،ح 4) 2-
همان : 441 (باب 43 ،ح12) 3-
كمال الدين 1 : 261(باب 24 ،ح7) و به نقل از آن ، بحارالانوار 36 : 255 ،ح 71. 4-
اصول كافي 1 : 528 ( كتاب الحجه ، باب ما جاء في الاثني عشرو النص عليهم ،ح 3)