تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: معرفی کتاب "علل گرایش به شیطان"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید

شیطان از روی تکبر در برابر آدم سجده نکرد و به این خاطر تمام جاه و جلال خویش را در محضر خداوند از دست داد، از این رو کینه ی انسان را به دل گرفت و به خاطر احساس حقارت در برابر انسان درصدد بر آمد تا ماجرای سجده را بر عکس کند و فرزندان آدم را به پرستش خویش وادارد. واقعیت این است که شیطان تا حدودی موفق بوده و از حادثه ی رانده شدن حضرت آدم از بهشت و ارتکاب قتل قابیل تاکنون موفقیت هایی داشته، به طوری که در فرهنگ های مختلف و ادوار گوناگون تاریخ حتی آشکارا مورد پرستش قرار گرفته است.
لذا معرفی کتابی که بخوبی بتواند علل گرایش به شیطان و ابعاد شیطان پرستی را تبیین نماید ضروری به نظر میرسد.
در ادامه کتابی را در رابطه با همین موضوع برایتان معرفی می کنم.



علل گرایش به شیطان


مؤلف: حمید رضا مظاهری سیف/ ناشر: مؤسسه ی فرهنگی بهداشت معنوی

[تصویر: 73186766319080219358.jpg]



کتاب حاضر شیطان پرستی و شیطان گرایی و نیز ریشه های این افکار را از گذشته تا حال مورد بررسی قرار داده است.
نویسنده كتاب حاضر می نویسد: ابعاد گسترده ی شیطان پرستی قابل تصور نیست .مردم جهان جرأت ندارند که بپذیرند در تمدنی شیطانی زندگی می کنند ، زیرا دروغ های آن را پذیرفته و با رنج های آن خو گرفته اند و وجود خود را در غوغای ارزش های پوچ آن فراموش کرده اند ظلم و فساد زمین را پر کرده است ، اما تا این حقیقت را نفهمیم و در غفلت و اوهام غو طه ور باشیم هیچ تحولی رخ نمی دهد و رویای منجی جهان را حتی به خواب هم نخواهیم دید
یکی از موضوعاتی که در این کتاب مطرح شده است، علل گرایش به شیطان گرایی است: امروزه در تمام کشورهای دنیا جوانانی دیده می شوند که سرو وضع عادی ندارند ، سعی می کنند طوری لباس بپوشند و خود را آرایش کنند که وحشتناک به نظر برسند. این افراد خود را شیطان گرا یا شیطان پرست معرفی کرده و از نمادها و علائم خاصی استفاده می کنند ، در دنباله‌ی این بحث نیز به عللی اشاره شده است که یکی از آنها فطرت ناکام است
همچنین در ادامه مباحث حاضر، نگاهی دارد به دانش شیطان ، که بی ریشه و باطل است.
به نقل از نوشتار حاضر، شیطان گرایی بدوی، شالوده ای خرافی داشته و به نوعی انحراف از مسیر تعالیم پیامبران گذشته بوده است.
احساس آزادی که شیطان گرایی در قرون وسطا تلقین می کرد، به خصوص برای کشاورزان و کارگران ضعفی خوشایند و خواستنی بود که از هم دستی کلیسا و اشراف رنج می بردند و به نام خدا در بند مقامات دینی و دنیوی بودند. آنها از تخیل نیروهای مرموز و سیه چهره با پوست کلفت و چروکیده که شبیه پوست زمخت و رنج دیده خودشان بود، احساس آرامش و هم دلی بیشتری پیدا می کردند. از این رو در سده های پایانی قرون وسطا میل به شیطان پرستی و جادوگری در میان مردم اروپا بالا گرفت ... در ادامه نیز آمده است: در تفکر یهودی، مسیحی که شیطان فرشته ای سرکش و گریخته از بندگی خداوند است، مظهر آزادی تصور شده، اما در نگرش اسلامی، فرشتگان موجوداتی با شعور خالص و بدون شهوت هستند که با اختیار، تسلیم خدا بودن را برگزیده اند و به جهت این که فاقد شهوت هستند، هیچ میلی به گناه و سرکشی در برابر خیر مطلق ندارند. در این میان شیطان نه فرشته، بلکه جنی است که در اثر عبادت به جمع فرشتگان راه یافته بود و بعد هم بی لیاقتی خود را نسبت به این لطف پروردگار نشان داد. بنابراین نه شیطان فرشته ی آزادی است و نه انسان با تبعیت از او به آزادی می رسد، تنها پیامد پیروی از شیطان تباهی استعدادهای انسانی و از دست دادن شایستگی هاست


.

آدرس های مرجع