۲۸/مهر/۹۱, ۱۱:۵۸
قرآن نسبت به تنبلي افراد در مواردي چون جهاد و نماز و برخي از اعمال عبادي ديگر توجه داشته است.
.
(تخلیص از متن جلال میرباقری)
به نظر قرآن ريشه تنبلي در اموري چون جهاد و اعمال و تكاليف سخت و دشوار را ميبايست در شك و ترديدي ديد كه آنان نسبت به خدا و دين دارند.
فقدان ايمان كامل موجب ميشود تا شخص نسبت به تكاليف سخت و دشوار واكنش مثبتي نشان ندهد و با برخورد سرد خود آن را به كناري نهد؛ زيرا كساني كه به خدا و آخرت ايمان دارند ميكوشند تا به آموزههاي دستوري خدا و قرآن و پيامبران عمل كنند.
شك و ترديد در خدا و يا آخرت موجب ميشود شخص، كاهلي و تسامح و تنبلي را پيشه خود كند و با جان و مال به دفاع از دين خدا و آموزههاي آن اقدام نورزد.(توبه آيه 45 و 46)
قرآن عامل ديگر تنبلي در افراد را در ثروت و رفاه زياد ايشان ميداند. برخورداري از ثروت و امكانات مادي موجب ميشود كه شخص از كارهاي سخت و دشوار بگريزد به ويژه آن كه كار ارتباط تنگاتنگي با جان و مال او داشته باشد و او رادر سختي جانكاهي قرار دهد.(توبه آيه 86)
از ديگر علل و عوامل تنبلي نسبت به آموزههاي ديني، دنياطلبي و دل خوش داشتن به زندگي دنياست؛ از اين رو شخص، حاضر نيست تا كارهاي سختي را در پيش گيرد و از جان و مال خود مايه بگذارد.(توبه آيه 38 و 85)
در تحليل قرآن كساني كه به دين اسلام، ايمان كاملي ندارند و يا منافق هستند گرفتار تنبلي ميشوند و اين گونه است كه در نماز گزاردن (نساء آيه 142)، جهاد در راه خدا (آل عمران آيه 167 و 168) و امور ديگري كه سخت و دشوار است و تنبلي ميكنند.
قرآن به مومنان و منافقان و ديگراني كه در حوزه دين تنبلي و تكاهل ميكنند هشدار ميدهد كه اين گونه رفتار موجب حسرت و ندامت دير يا زود ميشود كه راه گريزي از آن نخواهند داشت. ندامت زود هنگام آن اين خواهد بود كه دشمنان برايشان چيره شوند و يا از بهرههاي مادي و معنوي آموزهها و عمل به آموزههاي قرآني بيبهره بمانند و در آخرت نيز دچار خشم و عذاب الهي گردند. (نساء آيه 72 و 73)
با نگاهي به آيات قرآني ميتوان دريافت كه ريشه تنبلي عدم درك درست از شرايط و وضعيت و موقعيت فرد است.
اين مساله اختصاص به حوزه دين ندارد و هر كسي كه درباره مساله و يا موضوعي دچار تنبلي ميشود و اقدام به كار و عملي نميكند و در گوشهاي ميخزد!در حقيقت شرايط و وضعيت خود را درك نكرده است!
دانشآموزي كه فايده درسي را درك نكرده است نسبت به آن واكنش درستي نشان نميدهد و حاضر نيست تا آن را بياموزد و اين گونه نسبت به آن و يا همه دروس تنبلي ميكند.
بنابراين ايجاد انگيزه و تغيير در نگرش دانشآموز ميتواند وي را نسبت به موقعيت خود و موضوع آگاه سازد.
.
.
تغيير بينش راه علاج تنبلي
اين گونه است كه قرآن مساله را به سمت و سوي ايمان ميكشد و به اين نكته اشاره ميكند كه ريشه و خاستگاه تنبلي را ميبايست در تحليل نادرست بينشي و نگرشي فرد دانست.
از آن جمله نگرشي كه نسبت به دين و يا آخرت و خدا دارد و يا در مساله دانشاندوزي به دانش خاصي نگرشي منفي نشان ميدهد.
از اين رو قرآن براي ايجاد تلاش در فرد ميكوشد تا نگرش و بينش وي را نسبت به مساله تغيير دهد.
كسي كه بينش و نگرشي درست به مسالهاي بيابد ميكوشد تا به هر وسيلهاي شده آن را به دست آورد.
بنابراين تغيير نگرش و بينش موجب ميشود شخص از تنبلي رهايي يابد و به آدمي سخت كوش و پر تلاش تبديل گردد.
قرآن همچنين ميكوشد تا با تغيير در نگرش كلي انسان نسبت به دنيا آن را ابزار و راهي براي تعالي نشان دهد. اين تلاش از آن رو صورت ميگيرد كه تغيير نگرش ميبايست در دو حوزه كلي و جزيي انجام گيرد.
مساله ديگري كه قرآن به آن توجه ميدهد مساله رفاهطلبي است. دنيازدگي و رفاه زياد شخص را تنبل ميكند. بسياري از خانوادهها درباره كودكان دچار اشتباهي فاحش ميشوند و آنان را در رفاه زياد پرورش ميدهند كه موجبات تنبلي را فراهم ميآورد و نوجوانان را از تلاش باز ميدارد.
(تخلیص از متن جلال میرباقری)

