۲۸/مهر/۹۱, ۱۴:۴۳
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از کاربران در پیام خصوصی سوالی مطرح کردند
گفتم شاید سوال سایر دوستان هم باشد!
سلام
اولاً آن آیه از قول حضرت نوح علیه السلام است تا آنجا که در خاطرم هست
بعلاوه معنای آیه این است که ذاتاً از خود علم غیب ندارم
نه اینکه مطلقاً علم غیب نداشته باشند
به طور مثال در بسیاری از آیات تصریح شده است بر داشتن علم غیب رسول الله
مانند:
ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظيمٌ (179-آل عمران)
خدا بر آن نيست كه شما مؤمنان را بدين حال كه اكنون هستيد رها كند. مىآزمايد تا ناپاك را از پاك جدا سازد. و خدا بر آن نيست كه شما را از غيب بياگاهاند، ولى برخى از پيامبرانش را كه خود بخواهد (برای علم غیب خود) برمىگزيند. پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد. و اگر ايمان بياوريد و پرهيزگارى كنيد، اجرى عظيم يابيد. (179)
یا
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَريمٍ (19)
ذي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكينٍ (20)
مُطاعٍ ثَمَّ أَمينٍ (21)
وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ (22)
وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبينِ (23)
وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنينٍ (24-تکویر)
كه اين سخن رسولى بزرگوار است. (19)
نيرومند، در نزد خداوند عرش، صاحب مكانت، (20)
آنجا مطاع امين. (21)
و همصحبت شما ديوانه نيست. (22)
هر آينه او را در افق روشن ديده است. (23)
و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمىدارد. (24)
یا
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ (102-یوسف)
اينها خبرهاى غيب است كه به تواش وحى مىكنيم. و آن هنگام كه با يكديگر گرد آمده بودند و مشورت مىكردند و حيلت مىساختند، تو نزد آنها نبودى. (102
همانطور که ملاحظه کردید
صراحتاً اثبات میکند این آیات که علم غیب داشته اند رسول الله
منتها به اذن خدا
و خدا باید غیب را در اختیار هر کسی که میخواهد قرار دهد
و رسول الله هر میزان از علم غیب که لازمه ی مقام نبوت و ولایت است و باید بشریت را به سعادت ابدی رهنمون سازند در اختیار ایشان قرار داده است
به این تاپیک هم حتماً نظری بیافکنید:
چند وقت پیش از کسی شنیدم که می گفت معصومین مانند خدا هستند!#
سوال دیگه ای بود در حد وسعم در خدمتم إن شاء الله
مبحث دیگری که به جز علم غیب معصومین بیان کردند بحث شفاعت بود:
قرآن كريم مسأله شفاعت را حدود 30 مورد به طوركلي به دو دسته و دو گروه تقسيم ميگردد، دستهاي كه شفاعت را صريحاً براي خدا و ماذونين از طرف خدا ثابت ميگرداند و دستهاي كه شفاعت را ظاهراً نفي ميكند.
ابتدا آیاتی که در آن تصریح شده که خداوند متعال به عده ای اذن شفاعت را داده است را بیان میکنیم
و بعد هم جمع بین این دو دسته را تقدیم میکنیم
و در پایان هم اشاره ای به اینکه از فلسفه های شفاعت چه چیز است؟
ابتدا چند تا از آياتي كه شفاعت را با اذن خدا صريحاً ثابت ميكند:
1ـ اللهُ لاإله إلّا هُوَالحيُّ الْقَيّومُ ... مَنْ ذَالَّذي يَشفَعُ عندهُ ألّا بإذنهِ...
ظاهراً اين جمله “مَن ذَالَّذي يَشفَعُ عندَهُ الّا بإذنِهِ...” از آيه شريفه آيةالكرسي به اصطلاح، استفهام انكاري است؛ يعني هيچ كس بدون اذن و اجازه خدا نميتواند در پيشگاه او شفاعت كند.
2ـ ولا يملكُ الَّذين يدعُونَ مِن دونهِ الشَّفاعةَ إلّا مَن شَهِدَ بِالحَقِّ وَ هم يعلمونَ.
(آنها كه غير از خدا ميخوانيد قادر بر شفاعت نيستند مگر كساني كه شهادت به حق دادهاند و به خوبي آگاهند.)
آياتي در قرآن وجود دارد كه نه تنها اصل شفاعت را ثابت مي كند و نه تنها به طور كلي از شفيعاني خبر مي دهد، بلكه دست روي نام و مشخصات آنها گذارده، مثلاً در سوره نجم، چنين آمده است:
3-“وَ كَم مِن مَلكٍ في السَّماواتِ لاتُغني شَفَعاتُهُم شَيئاً الَا مِن بَعدِ أَن يَأذَنَ اللهُ لِمَن يَشاءُ وَ يَرضي. ”چقدر فرشتگاني در آسمانها هستند كه شفاعت آنان دربارهي افراد سودي نميبخشد، مگر آنكه خدا به هر كسي بخواهد اذن دهد و به شفاعت او راضي گردد.[10]
در اين آيه شريفه يكي از شفاعتكنندگان را ملائكه آسماني كه به اذن خدا شفاعت ميكنند به حساب آورده؛ يعني بعد از اينكه اصل شفاعت را مسلم گرفته نوعش را هم معين نموده است .
و اما جمع بین این آیات و آیاتی که شفاعت را صرفاً برای خدا میداند
دقیقاً به مانند جمع بین علم غیب
همانگونه که علم غیب ذاتاً تنها در اختیار حضرت باریتعالی است
حق شفاعت هم تنها در اختیار کسانی است که خدا راضی باشد و به آنها اذن داده باشد
و اما یکی از مهمترین فلسفه های این که روز قیامت عده حق شفاعت دارند
یکی از مهمترین آنها تکریم کسانی است که نزد خدا محبوبند و خدا میخواهد جایگاه این محبوبان خود را در روز قیامت نشان دهد و یکی از این تکریم ها این است که اجازه میدهد تا شفاعت بدست آن بندگان محبوبش جاری شود!
یکی از کاربران در پیام خصوصی سوالی مطرح کردند
گفتم شاید سوال سایر دوستان هم باشد!
علی 110 نوشته است:بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم...شهادت امام جواد (علیه السلام) رو تسلیت عرض می کنم
غرض از مزاحمت، دیروز که داشتم قرآن می خوندم یک آیه ای دیدم که فکرم رو درگیر کرده
نمیتونم جوابی براش پیدا کنم
تصمیم گرفتم از شما کمک بگیرم شاید جواب این مساله رو بدونید و بنده رو ازین عذاب نجات بدید
آیه 50 سوره انعام :
قُل لَّا أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّـهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۚ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ ۚ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ
در این آیه خداوند به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید که به مردم بگو خزائن خدا در دست من نیست
و من علم غیب ندارم و ...
خوب این که با تفکرات ما در تناقضه...![]()
مگه ما اعتقاد نداریم که ائمه اطهار(علیه السلام) دارای علم غیب هستند؟
یا مگه اعتقاد نداریم که خزائن نعمت ها در پیش آنهاست ... طبق زیارت جامعه کبیره که » خزان العلم... یا طبق پست خود شما :
(پستتون رو پیدا نکردم ولی در جایی مثال زده بودید در مورد رابطه ائمه و خداوند...همون مثال که خداوند همه آبها رو آفریده ولی قدرت دادن آب در همه دنیا رو منحصر به ائمه(علیه السلام) کرده باشد..خوب این یعنی خزائن در دست آنهاست.)
نمیدونم متوجه منظور بنده شدید یا خیر...حقیقتش مدتیه بعد از مطالعه بعضی صحبت های سنی ها، با خوندن بعضی آیات قرآن شک در دلم می افته... جدا خودم هم ناراحت میشم از مطرح کردن چنین پرسشهایی و این ایمان ضعیف که انقدر راحت دچار تزلزل میشه...
سلام
اولاً آن آیه از قول حضرت نوح علیه السلام است تا آنجا که در خاطرم هست
بعلاوه معنای آیه این است که ذاتاً از خود علم غیب ندارم
نه اینکه مطلقاً علم غیب نداشته باشند
به طور مثال در بسیاری از آیات تصریح شده است بر داشتن علم غیب رسول الله
مانند:
ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظيمٌ (179-آل عمران)
خدا بر آن نيست كه شما مؤمنان را بدين حال كه اكنون هستيد رها كند. مىآزمايد تا ناپاك را از پاك جدا سازد. و خدا بر آن نيست كه شما را از غيب بياگاهاند، ولى برخى از پيامبرانش را كه خود بخواهد (برای علم غیب خود) برمىگزيند. پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد. و اگر ايمان بياوريد و پرهيزگارى كنيد، اجرى عظيم يابيد. (179)
یا
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَريمٍ (19)
ذي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكينٍ (20)
مُطاعٍ ثَمَّ أَمينٍ (21)
وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ (22)
وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبينِ (23)
وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنينٍ (24-تکویر)
كه اين سخن رسولى بزرگوار است. (19)
نيرومند، در نزد خداوند عرش، صاحب مكانت، (20)
آنجا مطاع امين. (21)
و همصحبت شما ديوانه نيست. (22)
هر آينه او را در افق روشن ديده است. (23)
و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمىدارد. (24)
یا
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ (102-یوسف)
اينها خبرهاى غيب است كه به تواش وحى مىكنيم. و آن هنگام كه با يكديگر گرد آمده بودند و مشورت مىكردند و حيلت مىساختند، تو نزد آنها نبودى. (102
همانطور که ملاحظه کردید
صراحتاً اثبات میکند این آیات که علم غیب داشته اند رسول الله
منتها به اذن خدا
و خدا باید غیب را در اختیار هر کسی که میخواهد قرار دهد
و رسول الله هر میزان از علم غیب که لازمه ی مقام نبوت و ولایت است و باید بشریت را به سعادت ابدی رهنمون سازند در اختیار ایشان قرار داده است
به این تاپیک هم حتماً نظری بیافکنید:
چند وقت پیش از کسی شنیدم که می گفت معصومین مانند خدا هستند!#
سوال دیگه ای بود در حد وسعم در خدمتم إن شاء الله
مبحث دیگری که به جز علم غیب معصومین بیان کردند بحث شفاعت بود:
نقل قول:
حقیقتش مدتیه بعد از مطالعه بعضی صحبت های سنی ها، با خوندن بعضی آیات قرآن شک در دلم می افته...
مثلا آیه هایی که خدا توش میگه در آخرت شفیعی وجود نداره...پس چطور ما انقدر از امام حسین(علیه السلام) طلب شفاعت می کنیم؟ (مثلا همین آیه 51 سوره انعام)
قرآن كريم مسأله شفاعت را حدود 30 مورد به طوركلي به دو دسته و دو گروه تقسيم ميگردد، دستهاي كه شفاعت را صريحاً براي خدا و ماذونين از طرف خدا ثابت ميگرداند و دستهاي كه شفاعت را ظاهراً نفي ميكند.
ابتدا آیاتی که در آن تصریح شده که خداوند متعال به عده ای اذن شفاعت را داده است را بیان میکنیم
و بعد هم جمع بین این دو دسته را تقدیم میکنیم
و در پایان هم اشاره ای به اینکه از فلسفه های شفاعت چه چیز است؟
ابتدا چند تا از آياتي كه شفاعت را با اذن خدا صريحاً ثابت ميكند:
1ـ اللهُ لاإله إلّا هُوَالحيُّ الْقَيّومُ ... مَنْ ذَالَّذي يَشفَعُ عندهُ ألّا بإذنهِ...
ظاهراً اين جمله “مَن ذَالَّذي يَشفَعُ عندَهُ الّا بإذنِهِ...” از آيه شريفه آيةالكرسي به اصطلاح، استفهام انكاري است؛ يعني هيچ كس بدون اذن و اجازه خدا نميتواند در پيشگاه او شفاعت كند.
2ـ ولا يملكُ الَّذين يدعُونَ مِن دونهِ الشَّفاعةَ إلّا مَن شَهِدَ بِالحَقِّ وَ هم يعلمونَ.
(آنها كه غير از خدا ميخوانيد قادر بر شفاعت نيستند مگر كساني كه شهادت به حق دادهاند و به خوبي آگاهند.)
آياتي در قرآن وجود دارد كه نه تنها اصل شفاعت را ثابت مي كند و نه تنها به طور كلي از شفيعاني خبر مي دهد، بلكه دست روي نام و مشخصات آنها گذارده، مثلاً در سوره نجم، چنين آمده است:
3-“وَ كَم مِن مَلكٍ في السَّماواتِ لاتُغني شَفَعاتُهُم شَيئاً الَا مِن بَعدِ أَن يَأذَنَ اللهُ لِمَن يَشاءُ وَ يَرضي. ”چقدر فرشتگاني در آسمانها هستند كه شفاعت آنان دربارهي افراد سودي نميبخشد، مگر آنكه خدا به هر كسي بخواهد اذن دهد و به شفاعت او راضي گردد.[10]
در اين آيه شريفه يكي از شفاعتكنندگان را ملائكه آسماني كه به اذن خدا شفاعت ميكنند به حساب آورده؛ يعني بعد از اينكه اصل شفاعت را مسلم گرفته نوعش را هم معين نموده است .
و اما جمع بین این آیات و آیاتی که شفاعت را صرفاً برای خدا میداند
دقیقاً به مانند جمع بین علم غیب
همانگونه که علم غیب ذاتاً تنها در اختیار حضرت باریتعالی است
حق شفاعت هم تنها در اختیار کسانی است که خدا راضی باشد و به آنها اذن داده باشد
و اما یکی از مهمترین فلسفه های این که روز قیامت عده حق شفاعت دارند
یکی از مهمترین آنها تکریم کسانی است که نزد خدا محبوبند و خدا میخواهد جایگاه این محبوبان خود را در روز قیامت نشان دهد و یکی از این تکریم ها این است که اجازه میدهد تا شفاعت بدست آن بندگان محبوبش جاری شود!
