(۲/آبان/۹۱ ۰:۰۹)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]عنوان تاپیک رو اصلاح کنید!
به نظر من این ما هستیم که خودمون رو توی زندان نگه داشتیم و از دیدار حضرت محروم کرده ایم ، ما کی باشیم که بخوایم حجت خدا رو زندان کنیم!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اولاً منظور حقیر این بود که حواسمان باشد که گناهان ما نه تنها ظلم در حق خودمان و دیگران است
بلکه ما داریم با گناهان خود ظلم در حق امام زمانمان هم میکنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بلکه کمی به غیرتمان بربخورد
در ثانی:
شک نیست که اراده نمیکند حضرت حجت مگر آنچه را که خدا اراده کند و به عبارتی اراده ی حضرت همان تجلی اراده ی خداست و احدی در عالم تکوین نمیتواند بر اراده ی حجت خدا غالب شود و به طور مثال تا خود امام حسین اذن ندهند چاقو بر گلوی مبارک ایشان برندگی ندارند
اما خدا خواسته است که عالم بر اساس اراده و انتخاب آگاهانه ی انسانها روندش شکل بگیرد
همانطور که به علت نبود 40 نفر امیرالمومنین را زندان کردند به تعبیری (چرا که خدا بنا ندارد از اراده ی تکوینی خود در هر امری استفاده کند و جبر را بر این موجود مختار حاکم کند و همین اجازه ی تجلی اراده های و انتخاب ها محل امتحان و ابتلای و محک ایمانش است)
همانطور هم پیدا نشدن 313 عبد حقیقی امام زمان ما را در زندان غیبت وارد کرده اند به تعبیری
به دقت به دو متن زیر توجه فرمایید:
متن اول برگرفته از تاپیک:
شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!!
نقل قول:
هنگامی که به امیرالمومنین(علیه السلام) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفتگو می کردند و می گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه وزبیر و عایشه جنگید ؟ حضرت در حالی که ردایی به دوش انداخته بود ، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده حمد و ثنای خدارا نمود و پیامبر(صلوات الله علیه) را یاد کرد و بر او صلوات فرستاد .
سپس فرمود :
ای گروه مسلمانان ، به من خبر رسیده است که گروهی گفته اند علی را چه می شود که با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید . من از جنگ با آنها عاجز نبودم ،
ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم ...
اولشان نوح(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد که گفت:
فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ
﴿قمر-۱۰﴾
«من مغلوب شدم پس مرا یاری کن» و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود ، همانا کافر شده اید ، زیرا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او مغلوب بود ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
دوم از آنان ابراهیم(علیه السلام) است هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود:
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا ﴿مریم-۴۸﴾
«از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید دوری می گزینم» پس اگر بگویید او دوری جست بدون ناراحتی ، قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
سوم لوط (علیه السلام) است که خداوند خبر داد از آنچه او گفت به قومش:
قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿هود-۸۰﴾
«ای کاش مرا در دفع شما قوتی بود یا به جانب صاحب قوتی پناه می گرفتم» پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که بدانها قدرت نداشت پس علی دارای عذر بیشتری است.
چهارم یوسف(علیه السلام) است آنجا که گفت:
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ ... ﴿یوسف-۳۳﴾ «پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند»
پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست ، همانا کافر شده اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد فرا خوانده شد ولی زندان را انتخاب کرد ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
پنجم موسی بن عمران(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿شعراء-۲۱﴾
«وقتی از شما ترسیدم فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلین قرار داد» پس اگر بگویید او گریخت بدون ترس ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او گریخت از ترسی که بر خود داشت ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
ششم برادرش هارون است از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿اعراف-150﴾
«ای پسر مادرم ، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند ، پس دشمنان را بر علیه من سرزنش نیاور» پس اگر بگویید نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد.
هفتم پسر عمم محمّد است آنجا که از ترس کفار به غار گریخت(سوره ی توبه - 40)،
پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت ، همانا دروغ گفته اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت ، پس وصی پیامبر دارای عذر بیشتری است.
ای مردم ، از هنگامی که مادر مرا زاده است ، پیوسته مظلوم بوده ام ...
مناقب ابن شاذان ، صفحه 173
قضاوت ها و معجزات حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ص 181
ای جانم به فدای خاک پای مولایم که :
مغلوب گشت در حالی که بی یاور بود
دوری گزید در حالی که به سختی در ناراحتی و رنج بود
و قدرتی نداشت بر دفع حمله ی دشمنانش و دعوت شد به سمت آنچه مایه ی خشم خدا بود اما زندان تنهایی و غربت را برگزید
و نزدیک بود او را بکشند در عین این که جز حق را نمی خواست
و هر چند در پایان بر سر همین حق خواهی فرق عدالت را شکافتند!!!!!!!
و متن دوم برگرفته از تاپیک:
آیت الکرسی، تعیین کننده ی شرط ظهور امام زمان!!!!!!!
نقل قول:
ببینید دوستان نبی و ولی تفاوت بسیار دارند و در وظایف و البته شباهتهایی هم دارند وما در اینجا به مقداری از این تفاوت ها اشاره میکنیم
1- نبی ملزم است که به سمت مردم برود اما این مردم هستند که باید به سمت ولی بروند
یعنی چه؟
مَثَل ولی خدا ، مَثَل کعبه هست که مردم به سمت او میروند
رسول اکرم هم نبی بودند و هم ولی، از ابتدای رسالت، نقش نبوت خود را آشکار به اجرا در آوردند و به برای ابلاغ پیام خدا و برای تعیین راه سعادت به سمت مردم رفتند و مانند سایر انبیا به دعوت عموم پرداختند، اما نقش ولایت ایشان از کی ظاهر شد و ایشان کی در جامعه اعمال ولایت فرمودند؟
بله بعد از آنکه مردم به سمت ایشان روی آوردند
عده ای از مردم مدینه به نزد ایشان آمده و از ایشان در خواست کردند تا ولایت و سرپرستی ایشان را به عهده بگیرند و اینجا بود که پس از اتمام حجت بر رسول اکرم، ایشان نقش ولایی خود را نیز به انجام رساندند.
همچنین است داستان امیرالمؤمنین، ایشان هم ولی اعظم خدا هستند، کی اعمال ولایت کردند در جامعه؟
زمانی که مردم رو به سوی ایشان آوردند و حجت را بر ایشان تمام کردند
امام حسن علیه السلام کی تن به صلح دادند؟
زمانی که مردم با عمل خود نشان دادند که حاضر به پذیرش ولایت امام حسن علیه السلام نیستند
امام حسین علیه السلام کی عزم کوفه کردند؟
زمانی که مردم با نامه های پرشمار ودرخواست های مکررشان حجت را بر ایشان تمام کردند و درخواست کردند که برای اعمال ولایت به نزد ایشان بروند!!!!!!
چرا هیچ یک از ائمه دیگر برای اعمال ولایت عمومی اقدام نکردند؟
بله، چون مردم حقیقتاً طالب ولایت و سرپرستی ایشان نبودند!!!!!!!!
و از اینجا مشخص میشود که امام زمان کی ظهور خواهند کرد
بله، زمانی که مردم حقیقتاً قلباً ، عملاً و قولاً ولایت ولی اعظم خدا را بخواهند!!!!!!!
و این است حقیقت لا اکراه فی الدین !!!!!!
حقیقت دین پذیرش ولایت ولی اعظم خداست و بدون پذیرش این ولایت کسی حقیقتاً دیندار نیست!!!!!
و در این پذیرش هم خودش باید از سر آگاهی و اختیار و میل عمل کند و نه از روی اجبار و اکراه!!!!!
که عمل از روی اکراه و تحت امر و ولایت ولی خدا رفتن با اکراه اجری ندارد و تقربی را در بر ندارد!!!!!
زمانی که مردم خودشان از روی اختیار و آگاهی و میل رو به ولی خدا بیاورند و آماده پذیرش ولایتش را داشته باشند ایشان خواهند آمد إن شاالله.
و اما از اینها که بگذریم:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
و همچنین:
.
.
.
.
.
بسم الله الرحمن الرحیم
به این لیست 1 نفر اضافه شد
لطفا دعا فراموش نشود...
meshkat
،
Hadith
،
aboutorab
،
در جستجوی سختی
،
farzaneh s
،
neda
،
ZaHrA110M
،
fazel
،
یا ثارالله
،
Absolution
،
عبد
،
rastin
جویای...
ats
ساقی
yashar_nice
فدک زهرا
ZaHrA110M
AFG Shia
rezaba
سجاد313
farzaneh s
Asma
only_y2d
ما هم پیمان شده ایم که زندان بان امام زمانمان نباشیم
از شما چند چیز میخواهم
1- حقیقتاً در حق یکدیگر دعا کنیم
2- یادمان باشد که هر گناه ما غل و زنجیری است بر دست و پای یوسف زهرا
من تک تک شما را دعا میکنم
و هر روز با خودم تکرار میکنم که:
من
زندان بان
إن شاء الله
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد!
امید که جمع 24نفره ی ما اضافه شود و از جمع حاضر کسی پا پس نکشد
جمعیت استعفا دهندگان از زندان بانی امام زمان علیه السلام
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم