۸/آبان/۹۱, ۱۳:۳۰
با سلام.
خیلی جلوی خودمو گرفتم که پست ندم ولی نتونستم
دلال های دلار در بازار چبکار میکنتند؟
چه کسی حامی این دلال هاست؟ آیا اون ها میتونند به تنهایی 1000 میبلیارد پول جابجا کنند در سیستم بانکی و بانک هم هیچ بویی نبره؟
آیا همه این ها پروژه ای نیست برای عزل زود هنگام رییس جمهور؟ و برگزاری انتخابات زودهنگام؟
بعد از رییس جمهور قیمت دلار کاهش پیدا میکنه. یه عده خواهند شد قهرمان ملی و یه قربانی ها هم.........
ممنون هم هستم از مردم فهیم که ثابت موندن گوجه فرنگی براشون بر داشتن انرژی هسته ای ارجحیت داره.
احمدی نژاد به خوبی به توانایی های انسانی واقف است اما از آنجا که خودش شخصی بسیار پر امید و پر انرژی بود عملا نتوانست محدودیت های انسانی را هم ببیند. واقعیت این است که مردم ایران مردمی بسیار منفی هستند و بدگویی همیشه سکه رایج ایرانیان بوده است. همیشه بد گویی می کنیم در مورد دولت در مورد شهرمان در مورد همسایه هایمان و حتی در مورد خودمان! همین الان اگر در یک دکان نانوایی هم کسی مثلا از دولت حمایت کند متهم می شود که " آدم دولتی ها است" یا " می ترسد اخراجش کنند!". حتی با خودمان بد بگوییم . اگر حال یک ایرانی را بپرسید بسیار بعید است مثل یک آمریکایی جواب بدهد " امروز روز خیلی خوبی است و حالم بهتر از این نمی شود". خیلی که مثبت باشد می گویم " بد نیستم". یا به احتمال بیشتر می گوید " نفسی می کشیم..شکر!" منفی بودن ایرانیها حتی در میان ملتهای همسایه شان هم بی نظیر است. آنچه ایرانی بیمارستان می نامد معنایش جایی برای نگهداری بیماران است! بدون امیدی. همان مریض خانه. اما یک واقع گرای انگلیسی می گوید Hospital یعنی محل مواظبت و مراقبت. برادر خوشبین عرب ما می گوید " مستشفی" یعنی محل گرفتن شفا! حتی افغانی جنگ زده می گوید "شفاخانه"... . ایرانی فقط سقوط و نشستن را می بیند. لذا می گوید " فرودگاه" چون فقط فرود را مد نظر خود قرار می دهد. اما باز هم یک واقع گرای انگیسی می گوید " Airport" یعنی بندر هوایی. که هم رفتن دارد و هم بر گشتن. باز هم برادر عرب خوشبین ما می گوید " مطار" یعنی محل پرواز! باز هم تا دلتان بخواهد می توانید در مورد تفاوت های روانی مردم ایران را مورد بررسی قرار دهید. پس برای ایران افزایش قیمت گوجه فرنگی بسیار مهمتر از پرتاب ماهواره است. اساسا این همه پیشرفتها اگر در هر ملتی اتفاق می افتاد یک جشن عظیم ملی بود اما برای ایرانی - دقت کنید منظورم رسانه های وابسته نیست مردم عادی را می گویم- اینها برای مردم کار و غذا نمی شود...
متاسفانه احمدی نژاد فقط امواج جمعیتی را که برایش ابراز احساسات می کردند دید اما نوع تفکر و احساسات آن ها را نشناخت. اگر می شناخت در ماجراهایی نظیر قیمت چای گرفته تا سکه و دلار غافلگیر نمی شد. مردم ایران همیشه منتظر بدتر شدن هستند. همین مسئله است که باعث شده همه حکومتها در تاریخ ایران بسیار متزلزل باشند. در مقایسه با حکومت های تمدنهایی نظیر چنینی ها و مصریها و رومیها که حتی سلسله های چند هزار ساله داشتند طولانی ترین سلسله ایران عمرش به پانصد سال نرسید و آنهم در در تمام مدت بسیار متزلزل بود. تفکر ایرانی - نه هوش و نبوغ ایرانی - مشکل دارد. کسی که می خواهد رئیس جمهور شود هم باید باید شاهنامه را بخواند و هم کتاب حاجی بابای اصفهانی را. متاسفانه احمدی نژاد چنین کاری نکرد.
خیلی جلوی خودمو گرفتم که پست ندم ولی نتونستم

دلال های دلار در بازار چبکار میکنتند؟
چه کسی حامی این دلال هاست؟ آیا اون ها میتونند به تنهایی 1000 میبلیارد پول جابجا کنند در سیستم بانکی و بانک هم هیچ بویی نبره؟
آیا همه این ها پروژه ای نیست برای عزل زود هنگام رییس جمهور؟ و برگزاری انتخابات زودهنگام؟
بعد از رییس جمهور قیمت دلار کاهش پیدا میکنه. یه عده خواهند شد قهرمان ملی و یه قربانی ها هم.........
ممنون هم هستم از مردم فهیم که ثابت موندن گوجه فرنگی براشون بر داشتن انرژی هسته ای ارجحیت داره.
احمدی نژاد به خوبی به توانایی های انسانی واقف است اما از آنجا که خودش شخصی بسیار پر امید و پر انرژی بود عملا نتوانست محدودیت های انسانی را هم ببیند. واقعیت این است که مردم ایران مردمی بسیار منفی هستند و بدگویی همیشه سکه رایج ایرانیان بوده است. همیشه بد گویی می کنیم در مورد دولت در مورد شهرمان در مورد همسایه هایمان و حتی در مورد خودمان! همین الان اگر در یک دکان نانوایی هم کسی مثلا از دولت حمایت کند متهم می شود که " آدم دولتی ها است" یا " می ترسد اخراجش کنند!". حتی با خودمان بد بگوییم . اگر حال یک ایرانی را بپرسید بسیار بعید است مثل یک آمریکایی جواب بدهد " امروز روز خیلی خوبی است و حالم بهتر از این نمی شود". خیلی که مثبت باشد می گویم " بد نیستم". یا به احتمال بیشتر می گوید " نفسی می کشیم..شکر!" منفی بودن ایرانیها حتی در میان ملتهای همسایه شان هم بی نظیر است. آنچه ایرانی بیمارستان می نامد معنایش جایی برای نگهداری بیماران است! بدون امیدی. همان مریض خانه. اما یک واقع گرای انگلیسی می گوید Hospital یعنی محل مواظبت و مراقبت. برادر خوشبین عرب ما می گوید " مستشفی" یعنی محل گرفتن شفا! حتی افغانی جنگ زده می گوید "شفاخانه"... . ایرانی فقط سقوط و نشستن را می بیند. لذا می گوید " فرودگاه" چون فقط فرود را مد نظر خود قرار می دهد. اما باز هم یک واقع گرای انگیسی می گوید " Airport" یعنی بندر هوایی. که هم رفتن دارد و هم بر گشتن. باز هم برادر عرب خوشبین ما می گوید " مطار" یعنی محل پرواز! باز هم تا دلتان بخواهد می توانید در مورد تفاوت های روانی مردم ایران را مورد بررسی قرار دهید. پس برای ایران افزایش قیمت گوجه فرنگی بسیار مهمتر از پرتاب ماهواره است. اساسا این همه پیشرفتها اگر در هر ملتی اتفاق می افتاد یک جشن عظیم ملی بود اما برای ایرانی - دقت کنید منظورم رسانه های وابسته نیست مردم عادی را می گویم- اینها برای مردم کار و غذا نمی شود...
متاسفانه احمدی نژاد فقط امواج جمعیتی را که برایش ابراز احساسات می کردند دید اما نوع تفکر و احساسات آن ها را نشناخت. اگر می شناخت در ماجراهایی نظیر قیمت چای گرفته تا سکه و دلار غافلگیر نمی شد. مردم ایران همیشه منتظر بدتر شدن هستند. همین مسئله است که باعث شده همه حکومتها در تاریخ ایران بسیار متزلزل باشند. در مقایسه با حکومت های تمدنهایی نظیر چنینی ها و مصریها و رومیها که حتی سلسله های چند هزار ساله داشتند طولانی ترین سلسله ایران عمرش به پانصد سال نرسید و آنهم در در تمام مدت بسیار متزلزل بود. تفکر ایرانی - نه هوش و نبوغ ایرانی - مشکل دارد. کسی که می خواهد رئیس جمهور شود هم باید باید شاهنامه را بخواند و هم کتاب حاجی بابای اصفهانی را. متاسفانه احمدی نژاد چنین کاری نکرد.

