تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سریال تاریخی "مختار نامه "
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صله علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


با سلام خدمت مدیران محترم و کاربران عزیز

با دیدن سریال مختار نامه یه سری نکات قابل توجه و تآمل است که مربوط به آن زمان یا مردم کوفه نیست بلکه در هر زمان و هر جامه ای مصداق دارد که میتوان از ان درس و نتیجه های بسیاری گرفت. مخصوصآ این زمان که فتنه گری ( دجال ) زیاد شده است.

از دوستان خواهشمندم در این بخش به تحلیل و نتیجه گیری هر قسمت مجموعه جذاب مختارنامه بپردازیم.

خواهشآ از بحث های کلیشه و سوالات بی محتوا جدآ خودداری فرمایید. متشکرم

یا مهدی
بنام خدا

یک سوال:
زمانی که هانی دستگیر میشه ، سران کوفه طرفدار مسلم جلسه ای تشکیل میدن که و بجز عده ای همچون سلیمان بقیه به حمایت از هانی به رهبری مسلم به سمت دارالحکومه حرکت میکنند و بقیه ماجرا......
هنگامی که موقع نماز میشه و در مسجد وقتی مسلم نماز میخونه یکی یکی از مسجد فرار میکنند و در نهایت مسلم را تنها در کوچه های کوفه رها میکنند، ایا کوفیانی که برای ازادی "هانی" همراه با "مسلم" جلسه تشکیل دادند همان هایی اند که مسلم را در کوفه رها کردند ؟ یا انها در ان روز در جایی دیگر بودند ؟ پس کوفیانی که در صحرای کربلا حضور داشتند به مقام والای شهادت رسیدند الان کیستند و روز قیام مسلم کجایند ( منظورم همان خواص اند )؟( البته ارزوی همه ماست که جای ان شهدای کوفی در کربلا بودیم و انان مقامی بس والا پیش خداوند دارند ).


یا مهدی
با سلام
خیلی ممنون از ایجاد این تاپیک
من خودم چند روز بود که می خواستم این کار رو بکنم ولی نشد که بشه مرسی از شما
این سریال من رو واقعا مجذوب خودش کرده
برای من همش درسه
برای من شده مایه ی بیداری دلم
شده سنگ محک من که ببینم اگر اون روز بودم چیکار می کردم ؟ ( هر چقدر که می بینم و از کسایی که به امامشون کمک نکردن بدم میاد ، خوب که فکر می کنم می گم نکنه من هم ........ الهی زبون شیطان لال بشه که اینا رو توی ذهنم می ندازه ....... )
هر موقع سریال رو می بینم و غریبی امامم رو هم امام حسن هم امام حسین که سلام خدا بر اونها توی دلم آشوب به پا میشه همش توی دلم با سوز می گم ای کاش بودم کربلا ، همراهت ای خون خدا ، میشد سرم از تن جدا ، می رفت به روی نیزه ها
خلاصه
سریال خوبیه
مختار اون روز که امام زمانش بهش میگفت آماده شو برای جنگ ، باد غرور و خود بزرگ بینی اونو گرفته بود . می گفت من به عنوان کسی که توی میدانهای زیادی جنگیده ام به صلاح نمی بینم که الان و در این وضعیت به جنگ با معاویه ( لعنت الله علیه ) برویم ! نعوذ و بالله امام زمانش نمی داند شرایط رو و مختار میداند ....
پس از شهادت مظلومانه ی امام حسن علیه السلام به دست آن ملعون دیگر مختار خواب خوش ندارد .
هر شب کابوس ....
سزای یاری نکردن امامش ........
اگه امام زمانمون گفت همینجا سرت رو بزار تا ببریمش باید بذاریم
شما رو نمی دونم من میذارم
سلام دوستان عزیز

خواهشآ در این قسمت به تحلیل منطقی سوالات مطرح شده بپردازید و در اخر نتیجه گیری کنید . در ضمن کسی سوالی داره مطرح کنه .

متشکرمHeart
معرفي و نقد فيلم مختار نامه



فيلم نامه نويس «مختارنامه» با بيان اينكه قرار بوده با «مختار» از «گلادياتور »ها عبور كنيم، گفت: اين مجموعه در تلاش است احساس غرور را به مخاطب ايراني بدهد و روح حماسه ملي را احيا كند.

مختارنامه

جمعه شب با پخش نخستين قسمت از مجموعه تاريخي «مختارنامه»، به كارگرداني سيد داوود ميرباقري، انتظاري 10 ساله به پايان مي رسد تا حاصل كار يك گروه حرفه اي با پشتوانه اي در دو مجموعه ديدني «امام علي(علیه السلام)» و «معصوميت از دست رفته» پيش چشم مخاطبان سيما قرار بگيرد.

در مسير مختار
ابوعبيد بن ثقفى، سياستمداري با درايت، جنگاوري ورزيده و علوي تباري متعصب است. او در زمان حركت امام حسين(علیه السلام) به سمت كوفه، به جرم همكاري با مسلم بن عقيل و پناه دادن او در منزل خويش، توسط عبيدالله ابن زياد زنداني مي شود و در روز عاشورا به دليل زنداني بودن نمي تواند امام حسين(علیه السلام) و ياران او را همراهي كند اما پس از آزادي با متحد كردن شيعيان، عليه حكومت يزيد قيام مي كند و با شعار يالثارات الحسين به خونخواهي امام حسين (علیه السلام) و شهداي كربلا، از قاتلان آنها انتقام مي گيرد و آنها را از دم تيغ مي گذراند و در كوفه يك حكومت شيعي انقلابي تشكيل مي دهد.

حسن ميرباقري و محمد بيرانوند از مجموعه «معصوميت از دست رفته» با هم همكار شدند. نتيجه آن مجموعه به قدري موفقيت آميز بود كه آن دو را بر اين داشت كه براي نوشتن مجموعه چهل قسمتي «مختارنامه» نيز با هم انجام دهند. داود ميرباقري كه اين تركيب دونفره نويسندگان را به خوبي مي شناخت با ايشان همراهي كرد، گفت وگوي «خبر» با فيلم نامه نويسان «مختارنامه» شايد پاسخ بسياري از سوالات مخاطبان بود.

پيامي براي عاشورائيان
حسن ميرباقري، نويسنده و بازيگر سريال «مختارنامه» گفت: به گمانم آن كس مي گفت «رسانه همان پيام است» خوب مي دانست در عصر كثرت رسانه، هركس از هر گوشه مي تواند بانگي برآورد و پيامي ابلاغ كند، ولو پوچ و بي ارزش چرا كه عصر، عصر كثرت صداهاست ولو اين ميانه پيامي به حق هم شنيده شود، «مختارنامه» قرار بود پيام به حق عاشورائيان باشد.
وي توضيح داد: تلاش كرديم، مختارنامه يك رسانه باشد و دست كم در ساختار زيبا باشد و نماد «كه عشق آسان نمود اول...»

محمد بيرانوند، ديگر نويسنده سريال تاريخي مذهبي «مختارنامه» نيز در گفت وگو با «خبرآنلاين» اضافه كرد: قرار بود با حماسه شيعي- ايراني به جنگ جومونگ وگلادياتور برويم، ناخوادآگاه ياد هشت سال جنگ تحميلي با دستان خالي در برابر همه تكنولوژي غرب مي افتم. بياييد از دم دست ترين و ساده ترين آنها شروع كنيم: سياهي لشگر هاليوود حرفه اي اين كار است. سياهي لشگر مختار اما كارگري است كه... او نه سكوت در صحنه را مي داند، نه به ارزش كاري كه مي كند واقف است. بايد چند سال اور ا نشاند و فلسفه هنر و تاثير آنرا برايش مرور كرد.


فريبرز عرب نيا در مختارنامه
بيروانوند با بيان اينكه ميرباقري به كاري كه مي كند، ايمان دارد و همين كار را پيش مي برد، ادامه داد: حالا دراين ميانه، كارگرداني ايستاده كه در چل چلي زندگي بايد با عشق و شعوري كه دارد، 10 سال از بهترين سال هاي زندگي اش هم با مختار آواره كوه و دشت و بيابان شود.

كتاب نمايش ايراني
وي اظهار كرد: داوود ميرباقري به گواهي سريال امام علي(علیه السلام) و رعنا، فيلم سينمايي آدم برفي و مسافر ري و نمايش هايي مثل دندون طلا و عشق آباد، هم فهم درام شرقي را دارد و هم اين كه از نظر تكنيكي و فني بر ابزار كار تسلط بسيار چشمگيري دارد. او هنرمند نمايش ايراني است، تعزيه را مي شناسد، نقالي و فرهنگ قهوه خانه را خوب مي فهمد، دغدغه مذهبي داشته و دارد و از تاريخ مذهبي خود هم شناخت نسبي خوبي دارد.

بيراوند با بيان اينكه اين مجموعه عرصه تقابل ازلي و ابدي خير و شر است، اضافه كرد: «مختارنامه» كتاب نمايش ايراني است؛ كتابي سرشار از منويات انساني در برابر حماسه اي الهي به بهانه قيام امام حسين(علیه السلام) كه لحظاتي از حرص و طمع و حسد و بخل امثال خولي و حرمله را در برابر آزادگي و وارستگي جبهه اوليا به تصوير مي كشد.

حسن ميرباقري، به گفته هاي بيرانوند افزود: مختارنامه بناست با تكيه بر حافظه تاريخي سمعي و بصري اين قوم، آن چيزهايي را كه دوست دارند، پيش روي آنها بگذارد. وي تاكيد كرد: باور كنيم كه در دعواي يزيدي و حسيني، عرفاني نهفته كه اسب جومونگ به گرد پاي آن نمي رسد.


عبور از گلادياتور

بيرانوند درباره قرار و مدارهايي كه منجر به نوشتن و بعد ساختن «مختارنامه» شد، اظهار كرد: قرار بود پنجه در پنجه جومونگ و گلادياتور بزنيم... بودجه سريال بيست ميليارد تومان است و آشيل كه داستان عاشقانه اي است، بالغ بر 200 ميليون دلار هزينه برداشته است، توجه كنيد آشيل فيلمي 120دقيقه اي است؛ حال آن كه مختارنامه چهل قسمت پنجاه دقيقه اي !
وي اضافه كرد: تنها دستمزد بازيگر اصلي آن فيلم هاليوودي (براد پيت) براي دو ماه حضور در آشيل، برابر با 10 سال هزينه براي عوامل مختارنامه است. و اين يعني مظلوميت شيعه در آيينه تلويزيون و رسانه.

حسن ميرباقري در ادامه گفت و گو با «خبرآنلاين» و در تكميل اظهارات بيرانوند، بيان كرد: دوستي مي گفت پرداختن به تاريخ چه دردي از امروز مار را درمان مي كند؟ به نظر من پاسخ ساده است اولا تاريخ ما، فرهنگ ماست؛ و فرهنگ ما مبتني بر همان اعتقادات شيعي - ايراني است. ثانيا هر روز ما عاشورا و هر روز ما كربلاست؛ ثالثا حماسه مختار بر خلاف «آشيل» حماسه اي عارفانه است. وي اضافه كرد: شما وقتي در ساحت عقيده موضوعي را براي مخاطب تبيين مي كنيد، او با نگاه عقيدتي اش مي تواند با مسايل ساده يوميه روبرو شود و تاريخ پنجره اي براي تنفس در زمان حال است، درس هايي از گذشته براي امروز و آينده.

بيرانوند نيز درادامه، با طرح اين پرسش كه «آيا رابطه اي بين فرهنگ علوي و ايراني وجود دارد؟» گفت: حتما و صددرصد چرا كه اسلام در هر سرزميني شكل آن فرهنگ را گرفته است، در عربستان سلاطين حاكمند، در امارات شيخ نشين ها و در بوسني و هرزگوين نيز شكل فرهنگ اروپايي دارد. فرهنگ علوي همان فرهنگ اسلامي ايرانيست. برويد از اهورامزدا - اهريمن بگيريد تا تلاش هاي ماني و مزدك براي عدالت عام، تا آنكه به تاريخ اسلام و به خصوص حماسه عاشورا و مجاهدت بي نظير امام حسين (علیه السلام) در كربلا مي رسيم. چرا در ايران قيام آن امام (علیه السلام) كه براي احياي دين جدش و برقراري عدالت بوده، با اين همه عظمت و شكوه گرامي داشته مي شود؟

حسن ميرباقري نيز در پايان گفت: حماسه ايراني حماسه تغزلي است. قيام دل است، به لالايي مادران نگاه كنيد، مي خواهند نوزادشان بزرگ كه شد شمشير بردارد و بجنگد. مختار به پاس داشت قيام اوست اما فكر كردن به ابعاد حماسه كار امروز منتقدان است و البته سرشار از غرور يك ملت كه سال هاست، روح حماسي يك روز ماندگار را در جان خود زنده نگه داشته اند.

بيرانوند نيز به عنوان سخن پاياني گفت: ساخت سريالي كه از نظر ساختار احساس غرور را به مخاطب ايراني بدهد، احياي روح حماسه ملي است، «مختارنامه» اگر يك گام هم در آن جهت برداشته باشد قابل توجه و احترام است و اين جزء آرزوهاي ما در راه ساخت اين مجموعه بوده است. وي اضافه كرد: امروز در عصر ساختارگرايي و رسانه، در سينماي ما و در عرصه انديشه، كارگردانان امتعددي جهاني شده اند، اما انديشه بايد با ساختار كنوني و نوين بيان شود و در اين مسير، «مختارنامه» يك گام است، يك گام براي آغاز اين جهاني شدن انديشه ايراني - اسلامي.
عصبانیت وهابیت از پخش سریال مختارنامه




شبکه نور که وابسته به یکی از شاهزادگان عربستان سعودی، به مرکزیت شهر دبی و دارای رویکرد وهابی سلفی می باشد،با تخطئه این سریال، تلاش های فراوانی برای زیر سوال بردن اصل وقایع تاریخی که در مختار نامه به نمایش در آمده، تدارک دیده است.

پخش سریال مختار نامه که به بررسی حوادث منجر به واقعه عاشورا و قیام توابین به رهبری مختار ابن عبیده ثقفی می پردازد، با واکنش های متفاوتی روبرو گشته است.

به گزارش پایگاه 598، در جدیدترین این واکنش ها شبکه نور که وابسته به یکی از شاهزادگان عربستان سعودی، به مرکزیت شهر دبی و دارای رویکرد وهابی سلفی می باشد، با تخطئه این سریال، تلاش های فراوانی برای زیر سوال بردن اصل وقایع تاریخی که در مختار نامه به نمایش در آمده، تدارک دیده است.

این شبکه که زمزمه هایی مبنی بر ارتباط یکی از مفتی های ساکن در ایران با آن شنیده شده، تلاش می کند بوسیله سخنان مجریان برنامه های مختلف و همچنین به صورت زیر نویس مطالبی این پیام را به مخاطبین القاء نماید که تماشای این فیلم به علت توهین به صحابه پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جائز نیست!

بی شک روشنگری هایی که در این سریال بر اساس واقعیات تاریخی صورت پذیرفته است، باعث وحشت سران وهابیت گردیده است زیرا در این سریال حتی بزرگان شیعه که با تعلل و شک در انجام وظیفه شرعی خود که یاری نمودن امام معصوم(علیه السلام)بود، باعث پیش افتادن سپاهیان یزید در رسیدن به هدفشان که از میان برداشتن حضرت اباعبدالله(علیه السلام) به عنوان دشمن اصلی یزید،گشتند.

با توجه به اینکه طی سال های اخیر برنامه ها و سریال های فراوانی توسط صدا و سیما در راستای نشان دادن اشتراکات مذهبی میان برادران شیعه و اهل سنت تهیه گردیده که با استقبال چشمگیر مواجه گردیده و توانسته سهم بسزایی در ایجاد وحدت میان مسلمانان بردارد، دشمنان وحدت مسلمانان که توسط استکبار جهانی هدایت می شوند، تمامی توان خود را برای جلوگیری از نهادینه شدن وحدت، به کار بسته اند.
پیام هایی از فیلم مختار نامه



قسمت اول


سريال مختارنامه که خوشبختانه به پر بيننده‌ترين سريال تلويزيوني تبديل شده، داراي پيام‌هاي سياسي خوبي است که بعضي‌ها را خيلي نگران مي‌کند و ممکن است کساني که منافعشان به خطر بيفتد اين گونه تحليل کنند که اين سريال هم مثل سريال حضرت يوسف(علیه السلام) جهت‌دار ساخته شده است! درباره سريال حضرت يوسف(علیه السلام) سايت‌هاي طرفدار فتنه نوشتند که اين سريال به حمايت از احمدي‌نژاد ساخته شده؛ زيرا کارهاي يوسف به کارهاي احمدي‌نژاد شباهت دارد غافل از اين‌که اين احمدي نژاد است که برخي کارهايش شبيه به حضرت يوسف(علیه السلام) است. درباره سريال مختارنامه نيز با اين که بيش از 10 سال پيش کليد خورده ممکن است ميرباقري را متهم کنند که اين سريال را ناظر به فتنه عميق 88 و نقش آفرينان آن ساخته است. ولي حقيقت اين است که وقتي تاريخ به تصوير کشيده مي‌شود آدم‌هاي امروزي نيز در آيينه آن به راحتي قابل رؤيتند.

1. سبزپوشان فريبکار؛
در هنگام پخش فيلم «مختارنامه»، وقتي ابن زياد لباس سبز پوشيد، خود را به‌جاي امام حسين(علیه السلام) جازد و وارد دارالاماره شد، مردم به ياد سبزپوشاني افتادند که در سال88 با نماد سبز و با عنوان اين‌که اين نماد اهل بيت(علیه السلام) است، مي‌خواستند مردم را فريب دهند. سبزپوشان ديروز با نماد سبز مي‌خواستند اين‌گونه وانمود کنند که خود امام حسين‌اند؛ به همين دليل از استقبال گسترده مردم کوفه برخوردار شدند و با اين نيرنگ بر کوفه تسلط يافتند. سبز پوشان امروز نيز با درس گرفتن از ابن زياد درصدد بودند اين‌گونه وانمود کنند که به دنبال تحقق آرمان‌هاي امام(رحمة الله علیه) و انقلاب‌ هستند و مي‌خواهند مکتب گران‌سنگ سبز اهل بيت(علیه السلام) را پياده کنند، ولي مردم راه آن‌ها را بر کاخ رياست جمهوري بستند و به آن‌ها رأي اعتماد ندادند؛ زيرا فهميدند که سبزشان سبز اموي است.

2. خواص بي بصيرت و ساکت؛
وقتي چهره‌هايي مثل سليمان بن صرد خزاعي در برابر نماينده امام حسين(علیه السلام) سکوت کردند و مسلم را تنها گذاشتند و عملاً زمينه را براي انشقاق شيعيان در برابر ابن زياد فراهم کردند وضعيت خواص ساکت عصر ما نيز روشن شد. اگر امثال سليمان بن صرد سکوت اختيار نکرده بودند ابن زياد نمي‌توانست به اين راحتي بر کوفه مسلط شود. خوشبختانه مردم ما از اين سکوت خواص دچار انشقاق نشدند و راه امام خويش را به‌درستي پيمودند و فتنه‌گران را ناکام گذاشتند.

3) لشکر زر، زن و...
ابن زياد براي شکست مقاومت مسلم و لشکر کوفي از 3 ابزار استفاده کرد: آخوند دنياطلب و پول پرست مثل شريح قاضي؛ ديگري طلا و جواهرات، و سوم لشکر پر عاطفه زنان. در نتيجه مقاومت در هم شکسته شد و ابن زياد بر اوضاع تسلط يافت. با نگاه به مواضع سياسي برخي سياسيون در فتنه اخير همان سياست‌ها در اذهان تداعي مي‌شود. پول‌هاي کلاني که از عربستان، انگليس و آمريکا براي سران فتنه مي‌آمد و ميان برخي عوامل آن‌ها توزيع مي‌شد و پول‌هاي کلاني که از بيت المال برداشت شده بود، همه يادآور اجراي همان سياست است. فراموش نمي‌کنيم که يکي از سران کليدي فتنه در مشهد در جمع دانشجويان همان عبارت کليدي ابن زياد را به کار برد و گفت: زنان نيمي از جمعيت کشور را تشکيل مي‌دهند، اگر دختران دبيرستاني و دانشگاهي وارد عرصه شوند هيچ کس نمي‌تواند جلوي آن‌ها را بگيرد. و به اين طريق کد مي‌داد که بايد لشکر زنان را وارد ساخت. البته ورود اين‌گونه زنان از خانواده يکي از آن‌ها، آغازي بر همان حرکت بود که نتيجه نداد. زنان ايراني نشان دادند که ميان آن‌ها با زنان کوفي بسيار فاصله است چنان‌که ميان مردانشان نيز فاصله بسيار زياد است. نقش شريح قاضي در فتنه و از بين بردن هاني و شکست مسلم بي بديل است؛ زيرا مردم به اين لباس اعتماد داشتند و به همين دليل فريب او را خوردند. در فتنه اخير نيز دشمن براي مقابله با رهبر عزيز و امام مسلمين، نقش اصلي را به برخي از روحانيوني داد که بتوانند به اندازه يک لشکر براي دشمن کار کنند. چهره‌هايي که سال‌ها امين امام بوده‌ و از دست مبارک امام احکام متعددي را دريافت کرده بودند، مي‌توانستند بذر ترديد و دودلي را در ميان مردم بيفکنند؛ ولي خوشبختانه مردم ما به دليل داشتن بصيرت، فريب شريح‌هاي زمان را نخوردند و راه حق را به همراه رهبر خويش به درستي دريافتند.
پیام هایی از فیلم مختار نامه




قسمت دوم


داستان قیام «ابو اسحاق مختار ثقفی» که ذیل قیام خونین اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در عاشورای سال 60 هجری، با همت تحسین برانگیز جمعی از هنرمندان کشورمان به تصویر کشیده شده است، گام به گام که جلو می‌رود، شاید که نه، حتما بیش از گذشته ما را به خودشناسی وامی‌دارد تا با قرار گرفتن در فضای سیاسی ـ اجتماعی سال 60 هجری، دست‌کم حسابمان را با خودمان یکسره کنیم که آیا در مصاف حق و باطل، یزیدی خواهیم بود یا حسینی؟

داستان این هفته مجموعه «مختارنامه» ،( شیران در زنجیر ) شاید بیش از هر نکته دیگر، بر این مهم تأکید داشت که تردید در عمل به تکلیف در بزنگاه‌های حساس و سرنوشت‌ساز، حتی اگر انسان را در جبهه باطل قرار ندهد، اما ناخواسته راه را برای سلطه باطل، به گونه‌ای هموار می‌سازد که دست آخر نتیجه ای جز حسرت و پشیمانی نخواهد داشت.

بنا بر این گزارش، همان گونه که در تاریخ آمده و در بخش اخیر مجموعه «مختارنامه» نیز به تصویر درآمد، پس از آن‌که کوفیان یکی پس از دیگری، ناجوانمردانه و حقیرانه از یاری و همراهی فرستاده حسین(علیه السلام) خودداری کرده و او را در کام خونخوار پلیدی چون عبیدالله‌بن‌زیاد، یکه و تنها رها کردند، مسلم(علیه السلام) و پس از او، «هانی بن عروة» با مكر «ابن مرجانه» به شهادت رسیدند و «حبیب بن مظاهر» و «مسلم بن عوسجه» از کوفه گریختند تا به کاروان حسین بن علی(علیه السلام) بپیوندند.
در این میان، خبر به مختار ـ که اکنون به نزدیکی کوفه رسیده است ـ که می‌رسد، او هرچند با سینه‌ای پر از کینه و نفرت از آل اموی، رهسپار جنگ با عبیدالله و یاری مسلم بود، یکباره نظرش برمی‌گردد... اما دلیل این رفتار چیست؟


نکته مهم و اساسی ماجرا شاید همین جا باشد که البته بارها و بارها در طول تاریخ رخ داده و هیچ مسلمان شیعه‌ای، قطعا از قرار گرفتن بر سر این دو راهی در امان نخواهد بود، چراکه وعده الهی بر این قرار گرفته است تا مدعیان پیروی از امر، خود را با چنین آزمون‌هایی بیازماید.

در همین باره، مي توان نخبگان و بزرگانی چون «سليمان بن صرد خزاعي» را مثال زد که با تكيه بر هيجان و احساسات خويش، مردم را تشويق به نامه نگاري ها براي حضور امام در كوفه مي کند و به محض حضور نماينده امام، در سكوتي مرگبار فرو مي رود كه «من فقط در ركاب امام مي جنگم» و چه فرقي است بين اين جمله و عبارت معروف خوارج نااهل ـ «لا حكم الا لله» ـ كه هر دو سخن حقي بود، در حالی که باطل از آن استخراج كردند.

پس از حكايت سليمان و تحريك مردم و پا پس كشيدن مرگبار وي ـ كه تخم تفرقه و نفاق را كاشت و دیدیم که چگونه عبیدالله بر این کوتاهی سلیمان سوار شد و میوه مراد چید ـ نوبت به «مختار» مي رسد كه با ولايت، مشق سياست كند كه سياست اين است كه براي پيروزي مادي، علم جنگ بر باطل برافرازي و در غير اين صورت، خود را تسليم باطل نمايي تا روزي كه روز حسرت است، تيغ بر كشي و به انتقام برخيزي؛ آن هم هنگامی كه باطل غلبه تام و تمام يافته و قيام مختار، فقط التيام بخش زخم هاي درون خواهد بود و كمكي به جبهه حق نخواهد كرد.

در آن سو، اما «ميثم تمار» عامي ژنده پوش است كه با علي و خاندانش مشق سياست نمي كند و بر مسير ارادت ره مي جويد و دل و جان و سر و زبان را به هنگامه امتحان مي بازد كه البته او هم مي توانست و اگر مي خواست، ساكت بنشيند، اما ساكت ننشست كه از علي(علیه السلام) آموخته بود، سكوت به هنگام جور، نه سياست كه حماقت است براي همه تاريخ.

به هر روی، گویا محاسبات بیش از اندازه با عقول ناقص بشری برای محاسبه چگونگی نتیجه یک عمل، همان گونه که مختار را از عمل به تکلیف و وظیفه‌اش بازداشت و او را سر بزنگاه با این توجیه که من تنها برای پیروزی در جنگ آمده‌ام، نه شکست، از مبارزه با مأموران ابن زیاد منصرف کرد، قطعا همه را در مقاطع گوناگون دچار تردید در عمل به تکلیف خواهد کرد که بی‌شک، تنها معرفت، بصیرت و اخلاص است که می‌تواند ما را از مهلکه‌ها به سلامت بگذراند تا علاوه بر این‌که در سپاه دشمن و جبهه باطل قرار نمی‌گیریم، با شناخت بموقع و بصیرت، آب هم به آسیاب دشمن نریزیم و فارغ از نتیجه، تنها به تکلیفمان رفتار کنیم.
' تمّار ' و 'مختار' دو دوستدار ولایت بودند ؛ میثم تمّار , مسلمانى فداکار و شیعه اى وفادار و خالص بود، تمّار مفسر قرآن و عاشق ولایت بود و در زمانی که احساس می کرد باید بسوزد پروانه وار سوخت اما مختار...





[تصویر: IMAGE634262078645312500.jpg]





مشرق----اما مختار مردی سیاستمدار و سرداری شجاع بود که لقب کیاست را از علی ع نیز به عنوان سابقه ای مثبت به همراه داشت اما شیوه این دو مجاهد و یار راستین ائمه اطهار در زمان حضرت امام حسین ع نه تنهاجالب توجه و قابل تامل بلکه عبرت انگیز است.



الف :میثم تمّار

میثم, فرزند یحیى, ابتدا غلام زنى از طایفه بنى اسد بود, حضرت على(علیه السلام) او را خرید و آزاد کرد. وى در زمان پیامبر نیز مى زیست; هر چند در حوادث زمان آن حضرت یادى از او نشده, اما او را از اصحاب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شمار آورده اند. میثم تمّار ، در طول هم نشینی اش با حضرت علی علیه السلام اخبار غیبی فراوانی از حضرت شنید و در موارد متعددی آن را باز گو می کرد. افشاگری ها و موضع گیری های ستودنی میثم تمّار در مقابل دستگاه حاکم جور، زمامداران وقت را برآشفت و در صدد دستگیری او برآمدند تا از رسوایی بیشتر بنی امیه جلوگیری کنند.

شجاعت تمّار
پس از دستگیری میثم تمّار ، او را نزد عبیداللّه بن زیاد، والی کوفه بردند. میثم با شجاعت تمام و بدون ترس و وحشت،در مقابل ابن زیاد ایستاد و یک بار دیگر، ایستادگی و استواری حق در مقابل باطل را به نمایش گذاشت. عبیداللّه از میثم پرسید: خدایت کجاست؟ فرمود: در کمین ستمگران است و تو یکی از آنها هستی. ابن زیاد میثم را تحت فشار قرار داد تا از مولای متقیان امیرمؤمنان بیزاری جوید، ولی میثم زیر بار خواسته او نرفته، تمام شکنجه ها را تحمل کرد؛ ولی کوچک ترین جسارتی به مولا و مقتدای خود نکرد. ابن زیاد پرسید: شنیده ام که علی کیفیت مرگ تو را گفته است؟ میثم جواب داد: آری، حضرت به من فرمود: تو را شخص پست و مزدور و پسر زن بدکاره ای دستگیر می کند و دست و پا و زبانت را می بُرد. ابن زیاد با شنیدن این حرف ها خشمگین شد و دستور داد دست و پای میثم را قطع کرده، ولی زبانش را نبرند تا به گمان ناقص او، دروغ امام علی علیه السلام آشکار شود.

قیام تمّار
میثم تمّار که با دست ها و پاهای بریده، بر بالای دار بود، فرصت را غنیمت شمرده و نهایت عشق و ارادت خود را به مولا و مقتدای خویش و خشم و کینه خود را به دشمنان اهل بیت به نمایش گذاشت. او با همان حالت شروع به سخنرانی کرد و با صدای بلند مردم را مورد خطاب قرار داده و فرمود: «ای مردم، هر کس می خواهد احادیث یادگاری از سرچشمه زلال علوم اسلامی، علی بن ابی طالب بشنود، به سوی من بشتابد که به خدا سوگند از آنچه از امروز تا روز قیامت انجام خواهد شد، به شما خبر خواهم داد و هر فتنه و آشوبی که تا روز قیامت بر پا خواهد شد، با شما در میان می گذارم». مردم زیادی گرد او جمع شده و به سخنان او گوش دادند. وقتی این خبر به دار الاماره رسید، ابن زیاد دستور داد افساری بر دهان او بزنند. میثم، با همان حال، به افشاگری های خود بر ضد دستگاه ظالم بنی امیه ادامه داد تا اینکه به دستور ابن زیاد، زبانش را قطع کردند و با این حرکت، حقانیت و درستی گفتار امیرمؤمنان به اثبات رسید.

ب: مختار

اما مختار محب ولایت بود و شهرت شهامت و شجاعتش در شمشیر زنی مثال زدنی بود قدرت عمومی مختار در بازوانش بود و به علت درنگ در وقت شناسی به ابزار بصیرت مجهز نشد.
مختار از قبیله ثقیف؛ کـه قبیله مشهـور و گسترده‌اى از هـوازن، از اعراب منطقه طائف اسـت، می‌باشد. پـدر مـخـتـار ابـوعـبـیـده ثـقـفـى است که در اوایـل خـلافـت عـمـر از طـائف بـه مـدیـنـه آمـد و در آنجـا سـاکن شد. وى یکى از سـرداران بـزرگ جـنـگ بـا ارتـش ‍ کـسـرى(ایـران) در زمـان عمر بود.

مصلحت اندیشی مختار
مختار در زمان حضرت امام حسن مجتبی ع به علت غلبه هیاهوی تبلیغاتی معاویه به زندگی عادی خود مشغول شد و از یاری به امام حسن مجتبی استنکاف ورزید و در زمان امام حسین ع هم علیرغم اینکه میزبان و یار موثق حضرت مسلم ع شد وبه اطراف کوفه برای تجهیز ارتش مسلم بن عقیل قیام کرد هنگام خطر مصلحت سیاسی را بر تکلیف مرجح، ترجیح داد و به حمایت عمرو نزد ابن زیاد رفت. وقـتـى چـشـم ابـن زیاد به مختار افتاد، فریاد زد: "تو همانى که به یارى پسر عقیل شتافتى؟"مختار قسم یاد کرد که من در شهر نبودم و شب را هم نزد عمرو بن حریث به سر بردم."(1 ) عمرو برخاست و از مختار دفاع کرد و شهادت داد که او در ماجرا نبوده و بـه وى پناهنده شده است.ابن زیاد کمى آرام گرفت و گفت: "اگر شهادت عمرو نبود، گردنت را مى‌زدم." و دستور داد مختار را به زندان افکندند. همچنان در زندان بود تا امام حسین(علیه السلام) به شهادت رسید.(2)

مختار و طلب عفو از یزید
طلب عفو مختار به دستگاه اموی به اینجا هم ختم نشد مختار بار دیگر زائدة بن قدامه را محرمانه نزد شوهر خواهرش، عبدالله فرزند عمر بن خطّاب، به مدینه فرستاد و به او گفت: که ماجرا را به عبدالله بگوید و او از یزید برایش تقاضاى عفو کند.عبدالله، شوهر صفیه - خواهر مختار - بود. یزیـد و دیگر اموى‌ها برایش احترام قائل بودند. او نامه‌اى براى یزید فرستاد و براى مختار، که دامادش بود، تقاضاى بخشش کرد. یزید هم بلافاصله، نامه‌اى به ابن زیاد نوشت که به محض رسیدن این نامه، مختار را از حبس آزاد کند.مختار، که در یک قدمى مرگ بود، با نامه یزید نجات یافت و ابن زیاد او را خواست و به او گـوشـزد کـرد: اگر نامه امیرالمؤمنین(یزید)!! نبود،تو را مى‌کشتم. حالا برو و در کوفه نمان. مختار به ابن زیاد گفت: بسیار خوب، من براى انجام عمره به مکه مى‌روم و با این بهانه به نزد ابن زبیر آمد. (3) عمال ابن زبیر هم مختار را دستگیر کردند و به زندان انداختند.(4) مختار بـراى دومـیـن بـار بـه زندان افتاد. گوینـد زندانى شدن مختار همزمان با قیام توّابین بود.( 5)مجددا مختار از زندان براى شوهر خواهر خود، عبدالله بن عمر نامه‌اى نوشت و همانند گذشته، از زندان آزاد شد، اما با قید ضمانت.مختار پس از چند ماه زندانى شدن توسط عمال ابن زبیر، خلاصى یافت، و با یک حرکت حساب شـده مشغول برنامه‌ریزى براى قیام شد و جمعى از سران شیعه و بقایاى توابین از طرف او مامور شدند تا از مردم بیعت بگیرند


ج:مقایسه دو شخصیت



1- تمّار و مختار هر دو از یاران ولایت بودند یکی در انتشار دین با تفسیر و کلام اقدام می کرد و دیگری از سرداران شمشیر زن شجاع اسلام بود.



2- در اسلام بصیرت بر شمشیر اولویت دارد زیرا ؛ میثم تمّار در اواخر عمر شریفش عازم حج شد و در آنجا به خدمت ام سلمه رسید. همسر پیامبر از اسم او پرسید، میثم اسم خود را برای خانم بیان کرد. ام سلمه فرمود: بارها شنیدم که رسول خدا با امیرمؤمنان راز دل می گفت و از تو گفت وگو می کرد. این حکایت ام سلمه، نشانه عظمت میثم در نظر حضرت رسول است که بارها و بارها درباره او با حضرت امیر گفت وگو کرده است.



3- بصیرت بخشی و مبارزات خستگی ناپذیر میثم تمّار و حق گویی های او، و نیز عشق و ارادت به خاندان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از او شخصیتی به یاد ماندنی و دوست داشتنی ساخت که مورد مهر و محبت امامان معصوم قرار گرفته است. سرور و سالار شهیدان، امام حسین علیه السلام همواره از میثم به نیکی یاد می کرد؛ چنانکه ام سلمه خطاب به میثم فرمود:«ای میثم، حسین همواره از تو سخن می گوید». امام باقر علیه السلام نیز می فرماید: «من میثم را بسیار دوست می دارم». پیشوای ششم، امام صادق علیه السلام نیز از او به تجلیل یاد کرده، برای او درود می فرستاد.



4- میثم تمّار به جرم بصیرت بخشی شهید شد اما مختار اگر چه به جمع آوری سپاه علیه ابن زیاد و یزد اقدام کرد با عفو یزید و یارانش دو مرتبه از زندان آزاد شد.



5- میثم تمّار از خانواده ای فقیر و مستضعف بود که از نژاد عجم بود که به خاطر نژادش مورد تمسخر اعراب هم بود اما مختار به خاطر انساب و اشرافش ،آقا زاده ای بود که حتی در دستگاه یزید نیز نفوذ داشت.

6- هنگام مواجه این دو عنصر شیعه ، میثم تمّار که همه هستی و دارایی اش دفاع از ولایت بود و شرایط را برای دفاع مساعد می دید از اندیشه خود دفاع کرد اما این سردار شجاع در مقابل سخنان بی شرمانه ابن زیاد و شمشیری که بر چشمش نواخته شد سخنی به میان نیاورد.

7- مختار مرد سیاست بود و با سیاستمداری به دنبال عبور عقلانی از فضای پلیسی یزید بود و با سکوت خود و پوزش خواهی از دستگاه جور حکومت ظالمان را مشروع ساخت اما تمّار آنان را فرزندان نامشروعی می دانست که در انسان بودنش نیز تردید انداخته بود.



8- مهمترین تفاوت مختار و تمّار در خط تردید است که یک عنصر ژنده پوشی مثل تمّار به عمقی از بصیرت می رسد که کیسه های زر ،چاله های مذاب و دارهای آویخته دست و پای بریده و زبان از کام کشیده او را نمی ترساند و همانطوری که به مقتدا و مولایش علی ع قول داده است در اثر فشار ابن زیاد به فحاشی روی نمی آورد،اما خط تردید مختار اشراف زاده را چنان می شکند که چاره ای برای رهایی از آن تحقیر نمییابد جز آنکه بر دستگاه جور یزید پس از ? سال بشورد.



9- دفاع تمّار از ولایت اگرچه با کشتن کسی از دستگاه جور همراه نبود اثر گذار تر از قیام مختار بود زیرا دفاع میثم در وقت مقتضی بود و نوعی زمان شناسی در قیام تمّار بود. اما مختار 5 سال بعد از حادثه خونین کربلا و یکسال بعد از نهضت «توابین» خود را با انتساب با هدف خونخواهی حسین بن علی علیه السلام و انتقام از قاتلان شهدای کربلا قیام کرد .مختار بعد از تسلط بر حکومت، قاتلان واقعه کربلا را کشت و نیروهایی به اطراف فرستاد تا هم در مناطق دیگر غالب شده و هم جنایتکاران آنجا را به کیفرشان برساند. مدتها این تحرکات و نبرد با طرفداران بنی امیه به طول انجامید. شمار کشته شدگان در قیام مختار را بر 3000 نفر گفته اند از جمله: عمربن سعد و پسرش شمربن ذی الجوش، حکیم بن طفیل، زیادبن مالک، خولی، منقذبن مره، عبدالله بن اسید، سنان، زیدبن رقاد، مالک بن بشر، حرمله، عمروبن حجاج، ربیعة بن مخارق (فرمانده نیروهای ابن زیاد).



د:نکات

در سال گذشته تمّار ها را دیدید و در سالهای آینده مختارهایی را خواهی دید که بیایند به جبران بی بصیرتی خویش دست به اقداماتی بزنند که دل خود را خنک کنند اما دیگر وقت گذشته است.
- ولایت سربازانی مثل تمّار را می خواهد که به وقت مبارزه زبان گویای ولی باشند نه با مصلحت سنجی سیاسی خود را از دفع فتنه ها کنار بکشند وبرای آبروی خود جان ولی را به خطر بیاندازند.
- ولایت سربازانی بصیر می خواهد که زبانش برنده تر از شمشیرش باشد و لحظه ای با جائران کنار نیایند.
-ولایت سربازانی را می خواهد که امان نامه از دشمن نگرفته باشند هرچند که بعد پشیمان شوند.
- ولایت سر بازانی را می خواهد که همه قدرتشان به قدرت اشرافی و شمشمیرشان نباشد .
-ولایت سربازانی را می خواهد که نه تندتر از ولی و نه کند تر از او حرکت کنند.معتدل و همراه
- قیام تمّار مهمتر از قیام مختار بود هرچند کسی را سر نبرید و نکشت ولی بنی امیه را رسوا کرد
-نکته آخر اینکه میثم تمّار در ادای تکلیف مختار نبود و خود را مجبور به ادای تکلیف می دانست اما مختار بدور از احساس تکلیف مصلحت سنجی کرد و با اختیار از تکلیف سر باز زد






منابع

1 -مقتل الحسین(علیه السلام) ، ابى مخنف، ص 268-270.
2 - انـسـاب الاشـراف، ج 6، ص 376- 377؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 116؛ مقتل ابى مخنف، ص 271؛ البدایة والنهایة، ج 8، ص 249.
3- کامل ابن اثیر، ج 4، ص 169-170.
4- تـاریـخ طـبـرى، ج 5، ص 581 و ج 5، ص 58؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 173.
5- کامل ابن اثیر، ج 4، ص 173.
يك اشتباه اعتقادی در مختارنامه



سرويس انديشه - مالك شريعتي: قسمت اخیر مجموعه فاخر مختارنامه، حاوی يك اشتباه اعتقادی بود که نمی توان به بهانه قوت کار از کنار آن به راحتی گذشت. در این قسمت در صحنه مواجهه مسلم بن عقیل با ابن زیاد در دارالعماره کوفه، بحثی اعتقادی میان آنها در گرفت که مضمون مکالمه آنها چنین بود:

ابن زیاد: شما بنی هاشم تمام دعوایتان سر خلافت است و آنرا ارث خود می دانید، در حالیکه پیامبر فرمود: "ما پیامبران ارث نمی گذاریم".

مسلم: من هم این حدیث را شنیده ام، اما ملاک برای زمامداری امور مسلمین تقوای الهی و تقرب به خداست و همه حتی خلفای پیش از علی (علیه السلام) نیز او و فرزندانش را مقرب ترین امت بعد از رسول خدا می دانند.

پاسخ مسلم در این قسمت از مختارنامه دارای چند ایراد اساسی اعتقادی بود:

1. مسلم بن عقیل با گفتن جمله "من هم این حدیث را شنیده ام" صحت آن را تایید کرد؛ در حالیکه این حدیث، یکی از احادیث جعلی است که برای گرفتن فدک در زمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) از جانب خلیفه اول نقل شده است. همه می دانند که پیامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، باغ فدک را پس از فتح آن بدون روی دادن جنگ، با اختیار قرآنی و الهی خویش در زمان حیات ظاهری اش، به دخترش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) اهدا کرد. ضمن اینکه با فرض عدم اهدا در زمان حیات، فدک به تنها فرزند ایشان یعنی صدیقه طاهره (سلام الله علیها) ارث می رسید. در کتاب "الطبقات الكبرى، ج2، ص315" این جریان چنین نقل شده است:

فاطمه (عليها السلام) همراه عباس نزد خليفه اول آمده و در خواست ارث كردند، علي (عليه السلام) نيز حضور داشت، ابوبكر گفت: رسول خدا فرمود: ما چيزي به ارث نمي گذاريم؛ بلكه صدقه است، علي (عليه السلام) پاسخ داد: قرآن (در سوره نمل آیه 16) مي فرمايد: «وَ وَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ - سليمان از داود ارث بُرد» و زكريا (در آیات 5 و 6 سوره مریم) به خداوند عرضه داشت: «فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ - فرزندي (برای جانشینی) كه از من و از آل يعقوب ارث بَرَد عنايت فرما.»

2. ادامه پاسخ مسلم بن عقیل در سریال هم خالی از اشکال نبود. درست است که خلیفه مسلمین باید باتقوا و از مقربان الهی باشد اما این شرط لازم است و کافی نیست. ما در نگاه اصيل اسلامي معتقدیم که جانشینان پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تنها با ابلاغ الهی می توانند انتصاب شوند نه اینکه معیارهایی باشد و بر اساس آنها انتخاب شوند. آیه 67 سوره مبارکه مائده - که شان نزول اعلام ولایت و خلافت امیر مومنان علی (علیه السلام) در روز غدیر خم بود - بر این نکته تاکید دارد که انتخاب جانشین پیامبر تنها با نصب و ابلاغ الهی صورت می پذیرد: «اى پيامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى»

جا داشت مجموعه مختارنامه که با این همه اعتبار، در این مدت طولانی و البته خوش ساخت و یک سر و گردن بالاتر از سایر مجموعه های چند سال اخیر سیما ساخته شده و از وجود کارشناسان مذهبی هم بهره برده است، از این اشتباهات اعتقادی نداشته باشد یا لااقل اگر به هر دلیل امکان بیان حقیقت وجود نداشت، اصلا به آن نمی پرداخت. تردیدی نیست که مجموعه های مذهبی آنهم با این کیفیت و مخاطب انبوه، نقشی کم نظیر در شکل دادن به اعتقادات مردم دارد. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره جایگاه و تاثیر هنر در تبلیغات دینی نیز موید این مدعاست.

پاسخ به سوال:
مسلم حدیث جعلی را نپذیرفت.

سریال مختارنامه در قسمت هشتم خود و در بخشی از مباحثه عبیدالله بن زیاد و مسلم بن عقیل، حدیثی را از جانب عبیدالله بیان کرد که مضمون آن چنین بود:« پيامبر فرموده از ما حکومت به کسی ارث نمي رسد. مسلم هم در جواب گفت آري پيامبر اين حرف را فرموده است اما علي برتر است»...

طرح چنین حدیثی در سریال مختارنامه برای بسیاری از مخاطبان این تصور را ایجاد کرده که سریال مختارنامه این حدیث را تایید کرده حال آنکه طبق تحقیقات کارگردان و گروه پژوهش سریال، این حدیث «ساختگی» است و هیچ سندیت و اعتباری ندارد و عبیدالله نیز در جهت سیاست های مکارانه خود و در جمع بزرگان کوفه تلاش می کند تا با طرح این نکته جعلی، از آن بهره برداری خاص خود را بکند. در این سریال نیز مسلم پس از شنیدن این حدیث آن را تایید نکرده و فقط گفته من این حدیث را شنیده ام. بنابراین چنین اظهار نظری از سوی مسلم، هیچ نشانه ای مبنی بر تایید این حدیث جعلی از سوی سریال مطرح نمی کند.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
آدرس های مرجع