شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام
جای چنین تاپیکی در بخش نماز کم بود.
دوستان اشعار زیبا و ترجیحا کوتاه در مورد نماز را در این بخش قرار دهند.
-----------------------------------------------------------
تا صورت غبار گرفته وضو گرفت
احساس شرم من به حضور تو خو گرفت
قد قامتی بگفتم ودیدم پس از سجود
سر تا قدم ز عطر وجود تو بو گرفت
---------------------------------------------
پایان هر حضور خداحافظی کنیم
پایان هر نماز بود اول سلام
اری نماز ثبت حضوری مجدد است
الله گشته اول و اخر در این کلام*
*نماز با الله شروع شده و به ضمیر ه که به الله اشاره دارد خاتمه می یابد.
ای نور سپید صبح در شام سیاه
باز آر مرا چو یوسف از چاه به راه
"از تو است که می نشینم و برخیزم"
لا حول و لا قوة الا بالله.
سلام
این هم به مناسبت نزدیک شدن به محرم.نماز اول وقت ظهر عاشورا یادتون نره
عاقبت دیدی که خون سجّاده شد
بعد از این دیگر معمّا ساده شد
این همان رمز است در خاک جنون
یک موذن یک اذان در دشت خون
او اذان در هجر یاران سر دهد
او ابوالفضل و علی اکبر دهد
او دلیل پاکی راز و نیاز
او دلیل هر اذان و هر نماز
در نماز عشق بود و بنده شد
ضربتی خورد و رکوعش سجده شد
سجده در خون شد مقام آن شهید
سجده را یزدان از آنجا آفرید
-------------------------------------------------------
ظهر خون مولا به تسبیح و نماز
در میان خیمه ها راز و نیاز
محشری شد چون وضو سازد به خون
قبله اش عشق است و تسبیحش جنون
کربلا سجاده ی مولای عشق
روی دوشش آتشین شولای عشق
قدسیان آسمانی سوختند
چشم بر مولای محشر دوختند
پس به تکبیر در رکوع آمد به ناز
گفت یارب من حسینم در نماز
گویدش یارب ذبیح الله منم
پاره پاره قطعه قطعه این تنم
هر نفس ذکرم فقط نام تو باد
مست مست از دُردی جام تو باد
تن که ارزان است گو جان میدهم
هرچه خواهی تو بگو آن میدهم
سلام
شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکرد
خود را برای سجده ادم رضا نکرد
شیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز
ان سجده را بر ادم و این بر خدا نکرد.
سلام
پدرم می اید
همچو پرواز ملائک بر باد
و به من میگوید:
کی تو نه ساله شدی؟!!
وه به قامت چه قیامت کردی!
این هم از هدیه من:
چادر و سجاده هدیه ای از مینو*
و پدر می خندد
من از او خندان تر
و در این لحظه عجب بوی خدا می اید.
گونه ام بوسه نازی حس کرد
و سپس نجوایی:
دخترم خیز و شنو:
که اذان می گویند
و خداوند تو را می خواند
نرم نرمک ز پدر چشمم را
می سپارم به حضور مادر
که به بالین من است
و همان چادر و سجاده به دست
چهره اش خندان و....
عمق چشمش
................ گریان......................
مینو = بهشت
سلام
تهی بود و نسیمی
سیاهی بود و ستاره ای
هستی بود و زمزمه ای
لب بود و نیایشی
من بود و تویی
نماز و محرابی
سهراب سپهری
سلام
در روزه و در زکات و در حج...........اسرار بسی بود نهفته
اما سری که در نماز است...سریست که با تو کس نگفته
شاه نعمت الله ولی
کلید در دوزخ است آن نماز ............که در چشم مردم گذاری دراز
اگر جز به کج میرود جاده ات..........در آتش فشانند سجاده ات
سعدی
هديه به معبود
ارزنده ترين گوهر مقصود نماز است
زيبنده ترين هديه به معبود نماز است
فرمود علي شير خدا ، ساقي کوثر
در مكتب ما شاهد و مشهودنماز است
اين نكته رسول مدني گفت به سلمان
سري كه به توفيق تو افزود نماز است
در دادگه عدل خدا روز قيامت
از صلح حسن مقصد و مقصود ، نماز است
از آمدن كرب و بلا آنچه به عالم
مقصود حسين بن علي بود نماز است
آن روز كه آيد ز پس پرده غيبت
اول هدف مهدي موعود نماز است
جواد محدثي
لحظة سبز دعا
چشمه ها در زمزمه، رودها در شستشو
موجها در همهمه، جويا در جستجو
باغ ، در حالِ قيام ،كوه ، در حالِ ركوع
آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع
سنگ، پيشاني به خاك ، ابر سر برآسمان
مثل گنبد خم شده ، قامتِ رنگين كمان
ابر در حالِ سفر ، آسمان غرقِ سكوت
برسرِ گلدسته ها ، بالِ مرغان در قنوت
كاسة شبنم به دست ، لاله مي گيرد وضو
بيدها گرمِ نماز ، بادها در هاي و هو
سرو سر خَم مي كند ، غنچه لب وا مي كند
در ميان شاخه ها، باد غوغا مي كند
شاخه ها گل مي كنند لحظة سبز دعا
دستها پُل مي زنند ، بين دلها و خدا
قیصر امین پور