۲۴/آبان/۹۱, ۱۰:۵۰
با سلام
مصاحبه ای بادكتر عبدالله بيچرانلو نوسینده کتاب«بازنمايي ايران و اسلام در هاليوود» در جام جم بود که حیفم آمد دوستان عزیزم این مطلب را نخوانند:
![[تصویر: 100827774707.jpg]](http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1391/08/23/100827774707.jpg)
مصاحبه ای بادكتر عبدالله بيچرانلو نوسینده کتاب«بازنمايي ايران و اسلام در هاليوود» در جام جم بود که حیفم آمد دوستان عزیزم این مطلب را نخوانند:
عینا کپی است:
اين روزها بر شمار توليدات فيلمهاي ضدايراني و اسلامي در هاليوود افزوده شده و تحريف چهره اسلام و ايران به يكي از سوژههاي غرب تبديل شده است. تلاش جهان غرب در ارائه تصوير منفي از مردم مسلمان كه غيرعقلاني، خشن و متعصب معرفي ميشوند، گستردهتر از هميشه است.
![[تصویر: 100827774707.jpg]](http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1391/08/23/100827774707.jpg)
كتاب «بازنمايي ايران و اسلام در هاليوود» نوشته دكتر عبدالله بيچرانلو به ابعداد مختلف اين تصوير اشاره داشته كه درباره دلايل ساخت اين قبيل فيلمها و اهدافشان با او به گفتوگو نشستيم.
هنوز چند ماهي از انتشار كتاب بازنمايي ايران و اسلام در هاليوود نگذشته كه شاهد اكران فيلمي چون «آرگو» و فيلمي موهن درباره نبي اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستيم. عملكرد هاليوود در توليد اين آثار را ميتوان به يك تهاجم و جنگ نرم تشبيه كرد.
چه روش مقابله فرهنگي با اين گونه آثار پيشنهاد ميكنيد؟
توليد اينگونه آثار در وهله اول ممكن است نوعي تهاجم به نظر برسد كه از جانب آمريكا عليه اسلام و ايران رخ داده، اما در حقيقت، در واكنش به خطري است كه از جانب آمريكا احساس شده؛ خطري كه از تغيير تدريجي نگرشها درخصوص ايران و اسلام در ميان افكار عمومي در كشورهاي مختلف بويژه در غرب ايجاد ميشود. به همين دليل در دورههاي مختلف تلاش ميشود به شيوههاي گوناگون تنور اسلامهراسي و ايرانهراسي داغ نگه داشته شود تا هراس از آنها مانع نزديك شدن به آنان و شناخت بهترشان شود.
اين روند نهتنها بزودي متوقف نخواهد شد بلكه بتدريج تشديد نيز ميشود و در دهه پيشرو هرچندماه يكبار شاهد توليد فيلمهاي سينمايي يا بازيهاي رايانهاي با تمركز بر تشديد اسلام هراسي و به طور خاص ايرانهراسي خواهيم بود.
مجموعهاي به هم پيوسته از راهكارها را در قبال اين توليدات ميتوان پيشنهاد كرد؛ نخست، بايد آگاهيهاي عمومي مردم را درخصوص اين گونه آثار افزايش داد، ازجمله با برگزاري نشستهايي در دانشگاهها و محافل علمي ـ پژوهشي و رسانهاي. در گام عملياتيتر، همانطور كه اشاره شد هدف از توليد اين گونه آثار، ايجاد و تقويت ايرانهراسي و اسلامهراسي است، بنابراين هر اقدامي كه به معرفي ايران و اسلام به زباني نيكو منجر شود، به نحوي هدف ياد شده را خنثي ميكند.
در اين خصوص مردم عادي ديگر كشورها مورد نظر هستند، بنابراين از هر فرصت ارتباطي در هر عرصهاي كه فراهم ميشود همچون ميادين ورزشي، جشنوارههاي گوناگون فرهنگي ـ اجتماعي يا هرگونه تعامل فرهنگي ديگر براي اين منظور بايد مورد توجه قرار گيرد. تاثير ارتباطات چهره به چهره بر افراد بسيار عميقتر از تاثير رسانههاست.
از اين رو اولويت را در اين زمينه بايد به ارتباطات ميان فرهنگي چهره به چهره داد و در گام بعد از ظرفيتهاي رسانهاي مانند ارتباطاتي كه در فضاي مجازي شكل ميگيرد يا رسانههاي برونمرزي بهره برد.
شايد در نگاه اول بحث از توسعه و تقويت زيرساختهاي مربوط به گردشگري، ارتباط چنداني با اين موضوع نداشته باشد، اما تجربه گفتوگو با بسياري از اتباع خارجي كه به ايران سفر كردهاند، نشان داده اثربخشترين رويكردي است كه ميتوان از آن براي زدودن غبارهاي شكل گرفته در افكار عمومي بينالمللي درخصوص ايران و اسلام استفاده كرد و اين يعني فراهم كردن زمينههاي گوناگون حضور اتباع ديگر كشورها بويژه كشورهاي غربي در ايران.
بر مبناي تحقيقات صورت گرفته، آغاز توليد و ساخت فيلمهاي ضداسلامي و ايراني در هاليوود از چه سالي بوده است؟
ساخت آثار كليشهاي درخصوص اقوام مسلمان و مردم خاورميانه تقريبا از دورههاي آغازين سينماي هاليوود وجود داشته است، اما توليد اين آثار از دهه 90 يعني از زمان افول كمونيسم تشديد شده است. در اين دوره، مسلمانان در جايگاهي قرار گرفتند كه پيشتر كمونيستها در فيلمهاي سينمايي قرار داشتند يعني در نقش «ديگري» كه غرب با آنها در تقابل است.
سينماي ايران در مواجهه با حملات هاليوود، موضعگيري خاص خودش را داشته است.
عملكرد سينماي ايران را در ارائه تصويري واقعي از ايران و اسلام چطور ميبينيد؟
بيشتر آثار سينماي ايران چندان رويكرد بينالمللي يا جهاني نداشته است، با اين حال در دورههاي مختلف، فيلمهايي توليد شده كه بتواند تصويري مناسب از ايران يا اسلام ارائه كند. برخي از آثار آقاي مجيدي يا ميركريمي يا ديگران در اين زمرهاند، اما هنوز فاصله بسيار زيادي تا نقطه مطلوب وجود دارد.
تاكنون چند فيلم يا اثر ضدايراني و اسلامي در هاليوود ساخته شده است؟
در فضاي هاليوود بيش از هزار فيلم كه تصويري مخدوش از اقوام مسلمان و خاورميانه ارائه ميكنند، ساخته شده است.
آيا كشورهاي ديگر جهان هم تاكنون اقدام به توليد چنين آثاري داشتهاند؟
در انگليس، فرانسه و گاه با مشاركت ايرانيان در سوئد نيز آثاري توليد شده است، اما در قياس با آثار توليد شده در فضاي هاليوود، وزن و اهميت چنداني نداشتهاند.
بخش عمدهاي از مفاهيم ضدايراني و اسلامي از طريق خبرسازي شبكههاي خبري و ساخت فيلمهاي مستند به جهان مخابره ميشوند. اين شبكهها به صورت شبانهروزي فعال هستند و تاثيرگذاري لحظهاي در مخاطب ايجاد ميكنند.
دنياي خبر و سينماي مستند را در القاي مفاهيم مورد نظر غرب چگونه ارزيابي ميكنيد؟
بيچرانلو: احتمال ميرود اقبالي نسبي نصيب فيلم آرگو شود چون پس از گذشت سه دهه كه رسانههاي گوناگون غرب، شكست آمريكا در جريان تسخير سفارت اين كشور در ايران را تكرار كردهاند و نوعي سرخوردگي در آنها ايجاد شده است اين فيلم به نوعي مرهم بر زخمي سي ساله است
هر يك از اين رسانهها جايگاه و اهميت خود را دارند؛ وقتي فيلمي در سينما به نمايش درميآيد، مخاطب در لابهلاي يك داستان كه ممكن است اكشن، درام يا هر ژانر ديگري باشد به تماشاي فيلم مينشيند. در اين زمينه ژانر اكشن در دهه 90 بيشتر مورد بهرهبرداري قرار گرفت اما در دهه اخير بتدريج به سمت تاريخي و درام رفتهاند. مخاطب به سينما نيامده كه به تماشاي پروپاگانداي آمريكا عليه ايران يا اسلام بنشيند، بلكه ميخواهد فيلمي را تماشا كند و سرگرم شود.
از اين رو، ناخودآگاه چنين مخاطبي تحت تاثير قرار ميگيرد. مستندهاي تلويزيوني به نحوي مكمل اخبار و گزارشهاي خبري مربوط به خاورميانه و البته بسيار با اهميت هستند چون مخاطب با ديدن مستند، آن را واقعي ميپندارد و تصور ميكند در آن دخل و تصرف نشده است در حالي كه در توليد يك مستند، هزاران دخل و تصرف براي بازنمايي واقعيت صورت ميگيرد.
در بخشي از كتاب « بازنمايي ايران و اسلام در هاليوود» به معرفي روشهاي هاليوود در تخريب چهره ايران و اسلام پرداختهايد.
عمدهترين روشي كه فيلمهاي هاليوودي براي رسيدن به اهدافشان پيش گرفتهاند، چيست؟
اين آثار بيشتر به كليشهسازي و محدودكردن تصويرسازي از ايران و اسلام به چند مفهوم مانند خشونتگرايي و جنگطلبي، بربريت و تروريسم، بدويت و عقبماندگي، نامعقول و خردگريزبودن، زنستيزي و مفاهيمي اين چنين پرداختهاند. همچنين تلاش ميشود مفاهيم يادشده در همنشيني با عناصر، نشانهها و نمادهاي ايراني و اسلامي قرار گيرد؛ براي مثال تلاش بسيار زيادي صورت گرفته تا صداي اذان براي بسياري از مخاطبان تداعيكننده خشونت و اعمال تروريستي باشد و به نحوي مخاطبان غربي به صداي اذان اينگونه شرطي شوند.
البته اين موضوع را نبايد فراموش كرد كه فيلمهاي ضد ايراني و اسلامي معمولا در جشنوارههاي جهاني مورد توجه قرار نميگيرند و از ساختار قابل دفاعي هم برخوردار نيستند.
به نظرم بيشتر فيلمهاي ساختهشده با اقبال زيادي مواجه نشدهاند چون رويكرد پروپاگاندايي بر آنها حاكم بوده است، اما برخي فيلمهاي معتدل مانند «ملك خداوند» با اقبال مواجه شدهاند. احتمال ميرود اقبالي نسبي نصيب فيلم آرگو نيز شود چون پس از گذشت سه دهه كه رسانههاي گوناگون غرب، شكست آمريكا در جريان تسخير سفارت اين كشور در ايران را تكرار كردهاند و نوعي سرخوردگي در آنها ايجاد شده است، اين فيلم به نوعي مرهم بر زخمي سي ساله است.
شما ريشه گفتمان اسلامستيزي هاليوود را در چه ميدانيد؟
نقطه مشترك همه اين آثار را ميتوان در رويكرد تقابلگرايانه آنها درقبال اسلام و به طور خاص ايران دانست كه ريشه در گفتمان شرقشناسانه حاكم بر رسانههاي غرب دارد و به نظر نميرسد بزودي اين گفتمان كمرنگ يا محو شود؛ چرا كه عمري بيش از دو قرن دارد و بسيار در فضاي فكري و فرهنگي غرب ريشه دوانده است. از اين رو وظيفه متفكران هر دو سو يعني شرق و غرب در اين زمينه بسيار سنگين است.
در پايان يادآور ميشوم كه بايد در مطالعه غرب، ما نيز دچار همان مشكلي كه غرب دچار شده، نشويم. رسانههاي غالب آنها شرق را به صورت يكپارچه و كليشهاي بازنمايي ميكنند اما در فضاي غرب، بسياري از مردم، رسانههاي مستقل و بسياري از متفكران، چنين نگاهي به شرق اسلامي ندارند. از اين رو ما نيز نبايد غرب را يكدست سياه ببينيم.