۲۷/آبان/۹۱, ۱۳:۵۵
![[تصویر: 15308362891598081154.png]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up7/15308362891598081154.png)
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-10550.html
مقدمه:
يكى از خطبه هاى مهم و مهيّج و تاريخى حسين بن على عليه السلام خطبه اى است كه آن حضرت در سال 58 هجرى دو سال قبل از هلاكت معاويه و در بحران اختناق و ظلم و فشارى كه از سوى دستگاه حاكم اموى بر امت اسلامى وارد مى گرديد ايراد فرموده است . گرچه اين خطبه شريفه داراى جهات مختلف و ابعاد گوناگونى است اما در مجموع از سه بخش مستقل تشكيل يافته است .
بخش اول :
حاوى فضايل اميرمؤ منان و خاندان عصمت .
بخش دوم :
دعوت به امر به معروف و نهى از منكر و اهميت اين وظيفه بزرگ اسلامى .
بخش سوم :
وظيفه علما و لزوم قيام آنان در مقابل ستمگران و مفاسد و مضرات سكوت روحانيون در مقابل زورگويان و آثار زيانبار و خطرناك سهل انگارى آنان از انجام اين وظيفه بزرگ الهى .
((سليم )) مى گويد: در اوضاع خفقان علیه علویان دو سال قبل از هلاكت معاويه حسين بن على عليه السلام سفر حجّى انجام داد و عبداللّه بن عباس و عبداللّه بن جعفر را براى خود همسفر انتخاب نمود و در مكه از مردان و زنان بنى هاشم و از گروه انصار افرادى را كه آن حضرت و بنى هاشم مى شناختند دعوت به عمل آورد و به همه آنان ماءموريت داد كه از افراد ذيصلاح و متعهد از صحابه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و از تابعين ، براى شركت در جلسه اى كه قرار است در ((مِنى )) تشكيل شود دعوت كنند.
و چون مدعوين كه تعدادشان به هزار نفر بالغ مى گرديد در منى و در زير خيمه حسين بن على عليه السلام گرد آمدند آن حضرت شروع به صحبت نمود و پس از حمد و ثناى خداوند چنين فرمود:
(( (واللّه مُتّمُّ نُورِهِ وَلوْ كَرِهَ الْكافِرونَ ))
شما را به خدا!
آيا مى دانيد وقتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ميان صحابه و يارانش ، پيمان ((اخوت )) مى بست براى اخوّت خويش على عليه السلام را انتخاب نمود؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد آنگاه كه رسول خدا محل ساختمان مسجد و خانه خويش را خريدارى و در كنار مسجد، ده حجره بنا كرد، نُه باب از اين حجره ها را به خود و حجره دهمى را كه در وسط آنها قرار داشت به پدرم ((على )) اختصاص داد، سپس دستور داد درب همه حجره هاى مردم را كه به مسجد باز مى شد ببندند مگر درب حجره على و چون بعضى از صحابه در اين مورد اعتراض نمودند، رسول خدا فرمود من اين دستور را پيش خود صادر نكردم بلكه خدا چنين فرمانى را به من داد، آنگاه مردم را از خوابيدن در مسجد منع نمود مگر على را كه حجره اش در داخل مسجد و دركنار حجره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قرار داشت و در همين حجره بود كه بر على عليه السلام حالت جنابت رخ مى داد و خداوند در همين منزل فرزندانى را به رسول خدا و على عطا نمود؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه عمر بن خطاب اشتياق فراوان داشت كه از ديوار خانه اش روزنه كوچكى به مسجد باشد كه بتواند داخل مسجد را ببيند ولى رسول خدا اجازه نداد سپس در ضمن خطبه اش فرمود: چون خداوند مرا به بنا كردن مسجد پاك و مطهرى ماءمور ساخته است لذا نبايد بجز من و برادرم (على ) و فرزندانش شخص ديگرى دراين مسجد سكنى گزيند؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد وقتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ميان صحابه و يارانش ، پيمان ((اخوت )) مى بست براى اخوّت خويش على عليه السلام را انتخاب نمود؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد آنگاه كه رسول خدا محل ساختمان مسجد و خانه خويش را خريدارى و در كنار مسجد، ده حجره بنا كرد، نُه باب از اين حجره ها را به خود و حجره دهمى را كه در وسط آنها قرار داشت به پدرم ((على )) اختصاص داد، سپس دستور داد درب همه حجره هاى مردم را كه به مسجد باز مى شد ببندند مگر درب حجره على و چون بعضى از صحابه در اين مورد اعتراض نمودند، رسول خدا فرمود من اين دستور را پيش خود صادر نكردم بلكه خدا چنين فرمانى را به من داد، آنگاه مردم را از خوابيدن در مسجد منع نمود مگر على را كه حجره اش در داخل مسجد و دركنار حجره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قرار داشت و در همين حجره بود كه بر على عليه السلام حالت جنابت رخ مى داد و خداوند در همين منزل فرزندانى را به رسول خدا و على عطا نمود؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه عمر بن خطاب اشتياق فراوان داشت كه از ديوار خانه اش روزنه كوچكى به مسجد باشد كه بتواند داخل مسجد را ببيند ولى رسول خدا اجازه نداد سپس در ضمن خطبه اش فرمود: چون خداوند مرا به بنا كردن مسجد پاك و مطهرى ماءمور ساخته است لذا نبايد بجز من و برادرم (على ) و فرزندانش شخص ديگرى دراين مسجد سكنى گزيند؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على را در ((غدير خم )) به مقام ولايت نصب كرد سپس دستور داد كه اين جريان را حاضرين به غايبين برسانند؟
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على را در ((غدير خم )) به مقام ولايت نصب كرد سپس دستور داد كه اين جريان را حاضرين به غايبين برسانند؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ((جنگ تبوك)) به على فرمود: ياعلى ! تو نسبت به من همانند ((هارون )) هستى نسبت به ((موسى )) و همچنين فرمود: تو پس از من ولى و سرپرست همه مؤ منان مى باشى ؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد كه رسول خدا آنگاه كه مسيحيان ((نجران )) را به مباهله دعوت نمود براى نفرين آنان با خود نياورد مگر على و همسر و دو فرزند او را؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ((جنگ خيبر)) پرچم (اسلام ) را به دست على داد آنگاه فرمود: اينك پرچم را به دست كسى مى دهم كه خدا و رسولش او را دوست مى دارند و او خدا و رسولش را، كرّار غير فرّار است و خدا (قلعه ) خيبر را به دست او فتح خواهد نمود؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ((جنگ تبوك)) به على فرمود: ياعلى ! تو نسبت به من همانند ((هارون )) هستى نسبت به ((موسى )) و همچنين فرمود: تو پس از من ولى و سرپرست همه مؤ منان مى باشى ؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد كه رسول خدا آنگاه كه مسيحيان ((نجران )) را به مباهله دعوت نمود براى نفرين آنان با خود نياورد مگر على و همسر و دو فرزند او را؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ((جنگ خيبر)) پرچم (اسلام ) را به دست على داد آنگاه فرمود: اينك پرچم را به دست كسى مى دهم كه خدا و رسولش او را دوست مى دارند و او خدا و رسولش را، كرّار غير فرّار است و خدا (قلعه ) خيبر را به دست او فتح خواهد نمود؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه رسول خدا سوره برائت را به وسيله على به مكه فرستاد و فرمود نبايد پيام مرا ابلاغ كند جز خود من يا كسى كه از من است ؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه هيچ مشكلى و حادثه مهمى براى رسول خدا پيش نمى آمد مگر به جهت اعتمادى كه به على داشت او را براى حل مشكلش جلو مى انداخت و او را هيچگاه به اسم صدا نمى كرد و به عنوان ((برادر)) مورد خطابش قرار مى داد؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه رسول خدا آنگاه كه در ميان على و جعفر و زيد قضاوت نمود فرمود: ياعلى ! تو از من هستى و من از تو و پس از من تو ولى و سرپرست همه مؤ منان مى باشى ؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه براى على در محضر رسول خدا هر روز جلسه خلوتى و هرشب يك نشست خصوصى وجود داشت كه در اين جلسات خصوصى اگر على عليه السلام سؤ ال مى كرد رسول خدا پاسخ مى داد و اگر سكوت مى كرد رسول خدا خود ابتدا به تكلم مى نمود؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه رسول خدا على را بر جعفر طيار و حمزه سيدالشهداء ترجيح داد آنگاه كه به دخترش فاطمه فرمود: من تو را به همسرى بهترين افراد خانواده ام ، درآوردم (على عليه السلام ) كه در ((اسلام )) با سابقه ترينشان و در ((اخلاق )) حليم ترينشان و در ((علم )) برترينشان مى باشد؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: من آقا و سرور همه فرزندان آدم ، برادرم (على ) سالار عرب و فاطمه بانوى زنان بهشت و دو فرزندم حسن و حسين سيد جوانان بهشتند؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر على ماءموريت داد تا بدن او را غسل دهد و فرمود: در اين كار جبرئيل معين و ياور او خواهد بود؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
آيا مى دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آخرين خطبه اش (به مسلمانان ) فرمود: من در ميان شما دو امانت گرانبها مى گذارم ؛ كتاب خدا و اهل بيتم . به آن دو تمسك كنيد كه هيچ گاه گمراه نمى شويد؟
گفتند: خدايا! تو را گواه مى گيريم كه درست است .
شما را به خدا!
بگوييد ببينم اين را هم شنيده ايد كه رسول خدا فرمود: هركس دوستى مرا ادعا كند در حالى كه با على دشمنى دارد دروغ گفته است ؛ زيرا دوستى من با دشمنى على در يك دل نمى گنجد. در اين هنگام شخصى سؤ ال كرد يا رسول اللّه ! چگونه محبت تو با دشمنى على نمى سازد؟ فرمود: زيرا على از من و من از على هستم هركه او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هركس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته و هركه على را دشمن بدارد با من دشمنى كرده و هركه با من دشمنى كند خدا را دشمن داشته است ...