شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
دوستان سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم
ان شا الله در یک روندی به شناختی مختصر از علمایی که از قرن دوم تا امروز را بشناسیم.
طلیعه
تولد وی را یکصد سال بعد از هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و نام پدرش را «احمد» نگاشته اند.
مبرد نحوی بزرگ می گوید:
تحقیق کاوشگران علوم بر آن است که اول کسی که بعد از پیامبر احمد نام گرفت همو بود و این خود کرامتی همچون تولد خلیل (آن هم در آن حد از هوش، علم و زهد) را در پی داشت. [ معجم رجال الحدیث، آیه الله خویی، ج7، ص 79، چاپ اول.]
خلیل بن احمد، برترین مردم در دانش های ادبی و فضل و زهدش مشهورتر از آن است که بر کسی مخفی ماند. او امامی و شیعه مذهب بوده است. [رجال العلامه الحلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی، ص 67، نشر رضی.]
دوم: سخنانی است که خلیل در مقام و منزلت علی ـ علیه السلام ـ بیان نموده:
1. از وی سوال شد که به چه دلیل علی ـ علیه السلام ـ امام همگان است؟
خلیل پاسخ داد: احتیاج الکل الیه و عناه عن الکل؛ به علت احتیاج همه مردم به آن حضرت و بی نیازی آن بزرگوار از دیگران. [روضات الجنات، ج3، ص 300؛ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج1، ص 426، نشر فراهانی.]
2. در مورد فضیلت علی ـ علیه السلام ـ از وی سوال شد. خلیل پاسخ داد:
چه می توان گفت در حق کسی که دوستان و دشمنان فضائل وی را مخفی کردند. دوستان از ترس و دشمنان از حسادت. و با همه این ها فضائل و مناقبش شرق و غرب عالم را فرا گرفته است. [روضات الجنات، ج3، ص 300؛ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج1، ص 426، نشر فراهانی.]
علامه مامقانی، پس از ذکر این مطلب می گوید:
سوگند به جان خودم که این سخن را باید با نور بر رخ حور نوشت. [تنقیح المقال، ج1، ص 403.]
3. یونس بن حبیب می گوید:
از خلیل بن احمد سوال کردم: چرا اصحاب پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ گویا همگی فرزند یک مادر هستند و علی ـ علیه السلام ـ فرزند مادری دیگر؟ خلیل پاسخ داد: زیرا آن حضرت را تقدم در اسلام و برتری در عمل و شرف و علاقه به جهاد، از سایرین ممتاز ساخته است. [کشف الغمه فی معرفه الائمه، علی بن عیسی اربلی، ج1، ص 411، مکتبه بنی هاشمی.]
4. ابوزید نحوی انصاری می گوید:
از ابن احمد سوال کردم که چرا مردم علی را رها کردند در حالی که آن حضرت در پیشگاه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و مسلمانان جایگاهی بلند داشت و خدماتش به اسلام بسیار زیاد بود؟
خلیل (در پاسخ گفت): زیرا خداوند او را از دیگران جدا کرده و مردم به اشباه و نظایر خود، تمایل هستند. آیا این شعر را شنیده ای:
و کل شکل لشکله آلف
أما تری الفیل یألف الفیلا. [الامالی، شیخ صدوق، ص 190.]
هر گروهی به مانند و شبیه خود متمایل است؛ آیا ندیدی فیل را که با فیل الفت و تمایل دارد.
وفات
بیشتر ادیبان و تاریخ نگاران، غروب این خورشید جهان ادب را سال (170 هـ . ق) دانسته اند. علی بن نصر می گوید:
خلیل را پس از مرگش در عالم رؤیا دیدم و در همان حال با خود گفتم: هیچ یک از گذشتگان مان را در خواب به مانند خلیل با این علم و دانش ندیده بودم. آن گاه از وی سوال کردم: خداوند با تو چگونه رفتار کرد؟ خلیل پاسخ داد: خدای متعال مرا بخشید و مورد ترحم قرار داد و سپس ادامه داد:
آن چه اندوختم هیچ یک سودمند واقع نگردید و تنها چیزی که مفید به حال من بود ذکر «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر» بود. [نور القبس، ص 72.]
خلیل می گفت:
دوست دارم در پیشگاه خداوند، برترین و نزد مردم متوسط ترین و نزد خود، پست ترین مردم باشم. و پیوسته برای این سه امر، دعا می کرد. [نوالقبس، ص 56.]
از اساتید و شاگردان این عالم میتوان به :اساتید 1. ایوب السختیانی. 2. عاصم الاحول. 3. عوام بن حوشب. 4. غالب القطان.شاگردان 1. سیبویه. 2. نضر بن شمیل. 3. هارون بن موسی نحوی. 4. وهب بن جریر. 5. اصمعی. [ سیر اعلام النبلاء، ص 430. ]اشاره کرد.
ادامه دارد ...
مفضل بن عمر جعفی
ولادت
ابو محمد، مفضل بن عمر جعفی كوفی، در اواخر قرن اول هجری در شهر كوفه به دنیا آمد.
مقام علمی:
او از چهره های سرشناس و از شاگردان ممتاز امام جعفر صادق و امام موسی كاظم و امام رضا علیهم السلام به شمار می آید. بنابر بعضی روایات وی امام محمد باقر علیه السلام را نیز درك كرده است. وی روایات فراوانی را از امام جعفر صادق و امام موسی كاظم علیهماالسلام نقل كرده و از راویان بزرگ حدیث به شمار می رود. مفضل از مقام و منزلت بزرگی نزد آن دو امام برخوردار بوده و از طرف آن دو امام متولی در گرفتن اموال و مصرف آنها بوده است و این خود دلیل بر اعتماد و اطمینان ائمه بزرگوار به وی است. در روایتی آمده كه امام جعفر صادق علیه السلام به مفضل فرمود:
«هر گاه دیدی میان دو تن از شیعیان ما اختلاف و نزاعی بر سر مالی بوجود آمده تو خود از اموال من آن را بپرداز». و در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده كه آن حضرت فرمودند: «مفضل انیس و همدم من است و در كنار او احساس راحتی می كنم». روایت است كه روزی مفضل خدمت امام جعفر صادق علیه السلام رسید. آن حضرت با دیدن وی خوشحال شد و لبخند بر لب های مبارك آن حضرت نقش بست و فرمود: «ای مفضل! به پروردگارم قسم كه من تو را دوست دارم و هر كس را كه تو را دوست بدارد هم دوست دارم. ای مفضل! اگر تمام یاران من آنچه را كه تو می دانی می دانستند دیگر هیچگاه دو نفر از آنها هم با هم اختلاف پیدا نمی كردند». مفضل در پاسخ عرض كرد:«ای فرزند رسول خدا! گمان می كنم شما من را در جایگاهی بالاتر از جایگاه خودم قرار داده اید». امام علیه السلام فرمودند: «بلكه من تو را در جایگاهی قرار دادم كه خداوند متعال قرار داده است».
تألیفات وی:
1 - كتاب توحید مفضل، كه املای امام جعفر صادق علیه السلام است و در آن به مباحث خداشناسی پرداخته شده و شهرت مفضل بیشتر به واسطه همین كتاب است.
2 - كتاب الوصیه، كه در آن امام جعفر صادق علیه السلام مفضل را از امور مسلمانان و زندگی و خواسته های آنان و حوادث حال و آینده و اسرار جهان سفلی و علیا آگاه فرموده است.
3 - كتاب الیوم و اللیله كه شامل مستحبات و دعاهایی است كه مفضل آنها را روایت كرده است.
4 - كتاب علل الشرایع، در بیان فلسفه احكام شرعی و فواید و منافع آن است.
5 - كتاب الاهلیلجه، این كتاب املای امام جعفر صادق علیه السلام و در ردّ ملحدان و منكران خداوند متعال بیان شده است.
رحلت:
سرانجام مفضل، پس از هشتاد سال عمر با بركت و خدمت در راه محمد و آل محمد صلوات الله علیهم در شهر كوفه دار فانی را وداع نمود و به بهشت برین سفر كرد. امام رضا علیه السلام وقتی خبر وفات مفضل را شنید فرمود: «او به آسایش و راحتی رسید».
(۳۰/آبان/۹۱ ۲۱:۳۴)mahdy30na نوشته است: [ -> ]
1 - كتاب توحید مفضل، كه املای امام جعفر صادق علیه السلام است و در آن به مباحث خداشناسی پرداخته شده و شهرت مفضل بیشتر به واسطه همین كتاب است.
2 - كتاب الوصیه، كه در آن امام جعفر صادق علیه السلام مفضل را از امور مسلمانان و زندگی و خواسته های آنان و حوادث حال و آینده و اسرار جهان سفلی و علیا آگاه فرموده است.
3 - كتاب الیوم و اللیله كه شامل مستحبات و دعاهایی است كه مفضل آنها را روایت كرده است.
4 - كتاب علل الشرایع، در بیان فلسفه احكام شرعی و فواید و منافع آن است.
5 - كتاب الاهلیلجه، این كتاب املای امام جعفر صادق علیه السلام و در ردّ ملحدان و منكران خداوند متعال بیان شده است.
به نام خدا
سلام
ضمن تشکر از شما
کتاب شماره 2 که برنگ قرمز علامتش زدم کتاب جالبی باید باشه . و احتمالا تخصصی است . کاش دوستانی که در این موارد
مطلع هستند , متن این کتابها رو میزاشتند تو سایت .
از مطلب مفید شما هم ممنونم
حسین بن سعید اهوازی
ولادت
ابو محمد، حسین بن سعید بن حماد بن مهران اهوازی، یكی از شخصیت های بزرگ شیعه در قرن سوم هجری، در كوفه، شهر روات بزرگ شیعه، به دنیا آمد. او اصالتاً ایرانی بود. رشد او در خاندانی صورت گرفت كه ارادتمند و علاقه مند به اهل بیت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و از موالی امام زین العابدین علیه السلام به شمار می آمدند. او یكی از یاران امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام می باشد. وی از راویان بزرگ حدیث و از مشایخ جلیل القدر روایتی به شمار می آید. روایات وی از اعتبار و شهرت خاصی در میان فقهای شیعه برخوردار است و در بسیاری از مجموعه های بزرگ روایی مانند: اصول كافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب، استبصار، محاسن، وسائل الشیعه و بحار الأنوار از وی روایت نقل شده و به احادیث او استناد می گردد.
حسین بن سعید اهوازی محدث بزرگوار و فقیه و دانشمند عالیقدر آوازه شیعه است.
در کتب رجال حدیث جامعه شیعه، حسین بن سعید به عنوان یکی از مفاخر رجال حدیث و شاگردان موثق و مورد احترام سه تن از ائمه اطهار علیهم السلام، نام بردار است، و همه جا به نیکی و عظمت و عدالت و وثاقت و تالیفات نیکو شناخته شده است.
معمولاً در کتب رجال از وی و برادر بزرگش «حسن» به خصوص هنگام نام بردن از تالیفات حسین، یک جا نام می برند، و می نویسند: «حسن و حسین بن سعید اهوازی» سی کتاب مشهور به «حسین» را کار هر دو برادر می دانند، با این فرق که «حسن» تالیفات بیشتری داشته است.
ولی چون نام «حسین» بیشتر بر سر زبان و قلم فقها و محدثین بوده و هست، و سی کتاب معروف دو برادر به نام «کتب حسین بن سعید» شهرت دارد.
ابن ندیم (385) در کتاب مشهور خود «فهرست» ضمن شمارش مؤلفان شیعه از هر دو برادر نام برده و می نویسد: «حسن و حسین اهوازی، فرزندان سعید، از مردم کوفه، و موالی علی بن الحسین (علیه السلام) و هر دو برادر از اصحاب رضا (علیه السلام) بوده اند دانش این دو برادر در زمان خود از هر دانشمند دیگری در فقه و آثار و مناقب و سایر علوم وسیع تر بود این دو پسران سعید بن حماد بن سعید می باشند که با ابوجعفر ابن الرضا (امام محمد تقی علیه السلام) نیز مصاحبت داشتند حسین مؤلف این کتابهاست»[1] سپس 12 کتاب او را نام می برد.
آیت الله خوئی می نویسد: «حسین بن سعید» در اسناد بسیاری از روایات که بالغ بر 5026 مورد می گردد، واقع شده است.
از تعداد روایات نقل شده از حسین بن سعید، به خوبی می توانیم پی به کوشش این محدث بردبار استاد دیده و سرد و گرم زمانه چشیده و شهرها و کشورها گشته به خوبی پی ببریم، و شخصیت دینی و علمی او را در عصری که می زیسته است یعنی نیمه اول سده سوم هجری در میان انبوه محدثان و فقهای خاصه و عامه، چنان که می باید درک کنیم.
استادان او:
حسین بن سعید اهوازی، این ثقه جلیل القدر و پرکار گذشته از شاگردی و افتخار مصاحبت سه امام معصوم یعنی حضرت رضا، امام جواد و امام هادی ـ علیهم السلام ـ، نزد بسیاری از شاگردان بزرگ امام رضا و حضرت موسی بن جعفر و امام صادق ـ علیهم السلام ـ نیز شرایط شاگردی و کسب فقه و حدیث و تفسیر قرآن و اخلاق و معالم حلال و حرام، به جای آورده است.
از جمله استادان او عبارتند از:
حریز بن عبدالله، عثمان بن عیسی، فضاله بن ایوب، نضر بن سوید، ابوالجهم ثویر بن ابی فاخته، ابوعلی بن راشد، ابو علی خزّاز[2] ابوالفضیل، ابو محمد انصاری، عبدالرحمن ابن ابی نجران، ابان بن عثمان، ابراهیم بن ابی البلاد، ابراهیم بن ابی محمود خراسانی، ابراهیم بن سفیان، ابراهیم بن عبدالحمید، ابراهیم بن اسحاق.
شاگردان او:
حسین بن سعید اهوازی چندان که در شهرها و کشورها به دنبال مشایخ حدیث و استادان اخبار و روایت و ضبط و ثبت آثار آنان و تالیف و تصنیف اندوخته های علمی خویش بوده، کمتر توفیق یافته که معلومات خود را به شاگردان بسیار منتقل سازد. به همین جهت می بینیم افراد اندکی از وی اخذ حدیث کرده اند. البته این بدان معنی نیست که او معلومات خود را ناگفته گذاشته است. زیرا افرادی را که در زیر نام می بریم و همگی از اعاظم محدثان و فقها و علمای شیعه بوده اند، و از شاگردان او به شمار می روند مجموع روایات و کتب او را یا با قرائت بر وی یا با اجازه از او نقل کرده و دانش او را به یاد گار گذارده اند و اینان:
احمد بن محمدبن عیسی، حسین بن حسن بن ابان قمی، فرات بن ابراهیم، محمد بن خالد برقی، عبدالرحمن بن ابی نجران، احمد بن حسین سعید (پسرش) ابراهیم بن هاشم قمی، احمد بن محمد بن خالد برقی، بکربن صالح، سهل بن زیاد آدمی رازی، علی بن حکم، علی بن مهزیار، محمد بن علی بن محبوب، محمد بن عیسی عبیدی، علی بن ابی حاتم قزوینی، ابراهیم بن مهزیار اهوازی، ابو محمد بن ابی جهم، احمد بن قتیبه، احمد بن محمد بن سکن قرشی، احمد بن محمد دینوری، سلیمان بن سفیان معروف بن ابو داود مسترق، محمد بن جعفر بن بطه قمی، و محمد بن حسین بن ابی الخطاب، جمعا 23 نفر و شاید بیش از اینان.
تألیفات حسین بن سعید
به طوری که از شیخ و نجاشی نقل کردیم حسین بن سعید دارای سی کتاب معروف بوده است که برادرش حسن بن سعید هم در روایت آن شرکت داشته است. سی کتاب حسین بن سعید که بیشتر کتاب های فقهی است چنان متقن و مستند و با دقت نظر و اطلاع وسیع و اعتماد و اطمینان تصنیف شده بود، و مورد توجه معاصران و دانشمندان قرار داشت، که در پختگی و خوبی نمونه بود و ضرب المثل شد.
چنان که فهرست شیخ و رجال نجاشی نوشته اند در همان اوقات که این سی کتاب تدوین گردید، سایر دانشمندان نیز در همان زمینه ها سی کتاب نوشتند، بعدها نیز دیگر محدثین بزرگ به تقلید از وی نیز سی کتاب تصنیف کردند.
این معنی به خوبی شخصیت حسین بن سعید و نفاست و محتوای کتب او را روشن می سازد، و ما را از توضیح بیشتر بی نیاز می گرداند، و اینک فهرست سی کتاب مشهور حسین بن سعید:
کتاب وضو، کتاب صلوه، کتاب زکات، کتاب صوم، کتاب حج، کتاب نکاح، کتاب طلاق، کتاب عتق و تدبیر و مکاتبه، کتاب ایمان (قسم ها) و نذور (نذرها)، کتاب تجارات و اجارات، کتاب خمس، کتاب شهادات، کتاب صید و ذبائح، کتاب مکاسب، کتاب اشربه (نوشیدنی ها)، کتاب زیارات، کتاب تقیه، کتاب رد بر غلات، کتاب مناقب، کتاب مثالب، کتاب زهد، کتاب مروت، کتاب حقوق مؤمنین و فضیلت آنها، کتاب تفسیر قرآن، کتاب وصایا، کتاب فرایض، کتاب حدود، کتاب دیات، کتاب ملاحم، و کتاب دعا.
فهرست دو کتاب حسین بن سعید
از سی کتاب حسین بن سعید تا کنون دو کتب آن چاپ و منتشر شده است. نخست کتاب «المؤمن» او که با ترجمه اردو در هند چاپ شده و دیگر کتاب «الزهد» که اخیرا در قم انتشار یافته است. نسخه خطی کتاب «الصوم» او نیز در کتابخانه مرحوم آیت الله حکیم در نجف اشرف موجود است.
[1] . فهرست ابن ندیم ـ مطبعه استقامه مصر ـ ص 324، و ترجمه فارسی، ص 406.
[2] . خزار ـ یعنی فروشنده پارچه خز، خز با تشدید زاء به معنی حریر و ابریشم است. پارچه خز را از ابریشم یا پشم و ابریشم می بافتند. خز نام جانوری است که پوستش را آستر لباس می کنند.
علي دواني - با تلخيص از كتاب مفاخر اسلام، ج 1، ص 39
علی بن مهزیار اهوازی
علی بن مهزیار اهوازی از فقها و محدثان و دانشمندان نامور شیعه است که گذشته از مقام علمی و شخصیت معنوی و آثار ارزنده اش، در طرق بسیاری از احادیث شیعه واقع شده، و عموم علما و فقهای ما او را مورد تجلیل و وثوق و اعتماد کامل قرار داده، و روایاتش را از ائمه طاهرین (علیه السلام) با احترام پذیرفته اند.
شرح حال او در تمام منابع و مآخذ رجالی از قبیل رجال برقی و کشّی و رجال و فهرست شیخ و رجال نجاشی و مدارک بعدی تقریباً به تفصیل که گویای همه چیز درباره اوست، آمده است. رجال برقی او را از اصحاب حضرت رضا (علیه السلام) به شمار آورده[1] و از اصحاب امام محمدتقی و امام علی النقی علیهما السلام هم[2].
شیخ اجل طوسی در رجال او را از اصحاب حضرت رضا علیه السلام می داند و می گوید: دانشمندی موثق و دارای اعتقادی درست بود[3] و از اصحاب امام جواد و امام هادی نیز محسوب می دارد. [4]
و در «فهرست» می نویسد: «علی بن مهزیار اهوازی رحمت الله علیه دانشمندی جلیل القدر، دارای روایات فراوان و ثقه است. اوراست سی و سه کتاب، مانند کتب حسین بن سعید با زیادت کتاب حروف القرآن، کتاب الانبیاء، کتاب البشارات.
نجاشی در رجال خود از این دانشمند گران مایه چنین یاد می کند: «ابوالحسن علی بن مهزیار اهوازی او از مردم دورق[5] بود، و از موالی است. پدرش نصرانی بود و اسلام آورد. و گفته اند که علی نیز در صغر سن نصرانی بود ولی بعد مسلمان شد، و خدا با شناخت اسلام و مذهب تشیع بر وی منت نهاد.
علی علم فقه و شناخت احکام دینی را آموخت، و از حضرت امام رضا و امام جواد علیهما السلام روایت کرده است و از اصحاب خاص امام محمدتقی علیه السلام به شمار می رفت، و از جانب حضرت وکالت داشت. بدین گونه در نزد آن حضرت مقامی بس بزرگ یافت، و نیز از اصحاب امام هادی هم بود، و در بعضی از نواحی وکیل آن ذوات مقدس بود.
راجع به او توقیعاتی مشتمل بر خوبی های وی از جانب (امام جواد و امام هادی) خطاب به شیعیان صادر شده است. او در نقل روایاتش موثّق بود. هیچ دانشمندی از وی نکوهش نکرده است. اعتقادی درست داشت، و کتاب های مشهوری تصنیف نموده است.
[1] . رجال برقی ـ ص 54.
[2] . رجال برقی ـ ص 55 و 58.
[3] . رجال شیخ ـ ص 381.
[4] . رجال شیخ ـ ص 403 و 417.
[5] . دورق قلمروی از شهرهای امروز بندر ماه شهر و هندیجان و زیبدون و خلف آباد خوزستان بوده است.
علي دواني - با تلخيص از كتاب مفاخر اسلام، ج 1، ص 107
احمد بن محمد بن عیسی اشعری
ولادت:
ابو جعفر، احمد بن محمد بن عیسی بن عبد الله اشعری قمی از راویان بزرگ شیعه در قرن سوم هجری و از یاران ائمه (علیهم السلام) می باشد.
او در شهر قم به دنیا آمد، شهر علم وفقاهت وشهر راویان بزرگ شیعه وپناهگاه فقها ودانشمندان بزرگ وعلاقه مندان به محمد وآل محمد صلوات اللّه علیهم بوده است. او در خانواده ای اهل علم ودانش وارادتمند به اهل بیت رسول خدا صلی الله علیهم اجمعین تربیت شد و از نوجوانی زیر نظر پدر خود محمد بن عیسی اشعری به فراگیری علوم ومعارف اسلامی پرداخت.
تحصیلات:
احمد بن محمد بن عیسی از برجسته ترین شخصیت های علمی دوران خود بود. او رئیس وبزرگ شهر قم بود واز احترام خاصی در نزد مردم قم برخوردار بود. ابو جعفر نزد علما وفقهای شیعه نیز از مقام ومنزلت خاصی برخوردار بود واز راویان بزرگ شیعه به شمار می آید. او خدمت امام رضا وامام جواد وامام هادی (علیهم السلام) نیز رسیده بود وروایات فراوانی از ائمه اطهار (علیهم السلام) نقل كرده است.
نام او در سند 2290 روایت آمده است. شیخ طوسی و نجاشی و ابن داود و علامه حلی درباره او می گویند: او بزرگ اهل قم وچهره سرشناس وفقیه ودانشمند آنان ورئیس شهر قم بود وبه نمایندگی از مردم شهر در برابر سلطان و یا حكومتهای دوران قرار می گرفت.
اساتید:
ابو جعفر اشعری علاوه بر امام جواد و امام هادی (علیهماالسلام) از بسیاری از راویان بزرگ شیعه نیز روایت نقل می كند مانند:
1ـ پدرش محمد بن عیسی اشعری. 2ـ حسین بن سعید. 3ـ نضر بن سوید. 4ـ علی بن نعمان. 5ـ صفوان بن یحیی. 6ـ محمد بن ابی عمیر. 7ـ محمد بن اسماعیل. 8ـ عثمان بن عیسی. 9ـ حماد بن عثمان. 10ـ قاسم بن محمد.
تدریس و شاگردان:
چهره های بزرگی از راویان شیعه از او روایت نقل می كنند، از جمله:
1ـ محمد بن حسن صفار. 2ـ سعد بن عبد الله. 3ـ علی ابن ابراهیم. 4ـ داود بن كوره. 5ـ احمد بن ادریس. 6ـ محمد بن حسن بن ولید. 7ـ محمد بن علی بن محبوب. 8ـ سهل بن زیاد.
تألیفات:
احمد بن محمد قمی دارای تألیفات ارزشمندی است، از جمله تالیفات او كه بیشتر در زمینه روایات اهل بیت (علیهم السلام) هستند می توان به كتب ذیل اشاره نمود:
1ـ النوادر. 2ـ التوحید. 3ـ فضل النبی (صلی اللّه علیه و آله). 4ـ المتعه. 5ـ الناسخ و المنسوخ. 6ـ طب الكبیر. 7ـ طب الصغیر. 8ـ المكاسب. 9ـ الأظله.
اخراج برقی از قم:
وی كه بزرگ شهر قم بود ابو عبد الله، احمد بن محمد بن خالد برقی را، كه یكی از روات بزرگ شیعه است به دلیل نقل روایت از برخی افراد ضعیف و یا نقل روایات مرسله، از شهر قم اخراج كرد. ولی پس از چندی از این عمل خود پشیمان شده و از او معذرت خواهی كرده و او را به شهر باز گرداند.
اشعری برای جبران اشتباه خود بعد از وفات برقی، در تشییع جنازه اوبا سر و پای برهنه شركت كرد.
رحلت:
از تاریخ وفات وی دقیقا اطلاعی در دست نیست لیكن ایشان در سال 274 ه. ق در قید حیات بوده است.
احمد بن ابی عبد اللّه برقی
ولادت:
وی در اواخر قرن دوم در یكی از روستاهای شهر قم بنام (برق رود) و در یك خانواده معتبر و دوستدار اهل بیت به دنیا آمد.
تحصیلات:
احمد دوران جوانی را در محضر پدر بزرگوارش محمد بن خالد برقی، كه خود از شخصیت های بزرگ شیعه و از مشایخ روایت و شخصیتی مورد اطمینان نزد امام موسی كاظم (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) بود به كسب علم پرداخت و توشه فراوانی برگرفت.
در این زمان بود كه تصمیم گرفت همانند پدر، او نیز از راویان سخنان اهل بیت رسول خدا و خاندان عصمت و طهارت (علیه السلام) باشد و سخنانشان را به گوش جهانیان برساند.
اساتید:
احمد به غیر از پدر خود، در محضر برخی از روات و علمای بزرگ شیعه به كسب علم و فراگیری دانش پرداخته است مانند:
1 ـ معاویه بن وهب. 2 ـ حماد بن عیسی. 3 ـ محمد بن ابی عمیر. 4 ـ هارون بن جهم. 5 ـ محمد بن سنان. 6 ـ یونس بن عبد الرحمان. 7 ـ حسن بن محبوب. 8 ـ علی بن حكم. 9 ـ حسین بن سعید اهوازی.
شاگردان:
شخصیت های بزرگی در محضر درس وی به كسب علم پرداخته اند كه هر كدام ستاره ای درخشان در آسمان علم و فقاهت می باشند، بزرگانی مانند:
1 ـ ابراهیم بن هاشم. 2 ـ علی بن ابراهیم بن هاشم. 3 ـ محمد بن حسن صفار. 4 ـ محمد بن یحیی عطار. 5 ـ سعد بن عبد الله. 6 ـ محمد بن علی بن محبوب. 7 ـ محمد بن حسن بن ولید. 8 ـ محمد بن احمد بن یحیی. 9 ـ عبد الله بن جعفر حمیری. 10 ـ سهل بن زیاد.
تألیفات:
احمد بن محمد بن خالد برقی تألیفات فراوانی دارد از جمله:
1 ـ المحاسن. 2 ـ العویص. 3 ـ التبصره. 4 ـ الرجال. 5 ـ البلدان. 6 ـ اختلاف الحدیث.
خاندان:
شیخ ابو جعفر، احمد بن محمد بن خالد بن عبد الرحمن بن محمد بن علی برقی، از راویان حدیث و از فقهای بزرگ شیعه و از یاران ائمه (علیه السلام) به شمار می آید.
او اصالتاً از كوفه است. جد بزرگ او محمد بن علی از یاران زید بن علی بن الحسین (علیه السلام) بود كه در برابر حكومت ظلم و ستم بنی امیه قیام كرده و در زندان یوسف بن عمر به شهادت رسید.
پدر بزرگوارش محمد بن خالد برقی، یكی از شخصیت های بزرگ شیعه و از مشایخ روایت و شخصیتی مورد اطمینان نزد امام موسی كاظم و امام رضا (علیه السلام) بود.
مقام علمی:
وی از شخصیت های بر جسته راویان شیعه در قرن سوم هجری به شمار می آید و بسیاری از احادیث شیخ صدوق و شیخ كلینی به ایشان بر می گردد.
همانگونه كه محدث نوری می فرماید: شیخ طوسی و نجاشی، احمد را توثیق كرده اند و او را مورد اطمینان دانسته اند. او از ارزشمندترین راویان شیعه به شمار می آید و بسیاری از علما و فقهای بزرگ شیعه كه مجموعه های روایتی نگاشتهاند از او روایت نقل كرده اند.
برخی از بزرگان عناوین كتاب های خود را نیز از او گرفته اند مانند: ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، علل الشرایع، قرائن و خصال.
دوران:
احمد بن محمد بن عیسی اشعری، رئیس شهر قم و از راویان بزرگ شیعه، احمد بن محمد بن خالد برقی را از شهر قم بیرون كرد، زیرا او در بین روایات خود روایات مرسله و روایاتی كه راویان آن ضعیف بوده اند را نقل می كرده است.
اما او پس از مدتی پشیمان شده و برقی را به شهر باز گردانده و از او معذرت خواهی كرد. بعد از وفات او نیز در تشییع جنازه اش با سر و پای برهنه شركت كرد تا اهانتی را كه به او كرده جبران نماید.
رحلت:
احمد بن محمد برقی پس گذراندن عمری پر بركت در سال 274 یا 280 ه. ق چشم از جهان فرو بست و به سوی معبود و معشوق خویش پر كشید.
ابراهیم بن هلال ثقفی
ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال ثقفی اصفهانی، تاریخ نگار، راوی حدیث، مفسر قرآن و دانای به فقه و احکام، از علمای نام آور و شیعی در قرن سوم هجری و دوران غیبت صغری است.
وی در اوایل قرن سوم در شهر کوفه چشم به جهان گشود، بر اثر اشتیاق به تحصیل علوم اسلامی، به حضور اساتید عصر خود شتافته، و از محضر آنان علم حدیث و تاریخ را فرا گرفت. از قرائن تاریخی برمیآید که او در سال های (200 تا 260) عصر امام جواد و امام هادی و امام عسکری ـ علیهم السلام ـ در کوفه و در اصفهان می زیسته؛ اما بنا به عللی که بر ما معلوم نیست، نتوانسته است به حضور آن بزرگواران رسیده و از آنان مستقیما بهره مند شود. اما حضور وی در محضر اساتید فراوان، نشانگر اشتیاق و تلاش وی در این زمینه می باشد.
ابن هلال از نوادگان سعد بن مسعود، عموی مختار ثقفی، می باشد. نسب وی با چهار واسطه به سعد بن مسعود ثقفی می رسد. شیخ طوسی در این مورد می گوید:
ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال بن عاصم بن سعد بن مسعود ثقفی ـ رضی الله عنه ـ اصالتاً اهل کوفه است و سعد بن مسعود جد اعلای او، برادر سعد بن مسعود یکی از یاران و کارگزاران باوفای امیرالمومنین علی ـ علیه السلام ـ و امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ محسوب می شود. علی ـ علیه السلام ـ وی را به خاطر امانت داری و تقوا در به حکومت مدائن برگزیده بود. آن حضرت ضمن نگارش نامه ای، کارهای سعد را ستوده از وی اعلام رضایت کرده و در مورد امانت داری و کمال ایمان وی، می فرماید:
ای سعد! تو حقوق مسلمانان را تمام و کمال به آنان ادا کردی؛ اطاعت پروردگارت را بجای آوردی، امام خود را با روشی زیبا و دور از غرض ورزی، خیر خواهی نمودی. کار ترا می ستایم و از رفتارت خشنودم؛ خیر خواهی و ارشاد تو ادامه داشته باشد. خداوند ترا ببخشاید. والسلام.
سعد بن مسعود بعد از شهادت امیر المومنین علی ـ علیه السلام ـ در کنار امام مجتبی ـ علیه السلام ـ قرار گرفت و در مقام کاگزاری، با جان و دل فرامین حضرتش را لبیک می گفت. در تاریخ آمده است:
هنگامی که جراح بن سنان در مسیر مدائن، ضمن اعتراض به امام مجتبی ـ علیه السلام ـ در یک عمل منافقانه به آن حضرت حمله کرده و با شمشیر امام را مجروح نمود؛ حضرت از شدت جراحت وارده از اسب خود به زمین فرود آمد. سعد بن مسعود، یا ر باوفا و کارگذار امین اهل بیت ـ علیهم السلام ـ آن بزرگوار را به منزل برده و در معالجه حضرتش نهایت تلاش را به عمل آورد. [الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص12.]
علاوه بر سعد بن مسعود ـ که در خدمت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بوده است ـ سعید بن هلال، پدر بزرگ صاحب الغارات نیز از یاران امام صادق ـ علیه السلام ـ محسوب می شود. همچنان که شیخ طوسی وی را با عنوان سعید بن هلال ثقفی، در ردیف اصحاب پیشوای ششم ـ علیه السلام ـ ثبت کرده است.[ رجال الطوسی، باب اصحاب الصادق ـ علیه السلام ـ .]
رحلت
این عالم پرتلاش؛ نویسنده مجاهد و احیاگر معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در قرن سوم هجری و عصر خفقان، بعد از پرورش عده ای از دانشمندان و حدیث شناسان ممتاز و تعلیم دین و نشر احکام شریعت ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و با به جای گذاردن ده ها اثر نفیس، در سال 283 ق. در شهر اصفهان رحلت نمود. [الشیعه و فنون الاسلام، ص 108.]
تالیفات فراوانی داشته است از جمله
در اکثر منابع شیعه و سنی بیش از 50 مورد از کتاب های وی یاد شده است؛ گرچه در زمان ما به غیر از کتاب «الغارات» آثار دیگر وی در دسترس نمی باشد و در اثر حوادث روزگار و تلاش دشمنان و سایر عوامل، بقیه تألیفات وی مفقود شده است! ولی برخی از مطالب کتاب های او در لابلای آثار دانشمندان یافت می شود که بعداً اشاره خواهد شد.
برای مطول نشدن از ذکر مابقی ان خود داری میکنیم.
از اساتید و مشایخ وی عبارتند از:
1. ابراهیم بن عباس بصری؛ 2. ابراهیم بن عمر و بن مبارک؛ 3. ابراهیم بن محمد؛ 4. ابراهیم بن یحیی الدوری؛ 5. احمد بن عمران انصاری؛.... (ابن هلال ثقفی در کتابهایش از جمله «الغارات»، نام دیگر اساتیدش را بیان داشته است.)
شاگردان هم نام عده ای از آنان عبارتند از:
1. ابراهیم ابن هاشمی قمی؛
2. احمد بن علویه اصفهانی؛
3. احمد بن محمد بن خالد برقی؛
...... (الغارات، مقدمه.)
ابن حجر اسقلانی:
«ابراهیم بن محمد ثقفی؛ از اسماعیل بن ابان و غیر او روایت می کند. به گفته ابو نعیم در تاریخ اصفهان، حدیث او به خاطر شیعه افراطی بودن ترک شده است.»
التماس دعا
محمد بن حسن بن فروخ صفار
ولادت:
وی از یاران امام حسن عسكری (علیه السلام) می باشد واز چهره های سرشناس یاران ائمه (علیهم السلام) وراویان حدیث به شمار میآید. او را می توان از بزرگان قرن سوم هجری برشمرد.
صفار در دورانی زندگی می كرد كه ظلم و جنایت و خفقان بنی عباس به نهایت خود رسیده بود. بسیاری از شیعیان و یاران ائمه (علیهم السلام) در زندان ها و شكنجه گاه ها به سر می بردند وحتی امامان معصوم نیز در خانههای خود تحت مراقبت ونظر به سر می بردند. صفار یكی از چهره های درخشان آن روزگاراست كه با استفادههای فراوان از شخصیتهای علمی آن زمان و نوشتن نامههای خصوصی ومخفیانه خدمت امام حسن عسكری (علیه السلام) خود را به آن حضرت مرتبط می كرد وشیعیان را از نور وجود ایشان بهره مند می ساخت.
تحصیلات:
قم از دیر باز پایگاه شیعیان محمد وآل محمد (صلوات الله وسلامه علیهم) بوده است وچهره های فراوانی در این شهر درخشیدهاند كه حافظان وپاسداران معارف ائمه معصومین (علیهم السلام) بوده اند.
یكی از این چهرهها محمد بن حسن صفار می باشد. او را به عنوان یكی از چهرههای سرشناس شیعه در شهر قم می شناسند كه با حفظ و نقل روایات، خدمت بزرگی به جهان تشیع نموده و شخصیتهایی همچون كلینی با نقل روایات او تلاش او را به نتیجه رسانده است.
نجاشی درباره او می فرماید: محمد بن حسن بن فروخ صفار یكی از چهره های درخشان شیعه در شهر قم بوده، وی شخصیتی مورد اطمینان و دارای ارزشی والا است. روایات او بر بسیاری از روایات ترجیح داده می شود. او تألیفات فراوانی نیز دارد.
شیخ طوسی در كتاب فهرست می فرماید: محمد بن حسن صفار اهل قم می باشد. وی تألیفات فراوانی دارد و نامه هایی نیز به امام حسن عسكری (علیه السلام) فرستاده است كه آن نامهها و جواب آنها موجودند و در اختیار می باشند.
علامه حلی در كتاب خلاصه می فرماید: محمد بن حسن بن فروخ از چهره های سرشناس شیعه در شهر قم و مورد اطمینان است و شخصیتی عظیم الشأن است كه روایات او برتر می باشند.
اساتید:
صفار از شخصیت های كم نظیر راویان شیعه به شمار می آید و از محضر علمای فراوانی از یاران ائمه (علیهم السلام) بهره برده است كه اینك به برخی از آنها اشاره می كنیم:
1. ابراهیم بن اسحاق. 2. احمد بن ابی عبد الله برقی. 3. احمد بن حسن بن علی بن فضال. 4. احمد بن محمد بن ابی نصر. 5. احمد بن محمد بن مسلم. 6. ایوب بن نوح. 7. حسن بن علی بن فضال. 8. علی بن ابراهیم و ... .
تدریس و شاگردان:
چهره های فراوانی نیز از محضر درس این شخصیت بزرگ بهره برده اند مانند:
1. احمد بن ادریس. 2. علی بن حسین بابویه. 3. احمد بن داود بن علی. 4. احمد بن محمد. 5. سعد بن عبد الله. 6. محمد بن جعفر مؤدب. 7. محمد بن حسن بن ولید. 8. محمد بن حسین. 9. محمد بن یحیی عطار. 10. محمد بن یعقوب كلینی و ... .
تألیفات:
صفار دارای تألیفات فراوانی است از جمله:
1. كتاب الصلوه. 2. كتاب الوضوء. 3. كتاب الجنائز. 4. كتاب الصیام. 5. كتاب الحج. 6. كتاب النكاح. 7. كتاب الطلاق. 8. كتاب المزار. 9. كتاب الرد علی الغلاه. 10. كتاب التقیه. 11. كتاب المناقب. 12. كتاب بصائر الدرجات. 13. كتاب ما روی فی اولاد الائمه. 14. كتاب الجهاد.
رحلت:
سرانجام پس از عمری خدمت به علوم آل محمد (صلوات الله علیهم) در سال 290 ه. ق و در شهر قم به دیار باقی شتافت.
علی بن بابویه قمی
علی بن بابویه قمی، متوفی در سال 329 ه ق، مدفون در قم، پدر شیخ محمد بن علی بن بایویه، مـعـروف بـه شیخ صدوق است كه در نزدیكی شهرری مدفون است پسرمحدث است و پدر فقیه و صاحب فتوا، معمولا این پدر و پسر، به عنوان صدوقین یادمی شوند. [1]
ابـوالـحـسـن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه، یكی از فقهای نامدار و یكی ازاصحاب فتوی و اجـتـهـاد، و در عصر خویش رئیس فقها و محدثین و پیشوای مردم قم بوده است شیعیان در امور دینی به او مراجعاتی داشته اند و فتوایش نزد همگان نافذ ومحترم بوده است.
در بـیـان عـظـمت علمی و منزلت قدس و تقوای او، همین بس است كه فقهای مادر مواردی كه حـدیـثی از اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) نرسیده باشد، و از او فتوایی در آن زمینه وجود داشته بـاشـد، فـتاوای او را به علت نزدیك بودن به عهد امامت وعصر معصوم (علیه السلام)، به منزله حدیث تلقی مـی كـردنـد و فـتوای او را نشانی از وجودحدیث در آن زمینه قلمداد می نمودند چنانكه شهید اول در كتاب ذكری با این تعبیربیان فرموده اند:.
اصـحـاب مـا، دستورالعمل خود را از رساله علی بن بابویه می گرفتند، هنگامی كه دسترسی به نص روایت نداشتند، چون اعتماد و اطمینان كاملی به او داشتند.[2]
گفتار ابن ندیم:
ابن ندیم، كتابشناس و مورخ معروف در فهرست خود می نویسد:
ابـن بـابـویـه، عـلی بن موسی قمی، یكی از فقها و یكی از موثقین شیعه می باشد باخط پسرش ابـوجـعـفر محمد بن علی پشت كتابی خواندم كه به یكی اجازه داده بودكتابهای پدرش را روایت كـنـد و تـعـداد آنها حدود 200 جلد می باشد، ولی او تصریح نموده بود كه تالیفات خودم 18 كتاب می باشد. [3]
تالیفات:
او تـالـیـفات متعددی دارد یكی از آنها كتاب الشرایع می باشد كه جهت فرزندعزیزش صدوق نوشته است و از دیگر آثار او: رساله الاخوان، قرب الاسناد، تفسیرقرآن كریم، كتاب النكاح، النوادر، كتاب التوحید، الصلوه، مناسك الحج و می باشد.
او نـخـستین مؤلف كتاب فقهی عاری از ذكر سند روایت می باشد كه توانسته است كتاب فقهی را مـجـرد از سـند روایت و مانند اثری مخصوص به مؤلف ونشان دهنده فتوی و نظر او تالیف كند و كـتابی به همین سبك به نام الشرایع كه به نام الرساله الی ابنه هم خوانده می شود، جهت پـسـر خـود، صـدوق بـه یـادگـار گذاشت ظاهر امر این است، این كتاب همان است كه الفقه الرضوی هم خوانده می شود،چون در آغاز آن قال علی بن موسی هست، از اینرو برخی چنین پنداشته اند كه مقصود از او، امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) است. [4]
مورد عنایت و توجه:
او مورد عنایت خاصه حضرت امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) واقع شده است و نامه ای از سـوی آن بـزرگوار توسط حسین بن روح نوبختی به اورسیده است كه متن آن در رجال نجاشی این گونه آمده است:
ابـوالحسن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی، شیخ بزرگ و پیشوای قمی ها در روزگار خـویـش، فقیه و مورد وثوق آنان، او به عراق آمد و با ابوالقاسم حسین بن روح (رحمه اللّه) ملاقات نـمود و از او مسائلی را پرسید سپس با او مكاتبه نمود و این مكاتبات توسط علی بن جعفر بن اسود انـجـام مـی پذیرفت در یكی از این مكاتبات از او می طلبد كه نامه ای را به محضر صاحب امر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بـرسـاند كه در آن نامه درخواست دعائی درباره فرزند صورت گرفته بود، پس در پاسخ او چنین آمـد كه ما ازخداوند متعال درخواست نمودیم كه فرزندی به تو عنایت فرماید و به زودی دوفرزند ذكور نیكوكار و خیر نصیب تو خواهد شد.
پـس از آن مـكاتبه بود كه ابوجعفر و ابوعبداللّه از یك همسر ام ولدی متولدگردیدند از ابوعبداللّه حـسـین بن عبیداللّه آمده است كه می گفت: از اباجعفر می شنیدم كه بارها می گفت: من با دعای صاحب امر و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دنیا آمده ام و به این عنایت افتخار می نمود. [5]
وفات:
عـلـی بـن بـابـویـه در سـال 329 هـ ق در همان سال رحلت ثقه الاسلام محمد بن یعقوب كلینی درگذشت، و در قم، نزدیك صحن مطهر حضرت معصومه (علیه السلام) مدفون گردید و مزارش معروف، و هم اكنون مورد زیارت و عنایت مردم می باشد.
از دیـگـر آثـار او، كـتـاب التفسیر، النكاح، مناسك الحج، قرب الاسناد، التسلیم،الطب، المواریث، المعراج می باشد این تالیفات را عباس بن عمر كلودانی (رحمه اللّه) خبر داد و افزوده است هنگامی كه او در سال 328 به بغداد آمد، از او اجازه روایتی دریافت نمودم. [6]
او از سـعـد بـن عبداللّه اشعری روایت نموده است و جعفر بن محمد قولویه،كامل الزیارات را از او روایت كرده است. [7]
نـجـاشـی از عـده ای از اصـحاب خود نقل كرده است كه از مجمعی از اصحاب شنیده اند كه: پـیـش ابوالحسن علی بن محمد سمری (رحمة الله علیه)، یكی از نواب چهارگانه امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودیم كه گفت: خداوند رحمت كند علی بن الحسین بن بابویه را به اوگفته شده است كه او زنده است در پاسخ گفت: نه، او امروز به رحمت ایزدی پیوست تاریخ آن را یادداشت كردند و خبر رسید كه او همان روز از دنیا رفته است. [8]
[1] . متن گفتار استاد شهید مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص 293.
[2] . ریاض العلما، ج 4، ص 8 .
[3] . فهرست ابن ندیم، ص 246، فن 5 از مقاله پنجم.
[4] . ریحانه الادب، ج 7، ص 401.
[5] . رجال نجاشی، ص 261، چاپ جامعه مدرسین.
[6] . رجال نجاشی، ص 262، كد معرفی 684.
[7] . مـعـجـم رجـال الحدیث، ج 12، ص 369، كد معرفی 8062 ـ طبقات مفسران شیعه، ج 1، ص 598.
[8] . رجال نجاشی، ص 262.
عقيقي بخشايشي - تلخيص از كتاب فقهاي نامدار شيعه، ص 31