۲/آذر/۹۱, ۲۲:۰۰
![[تصویر: 52343098639385450489.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/52343098639385450489.jpg)
نام فیلم : مراقبین
کارگردان : زاک اسنایدر
نویسنده : دیوید هیتر و الکس تس و...
زمان : 162 دقیقه – 186 دقیقه نسخه ی کارگردان – 215 دقیقه نسخه ی نهایی
امتیاز : 7.7 از 10 نمره
بودجه : 130 میلیون دلار
فروش : 186 میلیون دلار
حواشی فیلم
*در اوايل دهه 1990 سام هام نگارش فيلم نامه اي براساس رمان « نگهبانان» را آغاز کرد. در آن زمان قرار بر اين بود که اين بازيگران ايفاگر نقش هاي فيلم باشند؛ رابين ويليامز در نقش رورشاک ، جيمي لي کرتيس در نقش روح ابريشمي دو، گري بيوزي در نقش کمدين، و ريچارد گر ياکوين کاستنر براي ايفاي نقش جغد شب دو. فيلم نامه بارها زير نظر تري گيليام و همکارش چارلز مک کوون بازنويسي شد ولي در نهايت کمپاني برادران وارنر از خير آن گذشت.
* چند سال پيش قرار شد دارن آرنوفسکي کارگرداني فيلم را برعهده گيرد ولي به خاطر تداخل برنامه اش با کارگرداني فيلم « چشمه» (2006) موضوع منتفي شد.
*در سال 2004 پل گرين گرس به عنوان کارگردان وارد اين پروژه شد و کار روي فيلم نامه را آغاز کرد ولي در نهايت کمپاني پارامونت پروژه را زمين گذاشت و وارنر دوباره حقوق آن را به دست آورد.
*در اواخر دهه 1980 از آلن مور ، نويسنده کميک بوک ( کتاب مصور) اصلي درخواست شد تا براساس آن فيلم نامه اي بنويسد ولي وي اين پيشنهاد را رد کرد.
*لورنس گوردن و لويد لوين به سختي تلاش کردند تا ران پرلمن ( هل بوي) را براي ايفاي نقش کمدين راضي کنند ولي موفق نشدند.
* تام کروز و جودلا براي ايفاي نقش آزيمانديس ابراز علاقه کردند.
*در مدت زماني که قرار بود پل گرين گرس فيلم را کارگرداني کند، قرار شد هيلاري سوانک نقش روح ابريشمي دو و جواکين فينيکس نقش جغد شب دو را بازي کنند . با رفتن گرين گرس ، سوانک و فينيکس هم از پروژه کناره گيري کردند.
* نقشي به جسيکا بيل پيشنهاد شد ولي او نپذيرفت.
*در سال 2003 کارگرداني فيلم به مايکل بي پيشنهاد شد اما او نپذيرفت.
*دنيل کريگ هم از ايفاي نقش رورشاک سرباز زد
مقدمه
حق با آلن مور بود ؛ هيچ فيلمي قادر نيست رمان گرافيکي درخشان او را تصوير کند. چيزي که در اين فيلم مي بينيم قابل قبول ولي عاري از لطف و گيرايي است؛ اقتباسي که بيشتر در بند داستانش است تا اين که برآن غالب باشد. مشکل فيلم وفادار نبودن به دست مايه داستاني تيره و تارش نيست، اما تغييراتي که در داستان داده شده، از جمله به روز کردن موقعيت ها به منظور افزودن داستانکي در باب بحران انرژي ، به قدري غير ضروري است که شما تا حدي متوجه مي شويد چرا مور اسمش را از اين پروژه حذف کرده است.
زک اسنايدر کارگردان، بارها و بارها به تماشاگران و علاقه مندان قول داد فيلمي وفادار به کتاب خواهد ساخت ولي موفق نشدنش را مي توان در ذات و ماهيت فيلم نشدني اين رمان مصور يافت.
اين همان عاملي است که رمان « نگهبانان» را اين قدر ويژه کرد و جايگاه تنها رمان گرافيکي در ميان « صد رمان برتر انگليسي زبان مجله تايم» را برايش به ارمغان آورد. رمان « نگهبانان » به قدري پيچيده و حجيم است که يک فيلم به سختي مي تواند به بافت و ساختار وزين آن دست يابد. مور و هنرمند همتايش ديو گيبنز ( که طراح و نقاش تصاوير کتاب است) لايه هاي متعددي به داستان افزوده اند؛ از جمله اين که در پايان هريک از دوازده فصل کتاب ، گزارش هاي روانشناسانه اي ضميمه شده است. رمان « نگهبانان» را مي توان کميک در کميک تعريف کرد چون« حکايات بلک فريتر» نيز در بطن آن قرار گرفته که قرار است انيميشني براساس آن ساخته شود.
قبل از هرچيز بايد به اين موضوع اشاره کرد که اسنايدر قادر به خلق لحن و حال و هواي قانع کننده اي براي رويدادهاي فيلمش نبوده است؛ در حالي که در کتاب همه چيز تا حد امکان واقع گرايانه است. متاسفانه فضاي استيليزه فيلم، تصنعي و به شکلي ناشايسته کاريکاتورگونه به نظر مي رسد. اولين تاثير اين نقطه ضعف براين نکته کليدي است که ابر قهرمان هاي داستان داراي محدوديت ها و ضعف هاي انساني شديد هستند.
زک اسنايدر که فقط دو فيلم « سپيده دم مردگان » و « سيصد» در کارنامه اش ديده مي شود، کلاً تجربه کافي براي هدايت اين پروژه را نداشته و اين خام دستي به تمام عناصر فيلمش ضربه زده است؛ البته به جز بازي درخشان و تماشايي جکي ارلي هيلي در نقش رورشاک.
با اين حال به سختي مي توان کسي را مسئول ناموفق بودن اين فيلم دانست چون در درجه اول اصلاً چنين رماني نبايد به فيلم برگردانده مي شد. پس اسنايدر فرصتي را هدر نداده است. در ضمن همه مي دانيم وقتي پاي ميليون ها دلار پول طرفداران يک اثر در ميان باشد، کمپاني هاي هاليوودي نمي توانند از آن چشم پوشي کنند
اشنایی با فضای فیلم
داستان فیلم در فضای جنگ سرد و اشغال دولت افغانستان توسط شوروی سابق و انتخاب نیکسون برای سومین بار در ایالت متحده شکل میگیرد فضایی که دو ابر قدرت شرق و غرب با استفاده از کلاهک های اتمی هر کدام برای جهان تهدیدی محسوب میشوند اگر هر کدام اقدام به اغاز جنگ کنند دنیا به پایان خواهد رسید .در این میان عده ای ابرقهرمان به ویژه رورشاک متوجه میشوند باید دست از دوران بازنشستگی خود برداشته و قدمی برای جلوگیری از نابودی زمین توسط دو ابرقدرت شرق و غرب بردارند.
ادوارد بلیک / کمدین
جفری دن مورگان در نقش کمدین یکی از نفرات باقی مانده از گروه قدیمی مینیت من است که در جنگ ویتنام حضور داشته است و به عنوان مامور مخصوص با نیکسون رئیس جمهور وقت امریکا همکاری های زیادی انجام داده است با سالی ژوپیتر رابطه ی نامشروع داشته که حاصل ان به دنیا امدن لوری ژوپیتر است .
معتقد به اصلاح ناپذیری انسان است و انسانها را به چشم موجودات وحشی میبیند او در واقع در فیلم نماینده طرز تفکر امریکایی رئال میباشد .
از دیالوگ های مهم وی میتوان به حقیقت رویای امریکایی اشاره کرد :
![[تصویر: 01298507114349338333.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/01298507114349338333.jpg)
رویای امریکایی در واقع باور ملی در ایالت متحده است که ازادی را زمینهساز ترکیبی از کامیابی و موفقیت میداند. بنا بر تعریف جیمز تراسلو ادامز از رؤیای آمریکایی «زندگی هر شخص باید با فرصتهایی که به او بنا بر قابلیتها و یا موفقیتهایش و فارغ از
طبقه ی اجتماعی یا شرایط زاده شدنش داده میشود بهتر، غنیتر و کاملتر شود». ریشههای رؤیای آمریکایی را باید در اعلامیه استقلال ایالت متحده جست آنجا که قویاً اظهار میدارد «همهٔ انسانها برابر آفریده شدهاند» و اینکه «آفریدگارشان حقوق سلبناشدنی معینی به آنها اعطا کردهاست، که حق زندگی، آزادی، و جستجوی خوشبختی از جملهٔ آنهاست.»
برای بسیاری از مهاجرین به آمریکا، مجسمه ی ازادی اولین چیزی از آن کشور بود که پدیدار میگشت و نویدبخش فرصتهای جدید در زندگیشان بود. مجسمهٔ آزادی نماد رؤیای آمریکایی به حساب میآید.
انجایی که کمدین به دنیل میگوید ما تنها حامیان اجتماع از خودشان هستیم یعنی این رویای برابری و یکسان بودن و ازادی بیان در حد همان رویاست و فقط تنها تصوری شیرین دارد به قول ویل دورانت در کتاب تاریخ فلسفه انجایی که به ساختار اتوپیا و جامعه ای بدون فساد اشاره میکند میگوید : راجع به حکومت باید گفت هیچ چیز مسخره تر از ان دموکراسی که عوام بر ان مسلط باشند و تابع هوا و هوس اشخاص می باشد نیست .
حتی این امر افلاطون را به این فکر وا داشت که دموکراسی باید از بین برود و حکومت خردمندترین و بهترین مردمان جایگزین ان بشود روش او در برابر دموکراسی نظیر روش کاتو درباره قرطاجه بود . مسئله پیدا کردن اعقل و اصلح اشخاص و اماده ساختن انها برای امر حکومت در تمام طول زندگی وی را به خود مشغول داشت .
ولی خود دموکراسی به جهت افراط در اصول دموکراسی از میان میرود . مبنای اساسی دموکراسی عبارت از این است که مردم همه در احراز مناصب دولتی و اداره سیاست مملکت مساوی باشند . در نظر اول این امر نظام و تشکیلاتی بسیار عالیست . ولی عاقبت ان شوم و وخیم است زیرا مردم برای انتخاب بهترین حکمرانان و عقلانی ترین احزاب اطلاعات کافی ندارند و به نقل از پروتاگوراس : مردم فهم و شعور کافی ندارند و فقط انچه را که حکام برای خوشایند انها میگویند تکرار میکنند .
مردم از تملق و مداهنه خوششان می اید و چنان حریص عسل هستند که بالاخره متملقی پست و بی اعتنا به امور که خود را حامی ملت میخواند قدرت عالیه را به دست میگیرد .
وقتی مردم در فیلم به خیابان ها ریخته اند و میگویند ما خود میتوانیم برای خود تصمیم بگیریم و به شما گروه ابرقهرمانان نیازی نداریم کمدین مردم را میزند و با اسلحه به جانشان می افتد چرا که باید از مردم در برابر خودشان محافظت کرد حال اینجا این پرسش در فیلم مطرح میشود که ایا حکومت کمونیستی شوروی بهتر است یا حکومت لیبرال امریکا که البته پاسخ به این سوال تنها غرق شدن بیشتر در مدرنیته را خواهد داشت . پس این حکومت افراد اصلح و برتر کجاست ؟ ایا اصلا چنین حکومتی وجود دارد ؟ اگر وجود دارد چرا میان مردم به رسمیت شناخته نشده ؟در صورت وجود چنینی حکومتی چه چیزی صلاحیت انها را تائید میکند ؟ قدرت ؟ ثروت ؟ دانش ؟
ادگار ویلیام جاکوبی/مولوخ
مت فریور برای این کارکتر ایفای نقش میکند همچنین وی به مولوخ عرفانی مشهور است . از دشمنان اصلی مولوخ در رمان مراقبین کمدین و دکتر منهتن و جغد شب اول میباشند در فیلم نقش مکمل داستان را دارد و در خانه ای که تمامی سطوح دیوار و کف و سقف ان منقش به صفحه ی شطرنجیست زندگی میکند و برای شرکت پیرامد و ادریان ویدت کار میکند و مسول سرطانی کردن تمام کسانی ایست که با دکتر منهتن ارتباط دارند تا او را کاملا از بخش انسانی خود جدا کنند
![[تصویر: 40291810353648767379.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/40291810353648767379.jpg)
در ریشه شناسی نام او ما به کلمه ی ملک یا پادشاه در زبان عبری میرسیم و در اساطیر نام یکی از خدایان عمونیان است او در شام شمال افریقا کنعان و فنیقیه مورد پرستش بوده است . به عنوان خدای فنیقی ها و کنعانیها، پرستش مولوخ همراه با نوع خاصی از قربانی کردن کودکان توسط والدین آنها بود. داستان مولوخ در کتاب لاویان به عنوان نوعی از بت پرستی ذکر شده است (لاویان ۱۸:۲۱ "و تو نباید اجازه دهی هیچیک از فرزندانت از درون آتش مولوخ عبور کنند."). در عهد عتیق جهنا ( که واژه جهنم نیز از آن گرفته شده است) منطقه ای در خارج اورشلیم بود که کودکان برای بعل و سایر خدایان کنعانی نظیر مولوخ توسط آتش قربانی میشدند. از این رو خدا در عهد عتیق این منطقه را به عنوان سمبلی از پلیدی و آتش جهنم مثال میزند. خداوند در تورات اشارات زیادی به مولوخ دارد و همواره یهود را از پرستش و قربانی کردن برای او منع کرده است .
شاید رفتار شناسی مولوخ و طلب خون کودکان بی گناه برای حفظ زندگی برای دیگر انسان ها خود مدلی برای نوشتن داستان فیلمنامه باشد . زمانی که کودکان در اتش مولوخ میسوختند عده ای در اطراف بت او شروع به زدت طبل میکردند تا صدای ناله کودکان قلب پدران و مادران رو نلرزاند و استفاده از رسانه های جهانی در انتهای فیلم برای پوشاندن مرگ 15 میلیون نفر انسان بیگناه میتواند همان طبل زدن برای وجدان جهانی باشد که این فاجعه ی بزرگ قلب انها را به درد نیاورد و به نعمتی که کمپانی پیرامد به انها میدهد قانع باشند نعمتی به اسم صلح !!!کمپانی بزرگی که مولوخ یکی از بازوان اصلی ان است هر چند در این راه خود اون یز قربانی میشود .
جان استرمن / دکتر منهتن
دکتر منهتن مهم ترین نقش فیلم را به عهده دارد وی پدری ساعت ساز داشت و خود او نیز به وسیله ی پدر در دوران کودکی ساعت سازی میکرد در طی حادثه ای در دستگاه شکافت هسته ای کشته میشود و به طور اعجاز انگیزی بر میگردد نام دکتر منهتن از پروژه ای با همین اسم گرفته شده است که از اولین پروژه ها برای دستیابی به فناوری شکافت هسته ای برای تولید بمب اتم است این پروژه برای امریکا سه میلیار دلار هزینه در بر داشته است جان استرمن نیز به عنوان یک فیزیک دان در این پروژه شرکت داشت.
طرح اولیه تشکیل یک تیم تحقیقاتی به منظور ساخت سلاح هسته ای در سال 1939، زمانی که انیشتین نامه ای به فرانکلین روزولت - رئیس جمهور وقت آمریکا - نوشت، تایید شد .
بعدها درادامه این پروژه اولین بمب اتم در ششم جولای سال 1945، در آزمایشگاه لوس الاموس منفجر شد دکتر انریکو فرمی مسئول این آزمایشگاه که شاهد انفجار این بمب بوده، اظهار داشته:
"همه ما می دانستیم که ساخت چنین بمبی می تواند دنیا را دگرگون کند، برخی از افراد می خندیدند و برخی می گریستند، ما - تیم تحقیقاتی - به نوعی خود را ویرانگران جهان شمرده و سرزنش می کردیم."
یک ماه پس از این آزمایش، شهرهای هیروشیما و ناکازاکی در کشور ژاپن، هدف دو بمب اتمی قرار گرفتند. به دنبال آن آمریکایی ها دلایل بسیاری برای این کار اعلام کردند که یکی از آنها پایان دادن سریع جنگ و به تبع آن، حفظ جان هزاران عضو ارتش آمریکا بود. این اقدام ستیزگرانه موجب مرگ صد هزار نفر در آن زمان شد و بروز عواقب ناشی از تشعشعات هسته ای برای نسل های آینده بود .
بلافاصله پس از موفقیت پروژه منهتن، روسیه نیز به گسترش سلاح های اتمی در کشورش پرداخت؛ ساخت این سلاح جدید که می تواند کل جهان را منهدم کند، آغاز رقابت سلاح های اتمی و جنگ سرد بود .
شاید همین پروژه ی هسته ای منهتن دلیل خوبی برای ارتباط جان با لوری ژوپیتر باشد . در نگاه اول ژوپیتر یکی از خدایان رومیان است که هم ردیف با زئوس خدای یونانی قرار میگیرد و نام سیاره مشتری نیز در زبان انگلیسی ژوپیتر است اما به نظر نمیرسد لوری ایفا کننده نقش ژوپیتر و یا نماینده ی گونه ای از حیات از سیاره مشتری باشد با بازبینی مجدد صحنه های مربوط به سالی ژوپیتر و دخترش تنها به دو صحنه ی نمادین بر میخوریم که یکی نقش سالی بر روی بمب افکنیست که هیروشیما را نابود کرد و دیگری زمانی که دنیل در خواب لوری را میبیند و بمبی اتمی در نمایی دورتر منفجر میشود .
موشک میانبرد بالستیک پی جی ام 19 ژوپیتر موشکی مجهز به کلاهک هسته ای که بین سالهای 1960 تا 1963 در اختیار نیروی زمینی و دریایی امریکا بوده است در اکتبر ۱۹۵۷، شوروی ماهوارهٔ اسپوتنیک 1 را به فضا فرستاد . این ماهواره باعث شد تا آمریکا به فعالیتهای فضایی خود برای مقابله با تهدبدهای شوروی سرعت ببخشد. در حالی که ژوپیتر به سرعت در حال آماده شدن بود، آمریکا نیاز به پایگاهی در فاصلهٔ ۱۵۰۰ مایلی شوروی داشت. بنابراین با ایجاد پایگاه های موشکی در ترکیه و ایتالیا شوروی را زیر چتر موشکی خود قرارد داد بود.با علم بر اینکه ژوپیتر یک موشک با برد بالاست و پروژه ی منهتن یک پروژه ی هسته ای برای ساخت بمب اتم است رابطه ی عاشقانه ی بین دکتر منهتن و لوری ژوپیتر نیز معنادار تر خواهد بود.
![[تصویر: 18449440413738896709.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/18449440413738896709.jpg)
هر چند که بدن ابی رنگ و خداگونه دکتر منهتن ما را به یاد کریشنا یکی از تجلی های ویشنو در ایین هندو می اندازد .
![[تصویر: 16125575331387371837.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/16125575331387371837.jpg)
کریشنا ظهور ویشنو در پنج هزار سال پیش در جنگی بزرگ به نام کوروکشترا بودهاست .کریشناست که اغلب به صورت نوزادی همراه با فلوت تصویر میشود . سخنان وی در کتابی با عنوان باداگاویتا که یکی از کتب مقدس هندوست جمع اوری شده است کریشنا در ایین هندو به عنوان منجی نیز شناخته میشود چرا که زمانی که انسان به او نیاز داشته باشد خواهد امد یکی از مهمترین ارکان ائین هندو تناسخ و وازایش است و به همین دلیل است که کریشنا هرگز نمیمیرد چرا که باز در بدنی دیگر حلول خواهد کرد .
کریشنا بر زمین آمد تا دیوانی را که به عنوان خدایان شریر ظهور کردهاند، بکشد. وی به هنگام کودکی، یک خدای پنهان بود که معجزاتش از دید انسانهایی که او را فانی تصور میکردند، پوشیده میماند، یا فراموش میشد یا درک و دریافت نمیگشت. زندگی وی، از لحظه تولدش، مخاطرهآمیز بود زیرا، کامسا، شاه شریر آگاه بود که سرانجام، قتلش به دست کریشنا انجام میگیرد. کامسا کوشید که نوزاد تازه متولد را بکشد، اما نوزاد را از قصر بیرون بردند و با فرزند گاوچرانی عوض کردند، و گاوچران این کودک را در روستا، بهسان فرزند خود پرورد.
هر چند با این توصیفات شباهت بسیار زیادی به داستان حضرت عیسی(علیه السلام) پیدا میکند جعل مسیحیت و تناسخ ان به صورت ایین هندو در امریکا و حکایت قدیمی پدر و پسر و روح القدوس در قالبی جدید !
زیرا در قرن ششم پیش از میلاد مسیح، اصلاحاتى در آیین برهمنها پدید آمد و در نتیجه آیینى به نام «هندو» به وجود آمد. در این آئین خداى ازلى و ابدى در سه مظهر و سه خدا تجلى نمود، به نامهاى.
1. برهما(پدید آورنده).
2. ویشتو (نگهدارنده).
3. سیفا(کشنده).
و هم اکنون ثالوث مقدس (هندوها) به صورت سه جمجمه ى بهم چسبیده در نمایشگاه هند موجود است، آنان در کتب مذهبى این سه اصل را چنین توضیح مى دهند.
«بر همن» پدید آورنده و آغاز گر پیدایش است و همیشه آفریدگار لاهوتى است و آنرا پدر مى گویند.
«ویشتو» نگهدارنده ایست که آنرا پسر خدا مى دانند که از سوى خداى پدر آمده است.
«سیفا» پدید آورنده و نابود کننده و برگرداننده جهان است.
جالب اینجاست که کریشنا نیز همچون مسیح روزی خواهد امد حال اینکه یک خدای هندی در امریکا چه میکند شاید مربوط به فعالیت های انجمن بین المللی کریشنا اگاهی باشد که در سال 1965 در نیویورک رسما فعالیت های خود را شروع کرد و یکی از سریعترین جنبش های در حال شکل گیری در امریکا بوده است .
دکتر منهتن در فیلم به عنوان یک ابر انسان سپس در وهله ی بالاتر به عنوان خدا شناخته میشود
![[تصویر: 49446434488418824766.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/49446434488418824766.jpg)
صحنه ی سجده ی مردم ویتنام و گفتار یکی از بهترین دوستان جان استرمن صحه بر خدا بودن دکتر منهتن میگذارد اما بررسی دیالوگ های دکتر منهتن در فیلم به ما بیشتر کمک میکند تا با این خدای ساعت ساز امریکایی اشنا شویم :
1001
01:30:46,875 --> 01:30:48,968
من از زمين خسته شدم
1002
01:30:49,144 --> 01:30:50,805
از اين آدم ها
1003
01:30:51,380 --> 01:30:55,077
خسته شدم از اينكه درگير زندگي اونها بشم
1004
01:31:17,906 --> 01:31:21,239
اونها ادعا ميكنند با كارشون
دارند بهشت ميسازند
1005
01:31:21,810 --> 01:31:25,268
و بهشت اونها پر از وحشته
1006
01:31:25,748 --> 01:31:28,410
شايد دنيا اصلا ساخته نشده
1007
01:31:29,418 --> 01:31:31,409
شايد هيچ چيزي ساخته نشده
1008
01:31:32,254 --> 01:31:35,815
يه ساعت بدون صنعتگر
این جملات ما را به یاد گفته های نیچه می اندازد :خدا مرد ! ما اورا کشتیم .
او خسته شده و زمین را ترک میکند اینجاست که با رفتن خدا نظم به هم میریزد همانطور که افلاطون در کتاب جمهور اشاره میکند : برای تامین مقتضیات اخلاقی جامعه از تضمین یک قدرت فوق طبیعت برخوردار باشیم باید مذهب داشته باشیم . افلاطون معتقد است که ملتی نمیتواند قوی گردد مگر انکه به خدا معتقد باشد .
با رفتن دکتر منهتن به عنوان خدا نظم زمین به هم ریخته و شوروی و امریکا در حالت اماده باش جنگ قرار میگیرند چرا که قبل از این تنها وجود دکتر منهتن بود که مانع جنگ بین انها میشد
![[تصویر: 22711859871116664778.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/22711859871116664778.jpg)
رورشاک
تنها قهرمان فیلم است که هنوز قانون بازنشستگی قهرمانان را رعایت نمیکند و جزو 10 نفرمهمی ایست که اف بی ای به دنبال انهاست . مادر او فاحشه است و خودش از طریق همین روابط نامشروع به دنیا امده و هویت پدرش نامشخص میباشد هر ماه مجله ی مرزنشین جدید که مربوط به تلاش اسرائیل برای به دست اوردن نیمه شرقی شهر اورشلیم و اعلام پایتختی اورشلیم برای اسرائیل است را میخواند . در اکثریت سکانس های که بدون لباس ابرقهرمانی ایست تابلویی با عنوان پایان نزدیک است در دست دارد. برای رسیدن به عدالت و جزای بدکاران خود او قاضی ایست و تقریبا هیچکسی سالم از زیر دست او ازاد نمیشود حتی اگر پاسخ صحیح به سوالات او بدهد .
![[تصویر: 17974077866116601658.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/17974077866116601658.jpg)
نام او و لکه های جوهر روی صورتش که با توجه به احساساتش هر لحظه در حال تغییر و تحول است ما را به یاد یک تست روانشناسی به اسم لکه ی رورشاخ میاندازد که در آن افراد مورد معاینه، تلقی خودشان را از لکههای عجیب و غریب جوهر میگویند و بر اساس این تفسیر و تلقی، روانشناس، نوع شخصیت یا عملکرد احساسی فرد یا حتی اختلالات ذهنیاش را تشخیص میدهد.
در این تست ۱۰ کارت که روی آنها لکههای متقارن نامنظمی چاپ شده به فرد مورد معاینه نشان داده میشود. ۵ تا از لکهها سیاه و سفید هستند، ۲ تا سیاه و قرمز و ۳ تا هم رنگی. از فرد مورد معاینه خواسته میشود که بگوید تلقی و تفسیرش از هر کارت چیست و لکه جوهر را میتواند به چه چیزی تشبیه کند.
پايه اصلي آزمايش اين است که هر کس براساس نوع خاص ادراک، نيازمنديها، انگيزهها و چالشهايش به لکههاي به ظاهر بيمعني که در اين آزمايش نقش محرکهاي بيروني را دارند پاسخهاي عيني معنيدار ميدهد. هدف از اين کار پيدا کردن جنبههاي شناختي و شخصيتي فرد و کشف متغيرهايي مانند انگيزش، تمايلات پاسخدهي، حالت عاطفي و ادراک او است. با وجود کاربرد نسبتا گسترده آزمايش دهلکه هنوز به خوبي مکانيسم و علل پاسخگويي متفاوت افراد به لکهها مشخص نشده است.
تنها چیزی که برای رورشاک در فیلم اهمیت دارد اجرای عدالت به هر قیمت است و جمله ای که دوبار انرا در فیلم تکرار میکند هیچوقت حاضر به مصالحه نشو حتی در نبرد ارماگدون!
حتی زمانی که به زندان می افتد و روانشناسی میخواهد به او کمک کند خاطره ای از تکه تکه شدن دختری 6 ساله توسط یک قاتل و بعد ریختن تکه های او جلوی سگ های خانه تعریف میکند و دیالوگ های میگوید که بیشتر ما را به این سمت سوق میدهد که رورشاک فرشته انتقام انسان ها برای نجات انسان های دیگر است .
01:58:24,964 --> 01:58:27,728
ميبيني دكتر، خدا اون
دختر كوچولو رو نكشته بود
1349
01:58:28,201 --> 01:58:32,365
تقدير اون رو قصابي نكرده بود و
سرنوشت اون رو غذاي سگها نكرده بود
1350
01:58:33,539 --> 01:58:36,975
اگر خدا كاري كه ما آنشب كرديم رو ميديده
بنظر مياد كه توجهي بهش نكرده
1351
01:58:38,878 --> 01:58:40,709
از آن موقع، من فهميدم
1352
01:58:42,048 --> 01:58:44,380
خدا اين دنيا رو اين شكلي نكرده
1353
01:58:46,385 --> 01:58:47,875
ما اين شكلي كرديمش
و با توجه به رفتار رورشاک در برابر ادم های بد قصه به نظر می اید او معتقد است که انسان باید برای این رفتار خود مجازات شود و این تنها در نبرد ارماگدون روی خواهد داد جایی که خوب و بد در مقابل یکدیگر قرار میگیرند و ارتش خوبی ها پیروز خواهد شد.باید انسان های بد کشته شوند تا زمین به جایی بهتر برای زندگی تبدیل شود .
ازیماندیس
![[تصویر: 69954992845830987634.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/69954992845830987634.jpg)
درباره ی شخصیت ادریان ویدت / ازیماندیس انچنان که باید در فیلم پرداخته نشده است و او فقط برای بیننده شخصی فوق العاده باهوش است که تنها مشکل جهان امروزی را بحران انرژی میداند و به همین جهت با همکاری دکتر منهتن در حال ساخت وسیله ای هستند که وابستگی انسان را به انرژی محدود پایان دهد .از دید ازیماندیس دنیا باید به شکلی یک پارچه با حاکمان عاقل باشد از همین روست که رفتار اسکندر مقدونی برای فتح کشورهای بیشتر زیر سایه یک حکومت را می ستاید.
نام ازیماندیس در واقع اسم یونانی یکی از بزرگترین و در واقع نیرومندترین فرعون مصر به نام رامسس دوم میباشد . در بزرگی و عظمت قلمروی او میتوان به کتیبه ای به جا مانده از او بر روی مجسمه ی خودش اشاره کرد :
من رامسس دوم شاه شاهان هستم اگر کسی میخواهد بداند من چه کاره ام و کجا ارمیده ام بکوشد تا بر برخی از کارهای من پیشی گیرد .
رامسس دوم در واقع همان فرعونی ایست که در سفر خروج بوده است مورخان اسلامی باور دارند که «رامسس دوم»همان فرعونی بودهاست که همعصر موسی بودهاست. در آیهٔ ۹۲ سورهٔ یونس، در قرآن پس از بیان گذر بنیاسرائیل از دریا، چنین آمدهاست:
پس امروز نجات میدهیم بدنت را تا باشی برای آیندگان نشانهای و همانا بسیاری از مردم از نشانههای ما غافلند.
برخی از مسلمانان باور دارند مومیایی به جا مانده از رامسس دوم، مصداق همین آیهاست. شرح حالی که در آیات قران وجود دارد بیش از همه با رامسس دوم مطابقت دارد.
سکانس پایانی
دنیل و رورشاک متوجه نقشه ی ازیماندیس برای قتل ابرقهرمان ها میشوند اما او به چه دلیل این کار را میکند ؟ در نبود خدای فیلم (دکتر منهتن)این ابرانسان ها هستند که برای نجات دنیا(جنگ هسته ای بین شوروی و امریکا) به سان جمله ی نیچه در کتاب چنین گفت زرتشت به سوی ازیماندیس میروند :
«تنها از آن زمان که او (خداوند) در گور جای گرفته است شما بار دیگر رستاخیز کردهاید، تنها اکنون است که نیمروز بزرگ فرامیرسد، تنها اکنون است که انسان والاتر، خداوند ِزمین میشود!... هان، برپا! انسانهای والاتر، تنها اکنون است که کوه آینده بشر درد زایمان میکشد. خداوند مردهاست: اکنون ما میخواهیم که ابرانسان بزیَد.»
چاپ اول، ترجمه داریوش آشوری، ص. ۳۹۴
سکانس پایانی بدون شک یاداور داستان حضرت موسی (علیه السلام)و برادرش هارون است که برای هدایت رامسس دوم به دربار او رفتند و این همان اغاز قصه ای ایست که در پایان رامسس دوم در رود نیل غرق میشود .
رورشاک و دنیل به عنوان ابرانسانهای برگزیده ی نیچه به سوی فرعون زمان میروند تا او را به راه راست هدایت کنند .
![[تصویر: 95380863530858232842.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/95380863530858232842.jpg)
(در تصویر بالا دنیل و رورشاک را در حالی که به ست اهرام ازیماندیس میروند مشاهد میکنید)
معماری داخل هرم کاملا متاثر از فرهنگ باستانی مصر است حتی نماد چشم جهان بین تیز در میان سالن به خوبی دیده میشود اما نکته ی قابل توجه مانیتورینگ تمامی رسانه ها توسط ازیماندیس است .
ازیماندیس هدف از همکاری خود و دکتر منهتن برای تولید انرژی نامحدود را میگوید در واقع او از ان انرژِی نامحدود ساخته شده میخواهد استفاده ی سوء کند و شهرهای مهم دنیا از قبیل نیویورک و مسکو و توکیو و ... را نابود کند به اسم دکتر منهتن ! نکته ای که اینجا این داستان انرژی بسیار به واقعیت نزدیک میکند این است که این موتور های انرژی در سازمان تحقیقات نظامی ارتش راکفلر ساخته شده اند و جالب تر اینکه نماد ستاره صهیونیستها بر روی سینه ی دانشمندانی که روی طرح ازیماندیس کارمیکردند ما را با هدف اصلی این فیلم بیشتر اشنا میکند
![[تصویر: 27857500523304288325.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/27857500523304288325.jpg)
طرح ازیماندیس موفق میشود و 15 میلیون انسان در سراسر جهان کشته میشوند و حالا که موسی و هارون فیلم نمیتوانند در مقابل فرعون کاری بکنند خدا(دکتر منهتن) به کمک انها می اید و ابتدا او را در مقابل قدرت خود خار و ذلیل میکند :
03:11:37,415 --> 03:11:39,315
من از تو نااميد شدم، آدريان
2093
03:11:40,118 --> 03:11:43,610
من واقعا نااميد شدم
03:12:04,842 --> 03:12:07,208
تو واقعا فكر كردي، اون منو ميكشت؟
2097
03:12:08,513 --> 03:12:11,676
من روي سطح خورشيد راه رفتم
2098
03:12:12,183 --> 03:12:15,346
من شاهد اتفاقاتي چنان كوچك و سريع بودم
2099
03:12:15,520 --> 03:12:18,580
كه به سختي ميشه گفت اصلا
اونها اتفاق افتاده باشه
2100
03:12:18,756 --> 03:12:22,385
اما تو آدريان، هنوز يه انسان هستي
2101
03:12:23,528 --> 03:12:26,019
باهوشترين انسان دنيا
2102
03:12:26,331 --> 03:12:28,765
به اندازه باهوشترين موريانه دنيا هم
2103
03:12:28,933 --> 03:12:32,061
براي من خطر نداره
برای ارام شدن وجدان خدا(دکتر منهتن) و پیامبرانش(دنیل و رورشاک)در برابر این جنایت که به اسم خدا(دکتر منهتن) ثبت شده است چه چیز میتواند تسکین دهنده باشد تا اینکه خدا(دکتر منهتن)فرعون را نکشد ؟
در این لحظه ازیماندیس صفحه ی نمایشگر را روشن میکند و ناباورانه کاراکتر ها مشاهده میکنند که دنیا رو به صلح اورده است و اینکه همه دست به دست هم سرود دوستی میخوانند در برابر دشمن جدیدی که در مقابل ان هیچ کاری نمیتوانند بکنند یعنی خدا !
در واقع رسانه نیز خدا را فریب میدهد .تنها کسی که با این قضیه کنار نمی اید رورشاک است که توسط دکتر منهتن کشته میشود .
رورشاک در خطابه ی اخر خود نسبت به دکتر منهتن میگوید :
2154
03:16:11,088 --> 03:16:14,080
يه دفعه تو فهميدي انسانيت چيه؟
2155
03:16:15,526 --> 03:16:17,357
ساده است
2156
03:16:26,070 --> 03:16:30,632
اگر از ابتدا برات مهم بود، هيچكدام
از اين اتفاقات نمي افتاد
و در مقابل خدا(دکتر منهتن) اینگونه به او پاسخ میدهد:
03:16:34,412 --> 03:16:37,381
من تقريبا ميتونم همه چيز رو عوض كنم
2158
03:16:41,953 --> 03:16:44,285
اما نميتونم طبيعت انسانها رو عوض كنم
![[تصویر: 56896331855917835172.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/56896331855917835172.jpg)
دنیای ارمانی ادریان ویدت / ازیماندیس چیست ؟اینکه همه در کنار هم در صلح ارامش زندگی کنند ؟ جواب این سوال را در یک لانگ شات از شهر نیویورک در یکی از بیلبورد های شهر میبینیم
![[تصویر: 27349933124937424580.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/27349933124937424580.jpg)
مرزنشین جدید(همان مجله ای که رورشاک به دنبال ان بود)
به درستی اورشلیم امروز به عنوان پایتخت انتخاب شد
در درون قلب خود شما میدانید که این یک حق بود .
با پایان جنگ بین اردن و اسرائیل در سال 1948 نیمه ی غربی اورشلیم به دست اسرائیا و نیمه ی شرقی به دست اردن افتاد و سپس در جنگ سال 1967 بخش شرقی نیز توسط اسرائیل تصرف شد. جامعه جهانی حضور اسرائیل در بیت المقدس شرقی و بخش های دیگر کرانه باختری را «اشغال نظامی» می داند.
در ۳۱ ژوئیه سال ۱۹۸۰ با تایید کنست پایتختی اورشلیم طبق مرزهای تعیین شده توسط دولت اسراییل در سال ۱۹۶۷، به یک اصل قانونی در حقوق اسراییل تبدیل شد.
در پاسخ شورای امنیت طی قطعنامهٔ ۴۷۸ در همان سال اسراییل را برای اتخاذ این قانون سرزنش کرد، و تاکید کرد که این مخالف قانونهای بین المللی است، و از اطلاق پذیری کنوانسیون ۱۹۴۹ ژنو بر بخش غربی اورشلیم جلوگیری نخواهد کرد، زیرا این شهر جزء فرمانداری اورشلیم تحت قدرت ملی فلسطین پنداشته می شود.
سازمان آزادی بخش فلسطین مرکزی را در بیت الشرق اورشلیم اداره می کرد که به دستور وزارت کشور اسراییل بسته شد.
در این تاپیک کوشیدیم به بررسی یکی از فیلم های استراتژیک که صهیونیزم جهانی و اسرائیل را به چشم نیازی برای بهتر شدن جهان نگاه میکند بپردازیم . فیلم مراقبین فیلمیست فلسفی که در باب ان کتاب ((مراقبین و فلسفه : تست رورشاک)) نگاشته شده است و حاوی دیالوگ های بسیار سنگین است که من به صورت خلاصه تقدیم شما بزرگواران کردم .مطلب طولانیست که بابت ان از شما عذرخواهی میکنم ولی چاره ای غیر از این نبود و در صورت کوتاه تر کردن مطلب به برداشت جامع ای از فیلم نمیرسیدیم توهین هایی خیلی جدی به پیامبربزرگوارمان حضرت موسی و یاورش هارون گشت که تا به حال هیچ خبر گذاری و سایتی به ان نپرداخته بود و این وظیفه را در خود دیدم که به اشاعه ی این مطلب پرداخته و این فیلم را که پس از گذشت سه سال هیچ تحلیلی بر ان نوشته نشده بود را خدمت شما دوستان و بزرگواران کنم . ان شالله ضعف های موجود در متن را خواهید بخشید .
به امید اینکه ولی عصر از ما راضی باشد . ان شاالله والسلام .
ممنون از اطلاع رسانی جامع شما