۳/آذر/۹۱, ۱۱:۱۴
بسم الله الرحمن الرحیم
امام حسین(علیه السلام) کشته شد که ما فقط 10 روز از سال سیاه بپوشیم و ماتم بگیریم و گریه کنیم؟؟آیا گریه ی ما دردی از او دوا می کند در حالی که ما کل سال جز دهه ی محرم اورا فراموش میکنیم؟؟گریه ی ما دردی از او دوا میکند وقتی که نمی دانیم او چرا کشته شد؟؟
شاید بگوییم برای زنده نگاه داشتن اسلام و سنت پیغمبر اما او هدفش چیزی فراتر از این بود که نه تنها هر مسلمانی بلکه هر انسانی را در این دنیا منقلب می کند
حسین(علیه السلام) کشته شد تا فقط یک چیز را به ما بیاموزرد و آن درس آزادیست. آزادی از قید و بند این دنیا با تمام تعلقاتش
کسی که به خداوند اعتماد کرد و همه چیزش را بدون هیچ گلگی بخشید حال انکه ما انسانها حاضر نیستیم در راه خدا هیچ چیز خود را ببخشیم و وقتی مصیبت و ناخشنودی بر سرمان می آید مدام گله میکنیم که خدایا چرا من چه بدی به درگاهت کردم که وام بانکی مرا جور نمی کنی!؟ من چه بدی به درگاهت کردم که بچه ام بیماری لاعلاج دارد!؟ من چه بدی به درگاهت کردم که مرا به آرزویم نمی رسانی!؟ مگر من چه کردم ...
این است حکایت ما انسانهای در قید دنیا که فقط از کشته شدن حسین گریه کردنش را یاد گرفتیم که ان هم چند روزی از سال بیش نیست و باقی همانی هستیم که بودیم همانی که هنوز معنای آزادی را نچشیده و فقط در روزهای خوشی یادی از خدا میکند و چون مصیبتی بر او وارد شد چه بسا خدارا فراموش کند و بگوید این چه خداییست که مرا با اینهمه عبادت به سختی می اندازد
آری این است تفاوت ما و حسین که خدارا فقط برای امور دنیوی خود میخوایم و تا وقتی حاجتمان را بدهد خشنود و به محض اینکه مارا ناکام کند گله مندیم که چرا ...
شاید بگوییم برای زنده نگاه داشتن اسلام و سنت پیغمبر اما او هدفش چیزی فراتر از این بود که نه تنها هر مسلمانی بلکه هر انسانی را در این دنیا منقلب می کند
حسین(علیه السلام) کشته شد تا فقط یک چیز را به ما بیاموزرد و آن درس آزادیست. آزادی از قید و بند این دنیا با تمام تعلقاتش
کسی که به خداوند اعتماد کرد و همه چیزش را بدون هیچ گلگی بخشید حال انکه ما انسانها حاضر نیستیم در راه خدا هیچ چیز خود را ببخشیم و وقتی مصیبت و ناخشنودی بر سرمان می آید مدام گله میکنیم که خدایا چرا من چه بدی به درگاهت کردم که وام بانکی مرا جور نمی کنی!؟ من چه بدی به درگاهت کردم که بچه ام بیماری لاعلاج دارد!؟ من چه بدی به درگاهت کردم که مرا به آرزویم نمی رسانی!؟ مگر من چه کردم ...
این است حکایت ما انسانهای در قید دنیا که فقط از کشته شدن حسین گریه کردنش را یاد گرفتیم که ان هم چند روزی از سال بیش نیست و باقی همانی هستیم که بودیم همانی که هنوز معنای آزادی را نچشیده و فقط در روزهای خوشی یادی از خدا میکند و چون مصیبتی بر او وارد شد چه بسا خدارا فراموش کند و بگوید این چه خداییست که مرا با اینهمه عبادت به سختی می اندازد
آری این است تفاوت ما و حسین که خدارا فقط برای امور دنیوی خود میخوایم و تا وقتی حاجتمان را بدهد خشنود و به محض اینکه مارا ناکام کند گله مندیم که چرا ...
