تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چرا ما از گناه خجالت نمی کشیم اما از اطاعت خدا...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
یه سوال داشتم رفقا
چرا موقع گناه کردن ما خجالت نمی کشیم
اما برای اطاعت خدا خجالت میکشیم

مثلاً اگه در محل کار ما یا زندگی ما یه نامحرم هست که اهل شوخی با نامحرم هست وقتی با ما شوخی کنه، خجالت میکشیم بگیم من مسلمانم و شوخی با نامحرم در اسلام جایز نیست لطفاً با من شوخی نکنید
اما موقع گناه....


مثلاً موقعی که وقت اذان میشه خجالت میکشیم که در مصلای تهران که نمایشگاه هست و اسمش مکان نماز هست و انواع موسقی حرام پخش میشه طبق امر مستحب مأکد اذان بگم بلند بلند
اما موقع گناه خجالت نمیکشم


چرا ما از اطاعت کردن فرامین خدا خیلی جاها خجالت میکشیم
اما موقع گناه....


اینها فقط دو مثال ساده است، الی ما شاء الله میشه مثال زد

ممکن به حقیر این رو توضیح بفرماید!
قبح یه سری گناها ریخته شده..برا همین نه تنها خجالت نمی کشیم که گاهی وقتابه انجام دادنش افتخارم می کنیم!
وقتی ارزش حرف و طرز تفکر دیگران درباره خودمون،از دستور خدا برامون بالاتر باشه،واسه ترس از مسخره نشدنم که شده دست به هر کاری میزنیم...و دریغ از ذره ای خجالت!
عاشق باشیم....عاشق خدامون....
سلام
به نظر حقیر چون ایمان نداریم
چون بجز خدا موثری در عالم میبینیم
چون نمیفهمیم لا اله الا الله و لا حول و لا قوه الا باالله یعنی چی!

چون نظر خاله خانوم و عمه خاتون و دختر همسایه برامون مهمتر از نظر خداست !

یا حق
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
به نظر بنده علتش این هست که قبح گناه در نظر ما از بین رفته وقتی قبح گناه از بین رفت دل لطافت خودش رو از دست میده وقتی لطافتش رو از دست داد دیگه آنقدر ها در برابر جرمی که داریم در پیشگاه خدا ـ جلّ و علا ـ مرتکب میشیم عکس العمل نشون نمیده . گاهی شاید نفس لوامه سرزنشمون کنه ولی اگه به کارمون ادامه بدیم دیگه انگار اونم از کار میافته !
دیدید گاهی وقتی خیلی عبادت میکنیم بعدش اگه گناهی مرتکب بشیم کلی خودمون رو سرزنش می کنیم ؟ علتش به عقیده ی بنده این هست که آیینه ی قلب و دلمون صاف میشه و به ورود هر نوع آلودگی عکس العمل نشون میده . مثل قطره ی خونی که در یک کاسه اب زلال بریزه خودش رو خوب نشون میده با اینکه یک قطرست , اون آلودگی گناه هم اگه ما ارتباط خودمون رو با خدا ـ جلّ و علا ـ قوی کنیم اونجوری خودش رو نشون میده و ما رو سریع به توبه کردن وا میداره .
پس اگه میخواییم از انجام گناه شرمنده بشیم باید ارتباطمون رو با خدا ـ جلّ و علا ـ حفظ و قوی تر کنیم . با لحظات خلوت با خدا که خیلی در تالار روش تأکید شده بارها , با نماز شب خوندن , با مناجات هایی که در مفاتیح الجنان و صحیفه ی سجاده ی ذکر شده , با قرآن خوندن با تأمل که خیل راه گشاست , حتی شده روزی یک آیه و ... .

التماس دعا
(۱۱/آذر/۹۱ ۰:۲۴)علی 110 نوشته است: [ -> ]چرا موقع گناه کردن ما خجالت نمی کشیم
اما برای اطاعت خدا خجالت میکشیم

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید بخاطر این باشه که قبح گناه ریخته شده...
شاید بخاطر این باشه که دیگران برایمان مهمتر از خدا شده اند...
یا
شاید هم بخاطر اینه که بعضی چیزها رو اون موقع فراموش میکنیم...
مثل...
مثلِ عهدهایی که بستیم
و مدام هم میبندیم...

مثل محبت هایی که در سینه داریم و در محرم، فاطمیه و رمضان شعله می کشد... و در آن لحظه فراموش میشوند...

مثل خدایی که بزرگتر از همه چیز و هم کس است..
یا مثل
آقایی که هزار و سیصد ساله منتظرند...

کاش به این باور رسیده بودیم که دائماً اماممان مارا نظاره گر هستند...

کتاب کمی دیرتر را خوندید؟
قسمتهای آخر کتاب هست که داستان پیرمرد قفل ساز رو میگه...
یه جاییش بعضی اوقات توی ذهنم میاد...

اونجا که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) کنار پیرمرد نشسته اند و پیرزن میاد قفلشو بفروشه...

نقل قول:آقا فرمودند: کربلایی محمد کار مردم را راه بنداز من نشسته ام.
یه جمله دیگه هم گفتندکه عینش یادم نیست ولی معنیش تقریبا این میشد که
- دوست دارم موقع کاسبی تماشات کنم...
.
.
.
ما چی کار میکنیم؟
چطوری داریم درس میخونیم؟
چطوری سرکار میریم؟
چطوری با مردم رفتار میکنیم؟

آیا آقا میگن، دوست دارم موقع کار کردن، درس خوندن و... تماشات کنم؟ یا این که ...
یا این که سر به زیر می اندازند و میگویند: خدایا به منِ مهدی ببخشش....

.

.
.
آدرس های مرجع