۱۱/آذر/۹۱, ۱۷:۲۲
سلام دوستان خسته نباشید
چند وقتی بود که اعتیاد شدیدی به تالار وسایت های دیگر داشتم...چون عضو گردان حسن بن علی شدم پس خودسازی را شروع کردم وبه یاری خدا در این امتحان بزرگ قبول شدم خداوند از برادر بزرگوار علی110 راضی باشد که چنین گردانی را راه انداخت تا منم بهره ای برده باشم سخت بود اما به شیرینی الانش می ارزد دوستان از الان شروع کنید به مولا قسم جواب میگیرید اونم در رکاب امام عصر شاید دوباره برم تو ترک اما چند روزی هس گذشته ام از همه چی از خودم خونواده و...حالا فقط خودم هستم وخدام ومولام امام عصر چه شیرین است که فقط با دلت مولات رو صدا کنید.....
در قربان با شماها دوستان خوبم نبودم اما دلم در جمرات بود در غدیر باتالار نبودم اما دستم در کاسه ی بیعت علی بود
در عاشورا به دنبال دلنوشته های بچه های تالار نبودم چرا که چشمانم به دنبال راسی روی نیزه در تل زینبیه بود
در شام غریبان با بچه های تالار شمع روشن نکردم چرا که دستانم را به یاد طفل 3ساله در کوچه های شام غریبان بسته بودم
دوستان من بقلبم رو به زینب در کربلا و کوفه وشام دادم واین بالاترین سعادت است
چند وقتی بود که اعتیاد شدیدی به تالار وسایت های دیگر داشتم...چون عضو گردان حسن بن علی شدم پس خودسازی را شروع کردم وبه یاری خدا در این امتحان بزرگ قبول شدم خداوند از برادر بزرگوار علی110 راضی باشد که چنین گردانی را راه انداخت تا منم بهره ای برده باشم سخت بود اما به شیرینی الانش می ارزد دوستان از الان شروع کنید به مولا قسم جواب میگیرید اونم در رکاب امام عصر شاید دوباره برم تو ترک اما چند روزی هس گذشته ام از همه چی از خودم خونواده و...حالا فقط خودم هستم وخدام ومولام امام عصر چه شیرین است که فقط با دلت مولات رو صدا کنید.....
در قربان با شماها دوستان خوبم نبودم اما دلم در جمرات بود در غدیر باتالار نبودم اما دستم در کاسه ی بیعت علی بود
در عاشورا به دنبال دلنوشته های بچه های تالار نبودم چرا که چشمانم به دنبال راسی روی نیزه در تل زینبیه بود
در شام غریبان با بچه های تالار شمع روشن نکردم چرا که دستانم را به یاد طفل 3ساله در کوچه های شام غریبان بسته بودم
دوستان من بقلبم رو به زینب در کربلا و کوفه وشام دادم واین بالاترین سعادت است