تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قساوت قلب....
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
قال الامام علی - علیه السلام - : لا یَطُولَنَّ عَلَیكُمُ الأمَدُ فَتَقسُوا قُلُوبُكُم.

«كشف الغمه، ج 2، ص 350»

امام علی - علیه السلام - فرمود: نقطه پایان زندگی (مرگ) را دور و دراز نبینید كه دلهایتان سخت می شود.
قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : لا تَكثُرُوا الكَلامَ بِغَیرِ ذِكرِ اللهِ، فَإِنَّ كَثرَةَ الكَلامِ بِغَیرِ ذِكرِ اللهِ قَسوَةُ القَلبِ، إِنَّ أَبعَدَ النَّاسِ مِنَ اللهِ القَلبُ القَاسِی.

«أمالی شیخ طوسی، ص 3»

پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: در غیر از یاد خدا، زیاده گویی نكنید؛ زیرا زیاده گویی در غیر یاد خدا، موجب سختدلی می شود و دورترین مردم از خدا، شخص سختدل است
اقسام قلب
قلب در فارسی همان است که به ان دل نیز میگویند.قلب در میان اعضاء بدن جایگاه ویژه و نقشی تعیین کننده دارد،ولی واژه قلب در فرهنگ اسلامی و در قرآن و احادیث و روایات اسلامی،غالبا به معنای روح انسانی است و از جان انسان گاهی به عنوان قلب یاد میشود و این معنا از قلب است که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)برایش اقسامی را ترسیم میکنند.
پیامبر اعظم فرمودند:
قلب انسانها چهار دسته است:
1-قلبی که ایمان دارد،اما قرآن در آن جا ندارد(قرآن را فرا نگرفته).این قلب همانند خرمایی خوش طعم است که خوش بو نیست.
2-قلبی که هم ایمان دارد و هم جایگاه قرآن است.این قلب همانند کیسه پر از مشک است که اگر درش را باز کنی بوی خوش دارد و خود کیسه خالی هم بوی خوش میدهد.
3-قلبی که جایگاه قران است(قرآن را فرا گرفته است)اما ایمان ندارد.این قلب همانند گیاه اشنان است که خوشبو است اما خوش طعم و خوشمزه نیست.
4-قلبی که نه ایمان دارد و نه جایگاه قرآن است.این قلب همانند (حنظل)هندوانه ابو جهل است که بدبو و بو مزه است.(1)
=================================================
النوادر ((راوندی))ص90/ح 26/س آخر ،بحار الانوار ج67/ص60/ح40.
بخشی از کتاب فرهنگ سخنان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)نوشته محمد دشتی
سنگدلی، در رفتار ما مؤثّر است!
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ به غافلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (بقره 74)
@@@@@@@@@@
سپس دل‌های شما بعد از این جریان سخت شد، همچون سنگ یا سخت‌تر! چرا که از پاره‌ای سنگ‌ها، نهرها شکافته (و جاری) می‌شود و پاره‌ای از آن‌ها، شکاف برمی‌دارد و آب از آن تراوش می‌کند، و بعضی از سنگ‌ها از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می‌افتد. (امّا دل‌های شما هیچ متأثّر نمی‌شود) و خداوند از اعمال شما غافل نیست
@@@@@@@@@@
پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله می‌فرمایند: در غیر ذکر پروردگار سخن فراوان نگویید؛ زیرا زیاد سخن گفتن به غیر ذکر خدا موجب قساوت قلب خواهد شد؛ و شخص قسی‌القلب از هر کسی بیشتر از خدا دور است. حضرت علی بن ابی طالب علیه‌السلام می‌فرمایند:
@@@@@@@@@@
ما جفت الدموع الالقسوة القلوب و ما قست القلوب الالکثرة الذنوب؛ اشک چشم‌ها خشک نمی‌شود مگر به علت قساوت قلب‌ها و قلب‌ها هم دچار قساوت نمی‌گردند مگر به علت کثرت گناهان. (تفسیر آسان، ج 1، ص: 175)
@@@@@@@@@@
و آخرین جمله این آیه «خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست» (وَ مَا اللَّهُ به غافلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ).
@@@@@@@@@@
تهدیدی است سربسته برای این جمعیت بنی اسرائیل و تمام کسانی که خط آن‌ها را ادامه می‌دهند.
دل هاى بی خبر و مستور!
**********
یهود در مدینه در برابر تبلیغات رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ایستادگى به خرج مى‏دادند و از پذیرفتن دعوت او امتناع مى‏ورزیدند، هر زمانى بهانه‏اى براى شانه خالى كردن از زیر بار دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مى‏تراشیدند كه در این آیه مورد بحث به یكى از سخنان آنها اشاره شده است.
**********
شناخت حقّ و علم به آن كافى نیست. چه بسا افرادى كه حقّ را فهمیدند، ولى به خاطر لجاجت كافر شدند. «فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا»
**********
مسلماً آنها این گفته را از روى استهزاء و سخریه مى‏گفتند، اما قرآن مى‏فرماید: مطلب همانست كه آنها مى‏گویند، زیرا بواسطه كفر و نفاق دل هاى آنها در حجاب هایى از ظلمت و گناه و كفر قرار گرفته و خداوند آنها را از رحمت خود دور داشته است، و به همین دلیل بسیار كم ایمان مى‏آورند.
**********
در سوره نساء آیه 155 نیز همین مطلب یادآورى شده: وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِكُفْرِهِمْ فَلا یُۆْمِنُونَ إِلَّا قَلِیلًا:" آنها مى‏گویند قلب هاى ما در غلاف است و نمى‏تواند گفته تو را درك كند، این بواسطه آن است كه خداوند در اثر كفرشان مهر بر دلهایشان نهاده، لذا جز عده كمى از آنان ایمان نخواهند آورد".
**********
پیام‏ آیه :
1ـ مقدّمات بدبختى، بدست خود انسان است. اگر گروهى مورد لعنت و قهر الهى قرار مى‏گیرند، به خاطر كفر و لجاجت خودشان است. «لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ»
عوامل قساوت قلب
پس از آنکه با مفهوم قساوت قلب آشنا شدیم، حال نوبت به این مطلب می‌رسد که از دیدگاه قرآن، عوامل قساوت قلب چیست؟

1. عدم پذیرش سخن حق
خداوند در سوره‌ی زمر میفرماید: «أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَةُ لِلْإِسْلاَمِ فَهُوَ عَلَى‏ نُورٍ مِن رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِن ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ» زمر/22

«آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای اسلام گشاد کرده و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلانی است که نور هدایت به قلب‌شان راه نیافته) وای بر آنها که قلب‌هایی سخت در برابر ذکر خدا دارند، آنها در گمراهی آشکارند.»

این آیه بیانگر این مطلب است که پذیرش اسلام ناشی از شرح صدری است که باعث میشود دل انسان در مقابل سخن حق و دعوت الهی نرم شده و آنرا بپذیرد. در مقابل کسانی که از اسلام روی برمیگردانند و راه ضلالت و گمراهی را برمیگزینند، کسانی هستند که از شنیدن سخن حق سرباز میزنند و به دنبال آن دچار قساوت قلب بوده و از شرح صدر بی بهره اند. دوری از اسلام و عدم پذیرش آن و تنگی سینه از پذیرش حق موجب قساوت قلب می‌شود همان گونه که علامه طباطبایی(رحمة الله علیه) می‌فرمایند:

«شرح صدر به معنای گشادی سینه است تا ظرفیت پذیرش سخن را داشته باشد و چون شرح صدر به خاطر اسلام است و اسلام نیز عبارت است از تسلیم در برابر خدا و آنچه او اراده کرده و او هم جز حق را اداره نمی‌کند، در نتیجه شرح صدر برای اسلام به این معنا خواهد بود که انسان وضعی به خود بگیرد که هر سخن حقی را بپذیرد و آن را رد نکند [در واقع این آیه شریفه بیان می‌دارد که] شرح صدر همان نورانیت قلب باشد و ضلالت هم با قساوت قلب از ذکر خدا ملازم است.»[12]

2. پیمان شکنی
«فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَ نَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَ لَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلىَ‏ خَائنَةٍ مِّنهُْمْ إِلَّا قَلِيلًا مِّنهُْمْ فَاعْفُ عَنهُْمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يحُِبُّ الْمُحْسِنِين‏. مائده/13»

«پس به سبب شکستن پیمانشان آنها را از رحمت خود دور کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم. آنها کلمات را از جایگاه خود می‌گردانند و بهره‌ی خویش را از آنچه بدان تذکر داده شده بود فراموش کردند و تو همیشه بر خیانتی از آنها آگاهی ـ مگر اندکی از آنها ـ پس آنها را عفو کن و از آنها درگذر براستی خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد.»

طبق ظاهر آیه فوق، پیمان شکنی همانگونه که میتواند از نتایج قساوت قلب باشد، این امکان را دارد تا خود ازعوامل آن نیز به شمار آید. پیمان شکنی و زیر پا گذاشتن عهد اساساً کار ناصوابی است و بدترین حالت آن زمانی است که آن سوی عهد و پیمان، خداوند متعال باشد و این پیمان شکنی لعنت خداوند را به همراه خواهد داشت.

بنابراین هر مؤمن و انسان دینداری که به دلیل پیمان شکنی و پایمال کردن عهد ایمان خود با پروردگار از صراط مستقیم ایمان و عبادت به بیراهه گناه و فساد منحرف ‌شود، در نهایت به نفرین و لعنت الهی گرفتار خواهد آمد و دچار قساوت قلب و سنگدلی خواهد شد.

شیخ طبرسی در مجمع البیان با اشاره به این مطلب مینویسند: منظور از قساوت قلب و سنگدلی آنان، تباهی و پستی و مسخ شدگی دل‌های آنهاست که بسان سکّه‌های تقلّبی می‌گردد به عبارت دیگر، این آیه نشانگر آن است که دل‌های آنان به خاطر عهدشکنی و گناه و خیانت، از لطافت و ظرافت و نرمش و حق‌پذیری به سندگلی و خشکی و خشونت تغییر ماهیت می‌دهد و بدین سان، سکه‌ی دل نیز بر اثر فریب، خدعه، شقاوت و گناه دگرگونی منفی می‌یابد و انسان از موجودی پرمهر و بشردوست و توحیدگرا و نرم دل و حق پذیر به موجودی سخت دل و حق ستیز و خشن و بی‌رحم تبدیل می‌گردد.[13]






[12]- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج17، ص405-406


[13] - شیخ طبرسی، ابوعلی فضل بن الحسن، مجمع البیان،. ترجمه: علی کرمی، ج5-6، ص599





3. بی
توجّهی به آیات و نشانه های الهی
خداوند در سوره‌ی بقره پس از اشاره عدم توجّه بین اسرائیل نسبت به آیات و معجزات الهی و تمرّد آنها نسبت به فرامین و دستورات الهی خطاب به ایشان میفرماید:

«ثمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَالِكَ فَهِىَ كاَلحِْجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الحِْجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَ إِنَّ مِنهَْا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَ إِنَّ مِنهَْا لَمَا يهَْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون» بقره/74
«سپس دلهای شما بعد از آن مانند سنگ سخت شد یا سخت‌تر از آن و پاره‌ای از سنگ‌هاست که نهرها از آن روان شود و بعضی از آنهاست که شکافته می‌شود و آب از آن بیرون می‌آید و برخی از آنهاست که از ترس خدا فرو می‌ریزد و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست.»
سرنوشت بنی اسرائیل درست عبرتی برای تمام کسانی که از کنار آیات الهی میگذرند و بی توجّه به آنها راه سرپیچی از اوامر و فرامین الهی را در پیش میگیرند. در حقیقت باید گفت « کسانی که معجزه و بیّنه الهی را ببینند و به جهت گرایش حسّی در معرفت شناسی از آن اعراض کند قلبشان دچار قساوتی شدیدتر از قساوت سنگ می‌شود که مصداق روشن چنین قساوتی دلهای بنی اسرائیل است.[14]
در آیه مورد بحث که به قساوت و سنگدلی بنی اسرائیل پرداخته می‌گوید بعد از این ماجر و دیدن این گونه آیات و معجزات و عدم تسلیم در برابر آنها، دلهای شما سخت شد همچون سنگ یا سخت‌تر، چراکه پاره‌ای از سنگها می‌شکافد و از آن نهرها جاری می‌شود یا لااقل پاره‌ای از آنها می‌شکافد و قطرات آب از آن تراوش می­کند و گاه پاره‌ای از آنها از خوف خدا فرو می‌افتد اما دلهای شما از این سنگ‌ها نیز سخت‌تر است نه چشمه عواطف و علمی از آن می‌جوشد و نه قطرات محبتی از آن تراوش می‌کند و نه هرگز از خوف خدا می‌تپد.[15]

4. طول امل
یکی از عوامل و موجبات قساوت قلب و سنگدلی که در قرآن کریم به آن اشاره شده است، گرفتار شدن در «طول امل» و آرزوهای دراز است.
«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ أَن تخَْشَعَ قُلُوبهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الحَْقّ‏ِ وَ لَا يَكُونُواْ كاَلَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيهِْمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبهُُمْ وَ كَثِيرٌ مِّنهُمْ فَاسِقُون.» حدید/16 آیا برای کسانی که ایمان آوردند وقت آن نرسیده که دلهایشان نرم شود و به ذکر خدا و بدانچه پیامبر از حق فرود آورد؟ و باید مانند کسانی نباشد که از پیش کتاب به ایشان داده شد و زمان بر آنها به درازا کشید و دلهایشان سخت شد و بیشتر آنها بدکار شدند.
در این آیه شریفه عتابی است از ناحیه‌ی خداوند به مؤمنین به خاطر قساوتی که دلهایشان را فراگرفته و در مقابل ذکر خدا خاشع نمی‌شوند حتّی کتابی هم که از ناحیه خداوند نازل شده آن را نرم نمی‌کند و در آخر اینکه ایشان را به حال اهل کتاب تشبیه می‌کند که کتاب خدا بر آنان نازل شد و در اثر آرزوهای طولانی دلهاشان دچار قساوت گردید.[16] ولذا مؤمنان باید هوشیار باشند که اگر همانند اهل کتاب و مشخّصاً اهل یهود دچار آرزوهای طول و دراز شوند و در بند آنها گرفتار آیند، این مسئله باعث میشود تا به قساوت قلب دچار شوند و نتیجه‌ی چنین امر آن خواهد شد که در مقابل ذکر خدا خاشع نبوده و پیام الهی برای آنها کارگر نباشد.
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

[14] - جوادی آملی، عبدلله، تفسیر تسنیم، ج5، ص217
[/font]
[font=Tahoma]

[15] - مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج1، ص306.


-[16] علامه طباطبایی، همان، ج19، ص333.

5. مداومت بر کارهای زشت و معاصی
خداوند در مورد گروهی از افراد که دچار قساوت قلب شده و هنگام ابتلا به مصیبتها وبلاها به درگاه خداوند زاری و تضرّع نمیکنند، میفرماید:

«فَلَوْ لَا إِذْ جَاءَهُم بَأْسُنَا تَضرََّعُواْ وَ لَكِن قَسَتْ قُلُوبهُُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَنُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون»‏. انعام/43»

«پس چرا هنگامی که عذاب، به آنها رسید زاری نکردند؟ ولیکن دلهایشان سخت شد و شیطان آنچه را که انجام می‌دادند برای آنها آراست.»

از آیه میتوان استفاده کرد که علّت دچار شدن این افراد به قساوت قلب انجام دادن کارهای زشتی بود که شیطان برای آنها زیبا جلوه داده بود. تمامی گناهان که از جمله این امور میباشند، در نهایت انسان دل انسان را سخت کرده و وی را به قساوت قلب دچار میکند.

علامه در مورد این آیه میفرمایند:

« معنای این آیه این است که: «اینان در مواقع برخورد با ناملایمان و بلیات هم به سوی پروردگار خود رجوع نکرده در برابرش تذلل ننموده و دلهایشان تحت تأثیر قرار نگرفته و همچنان سرگرم اعمال شیطانی خود شدند اعمالی که آنان را از یاد خدای سبحان باز می‌داشت وباعث میشد تا به اسباب ظاهریه اعتماد نموده خیال کردند که اصلاح امورشان همه بستگی به آن اسباب دارد و آن اسباب مستقل در تأثیرند.»[17]

درمان قساوت قلب از نگاه قرآن
معروف است که بهترین درمان، پیشگیری است. اگر این مطلب را بپذیریم میتوان گفت که قبل از دچار شدن به این بلیّه‌ی روحی لازم است تا هر فرد از قلب خود مراقبت کند و با توجّه به عوامل ایجاد قساوت قلب از بروز آنها جلوگیری کند. به این منظور باید در مقابل سخن ایستادگی نکند، عهد و پیمان خود با خدا و مردم را نشکند، آیات الهی را انکار نکند، خود را اسیر آرزوهای طول و دراز و دست نیافتنی نسازد وبالآخره از کارهای زشت و ناپسند
فاصله گرفته و با انجام معاصی قلب خود را در معرض دچار شدن به قساوت قرار ندهد اما اگر خدای ناکرده انسان زمانی دچار قساوت قلب شد باید به سرعت در پی درمان آن برود و راه جولان شیطان را ببندد. از آیات قرآن کریم و رهنمودها و سفارش‌های اهل بیت علیهم السلام میتوان برداشت کرد که یاد و ذکر الهی بهترین داروی التیام بخش این مرض روحی است. بازگشت به حریم پروردگار و عادات دادن قلب و جان به یاد و ذکر خدا، دل غافل و منجمد شده را صفایی دوباره می بخشد و با شکافتن آن این فرصت مجدّد را فراهم میسازد تا چشمه های اشک از خوف مقام ربوبی از آن خارج شود. در این میان فریضه‌ی نماز که بالاترین ذکر و یاد الهی است میتوان کمک شایانی را برای بیرون رفت از این حالت سوء داشته باشد همانگونه که خداوند میفرماید:

«اقم الصلاة لذکری. طه14»
مداومت بر نمازهای پنجگانه و ادای آن با حالت توجّه و خشوع باعث میشود تا هویت انسانی و آسمانی انسان دوباره احیاء شود که ظرفیّت پذیرش حق و تمکین در مقابل دستورات و اموار الهی در انسان افزایش یابد و این امکان فراهم گردد که انسان در زمره‌ی پیروان راستن مکتب وحی و انبیاء الهی قرار گیرد. نتیجه‌ی این تبعیّت نیز جلب نظر الهی و رحمت و رأفتی است که خداوند در دل انسان ایجاد میکند و قلوب منجمد، طراوت تازه ای میبخشد. همانگونه که ذات اقدس الهی با بشارت به کسانی که از پیامبر و فرستاده‌ی او تبعیّت و فرمانبرداری میکنند میفرماید:

«وَ جَعَلْنَا فىِ قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً». حدید/27
«و در قلوب کسانی از او تبعیّت کردند، رأفت و رحمت را قرار دادیم»
بر این اساس مواعظ و دستورات الهی همان داروی شفابخشی هستند که جانهای مؤمنین را از لوث پلیدیها پاک میکنند و از سفت و سخت شدن آن جلوگیری میکنند:

«يَأَيهَُّا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ شِفَاءٌ لِّمَا فىِ الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِين. یونس/57»‏ «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الحَْدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانىِ‏َ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يخَْشَوْنَ رَبهَُّمْ ثمُ‏َّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلىَ‏ ذِكْرِ اللَّهِ. زمر/23»[18]
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

[17]
- علامه طباطبایی، همان، ج7، ص143.


[18]
- ر.ک: مهدوی کنی، محمد رضا، بیست گفتار در اخلاق عملی،
امام باقر (علیه السلام) مي فرمايد : قلب چهار قسم است :
1 ـ قلبي که در آن نفاق و ايمان هر دو است ، پس(18) اگر هنگام مرگ صاحب آن دل با نفاق باشد هلاک شده و اگر با ايمان باشد در نجات است .

2 ـ قلبي که وارونه است و آن دل مشرک است .

3 ـ قلبي که چرکين و زنگ زده و بسته است و آن دل منافق(19) است .

4 ـ قلبي که پاک است و آن قلب مومنين است که همانند چراغي فروزان است . اگر خداوند به او نعمت دهد سپاس گذار است و اگر بر او بلا فرستد صبر مي نمايد .

پس همان طور که از فرمايش امام باقر ( ع ) فهميده مي شود که همه انسان ها داراي قلب هستند با اين تفاوت که قلوب آنها با هم فرق دارند و برخي از انسان ها هستند که به واسطه ي برخي از اعمال قلبشان را زنگار و چرکي گرفته و برخي هم قساوت و سختي در قلبشان ايجاد شده تا آنجا که گفته مي شود قلبشان مرده است .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
18) محمدي ري شهري ، گزيده ميزان الحکمه ، موضوع قلب ص 654 19) اصول کافي ، ج 2 ، ص 309
آفات قلب‏




منابع مقاله: کتاب : عرفان اسلامى جلد دو
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان


چهار چيز يافتيم كه آن آفت مجتهدان است و فتنه دل‏هاى عابدان و بلاى نفوس ايشان و چهار چيز ديگر در مقابل آن كه نظام متعبّدان است و صلاح دل‏ها و قوام كار ايشان است.

آفات چهارگانه: طول امل، حسد، استعجال، كبر.

و مناقب چهارگانه: كوتاهى امل، تأنّى در كار و نصيب خلق و تواضع و خشوع.

اين است اصولى كه در صلاح قلوب و فساد آن مؤثّر است، بايد كه تحصيل اين مناقب كند و از اين آفات بپرهيزد، تا بر مقصود ظفر يابد.


آفت اوّل: آرزوهاى طولانى‏

امّا طول امل آن است كه از همه خيرى بازمى‏دارد و همه شرّ و فتنه‏اى مى‏انگيزاند و درد بى‏درمان است كه خلق را در انواع بلاها مى‏اندازد
. و بدان كه چون امل دراز در پيش گرفتى، چهار چيز از آن پديد آيد:

يكى: ترك طاعت و كاهلى در عبادت. با خود گويى: پس از اين بكنم، فردا، ساعتى ديگر، روزگار در پيش است، فوت نخواهد شد و راست گفت داود طايى:

مَنْ خافَ الْوَعيدَ قَرُبَ عَلَيْهِ البَعيدُ، وَمَنْ طالَ امَلُهُ ساءَ عَمَلُهُ. هركس از عذاب حق بترسد، به مقام قرب نزديك شده و هركس دچار درازى آرزو گردد بد عمل شود.

دوّم: ترك توبه و تسويف گويى: توبه خواهم كرد و روزگار در پيش است و ايام دراز است و من جوانم و سال اندك دارم. اين و مانند اين تو را در دنيا رغبت پديد آرد و بر آن حريص گرداند.

سوّم: و غم روزى در پيش نهد. گويى: چه خورم و چه پوشم؟ و تابستان آمد و مرا چيزى نيست و شايد كه عمر دراز بكشد و محتاج شوم.

اين و امثال اين تو را در طلب دنيا اندازد، دل تو مشغول شود و وقت ضايع گردد و غم بى‏فايده بى‏حاصل روى نمايد، چنانچه از ابوذر رضى الله عنه روايت است كه گفته است:

قَتَلَنى هَمُّ يَوْمٍ لَمْ أَدْرِكْهُ. قِيلَ وَكَيْفَ ذلِكَ يا أَباذَر! قالَ إِنَّ أَمَلى جاوَزَ أَجَلى‏ «2». غم آن روزى كه به آن نخواهم رسيد مرا بكشت. گفتند: چگونه يا اباذر؟ گفت: امل من‏ و اميد غم دراز در پيش اجل من افتد.




@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
(2)- اللمع: 186 با مختصرى تفاوت، قسمت اوّل اين روايت به اين صورت «قتلنى همّ يوم لا أُدرِكُهُ» در مصادر شيعه موجود است: من لا يحضره الفقيه: 2/ 282، باب الزاد فى السفر، حديث 2456؛ بحار الأنوار: 75/ 447، باب 33، حديث 9.

ادامه دارد................
چهارم: سخت دلى خيزد از امل و فراموشى آخرت كه چون اميد عمر دراز در پيش گرفتى، مرگ را و گور را بياد نياورى، چنان كه صلّى اللّه عليه [وآله‏] و سلّم فرمود:

إِنَّ أَخْوَفَ ما أَخافُ عَلَيْكُمْ إثْنانَ: طُولُ الأَمَلِ وَاتِّباعُ الْهُوى‏ أَلا وَإِنَّ طُولَ الأَمَلِ يُنْسى الآخِرَةَ وَاتِّباعَ الْهَوى‏ يَصُدُّ عَنِ الْحَقِ‏ «5».

بر دو چيز براى شما ترسناكم: آرزوى دراز، پيروى از هواى نفس، بدانيد كه آرزوى دراز آخرت را از ياد شما مى‏برد و پيروى از هوا شما را از حق باز مى‏دارد.

چون فكر تو همه در حديث دنيا و اسباب معيشت باشد، دل سخت؛ شود، چه رقّت دل و صفاى آن، همه از ياد كردن مرگ باشد و ثواب و عقاب و اهوال آخرت.

چون از اين هيچ نباشد، دل را رقّت و صفا از كجا آيد. خداوند فرمايد: فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ‏ «6».

آن گاه روزگار [سرگرمى در امور دنيا و مشغول بودن به آرزوهاى دور و دراز] بر آنان طولانى گشت، در نتيجه دل هايشان سخت و غير قابل انعطاف شد.

چون امل دراز شد، طاعت اندك شود و توبه باز پس افتد و معصيت بسيار شود و دل سخت گردد و اگر خداى تعالى توفيق ندهد عاقبت در سر آن شود و العياذ باللّه.

پس كدام حال است از اين بدتر؟ و كدام آفت از اين عظيم‏تر؟ و اين به سبب طول امل است. امّا اگر امل كوتاه كنى و مرگ به خود نزديك گردانى و حال اقران و برادران خود يادآرى كه چگونه ناگاه مردند، در وقتى كه هيچ‏گونه مرگ در خيال ايشان نبود و باشد كه حال تو هم چون حال ايشان باشد و سخن عمر بن عبداللّه ياد آرى:

كَمْ مِنْ مُسْتَقْبَلٍ يَوْماً لَمْ يُكَلِّمْهُ، وَمُنْتَظِرٍ غَداً لَمْ يُدْرِكْهُ، لَوْ رَأَيْتُمُ الْأَجَلَ وَمَسِيرَهُ لَابْغَضَتِ الأَمَلَ وَغُرُورَهُ‏ «7». يعنى چه بسيار روز آينده‏اى كه با آن سخن نمى‏گويند و چه بسا فرداى انتظار كشيده‏اى كه آن را درنمى‏يابند، هرگاه مرگ و مسير آن را مى‏ديديد، آرزو و غرور را دشمن مى‏داشتند.

نشنيدى أميرالمؤمنين 7 چه فرمود؟ إنّما الدُّنْيا ثَلاثَةُ أيّامٍ: يَوْمٌ مَضى‏ بِما فيه فَلَيْسَ بِعائِدٍ وَيَوْمٌ أَنتَ فيهِ يَحِقُّ عَلَيْكَ‏ئ‏إغْتِنامُهُ وَيَوْمٌ لا تَدْرى أنْتَ مِنْ أهلِهِ وَلَعَلَّكَ راحِلٌ فيهِ. دنيا سه روز است: دى كه گذشت و بدست تو از آن هيچ نيست و فردا كه ندانى كه بدان رسى يا نه و روز امروز كه تو در آنى؛ پس به غنيمت‏دار.

پس قول ابوذر رضى الله عنه كه: الدُّنْيا ثَلاثَةُ ساعاتٍ: ساعَةٌ مَضَتْ، وَسَاعَةٌ أَنْتَ فيها، وَساعَةٌ لا تَدْرى أَتُدْرِكَها أَمْ لا. معنى همين است. پس توبه حقيقت، مالك يك ساعتى كه مرگ از ساعت تا ساعت است.

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
(5)- جامع الصغير: 1/ 21، احياء العلوم: 3/ 294 با كمى اختلاف. اين روايت از رسول خدا صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام در مصادر شيعه به عبارات مختلف موجود است. اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه خطبه 42 چنين مى‏فرمايد: «إِنَّ أَخْوَفَ ما أَخافُ عَلَيْكُمْ إثْنانَ: اتِّباعُ الْهُوى‏ وَطُولُ الأَمَلِ فأَمّا اتِّباعُ الْهَوى‏ فيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ؛ وَأمّا طُولُ الأَمَلِ فيُنْسى الآخِرَةَ». (6)- حديد (57): 16. (7)- در وصيت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه در مصادر مختلف شيعه از جمله: مكارم الأخلاق: 458، الفصل الخامس...؛ الأمالى، شيخ طوسى: 526، مجلس 19؛ أعلام الدين: 189؛ بحار الأنوار: 74/ 75، باب 4 حديث 3. آمده است: در بخشى از اين وصيت رسول با كرامت اسلام چنين مى‏فرمايد: يا أباذر! كم من مستقبل يوماً لا يستكمله، ومنتظر غداً لا يبلغه. يا أباذر! لو نظرت إلى‏ الأجل ومسيرةِ لأبغضت الأمل وغروره.
ادامه دارد.........................
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع