۸/آذر/۸۹, ۲:۲۷
(۲۷/آبان/۸۹ ۲۳:۲۰)oO DaViD Oo نوشته است: [ -> ]و لحظه ای تردید در دلمون راه ندیم
حتی اگر فرمانی داد که با عقل زمینی و مادی ما جور در نمیومد
اگر گفت برو تو آتیش باید بری
اگه تردید کردی جات توی حلقه ی اول یاران نیست
گویند روزی، مردی از اهالی خراسان نزد امام صادق (علیه السلام) رفت و به ایشان فرمود: ما در خراسان (ایران) همه از شیعیان علی هستیم. کافیست شما فرمان دهید تا ما با جان و مال و هر آنچه که داریم در خدمت شما جهاد کنیم. امام صادق فرمود شما نمی توانید آنچه را که من می خواهیم یا می گویم را بپذیرید و به خواسته های من عمل نخواهید کرد. آن مرد از این پاسخ ناراحت شد و باز هم بر گفته ی خود اصرار ورزید. امام که اصرار آن مرد را دید به وی فرمود: هر کاری که بگویم انجام می دهید. آن مرد گفت: آری. امام او را کنار تنوری پر از آتش برد و از وی خواست که دورن تنور برود و در آن بنشیند. آن مرد کمی اندیشید و از انجام دستور امام سر باز زد. آنگاه امام، غلام خود را فرا خواند و از وی همین درخواست را نمود. آن غلام بی درنگ به داخل تنور پر از آتش رفت. مرد خراسانی با تعجب به آن غلام و آتش می نگریست. و می دید که چگونه آتش برای او سرد و گلستان شده است.
از این روست که یاران واقعی امام زمان اندکند. و در بین ایـــــــــــــــــــــن همه آدم فقط 313 نفر جانشان را کف دستاشان می گذارند و در خدمت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حاضر خواهند شد. (در ضمن تعدادی از آنها نیز به اراده خداوند رجعت کرده اند).
دوستان من، من اگر جای آن مرد خراسانی بودم، مانند او شک می کردم و به داخل آتش نمی رفتم. به خدا قسم که ایمان من بسیار ضعیف است. همیشه از خدا خواسته ام مرا مورد امتحان و آزامایش قرار ندهد. بودن در کنار و در صفوف لشکریان مهدی اجر بزرگی دارد ولی بودن در مقابل وی چه عقوبتی برای ما خواهد داشت؟ خدا می داند.
یک سوال ساده و بسیار تکراری از شما دوستان عزیزم می پرسم. دلم می خواد کمی فکر کنید و اتفاقات و امتحانات مختلف زندگی خود را مرور کرده و سپس به این سوال جواب دهید.
آیا واقعا می خواهید که مهذی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوره زندگانی شما ظهور کند؟
در روز عاشورا این همه آدم در مقابل حسین (علیه السلام) ایستاد و عده کمی در کنار ایشان. یاران امام حسین از برگزیدگان زمان او بودن که از فرسنگ ها دورتر صدای "هل من ناصرا ینصرنی" او را شنیده بودند.
این همه آدم در کوفه، فقط هانی و حبیب و مسلم بی اوسجه و چند نفر دیگر به یاری حسین رفتند و یک لشکر برای جنگ با او. من وقتی دقیق تر به این مسائل فکر می کنم، خدا را شکر می کنم که در اون دوران نبودم تا مجبور نشوم در مقابل امام زمانم بایستم یا او را تنها رها کنم. ما در زندگیمان از ساده ترین و کوچک ترین آزمایش ها سر افکنده و خجالت زده بیرون می آییم، چه رسد به کشته شدن و در خون غلطیدن. فاصله شعار تا عمل بسیار زیاد است. پس دعا می کنم: خدا یا، تا ما را لایق یاری مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمی دانی، ظهورش را در زمان ما قرار مده.

....یعنی مثل حر در یک لحظه متحول بشن..