تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مقایسه خدا در اسلام و مسیحیت (پیشنهاد می شود بخوانید)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
دوستان مراقب اهداف پشت پرده این افراد هم باید بود.
در جهان امروز که وحدت ادیان الهی بزرگترین ترس شیاطین زمینی است، با توهین به مسیحیت و سنی و ... نباید در راه خواسته آنها گام برداشت.
ما فقط تبیین گر حقایق و معارف حقه هستیم
مستنداتی از قرآن منابع تشیع و منابع خود مسیحیت
نمی شود که بیایند شببه بیافکنند سکوت کنیم
در مناظره با اهل سنت هم بنا همین است برادر
استدلال با قرآن و مستنداتی از کتب خودشان
ما حق را نمایان میکنیم
دشمن کسی است که بخواهد حق نمایان نشود
وگرنه بدون شک تبیین حق برای هر کسی که قلبش و وجدانش بیدار باشد هر چه بیشتر باعث خواهد شد که به سوی نور و موعود حقیقی که محور وحدت عالم در آخرالزمان است روی بیاورد
بزرگترین دسیسه ی دشمن پوشاندن حق و حق نشاندن باطل است برادر

ما دست دوستی عمیق و مشفقانه به سمت تمام کسانی دراز میکنیم که طالب دریافت حق و حقیقتند
و نه تنها با کسانی که گرفتار جهلند دشمنی نداریم بلکه با تمام وجود سعی میکنیم که حق را برایشان نمایان سازیم
ما تنها با کسانی دشمنیم که خدا امر کرده باید دشمن باشیم
و آنها کسانی هستند که آگاهانه سعی در پوشاندن حق دارند و یا پس از مشاهده ی حق لجوجانه منکر آن می شوند
و این است راهی که مورد تأیید و نظر خداست

استدعا دارم که مباحث حاشیه ای در این تاپیک مطرح نفرماید و بگذارید همان محور بحث ایجاد کننده ی تاپیک که همانا مقایسه ی خدای مسیحیت و خدای اسلام است بر قرار باشد
با تشکر از حُسن توجه شما
نظرات شما متین، تبین حق پسندیده و عملی بسیار عالی است، اما بهترین کارها اگر با تفکر انجام نشود نه تنها بی ارزش می شود بلکه به ضد ارزش تبدیل میشود. در مسائل حساس مانند جایی که احتمال تفرقه وجود دارد باید به علما رجوع کرد و اگر نه ممکن است قرآن سر نیزه به انحراف تاریخی هزاران ساله تبدیل شود.
اگر هر فرد در جامعه طبق رای خودش تعیین اولویت کند مطمئنا موجب ایجاد فساد و بی نظمی در جامعه میشود، بحث و پاسخ علمی بسیار پسندیده است اما اگر در هر نقطه از بحث به طرف مقابل توهین کنید مطمئن باشد دیگر هیچ اثر مثبتی در انتها باقی نخواهد ماند. نباید دیگران را جاهل یا منحرف دانست، بلکه باید دلسوزانه و به تدریج و با تاکید بر مشترکات او را جذب نظرات خویش ساخت.
.........................................
"دعوت ما از همه‌ى مسلمانان عالم این است که این حقائق را مورد تأمل قرار بدهند. ما در عالم وحدت امت اسلامى هیچ اصرارى نداریم که یک فرقه عقائد یک فرقه‌ى دیگر را حتماً قبول کنند؛ نه، وحدت به معناى این نیست. وحدت به معناى این است که با عقائد مختلف، شعب مختلف، مشترکات را بگیرند، موارد محل اختلاف را وسیله‌ى برادرکشى و جنگ و دشمنى قرار ندهند؛ مسئله‌ى وحدت این است.
ما هم باید بفهمیم؛ ما شیعیان هم باید بفهمیم؛ بدانیم سیاست استکبار امروز، جدا کردن شیعه از غیر شیعه است، جدا کردن گروه‌هاى مسلمان از یکدیگر و به جان هم انداختن گروه‌هاى مسلمان است."
(امام خامنه ای غدیر 88)
جناب فری ویش این بحث رو ما بارها تکرار کردیم

بار ها توضیح داده ایم که بحث در یک محیط فرهنگی در هر علمی که باشه و بر سر هر چیزی میتونه پربار باشه

پس لطفا وقتی داریم از عقیدمون خیلی ارام و منطقی دفاع میکنیم . تکرار مکررات نفرمایید و برید به این اسلام ستیز ها بگید توهیناشون رو به ما کم کنن

اینجا محیط علمی و فرهنگی و شیعیه . وقتی کسی میاد توی حیاط خونه و میخواد گفتگو کنه مثل میهمان با گفتگو ازش پذیرایی میکنیم

در پناه خدا
سخنان امام خامنه ای در رابطه با عید غدیر در تاریخ 88/09/15: اما به عنوان بيان حقيقت و طلب حقيقت، اين يك درخواست منطقى است از همه‌ى مسلمانان: بروند تحقيق كنند، ملاحظه كنند، آنچه را كه محققين شيعه نوشتند، علماى بزرگ شيعه در زمان خود ما جمع كردند، نوشتند، تحقيق كردند، در دنياى اسلام آنها را عرضه كردند، نوشته‌ى آنها مورد تقدير علماى اسلام، روشنفكران اسلام، برجستگان اسلام قرار گرفته است، اينها را ملاحظه كنند؛ خودشان را محصور نكنند، محروم نكنند. كتابهاى مرحوم سيد شرف‌الدين عاملى (رضوان اللَّه عليه)، كتاب شريف الغدير تأليف علامه‌ى امينى، اينها حقايقى است كه جمع شده است. مسئله‌ى غدير يك مسئله‌ى مسلّم تاريخى است. در ده‌ها كتاب، مرحوم امينى ده‌ها طريق از طرق اهل سنت را نقل ميكند كه ماجراى غدير را به همين شكل كه ما نقل ميكنيم، نقل كرده‌اند. اين چيزى نيست كه فقط در كتابهاى ما باشد. حالا در معناى مولا، بعضى ممكن است خدشه كنند، بعضى خدشه هم نميكنند. ماجرا يك ماجراى حقيقى، واقعى و بيان معيار است؛ مشخص است كه اميرالمؤمنين على بن ابى‌طالب (عليه آلاف التّحيّة و السّلام) يك قله‌ى مرتفع است؛ هم براى حاكم اسلامى و حكومت اسلامى، هم براى هر فرد مسلمان.


شما بروید متن کامل بیانات رهبری را مطالعه کنید
با رویکرد شما خود ایشان هم احتمالاً دارند خلاف وحدت عمل میکنند چون به طرق مختلف حقانیت تشیع را در بیانات خود اثبات میکنند
ما نیز برای کسانی که می آیند و مدعی ناحق بودن اسلام و تشیع هستند در مقام دفاع و پاسخ گویی از حقانیت شیعه دفاع میکنیم همانطور که در همین سخنرانی رهبر معظم انقلاب مفصل این کار را میکنند
وقتی می آیند شبه می افکنند سکوت ما و عدم دفاع منطقی و محترمانه ی ما خیانت به دین اسلام است!
پس برای آخرین بار خدمت شما عرض میکنم این بحث که بارها و بارها تکرار کرده اید و ما هم بارها و بارها جواب داده ایم را تمام بفرماید
بعلاوه حقیر از شما استدعا کردم با این مباحث حاشیه ای این تاپیک را از محور اصلی بحث خود که مقایسه خداوند در اسلام و مسیحیت است را بیش از این به حاشیه نکشانید
امید که اندکی احترام برای کلام حقیر قائل باشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یکی دیگر از دلایلی که می توان از انسان-وار بودن خدا در قرآن محمدی و اسلام ناب , آورد مفهوم عرش است که در قرآن بارها آمده است :

سوره: 11 , آیه: 7 "و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و عرش او بر آب بود."

آب کاملا مادی و فیزیکی است پس عرش( محل اسقرار الله یا تختگاه الله) هم مادی است که روی یک جسم مادی قرار گرفته و وقتی تختگاه مادی باشد پس صاحب تخت هم مادی و فیزیکی است !

سوره: 40 , آیه: 7"كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى‏كنند"

سوره: 39 , آیه: 75"و فرشتگان را مى‏بينى كه پيرامون عرش به ستايش پروردگار خود تسبيح مى‏گويند."

اصلا در ضمن موجود بی نهایت و غیرمادی که احتیاجی به تختگاه ( عرش) ندارد ، پس حال که الله تختگاه و عرش دارد و تختگاهش بر شانه فرشتگان است هیچ گاه نمی تواند نامحدود و بی نهایت باشد ! پس خدای اسلام بینهایت و نامحدود نیست بلکه بسیار هم محدود و انسان گونه است که همچون شاهان قدیم تختگاهی(عرش) دارد و کارگزارانش ( فرشتگان) همچون درباریان دور او می چرخند !
سلام

اصول مباحثه این است که شما اشکالات و شبهاتی را با ذکر دلیل وارد کنید سپس مابقی با ذکر دلایلشان جواب شبهات را ارائه کنند و شبهات جدیدی وارد کنند پس از ان جواب ها را با ذکر دلیل رد کنید و همچنین شبهاتی که ایشان گفته اند را پاسخ دهید و پس از ان موارد جدید را عنوان کنید .

انچه ذکر می کنید تمثیل مادیات به معنویات جهت تقریب ذهن است .به طور مثال تجسم ما از روح جسم ان شخص است در صورتی که روح از عالم معناست و تجسم نمیشود .

خداوند جواب چنین شبهاتی را در قران به این صورت ارائه کرده است:

إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَـذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ



خداى را از اينكه به پشه‏اى- يا فروتر [يا فراتر] از آن- مَثَل زند، شرم نيايد. پس كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏دانند كه آن [مَثَل‏] از جانب پروردگارشان بجاست ولى كسانى كه به كفر گراييده‏اند مى‏گويند: «خدا از اين مَثَل چه قصد داشته است؟» [خدا] بسيارى را با آن گمراه، و بسيارى را با آن راهنمايى مى‏كند و [لى‏] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏كند.

سوره بقره(دوم) ایه 26

الان هم برای ادامه بحث ابتدا جواب یک یک را رد کنید و شبهات را پاسخ بگویید و سپس شبهه جدید وارد کنید.
(۱۳/آذر/۹۱ ۱۲:۴۱)داشناک چلیپا نوشته است: [ -> ]یکی دیگر از دلایلی که می توان از انسان-وار بودن خدا در قرآن محمدی و اسلام ناب , آورد مفهوم عرش است که در قرآن بارها آمده است :

سوره: 11 , آیه: 7 "و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و عرش او بر آب بود."

آب کاملا مادی و فیزیکی است پس عرش( محل اسقرار الله یا تختگاه الله) هم مادی است که روی یک جسم مادی قرار گرفته و وقتی تختگاه مادی باشد پس صاحب تخت هم مادی و فیزیکی است !

سوره: 40 , آیه: 7"كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى‏كنند"

سوره: 39 , آیه: 75"و فرشتگان را مى‏بينى كه پيرامون عرش به ستايش پروردگار خود تسبيح مى‏گويند."

اصلا در ضمن موجود بی نهایت و غیرمادی که احتیاجی به تختگاه ( عرش) ندارد ، پس حال که الله تختگاه و عرش دارد و تختگاهش بر شانه فرشتگان است هیچ گاه نمی تواند نامحدود و بی نهایت باشد ! پس خدای اسلام بینهایت و نامحدود نیست بلکه بسیار هم محدود و انسان گونه است که همچون شاهان قدیم تختگاهی(عرش) دارد و کارگزارانش ( فرشتگان) همچون درباریان دور او می چرخند !
یک سوال می پرسم واجدانی جوابش را بدهید:
مطالب ذکر شده توسط دوستان را خواندید؟ الان یعنی در مورد سوالات و اشکالاتی که قبلا مطرح شده بود، قانع شدید؟ اگر بله که بفرمایید در مورد مسائل جدید همفکری کنیم. اما اگر پاسختان منفی است بحث با شما فایده ای ندارد... چون هر چه بنویسیم یا نمی خوانید یا بخوانید در موردش فکر و نظر منطقی ندارید. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
(۱۳/آذر/۹۱ ۱۲:۴۱)داشناک چلیپا نوشته است: [ -> ]سوره: 11 , آیه: 7 "و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و عرش او بر آب بود."

آب کاملا مادی و فیزیکی است پس عرش( محل اسقرار الله یا تختگاه الله) هم مادی است که روی یک جسم مادی قرار گرفته و وقتی تختگاه مادی باشد پس صاحب تخت هم مادی و فیزیکی است !

سوره: 40 , آیه: 7"كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى‏كنند"

سوره: 39 , آیه: 75"و فرشتگان را مى‏بينى كه پيرامون عرش به ستايش پروردگار خود تسبيح مى‏گويند."
سلام
عرض تختگاه الله نیست ، شما اصلا از ابتدا به بیراهه رفتید ، عرش مکانی برای امثال ملائکه هست.و الا الله جل جلاله که مکان و زمان ندارد! "لا تاخذه سنة و لا نوم"
شما فکر می کنم بیشتر رفتید نوشته های اهل تسنن که قائل به جسمانیت الله هستند رو خوندید، نه تفکرات اسلام
اول جواب شبهات قبلی رو بده بعد شبه ی جدید وارد کن...
اگه جواب نداری هم بگو....
بعد بحث رو رو یه مطلب جدید منحرف کن....
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع