تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مسیح ع از دیدگاه اسلام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
مقدمه :
دین اسلام برای انبیاءاللهی احترام خاصی قائل است که در جای جای قران این مطلب مشهود است .
حتی میتوان گفت که بخش اعظم قرآن به بیان منزلت ،پاکی ،صداقت ، مهربانی و سجایای اخلاقی این عزیزان و سختی هایی که در راه بیان توحید صحیح کشیده اند میپردازد .
قرآن نبوت انبیاء سلف را به رسمیت میشناسد و به تاکید به این امر اشاره میکند و با بیانی که از این عزیزان ارائه میدهد آنها را از همه تهمت ها و نسبتهای نادرستی که به این پاکان داده مشد مبرا میسازد و دین اسلام را ادامه راه انبیاء سلف و مکمل دین آن مقربان معرفی مینامید موارد بسیاری از این دست در قرآن موجود است که به جهت رعایت اختصار به بخشی از این موارد اشاره میشود
مضاف بر اینکه از دوستان نیز تقاضا دارم در این امر حقیر را یاری نمایند.
اما قبل از بیان منزلت عیسی مسیح ع ،حیفم آمد نظر شخصی خود را در مورد این پیامبر عزیز بیان نکنم.
حقیر در میان انیباء دیگر ادیان، به عیسی مسیح ع علاقه خاصی دارم و بعضی اوقات که سوره مریم را مطالعه میکنم اشک در چشمانم حلقه میزند .
واما بعد :
قران عیسی مسیح ع را اینگونه معرفی میکند:

نام او عیسی فرزند مریم دختر عمران است


درقرآن آمده است: مادرمریم وقتی مریم را بار دار شد نذر کرد مولود خود را خادم خدا قرار دهد و گمان میکرد جنین او پسر است هنگامی که او را زائید و دید دختر است اسم او را مریم( یعنی خادمه) گذاشت و چون پدر او عمران قبل از ولادتش فوت شده بود درباره کفالت او بین بزرگان قوم مشاجره شد وبحسب قرعه کفالت او بعهده زکریای پیغمبر قرار گرفت، هنگامی که مریم به سن بلوغ رسید، زکریا برای او پرده ای در خانه خدا آویخت ومریم مشغول عبادت شد و جز زکریا کسی نزد او رفت و آمد نمیکرد و هر وقت زکریا بر او وارد می شد رزقی نزد او آماده می دید و از او می پرسید که این روزی از کجاست؟

مریم می گفت از جانب خداست. مریم دختر باکره طاهره و صدیقه و برگزیده خدا بود و ملائکه با او سخن می گفتند


این وضع مریم بود تا اینکه خدا روح خود را ( یعنی روحی را که آفریدة او و فرستاده او بود) بصورت بشری بجانب او فرستاد و او به مریم گفت من فرستاده پروردگار توام آمده ام که به اذن خدا به تو فرزندی عنایت کنم. و مریم را بشارت داد که این فرزند معجزات بزرگ و روشن از او ظاهر میشود و خداوند او را به روح القدس مؤید میگرداند و کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به او می آموزد و با آیات و نشانه های واضح و روشن او را رسول بر بنی اسرائیل قرار میدهد، و خلاصه شأن و سر گذشت مسیح را برای مریم بیان نموده سپس روح در او دمید و مریم به عیسی آبستن شد (1)

بعد از این مریم در مکان دوری از اهل خود و خانه خدا کناره گرفت و از شّدت درد زائیدن به تنه درخت خرما پناه برد و از فرط تأثر گفت کاش پیش از این مرده بودم و از خاطرها فراموش شده بودم پس صدائی شنید( این صدا از عیسی یا از روح القدس بوده)

محزون مباش که خداوند زیر پای تو نهری قرار داد و این تنه درخت خرما را تکان ده تا خرمای تازه برای تو بریزد و این خوراک و آب را بخور و بیاشام و دیده روشن دار و هرگاه از مردم کسی را دیدی بگو(به اشاره) که من با خدا نذر کرده ام روزه سکوت بگیرم و با کسی تکلم نکنم (2)


و پیداست که وضع حمل و کلام و سایر شئون مریم و مسیح مانند سایر مردم بود و تنها بدون شوهر آبستن شده و بچه پیدا نموده بود، از این جهت وقتی قوم او وی را دیدند با توبیخ و سرزنش با او روبرو شدند( چون دیدند زنی بدون شوهر فرزندی زائیده است)‌و گفتند ای خواهر هرون، پدر تو مرد بدی و مادر تو زن بدکاره ای نبود مریم به بچه اشاره نمود یعنی با او تکلم کنید، گفتند ما چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوئیم؟ عیسی به سخن آمده گفت من بنده خدایم، او کتاب به من داده و مرا پیغمبر گردانیده است و هرکجا باشم مرا موجب برکت قرار داده واقامه نماز و دادن زکوة و احسان بر مادر را به من سفارش نموده و مرا ستمگر و بدبخت قرار نداده است (3)

سپس عیسی رشد نمود و به سّن جوانی رسید و او و مادرش مانند سایر مردم می خوردند و می آشامیدند و راه می رفتند تا اینکه خدا او را به رسالت بسوی بنی اسرائیل برانگیخت، و عیسی بنی اسرائیل را به دین توحید دعوت نمود و آیات و معجزات از وی صادر می شد مثل اینکه پرنده ای از گل می ساخت ودر او می دمید وبه اذن خدا به پرواز در می آمد و کوره مادرزاد و پیس را شفا می داد و مرده زنده می نمود و از آنچه در خانه هایشان ذخیره کرده بودند خبر می داد(4)

ویهود را به شریعت خود که عبارت از همان شریعت حضرت موسی بود دعوت می نمود جز اینکه بعضی از احکام تورات را که برای تشدید بریهود وضع شده بود از آنها برداشت می گفت : ” إِنَّ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صرِاطٌ مُّسْتَقِیم‏

خداى یکتا، پروردگار من است و پروردگار شما، او را بپرستید که راه راست اینست‏(5)

و بدین روش در میان طوایف بنی اسرائیل مشغول دعوت و تبلیغ رسالت بود و در مدّت رسالت خود دوازده نفر از کسانی را که به او ایمان آوردند بعنوان حواری وناصر ویاور خاص انتخاب نمود که در همه جا همراه اوبودند ولی عموم یهود به او ایمان نیاورده و علاوه بر اینکه سد راه پیشرفت او بودند در صدد قتل او هم بر آمدند و خواستند او را بکشند ولی خداوند به قوّت خود اورا گرفت و از میان یهود برداشت و امر بر آنها مشتبه شد، گروهی گمان کردند که او را گشتند و گروهی گمان کردند او را بدار زدند ولی نه او را کشتند و نه بدار زدند بلکه خدا او را بالا برد(6)

حضرت مسیح در حین دعوت خود به ظهور پیغمبری بعد از خود بنام احمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داد و کتابی بنام انجیل، خدا به او عنایت فرمود که تصدیق کننده تورات بود(7)


مسیح از نظر قرآن:

نام او عیسی فرزند مریم دختر عمران است

درقرآن آمده است: مادرمریم وقتی مریم را بار دار شد نذر کرد مولود خود را خادم خدا قرار دهد و گمان میکرد جنین او پسر است هنگامی که او را زائید و دید دختر است اسم او را مریم( یعنی خادمه) گذاشت و چون پدر او عمران قبل از ولادتش فوت شده بود درباره کفالت او بین بزرگان قوم مشاجره شد وبحسب قرعه کفالت او بعهده زکریای پیغمبر قرار گرفت، هنگامی که مریم به سن بلوغ رسید، زکریا برای او پرده ای در خانه خدا آویخت ومریم مشغول عبادت شد و جز زکریا کسی نزد او رفت و آمد نمیکرد و هر وقت زکریا بر او وارد می شد رزقی نزد او آماده می دید و از او می پرسید که این روزی از کجاست؟

مریم می گفت از جانب خداست. مریم دختر باکره طاهره و صدیقه و برگزیده خدا بود و ملائکه با او سخن می گفتند.


این وضع مریم بود تا اینکه خدا روح خود را ( یعنی روحی را که آفریدة او و فرستاده او بود) بصورت بشری بجانب او فرستاد و او به مریم گفت من فرستاده پروردگار توام آمده ام که به اذن خدا به تو فرزندی عنایت کنم. و مریم را بشارت داد که این فرزند معجزات بزرگ و روشن از او ظاهر میشود و خداوند او را به روح القدس مؤید میگرداند و کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به او می آموزد و با آیات و نشانه های واضح و روشن او را رسول بر بنی اسرائیل قرار میدهد، و خلاصه شأن و سر گذشت مسیح را برای مریم بیان نموده سپس روح در او دمید و مریم به عیسی آبستن شد(1)


بعد از این مریم در مکان دوری از اهل خود و خانه خدا کناره گرفت و از شّدت درد زائیدن به تنه درخت خرما پناه برد و از فرط تأثر گفت کاش پیش از این مرده بودم و از خاطرها فراموش شده بودم پس صدائی شنید( این صدا از عیسی یا از روح القدس بوده)
محزون مباش که خداوند زیر پای تو نهری قرار داد و این تنه درخت خرما را تکان ده تا خرمای تازه برای تو بریزد و این خوراک و آب را بخور و بیاشام و دیده روشن دار و هرگاه از مردم کسی را دیدی بگو(به اشاره) که من با خدا نذر کرده ام روزه سکوت بگیرم و با کسی تکلم نکنم(2)


و پیداست که وضع حمل و کلام و سایر شئون مریم و مسیح مانند سایر مردم بود و تنها بدون شوهر آبستن شده و بچه پیدا نموده بود، از این جهت وقتی قوم او وی را دیدند با توبیخ و سرزنش با او روبرو شدند( چون دیدند زنی بدون شوهر فرزندی زائیده است)‌و گفتند ای خواهر هرون، پدر تو مرد بدی و مادر تو زن بدکاره ای نبود مریم به بچه اشاره نمود یعنی با او تکلم کنید، گفتند ما چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوئیم؟ عیسی به سخن آمده گفت من بنده خدایم، او کتاب به من داده و مرا پیغمبر گردانیده است و هرکجا باشم مرا موجب برکت قرار داده واقامه نماز و دادن زکوة و احسان بر مادر را به من سفارش نموده و مرا ستمگر و بدبخت قرار نداده است(3)



سپس عیسی رشد نمود و به سّن جوانی رسید و او و مادرش مانند سایر مردم می خوردند و می آشامیدند و راه می رفتند تا اینکه خدا او را به رسالت بسوی بنی اسرائیل برانگیخت، و عیسی بنی اسرائیل را به دین توحید دعوت نمود و آیات و معجزات از وی صادر می شد مثل اینکه پرنده ای از گل می ساخت ودر او می دمید وبه اذن خدا به پرواز در می آمد و کوره مادرزاد و پیس را شفا می داد و مرده زنده می نمود و از آنچه در خانه هایشان ذخیره کرده بودند خبر می داد(4)


ویهود را به شریعت خود که عبارت از همان شریعت حضرت موسی بود دعوت می نمود جز اینکه بعضی از احکام تورات را که برای تشدید بریهود وضع شده بود از آنها برداشت.
و می گفت : ” إِنَّ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صرَِاطٌ مُّسْتَقِیم‏

خداى یکتا، پروردگار من است و پروردگار شما، او را بپرستید که راه راست اینست‏
(5)


و بدین روش در میان طوایف بنی اسرائیل مشغول دعوت و تبلیغ رسالت بود و در مدّت رسالت خود دوازده نفر از کسانی را که به او ایمان آوردند بعنوان حواری وناصر ویاور خاص انتخاب نمود که در همه جا همراه اوبودند ولی عموم یهود به او ایمان نیاورده و علاوه بر اینکه سد راه پیشرفت او بودند در صدد قتل او هم بر آمدند و خواستند او را بکشند ولی خداوند به قوّت خود اورا گرفت و از میان یهود برداشت و امر بر آنها مشتبه شد، گروهی گمان کردند که او را گشتند و گروهی گمان کردند او را بدار زدند ولی نه او را کشتند و نه بدار زدند بلکه خدا او را بالا برد.(6)


حضرت مسیح در حین دعوت خود به ظهور پیغمبری بعد از خود بنام احمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داد و کتابی بنام انجیل، خدا به او عنایت فرمود که تصدیق کننده تورات بود.(7)


قرآن برای مسیح خصایص و مقامات والقابی ذکر میکند که آنها عبارت است از:

۱- عبدالله
۲- نبی الله (سوره مریم آیه ۳۰)
۳- رسول الله ( سوره آل عمران آیه ۴۵ و نساء ۱۵۶-۱۵۷)
۴- صاحب شریعت یعنی از پیامبران اولوالعزم (سوره شوری آیه ۱۳)
۵- مسیح ( سوره آل عمران آیه ۴۵)
۶- کلمة الله
7- روح الله ( سوره نساء آیه ۱۷۱)
۸- کسیکه از او میثاق و پیمان گرفته شده (احزاب آیه ۷)
۹- شهید یعنی گواه براعمال (سوره نساء آیه ۱۵۹)
10-بشارت دهنده به احمد رسول الله ص ( سوره صف آیه ۶)
۱۱- آبرومند در دنیا و آخرت
12- مقرّب(سوره آل عمران آیه ۴۵)
۱۳- برگزیده خدا ( سوره آل عمران آیه ۳۳)
14- مجتبی یعنی برگزیده و انتخاب شده ( سوره انعام آیه۸۸)
۱۵- صالح یعنی بنده شایسته ( سوره انعام آیه ۸۵)
۱۶- مبارک
۱۷- زکیّ (خوب رشد کننده)
۱۸- آیة
۱۹- رحمت
۲۰- بَرّ (سوره مریم آیه۱۹-۲۲و۲۳)


قرآن بدون پدر دنیا آمدن مسیح را چندان عجیب نمی شمارد بلکه مثل او را مانند آدم می داند و چنانچه آدم را خداوند به قدرت کامله خود بی پدر و مادر آفرید عیسی را نیز بقدرت خود بدون پدر بوجود آورده است.(8)
عمده مباحثی را که قرآن درباره عیسی مسیح ع بیان کرده میتوان در امور ذیل خلاصه کرد:
1- خاندان مسیح و شأن مادر او( سوره آل عمران آیه۳۳-۳۷و آیه ۴۲-۴۳و سوره مائده آیه۷۵ و مریم آیه۱۶-۲۱ و تحریم آیه۱۲)
2- جریان حمل مریم وولادت عیسی( سوره آل عمران آیه ۴۵-۴۷ و سوره مریم آیه۲۲-۲۹)
۳- تکلم مسیح در گهواره( سوره آل عمران آیه ۴۶و مریم ۲۹-۳۲ و مائده آیه۱۱۰)
۴- دعوت کردن بنی اسرائیل را( سوره آل عمران آیه۴۹-۵۱ و سوره مائده آیه ۱۱۰)
۵- معجزات او( سوره آل عمران آیه ۴۹ و مائده آیه۱۱۰-۱۱۵ و مریم۲۹-۳۲)
۶- حواریون او و شأن آنها( سوره آل عمران آیه ۵۲-۵۳ و سوره مائده آیه ۱۱۱-۱۱۵ و صف آیه ۱۴)
7- کتاب حضرت مسیح و مزایای آن( در ۱۲آیه از آل عمران و مائده و اعراف و توبه و فتح و حدید)
۸- مقامات و خصایص و القاب او( در آیات سوره هایی که در قبل ذکر شد)
۹- انتقاد و ردّ عقاید انحرافی درباره او( آل عمران ۶۹ و مائده ۱۷و۷۲و۷۳ و نساء ۱۷۱-۱۷۲و...) مثل پسر خدابودن
۱۰- نفی صلب و قتل او( سوره نساءآیه۱۵۷-۱۵۸)
11- بشارت او به ظهور پیغمبر اسلام( سوره صف آیه ۶ و اعراف ۱۵۷)

1-سوره آل عمران آیه ۳۵-۴۴
۲- سوره مریم آیه ۱۷-۲۷
۳- سوره مریم آیه ۲۷-۳۳
۴- سوره آل عمران آیه ۴۷-۴۹/مائده آیه۷۵
۵- سوره آل عمران آیه ۵۱
6-سوره آل عمران آیه ۵۲/نساء آیه ۱۵۷-۱۵۸
۷-سوره صف آیه ۶
۸-سوره آل عمران آیه ۵۸


به نام خدا

جناب داداش کایکو

ممنون میشم اگه منابعی دیگر که بجز آیه های قران است را نیز بفرمایید . روی برخی مطالب که نوشته اید , سوالاتی دارم اما ابتدا میخوام خودم اون منابع رو ببینم .

مخصوصا اونجایی که گفتید خداوند روح خود را بصورت بشر به سوی حضرت مریم فرستاد و گفت من به تو ......

ممنونم


(۱۵/آذر/۹۱ ۱۸:۱۵)mahdy_mir نوشته است: [ -> ]خداوند روح خود را بصورت بشر به سوی حضرت مریم فرستاد و گفت من به تو ......
قبل از هر چیز از اینکه با تاخیر پاسخ دادم عذر خواهی میکنم . یه مقدار سرم شلوغ بود .

اما بعد :برای اینکه جواب واضح تر باشد من عبارتی که در مورد روح امده است را مجدد می اورم.
نقل قول: تا اینکه خدا روح خود را ( یعنی روحی را که آفریدة او و فرستاده او بود) بصورت بشری بجانب او فرستاد و او به مریم گفت من فرستاده پروردگار توام آمده ام که به اذن خدا به تو فرزندی عنایت کنم.

تذکر : الله عزوجل روح ندارد بلکه روح مخلوق خداوند است .
در رابطه با روح در روایات و ایات بیانات مختلفی شده که هر کدام معنای خاص خود را دارند . عباراتی چون الروح ،روح ،روح القدس روح .
در برخی از روایات به جناب جبرئیل ع نسبت داده شده ومنظور روح القدس نیست بلکه روح القدس ماهیتا جنبه تاییدی دارد و جسمیت ندارد . لذا معنا کردن روحی که به نزد حضرت مریم س به روح القدس منتفی است .
لازم به ذکر است مواردی وجود دارد که ملائک تجسم کرده اند و به شکل بشر در امده اند . در قران زمانی که به نزد حضرت ابرهیم ع برای بشارت به تولد اسماعیل ع می اییند به شکل بشر ظاهر میشوند. همچنین وقتی نزد حضرت لوط ع میروند به شکل بشر به نزد ایشان میروند .
مع الوصف :1-خداوند روحی ندارد و روح مخلوق خداوند است
2-روح برخی از روایات به جناب جبرئیل ع نسبت داده شده که ایشان ملک است و فرشتگان قابلیت تجسم را دارند و مخلوق بودن انها نیز قطعیست . بنا بر این منعی وجود ندارد که تجسمی صورت بگیرد .
3- اطلاعات در مورد روح بسیار اندک است همچنان که ایه میفرماید:وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً (سوره اسراء 85)تو را از روح می پرسند بگو : روح جزئی از فرمان پروردگار من است و شما را جز اندک دانشی نداده اند.
اما انچه مسلم است روح مخلوق الله عزوجل است و نسبت ان با حق تعالی مخلوقیت است و لا غیر .
برای اطلاع بیشتر میتوانید به تفاسیر روایی چون نور الثقلین ،المبین (ومنابع دیگری که در ادامه خواهد امد انشا الله) رجوع ،و روایات ذیل ایات سوره مریم و ایاتی که در تاپیک گذشت را مطالعه بفرمایید.مضاف بر اینکه حقیر در مقدمه تاپیک نیز عرض کردم که برای اشنایی باشخصیت والای حضرت عیسی مسیح ع از دیدگاه اسلام نیاز به کمک دیگر دوستان نیز دارم و انشاالله با کمک یکدیگر این تاپیک را به دائره المعارف اسلامی حضرت مسیح ع تبدیل بکنیم . لذا منتظر مطالب دوستان نیز خواهم بود .
سلام

(۱۸/آذر/۹۱ ۱۰:۴۰)داداش کایکو نوشته است: [ -> ]
قبل از هر چیز از اینکه با تاخیر پاسخ دادم عذر خواهی میکنم . یه مقدار سرم شلوغ بود .
اما بعد :برای اینکه جواب واضح تر باشد من عبارتی که در مورد روح امده است را مجدد می اورم.
تذکر : الله عزوجل روح ندارد بلکه روح مخلوق خداوند است .
در رابطه با روح در روایات و ایات بیانات مختلفی شده که هر کدام معنای خاص خود را دارند . عباراتی چون الروح ،روح ،روح القدس روح .
در برخی از روایات به جناب جبرئیل ع نسبت داده شده ومنظور روح القدس نیست بلکه روح القدس ماهیتا جنبه تاییدی دارد و جسمیت ندارد . لذا معنا کردن روحی که به نزد حضرت مریم س به روح القدس منتفی است .
لازم به ذکر است مواردی وجود دارد که ملائک تجسم کرده اند و به شکل بشر در امده اند . در قران زمانی که به نزد حضرت ابرهیم ع برای بشارت به تولد اسماعیل ع می اییند به شکل بشر ظاهر میشوند. همچنین وقتی نزد حضرت لوط ع میروند به شکل بشر به نزد ایشان میروند .
مع الوصف :1-خداوند روحی ندارد و روح مخلوق خداوند است
2-روح برخی از روایات به جناب جبرئیل ع نسبت داده شده که ایشان ملک است و فرشتگان قابلیت تجسم را دارند و مخلوق بودن انها نیز قطعیست . بنا بر این منعی وجود ندارد که تجسمی صورت بگیرد .
3- اطلاعات در مورد روح بسیار اندک است همچنان که ایه میفرماید:وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً (سوره اسراء 85)تو را از روح می پرسند بگو : روح جزئی از فرمان پروردگار من است و شما را جز اندک دانشی نداده اند.
اما انچه مسلم است روح مخلوق الله عزوجل است و نسبت ان با حق تعالی مخلوقیت است و لا غیر .
برای اطلاع بیشتر میتوانید به تفاسیر روایی چون نور الثقلین ،المبین و.. رجوع و روایات ذیل ایات سوره مریم و ایاتی که در تاپیک گذشت رجوع بفرمایید .مضاف بر اینکه حقیر در مقدمه تاپیک نیز عرض کردم که برای اشنایی باشخصیت والای حضرت عیسی مسیح ع از دیدگاه اسلام نیاز به کمک دیگر دوستان نیز دارم و انشاالله با کمک یکدیگر این تاپیک را به دائره المعارف اسلامی حضرت مسیح ع تبدیل بکنیم . لذا منتظر مطالب دوستان نیز خواهم بود .

همکار محترم روایاتی که این سخن را تعریف میکنند منابعشان کجاست؟

ایا روح ( روح به معنای خاص) که تحت امر خدا است ایا نمیشود خدا به انها جسمیت بدهد؟ایا خدا نمیتواند به تمام فرشتگان و ملائک خود جسمیت بدهد؟
اگر این گونه باشد شما برای خدا محدودیت قائل شده اید.

لطفا اینگونه مباحث هیچ نظری نمیتوان داد را مستند بگویید.

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً (سوره اسراء 85)تو را از روح می پرسند بگو : روح جزئی از فرمان پروردگار من است و شما را جز اندک دانشی نداده اند.
پس وقتی خود خدا میفرماید نمیدانید ، نمشیه که خودمون نظر بدیم بلکه باید دید ( ثقلین ) چگونه همدیگر را تفسیر میکنند.
(۱۵/آذر/۹۱ ۱۸:۱۵)mahdy_mir نوشته است: [ -> ]ممنون میشم اگه منابعی دیگر که بجز آیه های قران است را نیز بفرمایید . روی برخی مطالب که نوشته اید , سوالاتی دارم اما ابتدا میخوام خودم اون منابع رو ببینم .
در تفاسیر روایی چون نور الثقلین ، المبین ، بخش روایی المیزان و دیگر تفاسیر شیعی میتوانید روایات ذیل ایات مذکور در تاپیک را مشاهده نمایید.


(۱۵/آذر/۹۱ ۱۸:۱۵)mahdy_mir نوشته است: [ -> ]مخصوصا اونجایی که گفتید خداوند روح خود را بصورت بشر به سوی حضرت مریم فرستاد و گفت من به تو ......

در ایه 17 سوره مریم به صراحت امده است .
سلام
ببخشید که پابرهنه پریدم داخل !
خداوند متعال بر همه چیز قادر هست مهدی آقا ، اما خوب باید مفعول هم قابلیتش رو داشته باشه.
لذا اگر مطمئن شدید خداوند یک کار خاص رو انجام نخواهد داد ، این دلیل بر محدودیت خدا نیست ، بلکه دلیل بر محدود بودن اون امر هست.
یعنی مثلا ، اگر خدا بخواد کار بکنه که یک شیء هم بود باشه و نبود ، این کار نشدنی هست ، نه به خاطر این که الله جل جلاله توانایی انجام این کار رو نداره ريال بلکه به این خاطر که این شیء توانایی داشتن دو خصلت به صورت بودن و نبودن رو نداره.
آدرس های مرجع