تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چرا شیعه با دست باز نماز می گذارد؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
علت این مسأله که از مسائل فقهی است روشن است خاصه اینکه اختلاف در مسائل فقهی در بین خود اهل سنت هم رواج دارد و چهار مکتب آنان هم اختلاف نظر های متعدد دارد و این امری سهل و عادی است. علاوه بر این مذاهب سه گانه اهل سنت تکتف و دست بستن را در نماز مستحب می دانند نه واجب.
[تصویر: namaz.jpg]

و مالک بن انس در واجبات آن را مکروه قلمداد می کند. اقوال آنان در این زمینه اینگونه است:
1- ابوحنیفه: تکتف سنت است (مستحب است) و واجب نیست.
2- شافعی: سنت است برای زن و مرد (مستحب)
3- حنابله: سنت است (مستحب)
4- مالکیه: باز بودن دست ها در نمازهای واجب، مستحب است (و جماعتی قبل از ایشان هم همین را قائل بوده اند. از جمله عبدالله بن زبیر- سعید بن المسیب- سعید بن جبیر- جبیر بن عطاء- ابن جریح- حسن البصری- ابن سیرین- و جماعتی از فقهاء.
و این مذهب بنی سعد هم می باشد ولی ایشان این نکته را اضافه کرده است که اگر قیام طول بکشد و نمازگزار خسته شود، در آن صورت می تواند دستها را ببندد.
و آنچه از امام اوزاعی نقل شده تخیر بین قبض و رها کردن دستها می باشد.[1]
اما مشهور شیعه امامیه، آن را حرام و مبطل می داند[2]
خوب وقتی خود مذاهب اربعه در این مسأله اختلاف نظر دارند معلوم است که مکتب اهل بیت که مکتبی مستقل و پیوسته به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می باشد اگر نظر خاصی داشته باشد، مشکلی نباشد.
________________________________________
[1]الفقه علی المذاهب الخمسه ص 110
[2]جواهر الکلام ج 11 ص 15-16
منبع : حوزه

نمازگزاردن به صورت دست ‏بسته از نظر شيعه.

نماز گزاردن به صورت دست‏ بسته(قبض يا تكتف )، در فقه اماميه بدعت وحرام است. امير مؤمنان مى‏فرمايد:«لا يجمع المسلم يديه في صلاته وهو قائم بين يدي الله يشبه باهل الكفرمن المجوس‏» (1) : نمازگزار دستهاى خود را در حاليكه در برابر خدا ايستاده است روى هم قرار ندهد كه با اين عمل، شيوه مجوسيان كافر را حكايت مى‏كند.

ابوحميد ساعدى، صحابى بزرگ، براى گروهى از صحابه كه در ميان آنان ابو هريره دوسى، سهل ساعدى، ابو اسيد ساعدى، ابو قتاده، حارث بن ربعى و محمد بن مسلمه نيز حضور داشتند، كيفيت انجام نماز را از رسول خدا حكايت كرد و نيز از مستحبات ريز و درشت آن نام برد، ولى از چنين عملى (دست روى دست نهادن در نماز) سخن به ميان نياورد. (2) بديهى است اگر شيوه پيامبر ولو احيانا چنين بود، او يادآور مى‏شد، ويا حاضران تذكر مى‏دادند.مشابه حديث ‏ساعدى، از زبان امام صادق عليه السلام به وسيله حماد بن عيسى نيز در كتابهاى حديثى ما نقل شده است.(3)
از حديث ‏سهل بن سعد استفاده مى‏شود كه دست‏بسته نماز خواندن، بعد از پيامبر به وجود آمده است، زيرا مى‏گويد: «كان الناس يؤمرون‏»: به مردم دستور مى‏دادند. چه، اگر اين كار دستور پيامبر بود، آن را به پيامبر نسبت مى‏داد.(4)

پى‏نوشتها

1. وسائل الشيعه، ج 4 باب 15 از ابواب قواطع نماز، حديث 7.
2.بيهقى، سنن: 2 / 72، 73، 101، 102; ابو داود سنن: 1 / 194، باب افتتاح الصلاة، حديث 730، تزمذى، سنن: 2 / 98، باب صفه الصلاة.
3. وسائل الشيعه: 4، باب 1 از ابواب افعاغل الصلاه، حديث 81.
4. فتح البارى: 2 / 224 و سنن بيهقى: 2 / 28.
منشور عقايد اماميه صفحه 279
استاد جعفر سبحانى
حالا چه فرقی داره مهم خلوص نیته نه دست باز یا بسته ،
هیچ آدابی و ترتیبی مجو؛؛؛هرچه می خواهد دل تنگت بگو
سلام
حرف آخری که زدید به صورت عام اشتباه هست
حالا هر شعر و ضرب المثلی که دیدم ، باید بدون بررسی بپذیریم؟
شما با رئیس جمهور کشور هم بخوای صحبت کنی ، آداب و ترتیبی نمی جویی؟
(۲۰/آذر/۹۱ ۲۲:۱۳)مهرآریا نوشته است: [ -> ]حالا چه فرقی داره مهم خلوص نیته نه دست باز یا بسته ،
هیچ آدابی و ترتیبی مجو؛؛؛هرچه می خواهد دل تنگت بگو
پس وضو هم میگیری دستاتو نشور.چه حرفیه میزنید شما.


محمد بن عمر و ابن عطا روايت كرده اند ابو حميد ساعدي از ده نفر از اصحاب رسول خدا شنيد كه يكي از اين ده نفر ابوقتاده است پس ابو حميد مي گويد من داناترين شما به نماز رسول خدا هستم به او گفتند : نماز را عرضه كن پس گفت : رسول خدا زماني كه به نماز مي ايستاد دو دست خود را بالا مي برد تا موازي دو گوشش قرار مي گرفت سپس تكبير مي گفت تا اينكه هر عضو بدنش در جاي خود قرار مي گرفت سپس حمد و سوره را قرائت مي كرد سپس تكبير مي گفت سپس دو دستش را تا گوشش بالا مي آورد سپس به ركوع مي رفت و دو كف دست خود را بر زانو مي گذاشت سپس آرام مي گرفت نه سرش را بالا مي آورد و نه زياد پايين مي انداخت و مي گفت خدا سخن كسي كه او را مدح كند شنيد سپس دو دستش را بالا برد تا كنار گوشش قرار گرفت سپس گفت : الله اكبر و سپس خود را به زمين انداخت و دو كف دست خود را كنار خود گذاشت سپس سر بلند كرد و بر پاي چپ نشست و انگشتان دو پايش را موقع سجده باز كرد و سجده كرد و سپس الله اكبر گفت و بلند شد و بر پاي چپ نشست تا همه اندامش آرام گرفت سپس در سجده بعد همين كار را كرد .... همه گفتند : راست گفتي رسول خدا اينچنين نماز مي خواند .
امام مالك در الموطا و ابوداود آن را نقل كرده اند و ترمذي درباره آن گفته است: حديث حسن صحيح (سنن ابن ماجة ، ج 1، ص 280 ، سنن أبي داود، ج 1، ص 170 كتاب الصلاه باب استفتاح الصلاه ، سنن الترمذي، ج 1، ص 188 باب ما جاء في وصف الصلاه ، مسند أحمد ج 5، ص 424، سنن الدارمي ، ج 1، ص 314 كتاب الصلاة باب صفة صلاة رسول الله ، السنن الكبرى للبيهقي، ج 2، ص 72 ، عمدة القاري، ج 6، ص 104 ‘ صحيح ابن حبان ج 5 ص 196...)
بخاري هم آن را به طور مختصر نقل كرده است.(صحيح البخاري ، ج 1، ص 201، كتاب الصلاة ، باب سنّة الجلوس في التشهد).
شوكاني ميگويد: صاحبان صحاح سته(صحاح سته شش کتابی هستند که کاملا مورد قبول اهل سنت می باشند) جز نسائي آن را نقل كرده اند و ترمذي آن را صحيح دانسته است، و بخاري آن را به صورت مختصر نقل كرده است.(نيل الأوطار، ج 2، ص 198).
در اين روايت كه قصد راوي بيان كامل نماز رسول خدا با همه جزئيات است هرگز مطلبي درباره دست بسته بودن رسول خدا نقل نشده است بعد از ثبوت اين خبر صحيح از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم روشن ميگردد كه عمل شيعه در دست باز نماز خواندن مطابق با سنت رسول الله است . بنابر اين بقيه مذاهب اسلامي بايد پاسخگو باشند كه چرا مخالف سنت نبوي عمل ميكنند. البته ما به ذكر روايت از كتب اهل سنت اكتفا كرديم چرا كه در كتب شيعه و روايات شيعه اين مسئله اجماعي است. و هيچ قول مخالفي در شيعه نسبت به اين امر وجود ندارد.

اما در مورد تكتف و دست بسته نماز خواندن که اهل سنت آن را انجام می دهند باید توجه داشته باشید که این کار بعد از پيامبر اكرم توسط خلیفه دوم بدعت شده است . اميرمؤمنان علي (ع ) مي فرمايد: لايجمع المسلم يديه في الصلاه و هو قائم بين يدي الله يشبه باهل الكفر من المجوس؛ نمازگزار دست هاي خودرا در حالي كه در برابر خدا ايستاده است روي هم قرار ندهد كه با اين عمل شيوه مجوسيان كافر را حكايت مي كند (وسائل الشيعه , ج 4, باب 15 از ابواب قواطع نماز حديث 7 - منشور عقايد اماميه , جعفر سبحاني , انتشارات مؤسسه تعليماتي و تحقيقاتي امام صادق , ص 279 و 280)

دست بسته نماز خواندن از زمان خليفه دوم عمر بن خطاب به دستور وی بدعت شده است . گفتني است كه همه فرقه هاي اهل سنت دست بسته نماز نمي خوانند; همانند مالكي ها .... و اين از اموري است كه از زمان خليفه دوم مرسوم شده و ما آن را بدعت و حرام مي دانيم . مسلما رسول خدا(ص ) و اميرالمومنين با دست باز نماز مي خواندند و بايد توجه داشت آنهايي هم كه با دست بسته نماز مي خوانند آن را مستحب مي دانند.
توجه داشته باشید که پيامبر اسلام اگر دست بسته نماز مي خواندند و سنت هميشگي پيامبر آن گونه بود, در اين صورت , همه آن طور مي خواندند و كسي در آن اختلاف نمي كرد. از خصوصيات شيعه پاي بندي به سنت پيامبر است . اگر پيامبر اسلام دست بسته مي خواندند: اولا, شيعيان قطعا دست بسته مي خواندند در حالی که هيچ كدام از امامان معصوم شيعه نگفته اند كه پيامبر دست بسته نماز مي خوانده است )مستند العروه , آيت الله شيخ مرتضي بروجردي , ج 4, ص 445). ثانيا, اگر عمل پيامبر مي بود, اهل سنت نيز دست بسته خواندن را واجب مي دانستند در حالي كه هيچ كدام از چهار فرقه فقهي اهل سنت اين عمل را واجب نمي دانند حتي مالكي ها آن را مستحب هم نمي دانند(الفقه علي المذاهب الخمسه , مغنيه , ص 109( آنان كه اولين بار دست بسته نماز خواندن را رسم كردند چنين فكر كردند كه چنين حالتي به خود گرفتن، يك نوع احترام و تواضع در برابر خداوند است و براي همين , دستور دادند كه از آن به بعد در نمازها دست بسته باشند. . بنابراين , اهل سنت نيز اين عمل را عمل پيامبر نمي دانند, بلكه عمل صحابه پيامبر بعد از رحلت نبي اكرم (ص ) مي دانند و داستان آن را چنين آورده اند كه وقتي كه اسيران ايراني را نزد عمر بن خطاب آوردند, عمر بن خطاب آنها را دست بسته ديد و پرسيد: چرا چنين كرده ايد؟ گفتند: رسم ما ايرانيان اين است كه در برابر پادشاهانمان چنين مي ايستيم . عمر بن خطاب از اين حالت خوشش آمد و دستور داد از اين پس در نماز چنين بايستند و مردم هم مطابق دستور عمل كردند و به اين ترتيب , تكتف, سنت شد(مستند العروه , ج 4, ص 445 - جواهر, ج 11, ص 19( شيعيان علي (ع ) براساس رواياتي كه از امامان معصوم رسيده , به تكتف معتقد نيستند و به جاي آن , دست ها را روي ران ها مي گذارند و پايين مي اندازند. برخي از روايات چنين است : الف ) به امام صادق (ع ) يا امام باقر(ع ) گفته شد: كسي دست خود را روي دست ديگر مي گذارد و نماز مي خواند, حكم اين چيست ؟ جواب داد: اين , تكتف است و انجام نشود. ب ) علي (ع ) فرمود: مسلمان با گذاشتن دست خود روي دست ديگر, خود را به مجوس تشبيه نمي كند. ج ) امام باقر(ع ) فرمود: در نماز تكتف نكن كه اين كار مجوس است .
یا علی(علیه السلام)
(۲۰/آذر/۹۱ ۲۲:۱۳)مهرآریا نوشته است: [ -> ]حالا چه فرقی داره مهم خلوص نیته نه دست باز یا بسته ،
هیچ آدابی و ترتیبی مجو؛؛؛هرچه می خواهد دل تنگت بگو
شما کامپیوترت رو خواستی روشنش کنی دوشاخش رو بکن تو سوراخ در ... مهم نیتت هست که میخوای روشنش کنی ...
بیخیال دستورالعمل سازندش ...
شما چرا ناراحت میکنی خودتو ! اصلا میخوای تو رختخواب نماز بخونیم ؟ مهم نیته دیگه؟
مهم اینجاس که وقتی یچیزی رو که رسول خدا به عنوان الگو بجا گذاشته باید از اون پیروی کنی.

متاسفانه شما حدیث ثقلین رو نخوندی یا نشنیدی که در اون حضرت چی فرمودند؟
«اني تارک فيکم الثقلين ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدي – احدهما اعظم من الاخر کتاب الله حبلٌ ممدود من السماء الي الارض، و عترتي اهل بيتي، و لن يفترقا حتي يردوا علي الحوض فانظروا کيف تخلفوني فيهما.»
من در بين شما دو چيز گرانقدر را مي گذارم که تا وقتي به آن دو تمسک جوييد، بعد از من گمراه نمي شويد يکي از آن دو از ديگري بزرگتر است : کتاب خدا که طناب کشيده شده از آسمان به زمين است و عترت من خاندان من و از يکديگر جدا نمي شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند. پس بنگريد که در نبود من (به جاي من) چگونه با آنان رفتار مي کنيد.
حالا این ثلین کیانند؟ قران و اهل بیت. اینو دیگه هر کسی میدونه.
نازه کسی که هم کف قران شناخته میشه کسیه که نبی اکرم اون رو به عنوان جانشین و وصی و خیلف خودش انتخاب میکنه و اگه سوال و پرسش و حکمی که بین مردم فراموش شده رو مردم از ثقل دیگر بپرسن. نه اینکه از اضافاتی که دیگران قرار دادن استناد بشه.
بعدشم شما که میگی چی فرق میکنه ، علمای اهل عامه دست بسته خوندن رو واجب نمیدونن .
به روايت بخاري توجه فرماييد:
فروى عن عَبْد اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَةَ، عَنْ مَالِكٍ، عَنْ أَبِي حَازِمٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ، قَالَ كَانَ النَّاسُ يُؤْمَرُونَ أَنْ يَضَعَ الرَّجُلُ الْيَدَ الْيُمْنَى عَلَى ذِرَاعِهِ الْيُسْرَى فِي الصَّلاَةِ . قَالَ أَبُو حَازِمٍ لاَ أَعْلَمُهُ إِلاَّ يَنْمِي ذَلِكَ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم. قَالَ إِسْمَاعِيلُ يُنْمَى ذَلِكَ. وَلَمْ يَقُلْ يَنْمِي.
عن ابي حازم از سهل بن سعد است كه گفت : مردم امر مي كردند كه نمازگزار در نماز دست راست را بر ساعد دست چپ بگذارد . ابو حازم مي گويد: مطلبي درباره اين روايت نمي دانم جز اينكه به پيامبر نسبت داده شده است . اسماعيل مي گويد : اين مطلب نسبت داده شده است و نمي گويد خود او نسبت داده است .
صحيح البخاري: ج 1 ص 181، ح 740، كتاب الأذان، ب 87، باب وَضْعِ الُْيمْنَى عَلَى الْيُسْرَى.
شما میدونی که نماز جزء امور تعبدی هستش و نه چیز دیگه و در امور تعبدی باید این دستورا از کجا بیاد؟ از جانب خدا پس نباد اختلاف بین این امر باشه درسته؟[/b]

[b]اگه اختلاف باشه باید پیدا کرد که این اختلاف از کجاست.


اینم یه نمونه :

قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم : صلوا کما رايتموني اصلي
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :‌ نماز بخوانيد همانگونه كه مي بينيد من نماز مي خوانم.
صحيح البخاري ج 1 ص 155 , کتاب الاذان باب الاذان للمسافر اذا کان جماعة


اینهم برای شما نمونه ای از خروارها که بدونید پیامبر با چه حالتی نماز میخواندن:
[align=CENTER]روى محمد بن عمر وابن عطاء قال : سمعت أبا حميد الساعدي في عشرة من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم منهم أبو قتادة فقال أبو حميد : أنا أعلمكم بصلاة رسول الله صلى الله عليه وسلم قالوا : فأعرض قال : كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا قام إلى الصلاة يرفع يديه حتى يحاذي بهما منكبیه ثم يكبر حتى يقر كل عظم في موضعه معتدلا ثم يقرأ ثم يكبر فيرفع يديه حتى يحاذي بهما منكبيه ثم يركع ويضع راحتيه على ركبتيه ثم يعتدل فلا يصوب رأسه ولا يقنعه ثم يرفع رأسه ويقول سمع الله لمن حمده ثم يرفع يديه حتى يحاذي منكبيه معتدلا ثم يقول : الله أكبر ثم يهوي إلى الأرض فيجافي يديه عن جنبيه ثم يرفع رأسه ويثني رجله اليسرى فيقعد عليها ويفتح أصابع رجليه إذا سجد ويسجد ثم يقول الله أكبر ويرفع ويثني رجله اليسرى فيقعد عليها حتى يرجع كل عظم إلى موضعه ثم يصنع في الأخرى مثل ذلك ....قالوا : صدقت هكذا كان يصلي صلى الله عليه وسلم.
[align=CENTER]محمد بن عمر و ابن عطا روايت كرده اند ابو حميد ساعدي از ده نفر از اصحاب رسول خدا شنيد كه يكي از اين ده نفر ابوقتاده است پس ابو حميد مي گويد من داناترين شما به نماز رسول خدا هستم به او گفتند : نماز را عرضه كن پس گفت : رسول خدا زماني كه به نماز مي ايستاد دو دوست خود را بالا مي برد تا موازي دو گوشش قرار مي گرفت سپس تكبير مي گفت تا اينكه هر عضو بدنش در جاي خود قرار مي گرفت سپس حمد و سوره را قرائت مي كرد سپس تكبير مي گفت سپس دو دستش را تا گوشش بال مي آورد سپس به ركوع مي رفت و دو كف دست خود را بر زانو مي گذاشت سپس آرام مي گرفت نه سرش را بالا مي آورد و نه زياد پايين مي انداخت و مي گفت خدا سخن كسي كه او را مدح كند شنيد سپس دو دستش را بالا بر تا كنار گوشش قرار گرفت سپس گفت : الله اكبر و سپس خود را به زمين انداخت و دو كف دست خود را كنار خود گذاشت سپس سر بلند كرد و بر پاي چپ نشست و انگشتان دو پايش را موقع سجده باز كرد و سجده كرد و سپس الله اكبر گفت و بلند شد و بر پاي چپ نشست تا همه اندامش آرام گرفت سپس در سجده بعد همين كار را كرد .... همه گفتند : راست گفتي رسول خدا اينچنين نماز مي خواند .[align=CENTER]حالا ببین این یکی چیمیگه : [align=RIGHT]امام مالك در الموطا و ابوداود آن را نقل كرده اند و ترمذي درباره آن گفته است: حديث حسن صحيح
سنن ابن ماجة ، ج 1، ص 280 ، سنن أبي داود، ج 1، ص 170 كتاب الصلاه باب استفتاح الصلاه ، سنن الترمذي، ج 1، ص 188 باب ما جا في وصف الصلاه ، مسند أحمد ج 5، ص 424، سنن الدارمي ، ج 1، ص 314 كتاب الصلاة باب صفة صلاة رسول الله ، السنن الكبرى للبيهقي، ج 2، ص 72 ، عمدة القاري، ج 6، ص 104 ‘ صحيح ابن حبان ج 5 ص 196...
بخاري آن را به طور مختصر نقل كرده است.
صحيح البخاري ، ج 1، ص 201، كتاب الصلاة ، باب سنّة الجلوس في التشهد.

[align=RIGHT]یه سوال از شما دارم:
[align=RIGHT]اگه بگیم اینا همه دروغ ( اینجوری که دیگه همش مستندات خودتون به حراج میزارید) اگه پیامبر با دست بسته نماز خونده مدرکش کو؟ دوم اینکه اصلا سبک ایستادن چطور بوده؟
[align=RIGHT]الحنفية قالوا : كيفيته تختلف باختلاف المصلي . فإن كان رجلا فيسن في حقه أن يضع باطن كفه اليمنى على ظاهر كف اليسرى محلقا بالخنصر والإبهام على الرسغ تحت سرته . وإن كانت امرأة فيسن لها أن تضع يديها على صدرها من غير تحليق
حنفيه ميگويند :‌ نحوه انجام آن به اعتبار نماز گزار مختلف است بنابر اين اگر نمازگزار مرد است براي مرد بهتر است براي او مستحب است كه كف دست راستش را بر پشت دست قرار دهد و دست چپ را با انگشت ابهام و ميانه بگيرد و آن دو را روي لگن و زير ناف قرار دهد ، و براي زن بهتر است كه دستهايش را بدون آن كه به هم بچسباند روي سينه اش بگذارد.
الحنابلة قالوا : السنة للرجل والمرأة أن يضع باطن يده اليمنى على ظهر يده اليسرى ويجعلها تحت سرته
و حنابله ميگويند :‌ تكتف براي مرد و زن سنت است و بهتر اين است كه كف دست راست را بر پشت دست چپ گذاشته و آن را زير ناف قرار دهد.
الشافعية قالوا : السنة للرجل والمرأة وضع بطن كف اليد اليمنى على ظهر كف اليسرى تحت صدره وفوق سرته مما يلي جانبه الأيسر .
و شافعيه ميگويند : ‌براي مرد و زن مستحب است كه كف دست راست را بر پشت دست چپ پايين سينه و بلاي ناف به طرف چپ بدن قرار دهد.
الفقه علي المذاهب الاربعة ج 1 ص 251 ،‌ كتاب الصلاة با ب وضع اليد اليمني علي اليسري في الصلاة ، الفقه علي المذاهب الاربعه ج 1 ص 285 المكتبة الشاملة اصدار اول .

[align=RIGHT]خوندی همکار محترم؟
[align=RIGHT]اگه بگیم دست بسته حالا کدوم نوعش؟
[align=CENTER]بزار اینم بگم تا شاید یکم دست از عناد با اهل بیت بردارین.
[align=CENTER]«سمعت أبا ذر يقول وهو آخذ بباب الكعبة: من عرفني فأنا من قد عرفني، ومن أنكرني فأنا أبو ذر سمعت النبي صلى الله عليه وآله يقول: ثم ألا إنّ مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها هلك».

أحمد بن حنبل، فضائل الصحابة: ج2 ص785؛ الحاكم النيسابوري المستدرك: ج2 ص343. الطبراني، المعجم الكبير: ج3 ص44 – 45؛ الطبراني، المعجم الأوسط: ج4 ص10 ج5 ص306 ـ 355، ج6 ص85؛ الطبراني، المعجم الصغير: ج1 ص139ـ 140 ج2 ص22.الحاكم النيسابوري، المستدرك: ج2 ص343. تاريخ بغداد: ج12 ص90. حلية الأولياء: ج4 ص306.

شنيدم كه اباذر در حاليكه در كعبه را گرفته است مي گويد : كسي كه مرا مي شناسد كه مي شناسد و كسي كه مرا نمي شناسد من ابوذر هستم شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمود : آگاه باشيد مثل اهل بيت من مثل كشتي نوح است كه هر كس بر آن سوار شود نجات پيدا مي كند و هر كس سوار آن نشود هلاك خواهد شد.

تفسير وجه تشبيه اهل بيت عليهم السلام به سفينه را مناوي نيز بيان كرده است :

قال المناوي: «ووجه تشبيههم بالسفينة أنّ من أحبهم وعظّمهم شكراً لنعمة جدهم وأخذ بهدي علمائهم نجا من ظلمة المخالفات، ومن تخلف عن ذلك غرق في بحر كفر النعم وهلك في معادن الطغيان».

المناوي، فيض القدير: ج5 ص660.

مناوي مي گويد : وجه تشبيه اهل بيت به كشتي اين است كه كسي كه ايشان را دوست بدارد و به آنها احترام كند به خاطر شكر نعمت جدشان (رسول خدا) و به هدايت و راهنمايي عالمان آنها عمل كند از تاريكي اشتباهات نجات پيدا مي كند ، و كسي كه از آن سرپيچي كند در درياي كفران نعمت غرق خواهد شد و در سرچشمه هاي طغيان هلاك خواهد شد.
آدرس های مرجع