با سلام خدمت دوستان
بنده در اصفهان زندگی میکنم...چند وقته پیش هم اومده بودم تهران...خواستم به دوستان بگم که اگه تو بعضی مناطق اصفهان بدتره تهران نباشه فوقش مثله اونجاس...اینا تو اصفهان هم شدید رواج داره...دیدم یکی از دوستان گفتن سوراخ سوراخش مد میشه خواستم بگم که تو اصفهان که بنده چندین مورد دیدم...مخص.صا منطقه خاقانی که دوستان اصفهانی مطلع هستن که اونجا چه وضعیه


نقل قول:به نظر شما چطور میشه یه خانم که حجاب نداره رو محجبه کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)
![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)
![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)
تقریبا هیچ جور ، یک مرد غریبه هیچ جوره نمی تونه تو این زمینه کمکی کنه .
و در مورد وضع حجاب ، اوضاع اونقدری شیر تو شیر شده که من چشمم دیگه آب نمی خوره عوض شه . شایدم این اتفاق رو نمی شد جلوش رو گرفت.
شایدم یه مدت اینجوری باشه مثل غرب کلشون به سنگ خورد. فعلا که تذکر و نصحیت عمدتا جواب عکس داده. گستاخ و حریصتر میشن.
باید صبر کرد تا عاقبت این نوع رفتار رو بچشند ، عاقبت طببیعی اش و عاقبت غیر طببیعی اش (عذاب خدا) .
زمان همه چیز رو اثبات می کنه.
11:66-7
0.0
اگه همچین فیلم هایی مجوز نمی گرفتن, یه عده از مردم هم اینطوری شک نمی کردن که مسلما قاون کشور عوض شده ! (البته منظورم دولت خاصی نیست, گر چه اغلب دولت ها کار جدی انجام ندادن)
0.0
حتما اگه الان من بگم وزارت ارشاد یا گشت پلیس یه تعداد
0.0
یه تعداد هم می گن: بابا دوباره شما زحمات این دو نهاد که دارن سرسختانه تلاش میکنن رو نادیده گرفتین

0.0
اینکه ما بشینیم بگیم, دشمن یا یه مافیایی توی وزارت ارشاد نفوذ کرده کار درست نمیشه, به نظرم باید وزارت ارشاد با اسنخدام مثلا طلبه ها در اون از نظر فکر تسخیر بشه . یعنی خود طلبه ها برای استخدام خودشون وارد عمل بشن حتی به زور.
0.0
یا علی - علیه السلام
ای بابا !!!!
ب جای اینکه هی بگیم بد حجابی ، بد حجابی ، بی غیرتی و ... بیایم استدلالش کنیم ...
به نظر من ، بدحجابی و بی غیرتی به خاطر اینه که برا ماها کسی روشن نمی کنه ، آخه چرا ؟؟؟ چرا حجاب ؟؟؟ چرا غیرت ؟؟؟
یه دختر از وقتی چشم باز می کنه بهش میگن حجابتو حفظ کن ، ما جلو در و همسایه آبرو داریم ...
بعد وقتی میره دانشگاه ، دیگه در و همسایه ای نیست که بخواد آبرو رو حفظ کنه ...(آبرویی که تعریفش رو خانواده به خوردش دادن)
به بچه می گن ، کار بد کنی ، خدا میندازتت جهنم ... آخه این استدلاله آیا ؟؟؟
باید ، عقل و منطق رو توجیه کرد ، توی آدم های احساساتی باید احساساتشون رو هم توجیه کرد ، نه اینکه بترسونیمش ...
یه مثال قابل لمس بزنم : وقتی یه مادر می خواد به بچه ش بگه ، اتو نباید وقتی تو برقه بهش دست زد :
1- اتو جیزه ... دست نزنیا ... دستت می سوزه ... (با کلی جیغ و اخم و تهدید)
2- بچه رو ببری پیش اتو ، اتو رو بزنی به برق دستش رو کمی نزدیکش کنی ، تا گرمیش رو احساس کنه ! بعد بگی : می بینی داغه ؟ اگه از برق در آوردیش و نیم ساعت گذشت ، اونوقت خنکه ، اونوقت بردار باهاش بازی کن ... (راه حل همیشگی مامان جون من که الهی فداش بشم

)
با سلام
من مي خواستم در جواب اون دوستمون كه پرسيده بود چطور مي شود يك زن بي حجاب را محجبه كرد بگم به نظر من بيشتر بي حجابي زنان بخاطر رفتار اشتباه آقايان مي باشد چون زن بصورت فطرتي خودنما مي باشد ولي اين خودنمايي در جايي كه توجه بيش از اندازه از سوي مردان نامحرم و برعكس بي توجهي از سوي همسر باشد بصورت يك مرض خود را نشان داده كه همان بي حجابي افراطي يا برهنگي است. اگر مردان ما از غيرت بجايي برخوردار بودند و همسرانشان را از نظر عاطفي اغنا مي كردند و از همه مهمتر در مجامع عمومي با رفتارهاي اشتباهشان با زنان نامحرم صحه روي بدحجابي و برهنگي نمي گذاشتند در حقيقت به زنانشان القا نمي شد كه با برهنگي و بدحجابي مي توانيد جلب توجه نماييد. چون وقتي زني مي بيند كه همسرش با يك زن نامحرم بدحجاب حسابي گرم گرفته و بيش از حد به او احترام مي گذارد اين نظريه برايش جا مي افتد كه اگر او هم به قدر كافي خود را به نمايش بگذارد ديگران از او تمجيد كرده و مورد احترام قرار مي گيرد. (در حقيقت ريشه بدحجابي افراطي در كمبود توجه و عاطفه از طرف اطرافيان شخص مي باشد)
سلام دوستان
حالا که دیگه محرم های آدمم تو خونه ازین جوراب شلواری ها می پوشن دیگه واویلاست به عمه مادرو خواهرتم دیگه نمیشه نگاه کرد!
قدیما می گفتن شما مگه ناموس نداری دختر مجرد تو این خونست رعایت کنید حالا باید گفت شما مگه برادر پدر شوهر نداری برادرتم که مجرده بیشتر رعایت کن!!


خدا بهمون رحم کنه!
الهم عجل لویک الفرج
چندی است که پدیده ای شوم برپیکر زنان پایتخت خودنمایی می کند که نامش «ساپورت» و یا «لگ» (leg) است.
البته این از خاصیت های جامعه ی آوانگارد و مدپرست است که برای ذایقه سازی و هویت بخشی به پدیده های نو و گاها ناساز با فضای عمومی، اقدام به نامگذاری خاص بر روی آنها می کنند.
این تصاویر در فضای عمومی تهران براحتی قابل مشاهده است
اینکه چرا و چه کسی نام «جوراب شلواری» های سابق را «ساپورت» نهاده و اصلا این نام از خارج کشور همراه با این جوراب شلواری های رنگ آمیری شده وارد شده یا خیر، موضوع بحث ما نیست.
داستان از این قرار است که از زمستان ۱۳۹۱ برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواری هایی نمودند که منظره ی بدن نمای از زانو به پایین این پوشش ها قدری عجیب می نمود.
![[تصویر: 2_.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7900989886/2_.jpg)
[/font]
متاسفانه اقدامی در برخورد با این پوشش (که عملا شلوار را از زیر مانتو حذف کرده بود) از سوی هیچکدام از مبادی مسئول صورت نگرفت.
یکی از تحلیل های محتمل نیز این بود که حساسیت فضای پیش از انتخابات ریاست جمهوری و بهانه جویی دشمن برای شبطنت رسانه ای، دلیل جدی نگرفتن این آسیب اجتماعی می توانست باشد.
بهار ۱۳۹۲ از راه رسید و چشم مردم تهران منور به کوتاه تر شدن مانتوهایی شد که زیر آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواری های سابق (که حالا نام ساپورت به خود گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی این ساپورت ها نه تنها آفتاب بیشتری به خود می دیدند بلکه رنگ ها و نقوش بیشتری را بر اندام باربی های تهرانی تجربه می کردند.
گاهی یک ساپورت «رنگ پا» بیننده را به اشتباه می انداخت که نکند فقط یک پیراهن بر تن فلان زن است و دیگر هیچ!
این تصاویر در فضای عمومی تهران براحتی قابل مشاهده است
حالا این روزها..
ساپورت های رنگارنگ در حال فتح خیابانهای تهران است.
اکنون به وفور دختران و زنانی در سطح شهر تهران دیده می شوند که پیراهنی کشی و مجلسی را (که هیچ ربط و شباهتی به مانتو ندارد و صرفا پیراهنی است که تا نیمی از نشیمنگاه امتداد دارد) بر تن داشته و پوشش تمامی نیم تنه ی تحتانی بدن را برعهده ی ساپورت نازک و گاها رنگ بدن خویش گذاشته اند.
روز گذشته برای دیدن فیلم «هیس!..دختر ها فریاد نمیزنند» به سینما پردیس رفته بودم تا یکی دیگر از فیلمهای سینمای مولف را ببینم.
انبوه زنان و دختران ساپورت پوشی که مردانشان با عضلات ستبر و بدنسازی شده (مردانی که حکماً به اندازه ی جوجه خروس هم غیور نبودند) دیده میشد و در این میان دخترکی با آرایشی غلیظ و موهایی افشان با ساپورتی مشکی خودنمایی می کرد چرا که با فونت نستعلیق سایز ۹۰ و سفید روی ران ها و ساق پاهای خویش(بر روی ساپورت) اشعاری مورب و حالت ابر و باد ادبیاتی نوشته شده بود.
هرچه کردم نتوانستم قید خواندن اشعار بزنم.
دقیق تر شدم.
نوشته بود : شوش..جوادیه…راه آهن..شوش..میدان راه آهن…ترمینال جنوب..
نمی دانستم بخندم یا عصبانی شوم.
طراحی ابلیس کار خودش را برای کسانی که نمی خواهند به ساپورتها چشم بدوزند کرده بود..
چشم ها کنجکاو خواندن اشعار می شوند.
بعید نیست در آینده ی نه چندان دور که جدول متقاطع کلمات را بر روی برجستگی بدن زنان و دختران ایرانی در فضاهای عمومی شاهد باشیم.
نگرانم..

نگران شهرستان هایی که قرار است مورد حمله ی ساپورت ها قرار گیرند.
پروژه ی «حیازدایی» دشمن همچنان ادامه دارد و ما همچنان در غار اصحاب کهف خوابیم.
به نقل از : شنود
[font=Tahoma]
یا للعجب این دیگه چه جور لباسیه

به حق چیز های نشنیده
