۲۸/خرداد/۹۲, ۱۷:۱۳
به نام خدا
* برخی افراد خارج از جوامع هکتیویستها نیز به دنبال تخریب و ویرانگری هستند
متأسفانه، سه پرونده اخیر نشان میدهند که برخی افراد خارج از جوامع هکتیویستها نیز به دنبال تخریب و ویرانگری هستند. در ماه اوت سال 2012، شرکت نفت دولتی عربستان سعودی، که با نام شرکت آرامکو عربستان نیز مشهور است، از یک تخریب دیجیتال آسیب دید. به گفته «عبدالله السعدان» ، یکی از معاونین شرکت، متجاوزین خارجی فایلهایی کلیدی را از بیش از 30.000 کامپیوتر پاک کردند. سرلشکر «منصور الترکی»، سخنگوی وزارت کشور عربستان، اظهار داشت که «این حمله نتوانست به هدف نهایی خود، که متوقف ساختن جریان نفت عربستان بود، دست پیدا کند.» چند سال بعد، راسگاز، شرکتی با سهام مشترک متعلق به پترولیوم قطر و اکسون موبیل، و یکی از بزرگترین تأمینکنندگان گاز طبیعی مایع، گزارش داد که از یک حمله مشابه آسیب دیده است.
در تازهترین مورد که در ماه مارس گذشته به وقوع پیوست، حملات مخرب دیجیتالی بیش از 48 هزار کامپیوتر را در کره جنوبی تحت تأثیر قرار داد. سه ایستگاه تلویزیونی و سه بانک گزارش دادند که فایلهای حیاتی سیستمها توسط نرمافزارهای مخرب مورد حمله قرار گرفتهاند و آثار این حملات، مشابه صدمات وارده به شرکت آرامکو عربستان و راسگاز بوده است. مقامات کره جنوبی این حملات را به کره شمالی نسبت دادند.
*تفاوت حملات دیجیتالی در چیست؟
مهم است که در این زمینه، میان حملات دیجیتال که به طور موقت شبکهها را مختل کرده، و حملاتی که دادهها را پاک میکنند، تمایز قائل شویم. نوع اول حملات با عنوان DDoS یا حملات «حمله توزیع شده محروم سازی از سرویس» (Distributed Denial of Service) شناخته میشود. در این روش متجاوزان، کامپیوترهای هدف را با ترافیک شبکهای جعلی، غرق کرده و توانایی قربانی برای ارتباط با اینترنت و همچنین توانایی سایرین برای بازدید از شبکههای مورد حمله را کاهش میدهند.
خسارتهای ناشی از چنین حملاتی به محض این که متجاوز حمله را متوقف سازد، یا یک شرکت امنیتی به کمک قربانی بیاید، پایان مییابد. این نوع حمله روشی از حمله محرومسازی از سرویس (Denial of Service attack) (یا به اختصار DoS) است که در آن حملهکننده با تعداد زیادی از کامپیوترها و شبکههایی که در اختیار دارد، حمله را صورت میدهد. در این روش تمام رایانهها یکی از روشهای حمله را که در ذیل ذکر شدهاند را همزمان با هم انجام میدهند که ممکن است در برخی موارد خسارات جبران ناپذیری را به بار آورد.
*حملات پاک کردن دادهها، مخربتر هستند
حملات پاک کردن دادهها، مخربتر هستند. هنگامی که یک متجاوز دادهها را نابود میسازد، به طور کلی مطالب را از هارد درایو هدف پاک میکند. اگر هیچ کپی دیگری از دادهها وجود نداشته باشد، آنها برای همیشه از دست میروند. اگر سیستم آسیبدیده، یک عملیات تجاری بسیار مهم را اجرا کند، آن عملیات تا وقتی که کامپیوتر بازسازی یا مرمت شود دچار اختلال خواهد شد. به عنوان مثال، متجاوزی که به محاسبات کنترل کننده یک دستگاه رزونانس مغناطیسی یا روباتی که قطعات خودرو را پرس میکند، حمله مینماید، میتواند به شکلی موثر تجارت و کسبوکار را متوقف سازد.
*در فضای سایبری، توانایی سرقت، معادل با توانایی نابودسازی است
در تمامی این سه پرونده (شرکت آرامکو عربستان، راسگاز، و کره جنوبی) ، متجاوزین احتمالاً به شکلی یکسان عمل کردند. متهاجمان احتمالاً خیلی راحت میتوانستند تصمیم بگیرند که روزها، هفتهها، یا ماهها به جاسوسی از این شرکتها بپردازند. اگر بازرسان موفق میشدند متجاوزان را شناسایی کرده و متهاجمان را بیرون کنند، برخی مفسران ادعا میکردند که این حمله هم یک مورد دیگر از جاسوسیهای بیضرر بوده است.
هر چه باشد، متجاوزان هنگامی که آزادانه در شبکههای قربانی پرسه میزدند، نگاهی هم به دادهها انداختهاند. با این حال، حقیقت این است که در فضای سایبری، توانایی سرقت، معادل با توانایی نابودسازی است. هر نمونهای از بهرهبرداری از شبکههای کامپیوتری، یک پرونده بالقوه از حمله به شبکههای کامپیوتری است.
* راهکارهای که باید برای مقابله با جاسوسان سایبری اتخاذ کرد
پرداختن به این مسئله نیازمند در نظر گرفتن چند مرحله است. اول اینکه سیاستگذاران باید نگرشهای بیقید و آسانگیرانه خود نسبت به «جاسوسیِ صِرف» را به شکلی مناسب بازبینی کنند. درست است، برخی از متجاوزان احتمالاً اعمال خود را به جاسوسی محدود کرده و تصمیم میگیرند خسارتی وارد نکنند؛ اما همه چنین لطفی نخواهند کرد. دوم این که، سازمانهایی که هدف حمله قرار میگیرند باید بدانند که متجاوزان به طور معمول به شبکههای آنها نفوذ میکنند.
هر کسی که یک شبکه را راهاندازی میکند، باید یک ذهنیت شکارچیوار را هم در خود ایجاد کند، و سعی کند عملیاتی انجام دهد که متجاوزین را پیش از این که تصمیم بگیرند دادهها را سرقت کرده یا نابود نمایند، ردیابی و شناسایی کند. سوم این که، سازمانها باید با همنوعان خود، شرکتهای تأمینکننده موارد ایمنی که قابل اعتماد و درستکار هستند، و نهادهای دولتی همکاری کنند تا اطلاعات مربوط به تهدیدها را به قالبهایی استاندارد شده و دستگاهخوان نظیر قالب OpenIOC از ماندیانت، یا بیان ساختار یافته اطلاعات تهدیدی از MITRE تغییر دهند.
هنگامی که یک سازمان از تهدیدها آگاه شود، میتواند از شرکتی نظیر ماندیانت بخواهد که به جستجوی متجاوزان پرداخته و پس از یافتن آنها، بیرونشان کند. ماندیانت از ترکیبی از ابزارها و اطلاعات برای ارزیابی مدارک و شواهد به دست آمده از شبکهها، کامپیوترها و برنامههای کاربردی استفاده میکند تا تهدیدهای نهان را کشف کرده و به قربانیان کمک کند که شبکه خود را به یک وضعیت قابل اعتماد بازگردانند.
*باید با جاسوسان سایبری مقابله جدی کرد
سازمانها زمانی که بتوانند متجاوزین را سریعاً در شبکههای خود شناسایی کرده و پیش از این که دشمن مأموریت خود را (هر چه که هست) تکمیل نماید، او را از بین ببرند، پیروز خواهند بود. دیگر بیش از نمیتوانیم پشت این طرز فکر که فعالیتهای متجاوزانه را میتوان تحمل کرد چون هدفشان صرفاً جاسوسی است، پنهان شویم.
نقل از:وبلاگ "جنگ نرم
![[تصویر: 627_118.jpg]](http://didban.ir/files/fa/news/1391/9/7/627_118.jpg)
![[تصویر: 628_707.jpg]](http://didban.ir/files/fa/news/1391/9/7/628_707.jpg)
