۷/بهمن/۹۱, ۲۱:۵۴
رسانه ها به مردم نمی گویند درباره ی یک موضوع چگونه بیندیشند ، بلکه به مردم این پیام رامنتقل می کنند که به چه چیزی فکر کنند.از این رو رسانه ها ی جمعی نگرش مردم را تغییر نمی دهند بلکه هدف آنها این است که به مردم بباورانند که چه موضوع هایی مهم هستند.
بحرانهایی که رسانه ها می توانند باعث بوجود اوردن و یا تشدید آن شوند می توان به صورت زیر تقسیم بندی کرد.
البته این نکته نیز واضح هست که خود این رسانه ها می توانند عاملی برای رفع بحران نیز باشند.
بحران اجتماعی زمانی رخ می دهد که اختلافاتی در جامعه پدید آید و تعادل عمومی و عملکرد بهنجار و معمول حیات اجتماعی را به مخاطره افکند.
بحران اقتصادی حالتی است که از جهت عدم توازن درآمد و خرج ویا پیدایش محصول و میزان مصرف و بازاریابی حاصل شود و منجر به توقف و یا ورشکستگی بازار و دولتها گردد.
بحران سیاسی ، بحران مشروعیت نظام حاکم است ؛ آنگاه که نخبگان سیاسی یک جامعه استعداد و قابلیت تولید وباز تولید ارتباطات و مناسبات مبتنی بر اعتماد و مقبولیت خود را از دست می دهند و سیستم سیاسی دچار ناکارآمدی می شود .
بحرانهای فرهنگی نیز ، شکل های گوناگون دارند. گاه درتضاد میان خرده فرهنگها و فرهنگ مسلط سکنی می گزینند و گاه نشانه ی نوعی از خود بیگانگی فرهنگی و یا به تعبیر دیگر اغتشاش و سردرگمی هویت فرهنگی دارند ؛ زمانی نیز در هنگامه ی بازگشت به "خود فرهنگی " حادث می شوند .
بحرانهای نظامی ، عمدتا در شکل کودتا یعنی ضبط سریع و قطعی قدرت دولتی به وسیله ی یک قدرت سیاسی یا گروه نظامی که از داخل نظام موجود بروز می کنند.