تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ابوتراب عليه السلام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
• ابوتراب (علیه السلام)
موضوع: ابوتراب در قرآن
کلمات کليدي: ابوتراب، کافر



«وَ یَقُولُ الْکَافِرُ یَــلَیْتَنِى کُنتُ تُرَابَا [1]

؛ و کافر مى گوید: اى کاش من خاک بودم!»



معناى «یــلَیتَنى کُنتُ تُربا» این است که: اى کاش از مرحله خاک فراتر نمى رفتم و آفریده نمى شدم و یا اى کاش پس از آن که انسان شدم و مردم، هرگز پس از مردن و خاک شدن، زندگى تازه اى در رستاخیز نمى یافتم ؛ [2]

امّا از آن جا که براى قرآن بطن هایى است، شاید بشود گفت یک بطن عمیق آیه همین باشد که مراد از «یــلَیتَنى کُنتُ تُربا» اشاره به شیعیان علی بن ابیطالب علیه السلام و ولایت آن حضرت باشد. مؤید این مطلب روایت ذیل است:


« عبایة بن ربعی مى گوید
به عبدالله بن عباس گفتم:
چرا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کنیه علی علیه السلام را ابوتراب نها؟
عبدالله گفت:
براى این که علی علیه السلام بعد از رسول، صاحب زمین و حجت خداوند بر اهل زمین است
و بقا و آرامش زمین به خاطر وجود اوست،
و من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که مى فرمود:
«زمانى که قیامت شود و کافر، ثواب و سعادت و کرامتى را که خداوند براى شیعه علی علیه السلام مهیا کرده ببیند، مى گوید:

«یَــلَیْتَنِى کُنتُ تُرَ بَاً اَىْ مِنْ شیعَةِ عَلِىٍّ

، وَ ذلِکَ قُولُ اللّهِ عَزَّوَجَلّ: «وَیَقُولَ الکافِرُ یا لَیْتَنى کُنْتُ تراباً»
یعنى اى کاش از شیعیان علی مى بودم [3] و این است سخن خداوند که مى فرماید: «کافر مى گوید: اى کاش خاک بودم»

در روایت دیگرى از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در تفسیر این آیه مى فرماید:
«یَعنى عَلَوِیّاً یُوالى اَباتُراب»
کافر در روز قیامت مى گوید:
اى کاش علوى بودم و اباتراب را دوست داشتم.» [4]

________________________________________________________

پی نوشت:

[1]. سوره نباء، آیه 40.
[2]. تفسیر المیزان ; تفسیر روح المعانى ; تفسیر کبیر، ذیل آیه آخر سوره نبأ.
[3]. برهان، محدّث بحرانى، ج 5، ص 572، ح 4 ; معانى الاخبار، شیخ صدوق، ص 120.
[4]. تأویل الایات الظاهرة، سید شرف الدین حسینى استرآبادى، ص 736.


نوشته شده توسط طه حسن زاده در روز چهارشنبه 1391/5/11 ساعت 17:50

نقل از http://aboutorab.com/page.php?pid=204&id=1359
خدا را شکر که مولایم علی شد
ای دل غمگین مباش که مولای ما علیست
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
سلام بر منجي عالم
• حزب ابوتراب

[تصویر: 1305416453.gif]


در این دوره و زمانه زیاد واژه ی حزب را می شنویم؛
هر حزبی هم اهداف و مرام خود را دارد،حال یا این اهداف در جهت رضایت خدا است و یا در جهت رضایت شیطان! هیچ کدام هم حق مطلق نیستند،اما یک حزب در دنیا وجود دارد که؛
مرامش علوی است،
شهادتش حسینی است،
آرمانش مهدوی است
جایگاهش هم بهشتی است؛

حزب ابوتراب.
[تصویر: poster%20ghadir-01.jpg]

در روایت آمده است که؛ پيامبر خدا صلي الله عليه وآله فرمودند:



« ولايت علي بن ابي طالب، ولايت خداست، و دوست‏ داشتن او، عبادت خداست، و پيروي از او واجب الهي است، و دوستان او دوستان خدايند و دشمنانش دشمنان خدا. حزب او حزب خدا، و صلح او صلح خداست.»(1)


از امیرالمومنین علي‏ عليه السلام هم نقل شده است که؛ سلمان به من گفت کم‏تر اتّفاق افتاد هنگامي که من با پيامبر خدا هستم، تو نزد او بيايي، جز آن که بين شانه‏ هايم زده و فرموده است:«اي سلمان! اين و حزبش، رستگارانند».(2)

[تصویر: 1305416453.gif]
-----------------
[b]
[1] بشارة المصطفي:16.
[2] تاريخ دمشق:332:42، النور المشتعل:70:254، شواهد التنزيل:107:88:1.
سلام بر مهدي موعود

[تصویر: baner.jpg]

دست امیرالمومنین علیه السلام و دست خاتم الانبیاء صلی الله علیه واله وسلم در عدل و داد برابر است.
[b]
قال ابوبكر: ... قال لی رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - لیله الهجره، و نحن خارجان من الغار نرید المدینه:
كفی و كف علی فی العدل سواء.
ابو بكر گفت: خدا و رسولش راست گفتند، رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - در شب هجرت در حالی كه بیرون از غار بودیم و اراده (رفتن) به مدینه را داشتیم به من فرمود:
دست من و دست علی در عدل و داد برابر است.
ابن مغازلی در مناقب، حدیث 170، ص. 129 - و ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 2، ص 438، اواخر حدیث. 953 (شرح محمودی). - شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع الموده، باب مناقب السبعون، ص 277، حدیث 17 و ص. 300 - متقی هندی در كنز العمال، ج 11، ص 604 (مؤسسه الرساله بیروت، چاپ پنجم)، و دیگران.

این روایت دلالت صریح می کند بر اینکه امیرالمومنین علیه السلام باید جانشین بلافصل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم باشد. بدین تقریب:


اولا: هدف از ارسال رسل و فرستادن پیامبران، این بوده است که اقامه عدل و قسط شود:«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب و الميزان ليقوم‏ الناس بالقسط»( حديد/25 )ما پيامبران خويش را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها کتاب و معيار فرود آورديم تا مردم عدل و قسط را به پا دارند...(قسط) به معنای تقسیم و تقسیط و پخش می باشد؛ یعنی هرچیزی را در جای خود به کار بردن و هر شی‏ء را در محل شایسته خود قرار دادن، چنان که از مدت ها پیش عدل را نیز به همین معنا تفسیر کرده اند و گفته اند: «العدل یضع الأشیاء موضعها؛ عدالت این است که هر چیزی در جای خود قرار بگیرد و نظمی که شایسته هر موجودی است به وجود آید»اين آيه صريحا به پاداشتن عدل و قسط را هدف رسالت و بعثت پيامبران‏ معرفى کرده است. قرآن مأموريت و رسالت انبياء را برقرارى عدل در ميان بشر بيان مى‏کند. در اين آيه مى‏فرمايد ما فرستادگان خودمان را با دلائل روشن فرستاديم و همراه آنها کتاب و دستور و نوشته فرستاديم با ميزان، يعنى قوانين و مقررات عادلانه، براى چه؟ « ليقوم الناس بالقسط ». براى اينکه همه‏ افراد بشر به عدالت رفتار کنند و اصل عدالت در ميان افراد بشر بر قرار گردد. بنابراين ، مسئله بر قرارى عدالت، آن هم با مقياس بشريت، هدف اصلى و عمومى همه انبياء بوده است، يعنى انبياء که آمده‏اند، يک کار، يک‏ وظيفه، يک مأموريت و يک رسالتى که داشته‏اند، به نص قرآن مجيد عدالت بوده است.


ثانیا به طریق اولی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم چون از طرفی چون اشرف انبیاء بوده اند در این رسالت عظیم یعنی برقراری عدل، اولی تر بوده اند و وظیفه شان به مراتب سنگین تر و از طرفی چون خاتم الانبیا هستند برقراری عدالت کلیه در گرو برقراری عدالت توسط ایشان بوده است. یعنی اگر ایشان و خلفای ایشان عدالت را برقرار نمی کردند، سعی و کوشش و هدف کل انبیاء ضایع می شود.


[b]ثالثا طبق حدیث فوق، خود ابی بکر اعتراف کرده است که پیامبر فرموده اند دست من و امیرالمومنین علیه السلام در عدل یکی است.


پس:تنها کسی می تواند عدالت کلیه را اجرا کند، تنها کسی می تواند هدف کل انبیاء را محقق سازد، که دست او با دست پیامبر در عدالت یکی باشد و آن کسی نیست الا امیرالمومنین علیه السلام. لذا فقط امیرالمومنین می توانند جانشین خاتم الانبیاء صلی الله علیه وآله وسلم باشند. و نه احدی دیگر.

http://www.yasobeddin.blogfa.com/
[/b]
سلام بر مهدی منتظر

[/b]
[تصویر: 1305416453.gif]
پرتوي از فضائل امير المومنين علي عليه السلام در حديث

[تصویر: parto1.jpg]
پرتوي از فضائل امير المومنين علي عليه السلام در حديث اثر آيت الله العظمي صافي منتشر شد.
اين كتاب كه اصل آن به زبان عربي و با عنوان « قبس من مناقب امير المومنين » مي‌باشد توسط يكي از فضلاي حوزه ترجمه و در 200 صفحه به علاقمندان كتاب و همه مسملمانان و تشنگان حقيقت عرضه شده است.
كتاب به بررسي 110 روايت بسيار مهم از پيامبر عظيم الشأن (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در فضايل امام مؤمنان حضرت علي بن ابي‌طالب عليه السلام مي‌پردازد كه امتياز عمده‌ي اين كتاب آن است كه تمامي اين روايات از منابع مهم و درجه‌ي اول روايي اهل تسنن استخراج شده است.
مطالعه اين كتاب، به همه برادران و خواهران مسلمان اعم از شيعه و سني توصيه مي‌گردد.
[تصویر: 1_0002.gif]

http://saafi.net/fa/node/3406

سلام بر منجی عالم

[تصویر: IMG18181227.jpg]

بسم الله الرحمن الرحيم
خطبه های نمازجمعه به امامت حجة الاسلام حاج آقا ابراهیمی
امام جمعه بافت مورخ 90/10/16
خطبه اول
فضائل امیرالمومنین علی(علیه السلام) از کلام گهربار امام سجاد(علیه السلام)

در خطبه گذشته خطبه امام سجاد (عليه السلام) را مورد بحث قرار داديم و به بخش تبيين فضائل و مناقب آقا اميرالمومنين (عليه السلام) از زبان امام سجاد (عليه السلام) رسيديم بخشي را بعنوان قسمت اول در خطبه گذشته عرض كردم، قسمت دوم فضائل اميرالمومنين علي (عليه السلام) را در اين خطبه خدمت شما عرض مي كنم بعنوان مقدمه آنجايي كه امام سجاد (عليه السلام) مي خواهند جد خود رسول خدا(صلی الله علیه وآله) را معرفي كنند و توضيح اضافه نمي دهند چون مردم شام با پيغمبر (صلي الله عليه و آله وسلم) آشنا هستند و از فضائل رسول خدا(صلی الله علیه وآله) با خبر هستند آنچه بر آنها مخفي است فضائل آقا اميرالمومنين (عليه السلام) است در نتيجه در بحث فضائل اميرالمومنين علی(عليه السلام)، امام سجاد (عليه السلام) تاكيد بیشتری دارند و فضائل بسيار نابي را بيان مي كنند كه بعضي از اين فضائل ريشه قرآني دارد از زبان خود رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بعنوان فضيلت و منقبت بسيار بزرگ مطرح شده است اين موارد را بيان مي كنند تا مردم آشنا بشوند و آقا اميرالمومنين (عليه السلام) را بشناسند به اين جمله رسيديم.

کافر نبودن حضرت علی(علیه السلام) و خداپرست بودن در تمام عمر

«و لم يكفر بالله طرفة عين» من فرزند كسي هستم كه يك لحظه هم كافر نبوده است يك لحظه هم كفر بخدا نياورده است يك لحظه هم در مقابل بت سجده نكرده است اميرالمومنين علی(علیه السلام) و پيغمبر پيرو حضرت ابراهيم(علیه السلام) بودند، ولي مردم مكه مشرك بودند و در مقابل بت سجده مي كردند ولي آقا اميرالمومنين علی(علیه السلام) از همان اول خدا پرست بود پيغمبر هم همينطور علي(علیه السلام) يك لحظه در مقابل بت هاي مردم شام سجده نكرده است اما اصحاب ديگر پيغمبر بت پرست بودند و در برابر بت سجده مي كردند آيا كسي كه يك بار در طول زندگي اش طرفة عين ؛ عين يعني چشم ، طرفة عين يعني چشم بر هم زدن ؛ به اندازه يك چشم بر هم زدن، علي(علیه السلام) مشرك نبوده است يك لحظه هم بر بت سجده نكرده است و اين با كسي كه يك عمر بر بت سجده كرده با هم برابر نیستند جد من آن كسي است كه يك لحظه بت پرستي نكرده است شما با هم مقايسه كنيد با جد يزيد؛ جد يزيد كه بوده است ابوسفيان ؛ ابوسفيان به ذاته مشرك بوده است هميشه بر بت سجده مي كرده است جد من چنين كسي است جد يزيد هم چنين كسي است خودتان قضاوت كنيد كدام بالاتر است؟ كدام شايستگي خلافت نظام اسلامي و رهبري را دارد؟ اهل سنت به خلفا و اصحاب ديگر كه مي رسند مي گويند «رضي الله عنه» مثلا ابوسعيد خدري، رضي الله عنه خدا از او راضي باشد فلاني رضي الله عنه به اميرالمومنين علي (عليه السلام) كه مي رسند مي گويند «كرم الله وجهه» اهل سنت این طور می گویند با اين كلام نسبت به مولا امتيازي قائلند چون علي وجهش و صورتش را خدا گرامي دارد چون يك لحظه بر غير خدا هم سجده نكرده است آنها اين حرف قائلند علي(علیه السلام) را كرم الله وجهه مي گويند خوب اين هم يكي از مناقب اميرالمومنين علی(عليه السلام) است ما پيرو كسي هستيم كه يك لحظه بت پرستي نكرده است يك لحظه در مقابل بت سجده نكرده است اما شما كه پيرو عمر و ابوبكر و عثمان هستيد آنها بت پرست و مشرك بودند به دست پيغمبر مسلمان شدند خودتان قضاوت كنيد كسي كه در تمام عمرش يك لحظه بغير خدا سجده نكرده شايسته ولايت و امامت و رهبري است يا كسيكه يك عمر در گمراهي بوده است و بعد بدست پيغمبر مسلمان شده است. امتياز از كجا تا كجا است.

حضرت علی(علیه السلام) صالحترین بندگان خدا در روی زمین

جمله بعدي «انا بن صالح المومنين» من فرزند صالح مومنين هستم اين كلمه صالح المومنين ريشه قرآني دارد ریشه در كجا دارد؟ در سوره تحريم، آيه چهارم را توجه بفرماييد «و ان تظاهرا عليه و فان الله هو مولـه و جبريل و صالح المومنين و الملائكه بعد ذلك ظهير» ان تظاهرا يعني اگر شما بخواهيد بر عليه پيغمبر غلبه كنيد پشت سر هم بر عليه پيغمبر شويد اين آيه را شيعه و سني نوشتند بر عليه حفصه دختر عمر و عايشه دختر ابوبكر كه اينها دست به دست هم دادند و بر عليه پيغمبر اقدام كردند قرآن تهديدشان مي كند مي گويد اگر شما دو نفر دست به دست هم دهيد بخواهيد بر عليه پيغمبر اقدام كنيد مي دانيد پشتيبان پيغمبر، خداي تبارك و تعالي است پشتيبان پيغمبر جبرئيل امين است پشتيبان پيغمير صالح المومنين است، پشتيبان پيغمبر ملائكه هستند خدا تهديدشان مي كند که شما نمي توانيد دست به دست هم دهيد و اقدامي بر عليه پيغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) انجام دهيد شيعه و سني نقل كردند صالح المومنين بهترین مومنین كيست حضرت علي (عليه السلام) است، صالح از ميان همه مومنين، نه مومنين صالح، اين صالح كه مقدم شده است يعني بالاترين مومن صالح پشتيبان پيغمبر(صلی الله علیه وآله) است حالا اين آيه را مردم بارها خوانده بودند مردم شام اين آيه را خوانده بودند اما نمي دانستند صالح المومنين كيست؟ اما قرآن تصريح كرده است كه مولا و كمك كار نبي اسلام صالح المومنين است اينجا فهميدند كه صالح المومننين آقا اميرالمومنين علي (عليه السلام) است.

حضرت علی(علیه السلام) وارث تمام انبیاء

«انا بن صالح المومنين و وارث النبيين» من فرزند كسي هستم كه وارث تمام پيغمبران است اين جمله علي(علیه السلام) وارث همه پيغمبران است چندين ساعت تک تک روي فضائل اميرالمومنين(علیه السلام) وقت گذاشتم تا ببينم كه اين فضائل را مي توانيم از قرآن استناد كنيم از فرمايشات نبي مكرم اسلام مي توانيم استناد كنيم تا به اين جمله رسيدم كه پيغمبر خدا (صلی الله علیه وآله) مي فرمايند: علي اخي غير از فرمايشات پيغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) به حضرت علي (عليه السلام) خطاب كردند.

حضور ملائکه در مکانی که فضائل حضرت علی(علیه السلام) بیان می شود و نورانیت بعد از آن

ما روايت داريم جايي كه فضائل اميرالمومنين علی(علیه السلام) بيان مي شود ملائكه حضور پيدا مي كنند ملائكه خودشان را به فضائل و مناقب اميرالمومنين علی(علیه السلام) معطر مي كنند بعد مي نشينند تا مجلس تمام شود مجلس كه تمام شد به آسمان حركت مي كنند ملائكه ديگر آنها را ملاقات مي كنند و به آنها مي گويند شما خيلي نوراني شده ايد خيلي خوشبو شده ايد اين خوشبويي و نورانيت شما از كجا بود مي گويند در يك مجلسي در زمين بود و فضائل علي (عليه السلام) نقل مي شد مناقب اميرالمومنين (عليه السلام) در آن مجلس نقل مي شد و ما آن مجلس رفتيم و نورانيت ما از آن مجلس است بعد مي گويند ما هم اگر حركت كنيم مي رسيم مي گويند نه اين مجلس تمام شده است ولي آن نورانيت در آن فضا هست ميگويند شما خودتان را به آن فضا برسانيد، فضائل اميرالمومنين علی(عليه السلام) انسان را معطرمي كند و مناقب مولا را شنيدن انسان را خوشبو مي كند آقا رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در جمعي به حضرت علي (عليه السلام) فرمودند «علي اخي» علي برادر من است «و وزيري» وزير من است «و وارثي» علي وارث من است در اين حديث كلمه وارث آمده است علي وارث پيغمبر است منتهي امام سجاد (عليه السلام) مي فرمايد نه تنها وارث پيغمبر است بلكه علي(علیه السلام) وارث تمام پيغمبران الهي است از جهت كتاب از جهت سنت اينكه من خدمت شما عرض كردم اين روايت است از جهت علم تمام علومي كه خداي تبارك و تعالي، به انبيا الهي، به گل سرسبد همه انبياء به خاتم انبياء حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) عنايت كرده است همه را براي علي(علیه السلام) به ارث گذاشته است كه اينجا امام سجاد(علیه السلام) مي فرمايد من فرزند كسي هستم كه او وارث همه پيغمبران الهي است «علي اخي و وزيري و وارثي و خليفتي في امتي و ولي كل مومن بعدي فأقروا بذلك» به اين مطلب اقرار كنيد كه علي (عليه السلام) امام و پيشواي همه مومنان بعد از من است اين هم يك حديث باز پيغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) به اميرالمومنين علی(علیه السلام) رو كردند و فرمودند تو برادر و وارث من هستي اميرالمومنين علی(علیه السلام) سوال كردند چگونه من وارث شما هستم چگونه من از شما ارث مي برم پيغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمودند آنچه كه پيامبران پيشين از من به ارث گذاشتند تو به ارث مي بري پس اين وارث النبيين كه امام سجاد (عليه السلام) در خطبه شام بيان كردند جمله اي است كه پيغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) بارها اعلام كردند که نه تنها وارث من كه هستي بلکه وارث تمام پيغمبران هم هستي اين جمله از كتاب المراجعات نامه 66 است.

حضرت علی(علیه السلام) نابوده کننده همه کفار و سران کفر

«و قامع الملحدين» علي (عليه السلام) نابود كننده همه كفار است سران كفر به دست علي نابود شدند اگر اينها نابود نشده بودند اسلام پيشرفت نمي كرد، در جنگهاب مختلف «و يعسوب المسلمين» كلمه يعسوب المسلمين در عبارات پيغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) بعنوان يعسوب الدين آمده است يعسوب در لغت به معناي سردار است به معناي پادشاه به معناي پيشوا، علي(علیه السلام) پيشواي همه مسلمانان است علي (عليه السلام ) يعسوب الدين است فرمايش پيغمبر است يعني پيشواي دين است

حضرت علی(علیه السلام) روشنایی بخش انسانهای مجاهد در راه خدا

«و نورالمجاهدين» نور يعني روشنايي انسانهاي مجاهد، انسانهاي جهادگر و پيكارگر در راه خدا بايد به علي (عليه السلام) اقتدا كنند علي (عليه السلام) هم در پيكار بر عليه مشركين سرآمد است و هم در جهاد نفس ؛ بسيجي و رزمنده بايد به علي (عليه السلام) اقتدا كند چون او نور مجاهد است او راهنماي مجاهدين هم در جهاد با نفس و هم در جهاد با عدو هم در جهاد بيرون و هم در جهاد درون بدن است. علي (عليه السلام) پيشوا و راهنما است در جنگ احد بود که جهاد اميرالمومنين علی(عليه السلام) باعث شد كه جبرئيل امين فرمود «لافتي الّا علي لا سيف الّا ذوالفقار» جوانمردي در دنيا نيست مگر علي(علیه السلام) شمشيري نيست مگر ذوالفقار، اين بخاطر چه بدست آمده است اين جمله اي ناب جبرئيل در آن گرماگرم جنگ وقتيكه علي (عليه السلام) مجاهدت مي كرد كوشش فراواني داشت، كه از پيغمبر و از اسلام دفاع كند خوب علي (عليه السلام) نور المجاهدين مي شود. مردم من فرزند كسي هستم كه او پيشواي مجاهدين است شما كه به جهاد در راه خدا افتخار مي كنيد مردم را به جهاد در راه خدا امتياز مي دهيد راهنماي همه مجاهدان جد من است پيشواي همه جهادگران جد من علي (عليه السلام) است.

ضربه حضرت علی(علیه السلام) در روز خندق بالاتر از عبادت همه ای موجودات روی زمین

در نبرد خندق پيغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمودند «ضربة علي يوم الخندق افضل من عباده ثقلين» ضربه اي كه امروز علي (عليه السلام) در روز خندق بر پيكر دشمن زد تمام انسانها نماز بخوانند روزه بگيرند تمام اجنه نماز بخوانند عبادت كنند كار خير انجام دهند ثواب اين ضربه از همه آنها بالاتر است علي (عليه السلام) نورالمجاهدين مي شود.این يكي از القاب زين العابدين، اما آقا براي جدش اميرالمومنين علی(عليه السلام) مي فرمايد زين العابدين يعني علی(علیه السلام) زينت عبادت كنندگان علي (عليه السلام) است پانصد درخت خرما، اميرالمومنين علی(عليه السلام) دارند شبي كنار هر درختي دو ركعت نماز اميرالمومنين (عليه السلام) مي خواندند.

حضرت علی(علیه السلام) و عبادت خداوند

چه بسيار شبهايي كه علي (عليه السلام) از خوف خدا غش مي كرد راوي مي گويد ديدم علي (عليه السلام) غش كرده و مثل يك چوب در ميان نخلستان ها خشك شده است دويدم و پيش حضرت زهرا (سلام الله عليها) آمدم گفتم يا زهرا چه نشستي علي (عليه السلام) در نخلستان از دنيا رفته است بعد حالت علي (عليه السلام) را ايشان سوال كردند، فرمودند اميرالمومنين علی(عليه السلام) هميشه از خوف خدا اينگونه غش مي كند، علي (عليه السلام) شكرگذار نعمت پروردگار است خدا كه علي (عليه السلام) را به جهنم نمي برد عبادت همه انسانها يكطرف و یک ضربه حضرت علی(علیه السلام) هم يكطرف، او مشتاق بندگي است او عاشق شكرگذاري از نعمت هاي خدا است زينت عبادت كنندگان است.

حضرت علی(علیه السلام) پیشوای گریه کنندگان

«و تاج البكائين» گريه كنندگان به علي (عليه السلام) نگاه كنند او پيشواي بكائين و گريه كنندگان است، شما ببينيد اينجا مي فرمايد كسي كه مي خواهد جهاد كند به علي (عليه السلام) نگاه كند مي خواهد عبادت كند به علي (عليه السلام) نگاه كند مي خواهد گريه كند به علي (عليه السلام) نگاه كند مي خواهد صبر كند به علي(علیه السلام) نگاه كند علي (عليه السلام) جاب الاضداد است يعني اگر كسي كه اهل جهاد شد ممكن است ديگر اهل عبادت نشود ديگر كاري دست عبادت خدا ندارد مي گويد ما داريم جهاد مي كنيم فعلا وقت جنگ است ولي علي (عليه السلام) كه روز اينگونه مثل شير مي غرد و شب آنگونه اشك مي ريزد و گريه مي كند علي (عليه السلام) را جاب الاضداد مي خواهد جهاد كند بايد به علي (عليه السلام) نگاه كني پيشوايت علي (عليه السلام) باشد عبادت مي خواهي انجام دهی علي (عليه السلام) را پيشواي خودت قرار دهي بعضي ها هستند كه مي بيني كه يك طرفه رشد مي كنند نماز مي خوانند ديگر بين مردم نيستند ديگر كاري به كار نظام ندارند مي گويند گوشه اي نماز بخوانيم عبادت كنيم كاري به كار اين مردم نداريم ما فقط گليم خودمان را از آب بيرون بكشيم اما اميرالمومنين علی(علیه السلام) هم حاكم هم جهاد مي كند هم عبادت مي كند در همه جا حضور دارد كسي كه مي خواهد تقوا داشته باشد بايد از علي (عليه السلام) ياد بگيرد همه جا حضور داشته باشد و خودش را هم حفظ كند.

[/b]

http://www.yascms.ir/index.php?module=Content&do=View&id=125



سلام بر مهربانترین پدر
[تصویر: 1_0002.gif]
فضائل امیرالمومنین (علیه السلام) از زبان احمد بن حنبل و شافعى‏شیعه و سنی روایت کرده‌اند که اگر عبدى در تمام مدت عمر خود شب‏ها به عبادت مشغول و روزها هم روزه‌دار باشد و در راه خدا در همانجا شهید شود و عمرش هم به اندازه عمر آدم تا قیامت باشد، اما از ولایت دستش خالى باشد، اعمالش به درد نمى‏‌خورد.
[تصویر: 47133_613.jpg]
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از تسنیم، مرحوم علامه آیت‌الله حاج سیدمحمدحسین حسینی طهرانی در 18 ذی‌الحجه سال 1395 (39 سال پیش) بیاناتی را در فضیلت عید سعید غدیر و سپس اهمیت علم و عمامه‌گذارى‏ ایراد کرده‌اند که به مناسبت ایام باسعادت عید ولایت منتشر می‌شود: امروز روز عید غدیر است، عیدى است که از آفتاب روشن‏ تر است، و در روایات داریم که از عید فطر و عید أضحى فضیلتش بیشتر است. صدقه دادن در این روز، یک درهم، ثواب یک کوه أبوقبیس است که انسان در راه خدا انفاق کند. عبادت، نماز، روزه، اینها در [امروز] از هر جهت بر سایر ایّام فضیلت دارد. روزه امروز مثل روزه دهر است، اینها مسلّم است، چرا اینطور است؟براى اینکه عید غدیر است.

عید غدیر یعنى چه؟ یعنى عید محبّت، عید ولایت، عید صدق، عید صفا، عید اتّصال بنده به خدا، عید لقاء خدا، عید جذبات پروردگار، عید وصول، عید ایصال، عید شناخت، عید معرفت، این است دیگر.در ماه مبارک رمضان مردم روزه گرفتند، عبادت کردند، آخر ماه رمضان که مى ‏شود، شب مستحب است تا صبح به عبادت بایستند و روز عید فطر را هم عید بگیرند، براى چه؟ براى اینکه یک ماه به خدا نزدیک شده ‏اند، سبک کرده ‏اند، بارهاى گناه را ریخته ‏اند، به عبادت مشغول بوده‏ اند؛ خب گناهان را از مؤمن مى‏گیرد [که] الّذى جَعَلتَهُ لِلمُسلِمینَ عیدًا.عید قربان عید است؛ چون مردم حجّ کردند، وقوف به عرفات کردند، وقوف به مشعر کردند، قربانى کردند، سر تراشیدند، بنابراین باید عید بگیرند دیگر، [پس] آن عید است.
عید غدیر، عید علم

امّا عید غدیر، یک عید دیگر است. عید عبادت و نُسک و عمل و اینها نیست، یک عیدى است از اینها بالاتر؛ مثل اینکه جانش بیشتر است، روحش بیشتر است. اگر عیدها را از نقطه نظر درجات به درجاتى قسمت کنیم، عید غدیر یک درجه زیادى دارد و یک سهم وافرى دارد. این عید عید علم است، چون أمیرالمؤمنین علیه السّلام اسم اعظم خدا و تجلّى اعظم پروردگار و متحقّق به عوالم قدس و طهارت و اسم حمید و محمود خدا، و دارنده لواء حمد در روز قیامت و شفاعت کبرى [است] اینها همه مال مقام علم أمیرالمؤمنین است، از علم أمیرالمؤمنین بقیّه چیزها تراوش کرده، و لذا این عید عید ولایت است؛ یعنى عید شناختِ حقیقت و عید معرفت.و اگر انسان معرفت پیدا کرد حجّش هم درست است، ماه رمضانش هم درست است، اگر معرفت پیدا نکرد آنها هم درست نیست؛ زیرا خدا که این تکالیف را بر ما کرده، پیکر تکلیف را نمى‏ خواهد، آن جان و حقیقتى که در این کالبد است مى‏خواهد، و آن جان و حقیقتش به ولایت است.

لذا در اخبار صحیحه داریم که شیعه و سنّى هم روایت کرده که: اگر عبدى در تمام مدّت عمر خود شب‏ها به عبادت مشغول باشد، بین رکن و بین مقام، و روزها هم روزه دار باشد، و در راه خدا در همین جا شهید شده باشد، و روزگار و عمرش هم به اندازه عمر آدم تا قیامت باشد، امّا از ولایت دستش خالى باشد اعمالش به درد نمى‏‌خورد؛ لم یَنفَعهُ ذلک شَیئًا!چرا؟ براى اینکه ولایت یعنى حقیقتِ شناخت؛ اگر که انسان نشناسد، خُب‏ دیوار هم خیلى بزرگ است، کوه أبوقبیس هم خیلى بزرگ است، کوه هیمالیا هم خیلى بزرگ است، حیواناتى هستند در دنیا از ما قوى‌تر، جثّه ‏شان بزرگتر، قدرتشان بیشتر [و] عمرشان (کرکس و کلاغ مى ‏گویند هزار سال عمر مى‏ کنند) سلامت بدنشان بهتر، راحت‏ تر زندگى مى‏ کنند، امّا قیمتى ندارند، چرا انسان قیمت دارد؟ آن معرفتش است دیگر! پس افرادِ انسان هم به درجات معرفتشان، درجه و اجرشان در نزد پروردگار بیشتر مى‏شود.

این عید یعنى عید معرّفىِ حقّ. أمیرالمؤمنین توانست به مردم معرّفى کند خدا را و پیغمبر را و قرآن را. اگر نظر شریف باشد آن روایت صحیحى که روز جمعه در مسجد خواندیم با سلسله سندش که شیعه و سنّى از سیّد مرتضى روایت کرده، در آن روایت حضرت رسول صلّى الله علیه و آله و سلّم مى ‏فرماید: اى على! تو هستى که صداى من را به گوش جهانیان مى‏ رسانى و نداى مرا به أسماع و أفئده آنها ابلاغ مى ‏کنى و وعده مرا وفا مى‏ کنى و دَیْن مرا تو مى ‏توانى ادا کنى و رسالت مرا تو مى ‏توانى تأدیه کنى!

یعنى چه؟ یعنى اگر تو نباشى من هم هیچ! من که آمدم، این حجر اساسى را براى نبوّت و هدایت مردم آوردم، اگر تو نباشى عقیم مى ‏ماند، تو هستى که برسانى. و لذا این روایت در بین شیعه و سنّى جاى هیچ شبهه نیست؛ که پیغمبر فرمود: أنا قاتَلتُ النّاس علَى تَنزیل القرآن، و أنتَ یا عَلىّ تُقاتِلُهُم علَى تَأویلِه! «من مأمورم از طرف پروردگار که با مردم کارزار کنم بر اصل پذیرفتن‏ قرآن، و تو مأمورى که کارزار کنى بر تأویل قرآن» یعنى حقیقت قرآن، تفسیر قرآن، معنى قرآن، مَآل و مرجع آیات قرآن را تو باید برسانى.
عید غدیر، عید معرفى حق


و علّت این هم که أمیرالمؤمنین علیه السّلام زیاد دشمن داشت براى همین جهت بود، چون حقّ را معرّفى مى ‏کرد و مردم دشمن حقّند! مردم مى ‏خواهند زندگانى‏ هاى شهوى داشته باشند، بر اساس شهوت و غفلت و وهم و احساسات و تعدّى و تجاوز به حقوق و از بین بردن مردم و سیر کردن خود، زندگى داشته باشند و أمیرالمؤمنین علیه السّلام روششان این نبود و أئمّه علیهم السّلام روششان این نبود.

روششان این نبود [یعنی] از نقطه نظر تصنّع نبود، که خود را وادار مى ‏کردند که اینطور باشند، نه، این اعمالى که از آنها سر مى ‏زد مثل آبى بود که از چشمه دل آنها مى‏ جوشید؛ روح و نفس اینطور بود، روح و نفس به مقام عبودیّت رسیده بود؛ خاضع بود، خاشع بود، فقیر إلى الله بود، محبّ مردم بود، دستگیر بود، رقیق القلب بود، عطوف بود، دلسوز بود، اینها خاصّه ‏هاى قلب أمیرالمؤمنین است.

و لذا آن کسانى که مى ‏گویند مثلًا حکومت به دست أئمه اطهار نرسید، اگر رسیده بود- مانند خلفاى بنى عبّاس یا بنى امیّه- معلوم نبود که آنها هم دست به تعدّیات نزنند (این است منظور بعضى از افراد که قلمشان انحراف از ممشاى صراط مستقیم دارد و حملاتى به این شکل کردند) این حرف درست نیست؛ چون حکومت به دست أئمّه علیهم السّلام رسید و این حکومت ‏ها همیشه براى آنها در دسترسشان بود. و آن زمانى هم که أمیرالمؤمنین علیه السّلام صبر کرد و حکومت به دست او رسید (حکومت ظاهرى) بعد از بیست و پنج سال، دیدیم که در همان مدت‏ پنج سال در آن خطبه‏‌ها و در آن مکاتبات و در آن اعلان‏ ها و اینها، همه داد و فریاد مى‏ زند از همین حقّ و حقیقت، و فریاد مى‏ کند که:
اى مردم! بدانید که امام شما از دنیا به دو طِمر (دو لباس کهنه) ساخته و به دو نان جو! و شما به این مقدار نمى ‏توانید خود را قانع کنید؛ اقلًّا سعى کنید که به این مقام خود را نزدیک کنید.

از دنیا رفتند و آجرى روى هم نگذاشتند، خشتى هم روى هم نگذاشتند و حضرت امام حسن هم بعد از شهادت آن حضرت آمد خطبه خواند در مسجد کوفه و فرمود: پدرم از دنیا رفت نه تِبنى [کاه‏] نه سِدلى [لباس (ساتر)] باقى نگذاشت، نه عمارتى، نه طلایى، نه شِمشى؛ هفتصد درهم گذاشته بود که براى عیالات خود یک خادمه‌‌اى تهیّه کند. این وضع آن حضرت بود.
فضائل أمیرالمؤمنین علیه السّلام از زبان احمد بن حنبل و شافعى‏

در پیش احمد بن حنبل جماعتى نشسته بودند و مفصّل تعریف مى‏ کردند از خلفاء، و احمد حنبل هم گوش مى ‏داد، او هم جملاتى مى‏ گفت؛ در پایان مجلس کسى به او گفت: در این مجلس صحبت از على نکردید؟! احمد حنبل گفت: ما از او چه صحبت کنیم؟! او مافوق صحبت ماست، مافوق تعریف ماست، هر وقت ما یاد او مى ‏کنیم شرمنده مى‏ شویم و سر خود را باید پائین بینداریم؛ اینهائى که ما از آنها صحبت مى ‏کنیم اینها همین افرادى هستند که اوصافى که براى آنها بیان شده، بیان مى‏شود. (احمد حنبل یک مرد سنّى است! یکى از علماى بزرگ اهل تسنّن و یکى از ائمّه اربعه سنّت است.)

اینها افرادى بودند که مى‏‌خواستند خلیفه بشوند و بواسطه خلافت زینت پیدا کنند، ولى على کسى نبود که بواسطه خلافت زینت پیدا کند، على خلافت را زینت داد! خلافت به على زینت پیدا کرد.
[/font]
[font=Arial]شافعى [نیز] مى ‏گوید: اى افرادى که دارید حجّ مى ‏کنید و از عرفات به مشعر و از مشعر مى‏ خواهید بروید وارد مِنى، و از منى بیائید در مکّه، در مُحسِّر (آنجا یک مکانى مخصوص است که تمام افراد کوچ مى‏ کنند در نَفْر اوّل که روز دوازدهم و نَفْر دوّم روز سیزدهم است، یکسره تمام آن جمعیّت منى حرکت مى‏ کند براى مکّه) مى‏ گوید یکى برود آنجا از قول من فریاد کند بگوید که: جان من، پوست من، گوشت من، با محبّت على و آل او آمیخته شده، مى ‏خواهید من را شیعه بگوئید مى‏ خواهید نگوئید، مى ‏خواهید رافضى بگوئید مى‏ خواهید نگوئید، اگر این محبّت رفض است تمام ثَقْلان یا ثَقَلان شهادت بدهند که من رافضى هستم و شیعه هستم!چرا؟ چون کار أمیرالمؤمنین بر اساس صدق بود بر اساس حقّ بود، أمیرالمؤمنین دروغ نمى ‏گفت، منطق منطق حقّ بود.
منطق أمیرالمؤمنین منطق رسول خدا بود، منطق واقع بینى بود، منطق علم بود، منطق ادراک بود... .
[تصویر: 1305416453.gif]

انتهای پیام/ ز.ح
سلام بر منجی عالم



[تصویر: ebnemoljam.jpg]





[/b]
ابوسعید خدری میگوید: از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که فرمودند:
هنگامی که قیامت فرا رسد خداوند متعال به دو فرشته امر می فزماید تا بر پل صراط
بایستند، اجازه ی عبور به احدی را نمیدهند مگر با جوازی از علی بن ابیطالب علیه
السلام و هر کس آن جواز را نداشته باشد خداوند به آن دو فرشته امر میفرماید تا
او را متوقف کرده از او سوال کنند و چون نتواند جواب آن دو فرشته را بدهد او را با
صورت به آتش جهنم می افکنند این است فرمایش خداوند متعال در قرآن کریم که
میفرماید: (آنها را متوقف کنید !که سخت مسئوول می باشند )(سوره ی صافات :آیه 24)
ابو سعید می گوید عرضه داشتم : پدر و مادرم فدای شما ای رسول خدا صلی الله
علیه وآله منظور از جوازی که علی علیه السلام میدهد چیست؟
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: در آن جواز با نوری در خشان نوشته شده :
"لا اله الا الله،محمد رسول الله، علی ولی الله"

[b]
منبع: الیقین فی امرة امیرالمومنین علیه السلام ص57.البرهان

:ج4،ص17،ح3.غایةالمرام:17،ح10.بحارالانوارج39،ص201،ح22 به نقل از الیقین

برچسب‌ها:
جواز عبور از پل صراط به دستان امیرالمومنین علیه ال

http://oshshagholheidar.blogfa.com/category/28
سلام بر منجی منتظر

[تصویر: 1305416453.gif]

[تصویر: ali5.jpg]
[تصویر: 1305416453.gif]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:
علی با حق است و حق با علی و از هم جدا نمیشوند تا کنار حوض (کوثر) به من برسند.
[/font][font=Tahoma]

[تصویر: 1_0002.gif]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم فرمودند:

خداوند تبارک و تعالی برای برادرم، علی بن ابی طالب آن قدر فضیلت قرار داده که شمارش آن را فقط خدا می داند.

[/b]
[تصویر: 1_0002.gif]

هرکس فضیلتی از فضائل او را بازگو کند و به آن اعتراف نماید ، خداوند گناهان گذشته و اینده اش را بیامرزد ، هرچند به اندازه جن و انس گناه کرده باشد.

[تصویر: 1_0002.gif]

و هرکس فضیلتی از فضائل علی علیه السلام را بنویسد ، تا آن نوشته باقی است فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

[تصویر: 1_0002.gif]

و هر که به فضیلتی از فضائل علی علیه السلام گوش دهد ، خداوند گناهانی را که به وسیله ی گوش انجام داده می آمرزد.

[تصویر: 1_0002.gif]

و هرکس به نوشته ای از فضائل علی علیه السلام نگاه کند، خداوند گناهانی را که با چشم انجام داده می آمرزد.
[تصویر: 1_0002.gif]


امالی صدوق، مجلس 28، حدیث 10

http://moludekabe.loxblog.com/
سلام بر مهدی منتظر


[تصویر: 1339870326908554_thumb.jpg]
بخشش و ایثار على علیه السلام
بخشش و ایثار على علیه السلام
از اخلاق خاص على، کرم و بخشش او بود که حد و مرزى نداشت، ولى بخششى که در اصول و هدف پاک و سالم بود نه مانند بخشش فرمانداران و زورمندانى که از مال و کوشش مردم بخشش مى‏فرمایند! اینان وقتى که چنین بخششى مى‏کنند فقط به خویشان و نزدیکان و یا هوادارانشان مى‏بخشند که در راه حکومت و سلطنت آنها شمشیر مى‏زنند واگر گامى بالاتر نهند براى آن بخشش مى‏کنند که گفته شود آنها اهل کرم و بخشش هستند! تا مورد توجه عامه مردم قرار گیرند و اختلاسها و دزدیها و ستمها و ضعف ادارى امور و غیره را بدین ترتیب پرده پوشى کنند.
و این شکل از اشکال بخشش را که در واقع فرقى با رشوه ندارد - و اکثریت کسانى که در تاریخ ما و تاریخ قدرتمندان دیگران به کرم و بخشش مشهورند با این نوع بخشش سرو کار داشتند - على بن ابیطالب در سراسر زندگى خود ندید و یک بار هم به آن دست نیالود و آن را نشناخت. کرم و بخشش على چیزى است که از همه مردانگیهاى او پرده برمى‏دارد و با جان و دل او به هم آمیخته است او با اینکه دختر خود را از اینکه گردنبندى را از بیت المال به امانت گرفته که در عیدى از اعیاد به آن آرایش کند توبیخ مى‏کند و با اینکه برادر خود عقیل را که مختصرى از مال عمومى مردم را بیجا خواسته بود از خود مى‏رنجاند و با اینکه او هرگونه رشوه خوار و هوادار مال بى‏کوشش و بدون حق را، از خود طرد مى‏کند، با این حال، چنانکه در روایات صحیح آمده است او با دست‏خود نخلهاى گروهى از یهودیان را در مدینه سیراب مى‏کند، تا آنجا که دست او تاول مى‏زند و زخم مى‏شود و آنگاه مزدى را مى‏گیرد و به بیچارگان و درماندگان مى‏بخشد و یا با آن بندگانى را مى‏خرد و بلافاصله آزاد مى‏سازد.
«شعبى‏» از زبان کسانیکه على را خوب مى‏شناختند روایت مى‏کند که او بخشنده ترین مردم بود که از مال خود براى مردم مى‏بخشید واگر گواهى دشمن در بعضى موارد صحیحترین شهادتها باشد باید فهمید که بخشش و کرم على تا چه پایه بوده که معاویة بن ابى سفیان هم به آن شهادت داده، در حالى که او همیشه مى‏کوشید که از على عیب جویى کند و از او انتقاد نماید.
معاویه مى‏گوید:
«اگر على خانه ‏اى پر از طلاى ناب و خانه‏اى پر از علوفه داشته باشد، طلا را پیش از علوفه مى‏بخشد!»[/b]

منبع
http://moludekabe.loxblog.com/
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع